تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: دو ركعت قصه (درباره نماز)
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22
- لا یزال الشیطان ذعراً من المؤمن ما حافظ علی الصلوات الخمس، فاذا ضیعهن تجرء علیه، فادخله فی العظائم.
«شیطان همواره از مؤمن، هراسان و ترسان است تا آن هنگام که او مراقبت انجام کامل نمازهای پنجگانه باشد، پس هر گاه او، آن نمازها را تباه سازد (مانند اینکه بدون شرائط و باشتاب انجام دهد) شیطان بر او جرئت می یابد، و او را به گناهان بزرگ وادار می سازد.»
(وسائل الشیعه، ج3، ص19)


- سلمان می گوید: در محضر رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) در سایه ی درختی به سر می بردیم، آن حضرت، شاخه ای از آن درخت را گرفت، و آن را تکان داد، برگ های آن ریخته شد، به حاضران فرمود: «آیا از من نمی پرسید این چه کاری بود که کردم؟».
گفتیم: «ای رسول خدا! علت این کار را به ما خبر بده»، فرمود:
ان العبد المسلم اذا قام الی الصلاة تحتاتت عنه خطایاه کما تحتاتت ورق هذه الشجرة.
«همانند بنده ی مسلمان، هرگاه به نماز ایستاد، گناهان او می ریزد، همان گونه که برگهای این درخت می ریزد».
(امالی شیخ طوسی، ج1، ص170)




فلسفه وضو

شك نیست كه وضو دارای دو فایده روشن است: فایده بهداشتی و فایده اخلاقی و معنوی، از نظر بهداشتی شستن صورت و دست‌ها آن هم پنج بار و یا لااقل سه بار در شبانه روز اثر قابل ملاحظه‌ای در نظافت بدن دارد مسح كردن بر سر و روی پاها كه شرط آن رسیدن آب به موها یا پوست تن است سبب می‌شود كه این اعضا را نیز پاكیزه بداریم و همان طور كه در فلسفه غسل اشاره خواهیم كرد تماس آب با پوست بدن اثر خاصی در تعادل اعصاب سمپاتیك و پاراسمپاتیك دارد.
و از نظر اخلاقی و معنوی چون با قصد قربت و برای خدا انجام می‌شود اثر تربیتی دارد مخصوصاً چون مفهوم كنایی آن این است كه از فرق تا قدم در راه اطاعت تو گام برمی‌دارم مؤید این فلسفه اخلاقی و معنوی است.
در روایتی از امام علی بن موسی الرضا ـ علیه السّلام ـ می‌خوانیم:
انما امر بالوضوء و بدء به لان یكون العبد طاهراً اذا قام بین یدی الجبار، ‌عند مناجاته ایاه، مطیعاً له فیما امره، نقیاً من الادناس و النجاسة، مع ما فیه من ذهاب الكسل، و طرد النعاس و تزكیة الفؤاد للقیام بین یدی الجبار.
برای این دستور وضو داده شده و آغاز عبادت با آن است كه بندگان هنگامی كه در پیشگاه خدا می‌ایستند و با او مناجات می‌كنند پاك باشند و دستورات او را بكار بندند از آلودگی‌ها و نجاست‌ها بر كنار شوند علاوه بر این وضو سبب می‌شود كه آثار خواب و كسالت از انسان برچیده شود و قلب برای قیام در پیشگاه خدا نور و صفا یابد.[1]

1] . وسائل الشیعه، ج 1، ص 257.

فلسفه حجاب در نماز چیست؟ خدا که با همه محرم است!

حجاب و پوشش بانوان در نماز، علل و فلسفه‏های متعددی دارد؛ از جمله:
الف. این خود نوعی تمرین مستمر و روزانه برای حفظ حجاب می‏باشد و یکی از عواملی است که در پاس‏داشت دایمی پوشش اسلامی زن و جلوگیری از آسیب‏پذیری آن، نقش مهمی ایفا می‏کند.
ب. وجود پوششی یک‏ پارچه برای تمام بدن و داشتن پوششی مخصوص برای نماز، توجه و حضور قلب انسان را بیشتر می‏کند و از التفات ذهن به تجملات و چیزهای رنگارنگ می‏کاهد و ارزش نماز را صد چندان می‏کند.
داشتن پوشش کامل در پیشگاه خداوند، نوعی ادب و احترام به ساحت قدس ربوبی است. از این ‏رو برای مرد نیز در بر داشتن عبا و پوشاندن سر در نماز، مستحب است و همین ادب حضور در پیشگاه الهی زمینه‎ساز حضور معنوی و بار یافتن به محضر حق می‎شود.
