۲۱/آذر/۹۰, ۱۳:۳۰
- لا یزال الشیطان ذعراً من المؤمن ما حافظ علی الصلوات الخمس، فاذا ضیعهن تجرء علیه، فادخله فی العظائم.
«شیطان همواره از مؤمن، هراسان و ترسان است تا آن هنگام که او مراقبت انجام کامل نمازهای پنجگانه باشد، پس هر گاه او، آن نمازها را تباه سازد (مانند اینکه بدون شرائط و باشتاب انجام دهد) شیطان بر او جرئت می یابد، و او را به گناهان بزرگ وادار می سازد.»
(وسائل الشیعه، ج3، ص19)
- سلمان می گوید: در محضر رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) در سایه ی درختی به سر می بردیم، آن حضرت، شاخه ای از آن درخت را گرفت، و آن را تکان داد، برگ های آن ریخته شد، به حاضران فرمود: «آیا از من نمی پرسید این چه کاری بود که کردم؟».
گفتیم: «ای رسول خدا! علت این کار را به ما خبر بده»، فرمود:
ان العبد المسلم اذا قام الی الصلاة تحتاتت عنه خطایاه کما تحتاتت ورق هذه الشجرة.
«همانند بنده ی مسلمان، هرگاه به نماز ایستاد، گناهان او می ریزد، همان گونه که برگهای این درخت می ریزد».
(امالی شیخ طوسی، ج1، ص170)
فلسفه وضو
شك نیست كه وضو دارای دو فایده روشن است: فایده بهداشتی و فایده اخلاقی و معنوی، از نظر بهداشتی شستن صورت و دستها آن هم پنج بار و یا لااقل سه بار در شبانه روز اثر قابل ملاحظهای در نظافت بدن دارد مسح كردن بر سر و روی پاها كه شرط آن رسیدن آب به موها یا پوست تن است سبب میشود كه این اعضا را نیز پاكیزه بداریم و همان طور كه در فلسفه غسل اشاره خواهیم كرد تماس آب با پوست بدن اثر خاصی در تعادل اعصاب سمپاتیك و پاراسمپاتیك دارد.
و از نظر اخلاقی و معنوی چون با قصد قربت و برای خدا انجام میشود اثر تربیتی دارد مخصوصاً چون مفهوم كنایی آن این است كه از فرق تا قدم در راه اطاعت تو گام برمیدارم مؤید این فلسفه اخلاقی و معنوی است.
در روایتی از امام علی بن موسی الرضا ـ علیه السّلام ـ میخوانیم:
انما امر بالوضوء و بدء به لان یكون العبد طاهراً اذا قام بین یدی الجبار، عند مناجاته ایاه، مطیعاً له فیما امره، نقیاً من الادناس و النجاسة، مع ما فیه من ذهاب الكسل، و طرد النعاس و تزكیة الفؤاد للقیام بین یدی الجبار.
برای این دستور وضو داده شده و آغاز عبادت با آن است كه بندگان هنگامی كه در پیشگاه خدا میایستند و با او مناجات میكنند پاك باشند و دستورات او را بكار بندند از آلودگیها و نجاستها بر كنار شوند علاوه بر این وضو سبب میشود كه آثار خواب و كسالت از انسان برچیده شود و قلب برای قیام در پیشگاه خدا نور و صفا یابد.[1]
1] . وسائل الشیعه، ج 1، ص 257.
«شیطان همواره از مؤمن، هراسان و ترسان است تا آن هنگام که او مراقبت انجام کامل نمازهای پنجگانه باشد، پس هر گاه او، آن نمازها را تباه سازد (مانند اینکه بدون شرائط و باشتاب انجام دهد) شیطان بر او جرئت می یابد، و او را به گناهان بزرگ وادار می سازد.»
(وسائل الشیعه، ج3، ص19)
- سلمان می گوید: در محضر رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) در سایه ی درختی به سر می بردیم، آن حضرت، شاخه ای از آن درخت را گرفت، و آن را تکان داد، برگ های آن ریخته شد، به حاضران فرمود: «آیا از من نمی پرسید این چه کاری بود که کردم؟».
گفتیم: «ای رسول خدا! علت این کار را به ما خبر بده»، فرمود:
ان العبد المسلم اذا قام الی الصلاة تحتاتت عنه خطایاه کما تحتاتت ورق هذه الشجرة.
«همانند بنده ی مسلمان، هرگاه به نماز ایستاد، گناهان او می ریزد، همان گونه که برگهای این درخت می ریزد».
(امالی شیخ طوسی، ج1، ص170)
فلسفه وضو
شك نیست كه وضو دارای دو فایده روشن است: فایده بهداشتی و فایده اخلاقی و معنوی، از نظر بهداشتی شستن صورت و دستها آن هم پنج بار و یا لااقل سه بار در شبانه روز اثر قابل ملاحظهای در نظافت بدن دارد مسح كردن بر سر و روی پاها كه شرط آن رسیدن آب به موها یا پوست تن است سبب میشود كه این اعضا را نیز پاكیزه بداریم و همان طور كه در فلسفه غسل اشاره خواهیم كرد تماس آب با پوست بدن اثر خاصی در تعادل اعصاب سمپاتیك و پاراسمپاتیك دارد.
و از نظر اخلاقی و معنوی چون با قصد قربت و برای خدا انجام میشود اثر تربیتی دارد مخصوصاً چون مفهوم كنایی آن این است كه از فرق تا قدم در راه اطاعت تو گام برمیدارم مؤید این فلسفه اخلاقی و معنوی است.
در روایتی از امام علی بن موسی الرضا ـ علیه السّلام ـ میخوانیم:
انما امر بالوضوء و بدء به لان یكون العبد طاهراً اذا قام بین یدی الجبار، عند مناجاته ایاه، مطیعاً له فیما امره، نقیاً من الادناس و النجاسة، مع ما فیه من ذهاب الكسل، و طرد النعاس و تزكیة الفؤاد للقیام بین یدی الجبار.
برای این دستور وضو داده شده و آغاز عبادت با آن است كه بندگان هنگامی كه در پیشگاه خدا میایستند و با او مناجات میكنند پاك باشند و دستورات او را بكار بندند از آلودگیها و نجاستها بر كنار شوند علاوه بر این وضو سبب میشود كه آثار خواب و كسالت از انسان برچیده شود و قلب برای قیام در پیشگاه خدا نور و صفا یابد.[1]
1] . وسائل الشیعه، ج 1، ص 257.