ج. داشتن پوشش کامل در پیشگاه خداوند، نوعی ادب و احترام به ساحت قدس ربوبی است. از این ‏رو برای مرد نیز در بر داشتن عبا و پوشاندن سر در نماز، مستحب است و همین ادب حضور در پیشگاه الهی زمینه‎ساز حضور معنوی و بار یافتن به محضر حق می‎شود.
افزون بر آن، حکم پوشش در نماز، با حفظ حجاب در برابر نامحرم تفاوت‏هایی دارد و با آن قابل مقایسه نیست؛ مثلاً پوشاندن روی پا در برابر نامحرم واجب است؛ ولی در نماز - بدون حضور نامحرم - واجب نیست.


سوال: اگر خدا جنسیت ندارد، چرا باید در نماز پوشش داشته باشیم؟
در اینجا به ذکر چند فایده و حکمت برای حجاب در نماز بسنده می‏کنیم:
اول: انسان در حال عبادت در حضور خاص خداوند و در حال راز و نیاز است. در چنین حالی مناسب است بهترین لباس را بپوشد که برای زن همان پوشش کامل است که نشانه عفت و پاکدامنی او می‏باشد و بهترین حالات او را منعکس می‏کند و برای مرد هم علاوه بر اینکه پوشش عورت لازم است، مناسب است لباسهای خود (رداء و عباء) و عمامه را بپوشد.(3) سر وقت نماز خواندن، رو به قبله بودن، پوشش کافی و ... هر چند نسبت به خداوند فرقی نمی‏کند، اما نسبت به انسان و سیر مراحل تکامل و تربیتش خیلی مهم است و هدف تکلیف نیز همین است.
دوم: نوع عبادات، در قالب و آداب ظاهری و شرایط خاصی عرضه شده که هر کدام علاوه بر اهمیت و سازندگی ظاهرشان در شخصیت انسانی، باطن و اسراری هم دارند که اهل دل به ویژه اولیاء الهی از این ظواهر عبور می‏کنند. امامان معصوم علیهم‏السلام در فرصتهای مناسب به اندازه استعداد و توان درک مخاطبین پرده از اسرار این شعایر و مناسک و عبادات برداشته‏اند.
امام صادق علیه‏السلام فرمودند: «جامه برای مومنان نعمتی از جانب خداوند است که مواضع شرمگاه بدن با آن پوشیده می‏شود ... و چون آن را می‏پوشی، تو را به خودپسندی و ریا و خودآرایی و فخر فروشی و بزرگ‏منشی وادار نکند ... پس چون جامه‏ات را پوشیدی، به یاد آن باش که خدای تعالی گناهان تو را با رحمتش پوشانده، و لباس صدق و راستی را بر خود بپوش؛ همان‏گونه که پیکر ظاهر خود را با جامه‏ات پوشاندی و باید باطنت در پوشش ترس و ظاهرت در پوشش اطاعت باشد! این نعمت خداوند که لباس فرستاد تا عورت ظاهری‏ات پوشیده بماند، باید مایه عبرت تو شود تا با لباس توبه، عورتهای باطنی خود را بپوشانی و هیچ کس را به عیبش رسوا نکنی... .»(4)




پی نوشت ها:
3. پاسخ به پرسشهای مذهبی، آیه اللّه‏ سبحانی و آیه اللّه‏ مکارم شیرازی؛ مدرسه امام علی علیه‏السلام ، چاپ اول، ص 309

4. سر الصلوه، امام خمینی رحمه‏الله ، تصحیح احمد فهری، پیام آزادی، مرداد 1360، تهران، ص 83. جهت مطالعه بیشتر، ر. ک: زن در آینه جلال و جمال، جوادی آملی، ص 437؛ رسایل حجابیّه، رسول جعفریان، بخش حکمت و فواید حجاب؛ حجاب، شهید مطهری، تمام کتاب؛ سر الصلوه، امام خمینی رحمه‏الله ، ص 80 به بعد.

((يا ايّها الّذين آمنوا اذا قُمتم الى الصلوة فاغسلوا وجوهكم و ايديكم الى المَرافق وامسحوا برؤ سكم و ارجلكم الى الكعبين ... ما يريد اللّه ليجعل عليكم من حَرج ولكن يريد ليُطهّركم و ليتمّ نعمته عليكم لعلّكم تشكرون ))
قرآن براى وضو وغسل وتيممّ آثارى را بيان كرده است :
1- ((ليطهّركم )) تا شما را پاك كند.
2- ((ليتمّ نعمته عليكم )) تا خداوند نعمتش را بر شما تمام كند.
3- لعلّكم تشكرون تا شما شكرگزار شويد.
4- ((واللّه يحب المطهّرين )) خداوند پاكان را دوست دارد.
اگر پاكى ظاهرى اين همه آثار دارد، پاكى دل از نفاق ، ريا، شرك ، شك ، بخل ، حرص وساير آفات چه آثارى خواهد داشت .
پاكى معنوى به قدرى ارزش دارد كه خداوند از كسانى كه دوست دارند پاك باشند ستايش كرده و مى فرمايد در مسجدى نماز بخوانيد كه در آن مردانى هستند كه دوست دارند پاك باشند. ((فيه رجال يحبّون ان يتطهروا))
در قرآن دوبار كلمه ((و من ذرّيتى )) بكار رفته است كه هر دوبار از زبان مبارك حضرت ابراهيم است .
يك بار زمانى كه بعد از آزمايشات بسيار سنگين از طرف خداوند به مقام رهبرى رسيد، فورا از خدا خواست كه ذريّه من هم رهبر شوند. ولى در جواب شنيد ظالم رهبر نمى شود (اگر از ذريه تو ظلمى سر زند رهبر نخواهد شد) بار ديگر در دعائى كه براى اقامه نماز داشت فرمود: ((و من ذريّتى )) يعنى خداوندا ذريّه و نسل مرا نيز از بر پا كننده گان نماز قرار بده . بنابراين مقام نماز در نزد ابراهيم مثل مقام رهبرى و همتاى آن است .
در روايات اسلامى مى خوانيم كه امامان ما براى نماز لباس مخصوص داشتند، لباس شرفيابى به حضور خداوند، بخصوص نماز عيد و جمعه را با لباس مخصوص برگزار مى كردند. در نماز باران سفارش شده كه امام جماعت لباس خود را وارونه بپوشد تا نشانه تذلّل وخشوع بيشترى باشد.
اين دستورها نشان مى دهد كه نماز يك سرى آداب و تشريفات مخصوص به خود دارد. نماز يك پرواز معنوى است كه بدون آمادگى هاى همه جانبه امكان ندارد، تمام آداب وشرايط و احكام نماز را مى توان نشانه اهميّت آن دانست وآن را به يك آداب رسمى همراه با تشريفات ويژه تشبيه كرد.
امام رضا عليه السّلام لباسى را كه در آن يك ميليون ركعت نماز خوانده بودند به ((دعبل )) شاعر انقلابى كه بيست سال فرارى دستگاه بنى عباس بود ودر سن حدود 90 سالگى بعد از نماز صبح شهيد شد، جايزه دادند ومردم شهرستان قم براى خريدا آن لباس پول ها دادند، ولى دعبل آن را نفروخت .
علاوه بر دعاهايى كه در قنوت مى خوانيم ، هر نمازگزار با گفتن جمله ((اهدنا الصراط المستقيم )) از خداوند بهترين نعمت ها را كه نعمت هدايت است مى خواهد. هم قبل از شروع به نماز يك سرى دعا وارد شده وهم در تعقيب نماز.
به هر حال هر كس نماز بخواند، اهل دعا ونيايش هم مى شود.
البتّه دعا كردن هم آدابى دارد، اوّل بايد از خداوند متعال تمجيد كرد، بعد گوشه اى از نعمت هاى او بخصوص نعمت معرفت و اسلام و عقل و علم و ولايت و قرآن را نام برد و از او تشكّر كرد، بر پيامبرش صلوات فرستاد و بعد بدون آن كه كسى بفهمد، يادى از خطاهاى خود كرد و از او عذر خواست ، بعد صلوات فرستاد و دعا كرد آن هم دعا به همه مردم و والدين و كسانى كه بر ما حقّ دارند.
نماز نيز آميخته اى از توصيف وحمد خدا وبيان نعمت هاى او و طلب هدايت و رحمت اوست و با ((دعا)) پيوندى عميق دارد.
سوال:چرا خدا به نماز ما احتیاج داره که اگر نماز رو نخونی گناه میکنی؟

علت این که خداوند نماز را برای ما واجب کرده است به خاطر این نیست که خداوند به نماز ما نیازی دارد بلکه خداوند بی‌نیاز و غنی‌ است‌ و نیازی‌ به‌ عبادت‌ و نماز ما ندارد اما خداوند رحیم‌ و حکیم‌ نماز را برای‌ بهره‌ مندی‌ انسانها قرار داده‌ است‌ زیرا:ما انسانها فقیر و محتاج‌ هستیم‌ و باید با ارتباط‌ با خدای‌ بی‌ نیاز و مبدأ قدرت‌ وکمال‌ نیاز خود را برطرف‌ کنیم‌ چنانچه‌ لامپ ها با ارتباط‌ با منبع‌ انرژی‌، نور می‌گیرند و نورافشانی‌ می‌کنند. در این جا به طور کامل به فلسفه نماز می پردازم ان شاالله که برای شما و همه دوستان مفید باشد خداوند در آیه 45 سوره عنکبوت به فلسفه بزرگ نماز پرداخته مى‏ گوید: «نماز انسان را از زشتیها و منکرات بازمى‏دارد» (ان الصلوة تنهى عن الفحشاء والمنکر).
طبیعت نماز از آنجا که انسان را به یاد نیرومندترین عامل بازدارنده یعنى اعتقاد به مبدء و معاد مى‏اندازد داراى اثر باز دارندگى از فحشاء و منکر است.
انسانى که به نماز مى‏ایستد، تکبیر مى‏گوید، خدا را از همه چیز برتر و بالاتر مى‏شمرد، به یاد نعمتهاى او مى‏ افتد، حمد و سپاس او مى‏ گوید، او را به رحمانیت و رحیمیت مى‏ستاید، به یاد روز جزاى او مى‏افتد، اعتراف به بندگى او مى ‏کند، از او یارى مى‏ جوید صراط مستقیم از او مى ‏طلبد، و از راه کسانى که غضب بر آنها شده و گمراهان به خدا پناه مى‏برد (مضمون سوره حمد).
بدون شک در قلب و روح چنین انسانى جنبشى به سوى حق و حرکتى به سوى پاکى و جهشى به سوى تقوا پیدا مى‏شود.
براى خدا «رکوع» مى ‏کند، و در پیشگاه او پیشانى بر خاک مى‏ نهد، غرق در عظمت او مى‏ شود و خودخواهى‏ ها و خود برتربینى‏ ها را فراموش مى‏ کند.
شهادت به یگانگى او مى‏دهد گواهى به رسالت پیامبر صلى الله علیه و آله مى‏دهد.
بر پیامبرش درود مى‏ فرستد و دست به درگاه خداى برمى‏دارد که در زمره بندگان صالح او قرار گیرد (تشهد و سلام).
همه این امور موجى از معنویت در وجود او ایجاد مى‏کند، موجى که سد نیرومندى در برابر گناه محسوب مى‏شود.
بقیه در
این عمل چند بار در شبانه روز تکرار مى‏ گردد، هنگامى که صبح از خواب برمى‏خیزد در یاد او غرق مى‏ شود.
در وسط روز هنگامى که غرق زندگى مادى شده ناگهان صداى تکبیر مؤذن را مى‏ شنود، برنامه خود را قطع کرده، به در گاه او مى‏ شتابد، و حتى در پایان روز و آغاز شب پیش از آن که به بستر استراحت رود با او راز و نیاز مى‏ کند و دل را مرکز انوار او مى‏ سازد.
از این گذشته به هنگامى که آماده مقدمات نماز مى‏ شود خود را شستشو مى‏ دهد پاک مى‏کند، حرام و غصب را از خود دور مى‏ سازد و به بارگاه دوست مى‏رود همه این امور تأثیر بازدارنده در برابر خط فحشاء و منکرات دارد.
منتها هر نمازى به همان اندازه که از شرایط کمال و روح عبادت برخوردار است نهى از فحشاء و منکر مى‏ کند، گاه نهى کلّى و جامع و گاه نهى جزئى و محدود.
ممکن نیست کسى نماز بخواند و هیچ گونه اثرى در او نبخشد هر چند نمازش صورى باشد هرچند نمازگزار آلوده به گناه باشد، البته این گونه نماز تأثیرش کم است، این گونه افراد اگر همان نماز را نمى‏خواندند از این هم آلوده‏ تر بودند.
روشنتر بگوئیم: نهى از فحشاء و منکر سلسله مراتب و درجات زیادى دارد و هر نمازى به نسبت رعایت شرایط داراى بعضى از این درجات است.
در حدیث از پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله مى‏خوانیم: که جوانى از انصار نماز را با پیامبر صلى الله علیه و آله ادا مى‏ کرد اما با این حال آلوده گناهان زشتى بود این ماجرا را به پیامبر صلى الله علیه و آله عرضه داشتند فرمود: ان صلاته تنهاه یوماً: «سرانجام نمازش روزى او را از این اعمال پاک مى‏ کند». «مجمع البیان ذیل آیه 45 سوره عنکبوت»
این اثر نماز به قدرى اهمیت دارد که در بعضى از روایات اسلامى به عنوان معیار سنجش نماز مقبول و غیر مقبول از آن یاد شده، چنانکه امام صادق علیه السلام مى‏ فرماید: من احب ان یعلم اقبلت صلوته ام لم تقبل؟ فلینظر: هل منعت صلوته
عن الفحشاء و المنکر؟ فبقدر ما منعته قبلت منه!: «کسى که دوست دارد ببیند آیا نمازش مقبول درگاه الهى شده یانه؟ باید ببیند آیا این نماز او را از زشتیها و منکرات بازداشته یانه؟ به همان مقدار که بازداشته نمازش قبول است»! « مجمع البیان ذیل آیه 45 سوره عنکبوت»
در دنباله آیه اضافه مى‏فرماید «ذکر خدا از آن هم برتر و بالاتر است»
(ولذکر اللَّه اکبر).
ظاهر جمله فوق این است که بیان فلسفه مهمترى براى نماز مى‏ باشد، یعنى یکى دیگر از آثار و برکات مهم نماز که حتى از نهى از فحشاء و منکر نیز مهم‏تر است آن است که انسان را به یاد خدا مى ‏اندازد که ریشه و مایه اصلى هر خیر و سعادت است، و حتى عامل اصلى نهى از فحشاء و منکر نیز همین «ذکراللَّه» مى باشد، در واقع برترى آن به خاطر آن است که علت و ریشه محسوب مى‏شود.
اصولا یاد خدا، مایه حیات قلوب و آرامش دلها است، و هیچ چیز به پایه آن نمى‏رسد: الابذکر اللَّه تطمئن القلوب: «آگاه باشید یاد خدا مایه اطمینان دلها است» (سوره رعد آیه 28).
اصولا روح همه عبادات- چه نماز و چه غیر آن- ذکر خدا است، اقوال نماز، افعال نماز، مقدمات نماز، تعقیبات نماز، همه و همه در واقع، یاد خدا را در دل انسان زنده مى‏ کند.
قابل توجه اینکه در آیه 14 سوره طه اشاره به این فلسفه اساسى نماز شده و خطاب به موسى مى‏ گوید: اقم الصلوة لذکرى: «نماز را برپادار تا به یاد من باشى».
در حدیثى از «معاذبن جبل» چنین آمده است: «هیچ یک از اعمال آدمى براى نجات او از عذاب الهى برتر از ذکر اللَّه نیست، از او پرسیدند حتى جهاد در راه خدا؟گفت: آرى زیرا خداوند مى‏فرماید: ولذکر اللَّه اکبر».
تأثیر نماز در تربیت فرد و جامعه
گرچه نماز چیزى نیست که فلسفه‏ اش برکسى مخفى باشد، ولى دقّت در متون آیات و روایات اسلامى ما را به ریزه کاری هاى بیشترى در این زمینه رهنمون مى ‏گردد:
1:روح و اساس و هدف و پایه و مقدمه و نتیجه و بالاخره فلسفه نماز همان یاد خدا است، همان «ذکراللَّه» است که در آیه فوق به عنوان برترین نتیجه بیان شده است.
البته ذکرى که مقدمه فکر، و فکرى که انگیزه عمل بوده باشد، چنانکه در حدیثى از امام صادق علیه السلام آمده است که در تفسیر جمله ولذکر اللَّه اکبر فرمود: ذکراللَّه عند ما احل و حرم «یاد خدا کردن به هنگام انجام حلال و حرام» (یعنى به یاد خدا بیفتد به سراغ حلال برود و از حرام چشم بپوشد) «بحار الانوار جلد 82 صفحه 200.»
2:نماز وسیله شستشوى از گناهان و مغفرت و آمرزش الهى است چرا که خواه ناخواه نماز انسان را دعوت به توبه و اصلاح گذشته مى ‏کند، لذا در حدیثى مى‏خوانیم: پیامبر صلى الله علیه و آله از یاران خود سؤال کرد: «اگر بر در خانه یکى از شما نهرى از آب صاف و پاکیزه باشد و در هر روز پنج بار خود را در آن شستشو دهد، آیا چیزى از آلودگى و کثافت در بدن او مى‏ماند؟».
در پاسخ عرض کردند: نه، فرمود: «نماز درست همانند این آب جارى است، هر زمانى که انسان نمازى مى‏خواند گناهانى که در میان دو نماز انجام شده است از میان مى‏رود» « وسائل الشیعه جلد 3 صفحه 7( باب 2 از ابواب اعداد الفرائض حدیث 3).»
و به این ترتیب جراحاتى که بر روح و جان انسان از گناه مى‏نشیند، با مرهم نماز التیام مى‏ یابد و زنگارهائى که بر قلب مى‏ نشیند زدوده مى‏ شود.
3:نماز سدّى در برابر گناهان آینده است، چرا که روح ایمان را در انسان تقویت مى ‏کند، و نهال تقوى را در دل پرورش مى‏ دهد، و مى‏دانیم «ایمان» و «تقوى» نیرومندترین سد در برابر گناه است، و این همان چیزى است که در آیه فوق به عنوان نهى از فحشاء و منکر بیان شده است، و همان است که در احادیث متعددى مى‏خوانیم: افراد گناهکارى بودند که شرح حال آنها را براى پیشوایان اسلام بیان کردند فرمودند: غم مخورید، نماز آنها را اصلاح مى‏کند و کرد.

4:نماز، غفلت زدا است، بزرگترین مصیبت براى رهروان راه حق آن است که هدف آفرینش خود را فراموش کنند و غرق در زندگى مادى و لذائذ زود گذر گردند، اما نماز به حکم اینکه در فواصل مختلف، و در هر شبانه روز پنج بار انجام مى‏ شود، مرتباً به انسان اخطار مى‏ کند، هشدار مى‏ دهد، هدف آفرینش او را خاطر نشان مى ‏سازد، موقعیت او را در جهان به او گوشزد مى‏ کند و این نعمت بزرگى است که انسان وسیله‏ اى در اختیار داشته باشد که در هر شبانه روز چند مرتبه قویّا به او بیدار باش گوید.
5:نماز خود بینى و کبر را در هم مى‏شکند، چرا که انسان در هر شبانه روز هفده رکعت و در هر رکعت دو بار پیشانى بر خاک در برابر خدا مى‏گذارد، خود را ذره کوچکى در برابر عظمت او مى‏بیند، بلکه صفرى در برابر بى‏نهایت.
پرده‏ هاى غرور و خودخواهى را کنار مى‏زند، تکبر و برترى جوئى را درهم مى‏ کوبد.
به همین دلیل حضرت على علیه السلام در آن حدیث معروفى که فلسفه‏ هاى عبادات اسلامى در آن منعکس شده است بعد از ایمان، نخستین عبادت را که نماز است با همین هدف تبیین مى ‏کند مى‏فرماید: فرض اللَّه الایمان تطهیراً من الشرک و الصلوة تنزیهاً عن الکبر ...: «خداوند ایمان را براى پاکسازى انسانها از شرک واجب کرده است و نماز را براى پاکسازى از کبر» «نهج البلاغه کلمات قصار 252.»
6:نماز وسیله پرورش، فضائل اخلاق و تکامل معنوى انسان است، چرا که انسان را از جهان محدود ماده و چهار دیوار عالم طبیعت بیرون مى‏ برد، به ملکوت آسمان ها دعوت مى‏ کند، و با فرشتگان همصدا و همراز مى‏ سازد، خود را بدون نیاز به هیچ واسطه در برابر خدا مى‏بیند و با او گفتگو برمى‏ خیزد.
تکرار این عمل در شبانه روز آن هم با تکیه روى صفات خدا، رحمانیت و رحیمیت و عظمت او مخصوصاً با کمک گرفتن از سوره‏هاى مختلف قرآن بعد از حمد که بهترین دعوت کننده به سوى نیکی ها و پاکی ها است اثر قابل ملاحظه‏اى در پرورش فضائل اخلاقى در وجود انسان دارد.
لذا در حدیثى از امیرمؤمنان على علیه السلام مى‏خوانیم که در فلسفه نماز فرمود: الصلوة قربان کل تقى: «نماز وسیله تقرب هر پرهیز کارى به خدا است»«نهج البلاغه کلمات قصار جمله 136.»
7: نماز به سائر اعمال انسان ارزش و روح مى‏ دهد- چرا که نماز روح اخلاص‏ را زنده مى ‏کند، زیرا نماز مجموعه اى است از نیت خالص و گفتار پاک و اعمال خالصانه، تکرار این مجموعه در شبانه روز بذر سایر اعمال نیک را در جان انسان مى‏پاشد و روح اخلاص را تقویت مى‏کند.
لذا در حدیث معروفى مى‏خوانیم که امیرمؤمنان على علیه السلام در وصایاى خود بعد از آن که فرق مبارکش با شمشیر ابن ملجم جنایتکار شکافته شد فرمود: اللَّه اللَّه فى الصلوة فانها عمود دینکم: «خدا را خدا را درباره نماز، چرا که ستون دین شما است» « نهج البلاغه نامه‏ها( وصیت) 47.»
مى ‏دانیم هنگامى که عمود خیمه درهم بشکند یا سقوط کند هر قدر طنابها و میخهاى اطراف محکم باشد اثرى ندارد، همچنین هنگامى که ارتباط بندگان با خدا از طریق نماز از میان برود اعمال دیگر اثر خود را از دست خواهد داد.
در حدیثى از امام صادق علیه السلام مى‏خوانیم: اول ما یحاسب به العبد الصلوة فان قبلت قبل سائر عمله، و ان ردت رد علیه سائر عمله: «نخستین چیزى که در قیامت از بندگان حساب مى‏شود نماز است اگر مقبول افتاد سائر اعمالشان قبول مى‏شود، و اگر مردود شد سائر اعمال نیز مردود مى‏شود»!
شاید دلیل این سخن آن باشد که نماز رمز ارتباط خلق و خالق است، اگر به طور صحیح انجام گردد قصد قربت و اخلاص که وسیله قبولى سائر اعمال است در او زنده مى‏شود، وگرنه بقیه اعمال او مشوب و آلوده مى‏گردد و از درجه اعتبار ساقط مى‏شود.
8:نماز قطع نظر از محتواى خودش با توجه به شرائط صحت، دعوت به پاکسازى زندگى مى‏ کند، چرا که مى‏دانیم مکان نمازگزار، لباس نمازگزار، فرشى که بر آن نماز مى‏ خواند، آبى که با آن وضو مى‏ گیرد و غسل مى‏کند، محلى که در آن غسل و وضو انجام مى‏شود باید از هرگونه غصب و تجاوز به حقوق دیگران پاک باشد کسى که آلوده به تجاوز و ظلم، ربا، غصب، کم فروشى، رشوه خوارى و کسب اموال حرام باشد چگونه مى‏تواند مقدمات نماز را فراهم سازد؟ بنابراین تکرار نماز در پنج نوبت در شبانه روز خود دعوتى است به رعایت حقوق دیگران.
9:نماز علاوه بر شرائط صحت، شرائط قبول، یا به تعبیر دیگر شرائط کمال دارد که رعایت آنها نیز یک عامل مؤثر دیگر براى ترک بسیارى از گناهان است.
در کتب فقهى و منابع حدیث، امور زیادى به عنوان موانع قبول نماز ذکر شده است از جمله مسأله شرب خمر است که در روایات آمده: لاتقبل صلوة شارب الخمر اربعین یوماً الا ان یتوب: «نماز شرابخوار تا چهل روز مقبول نخواهد شد مگر این که توبه کند» « بحار ج 84 ص 317 و 320.»
و در روایات متعددى مى‏خوانیم: از جمله کسانى که نماز آنها قبول نخواهد شد پیشواى ستمگر است» «بحار ج 84 ص 318.»
و در بعضى از روایات دیگر تصریح شده است که نماز کسى که زکات نمى ‏پردازد قبول نخواهد شد، و همچنین روایات دیگرى که مى‏ گوید: خوردن غذاى حرام یا عجب و خودبینى از موانع قبول نماز است، پیدا است که فراهم کردن این شرایط قبولى تا چه حد سازنده است؟
10:نماز روح انضباط را در انسان تقویت مى‏کند، چرا که دقیقاً باید در اوقات معینى انجام گیرد که تأخیر و تقدیم آن هر دو موجب بطلان نماز است همچنین آداب و احکام دیگر در مورد نیت و قیام و قعود و رکوع و سجود و مانند آن که رعایت آنها، پذیرش انضباط را در برنامه‏ هاى زندگى کاملًا آسان مى‏ سازد.
همه اینها فوائدى است که در نماز، قطع نظر از مسأله جماعت وجود دارد و اگر ویژگى جماعت را بر آن بیفزائیم- که روح نماز همان جماعت است- برکات بى‏شمار دیگرى دارد که اینجا جاى شرح آن نیست، بعلاوه کم و بیش همه از آن آگاهیم.
گفتار خود را در زمینه فلسفه و اسرار نماز با حدیث جامعى که از امام على بن موسى الرضا علیه السلام نقل شده پایان مى‏دهیم:
امام در پاسخ نامه ‏اى که از فلسفه نماز در آن سؤال شده بود چنین فرمود:
علت تشریع نماز این است که توجه و اقرار به ربوبیت پروردگار است، و مبارزه با شرک و بت پرستى، و قیام در پیشگاه پروردگار در نهایت خضوع و نهایت تواضع، و اعتراف به گناهان و تقاضاى بخشش از معاصى گذشته، و نهادن پیشانى بر زمین همه روز براى تعظیم پروردگار.
و نیز هدف این است که انسان همواره هشیار و متذکر باشد، گرد و غبار فراموشکارى بر دل او ننشیند، مست و مغرور نشود، خاشع و خاضع باشد، طالب و علاقمند افزونى در مواهب دین و دنیا گردد.
علاوه بر اینکه مداومت ذکر خداوند در شب و روز که در پرتو نماز حاصل مى‏گردد، سبب مى‏شود که انسان مولا و مدبر و خالق خود را فراموش نکند، روح سرکشى و طغیانگرى بر او غلبه ننماید.
و همین توجه به خداوند و قیام در برابر او، انسان را از معاصى باز مى‏دارد و از انواع فساد جلوگیرى مى‏کند « وسائل الشیعه ج 3 ص 4.»
منبع:
یکصد و هشتاد پرسش و پاسخ،تالیف آیت الله مکارم شیرازی ص: 408 تا ص 415

در آيه 162 سوره نساء، خداوند براى دانشمندان واقعى ، سه ويژگىِ نماز، زكات و ايمان به خدا را مطرح مى كند، امّا هنگام نام بردن از اين عناوين ، عنوانِ نمازگزار را در قالب مخصوص بيان مى كند و مى فرمايد:
((الراسخون فى العلم ...))
((المقيمين الصلوة ))
((المؤ تون الزكاة ))
((المؤ منون باللّه ))
اگر به اين چهار كلمه نگاه كنيد، مى بينيد بيان نماز تفاوت دارد، بايد بگويد: ((والمقيمون )) تا با ((راسخون )) و ((مؤ منون )) همسان باشد، ولى ((مقيمين )) گفته يعنى قصد مخصوص براى نماز دارم .
همچنين حضرت ابراهيم مى گويد:
((انّ صلاتى و نسكى )) با اينكه كلمه ((نُسُك )) به معناى عبادت است و شامل نماز هم مى شود، ولى نام نماز را مخصوصا جداگانه مى برد تا اهميّتش را برساند.
در آيه 73 سوره انعام مى خوانيم :
((اوحينا اليهم فعل الخيرات و اقام الصلوة )) ما به انبيا كارهاى خوب و بر پا داشتن نماز را وحى كرديم و با اينكه نماز نيز جزء كارهاى خوب است ، امّا نام آن جداگانه در كنار خيرات برده شده و اين توجّه قرآن بخاطر اهميّت نماز است .
خدا و بنده
خدا: بنده ي من نماز شب بخوان و آن يازده رکعت است
بنده: خدايا !خسته ام!نمي توانم
خدا: بنده ي من، دو رکعت نماز شفع و يک رکعت نماز وتر بخوان .
بنده: خدايا !خسته ام برايم مشکل است نيمه شب بيدار شوم .
خدا: بنده ي من قبل از خواب اين سه رکعت را بخوان
بنده: خدايا سه رکعت زياد است
خدا: بنده ي من فقط يک رکعت نماز وتر بخوان
بنده: خدايا !امروز خيلي خسته ام!آيا راه ديگري ندارد؟
خدا: بنده ي من قبل از خواب وضو بگير و رو به آسمان کن و بگو يا الله
بنده: خدايا!من در رختخواب هستم اگر بلند شوم خواب از سرم مي پرد
خدا: بنده ي من همانجا که دراز کشيده اي تيمم کن و بگو يا الله
َبنده: خدايا هوا سرد است!نمي توانم دستانم را از زير پتو در بياورم
خدا: بنده ي من در دلت بگو يا الله ما نماز شب برايت حساب مي کنيم
بنده اعتنايي نمي کند و مي خوابد
[/font]
[font=B Lotus]خدا:ملائکه ي من! ببينيد من آنقدر ساده گرفته ام اما او خوابيده است چيزي به اذان صبح نمانده، او را بيدار کنيد دلم برايش تنگ شده است امشب با من حرف نزده
ملائکه: خداوندا! دوباره او را بيدار کرديم ،اما باز خوابيد
خدا: ملائکه ي من در گوشش بگوييد پروردگارت منتظر توست
ملائکه: پروردگارا! باز هم بيدار نمي شود
خدا: اذان صبح را مي گويند هنگام طلوع آفتاب است اي بنده ي من بيدار شو
نماز صبحت قضا مي شود خورشيد از مشرق سر بر مي آورد
ملائکه:خداوندا نمي خواهي با او قهر کني؟
خدا: او جز من کسي را ندارد...شايد توبه کرد
بنده ی من تو به هنگامی که به نماز می ایستی من آنچنان گوش فرا میدهم که انگار همین یک بنده را دارم و تو چنان غافلی که گویا صد ها خدا داری
((قد افلح المومنون الذينهم فى صلاتهم خاشعون ))
قطعا مؤ منين رستگارند آنها كسانى هستند كه در نمازشان خشوع دارند.
ناگفته نماند كه در مكتب انبيا، رستگارى حتمى از معنويّت است ، ولى در مكتب طاغوت ها رستگارى حتمى از زور وقدرت است . فرعون فرياد مى زد كه ((قد افلح اليوم من استعلى ))
امروز هر كه پيروز شود او رستگار خواهد بود.
به هر حال هر كسى هر نوع كار خير و خدمت به مردم انجام دهد، ولى نسبت به نماز كوتاهى كند رستگار نخواهد بود.
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22
آدرس های مرجع