(( الّذين ان مكنّاهم فى الارض اقاموا الصلوة ))
مسلمانان ، آنانند كه چون قدرت را بدست گيرند اوّلين كارشان اقامه نماز است .
خدا نكند فكر مديرعامل ما فقط به سوددهى كارخانه و فكر دانشگاه ما پرورش متخصصّ وفكر دولت ما فقط توليد وتوزيع باشد، كه اوّلين وظيفه مسئولان حكومت اسلامى اقامه نماز است ، هم با شركت خودشان و هم با تشويق همه جانبه مردم .
توضيحات زيادي درباره خواص نماز و اينكه چرا بايد به اين صورت خوانده بشه (روزي 5 نوبت در ساعات خاصي و با حركات خاصي) بخصوص در باره سجده و اهميت سجده خوانده بودم يا شنيده بودم
اما فقط خوانده و شنيده بودم قبول داشتم اما ته دل خودم هنوز يه عالمه سوال بود.
تقريبا اوايل ماه رمضون امسال اتفاقي افتاد كه كارم به بيمارستان و اتاق عمل كشيد و بعد از اون يك ماه استراحت مطلق
مجبور بودم خوابيده نماز بخونم
جداي از اينكه گاهي به علت مصرف داروها نمي فهميدم واقعا چي دارم مي خونم تازه فهميدم كه تا واقعا رو به قبله سر به سجده نزاري معني نماز و لذت عبادت رو درك نميكني.
حالا درسته كه نماز هاي من نماز نيست و فكرم شايد هزار جا بره اما تازه فهميدم اوني كه لذت نماز خوندن و سجده كردن و رو به خودش حرام ميكنه هيچ لذت ديگه اي در زندگيش واقعي نيست.
بسم الله
تأثير نماز بر آرامش عضلات
گروهي از نويسندگان مسلمان كوشيده اند، در حركات حين نماز اعم از قيام و قعود و ركوع و سجود، جنبه هايي از نرمش عضلاني و ورزش بدني را بجويند و آن را با نرمش هاي متداول ديگر كه منجر به استراحت و آمادگي عضلاني مي شوند، مقايسه كنند. اما ديدگاه ما به آرامش عضلاني ناشي از نماز، از دريچه ديگري است.
دانش پزشكي، امروزه به اثبات رسانده است كه اگر شخصي حدود ساعت 10 شب بخوابد و ساعت 5 صبح از خواب بيدار شود( يعني 7 ساعت خواب) در ساعت 1 بامداد، در بدن او برخي مواد شيميايي شبه مورفين كه به عنوان گروهي اندورفين ها و آنكفالين ها نامگذاري شده اند، ترشح مي شوند كه اين مواد اثر مستقيم بر روي قسمت هاي مختلف بدن از جمله عضلات اسكلتي دارند و منجر به راحتي (relaxation) عضلاني، در طول روز بعدي براي فرد مي شوند.
اما چنانچه شخص در ساعت 12 شب بخوابد و صبح روز بعد، ساعت 10 صبح از خواب بلند شود (يعني حدود 10 ساعت خواب)، اندروفين ها و آنكفالين ها بر خلاف حالت قبلي، افزايش ترشح كافي نخواهند داشت و در نتيجه سبب مي شود با اين كه شخص حدود 3 ساعت بيشتر از حالت قبلي خوابيده است، از آرامش و استراحت عضلاني به اندازه كافي بهره مند نشود و درست به همين علت است كه هر چه خواب انسان بيشتر ادامه پيدا كند و مثلاً تا ساعت 10 صبح به درازا بكشد، احساس خستگي و كوفتگي عضلاني پس از آن، بيشتر خواهد بود.
فريضه نماز با اثر درخشان و بي نظيري كه در ايجاد سلامت خواب دارد (و به جنبه هايي از آن در قسمت هاي قبل اشاره نموديم) در اين مورد نيز نقش بسيار مؤثري ايفا مي كند، چرا كه نماز صبح ضمن ايجاد الزام و وجوب براي سحر خيزي، انسان را خود به خود به سوي يك آرامش عضلاني ناشي از مواد شيميايي درون زا سوق مي دهد.
بزرگان عرصه علم و انديشه مانند استاد شهيد مرتضي مطهري (رحمة الله علیه) نيز برنامه زندگي خود را بر مبناي خوابيدن در ساعت حدود 10 شب و برخاستن از خواب، حدود نيم ساعت قبل از اذان تنظيم كرده بود تا از مواهب خدادادي و بي حد و حصر نماز، حداكثر فيض و بهره را ببرد.
دكتر مجيد ملك محمدي
منبع: تبيان
عده ای از رسول خدا صلی الله علیه و آله علت نمازهای پنج گانه را که در پنج وقت از شبانه روز واجب شد پرسیدند.
علت وجوب نماز صبح:
پيامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمودند: اما نماز صبح، پس هنگامي که آفتاب طلوع کرد، مثل اين که بر شاخ هاي شيطان طلوع مي کند. پروردگارم مرا امر نموده که قبل از طلوع خورشيد و قبل از آنکه کافر براي آفتاب سجده کند، نماز صبح بخوانم، تا آنکه امتم براي خداوند سجده نمايند و زود به جاي آوردن آن در پيشگاه خداوند محبوبتر است. اين نمازي است که ملائکه شب و روز شاهد آن مي باشند.
وسائل الشیعه ج3
ادامه خواهد داشت ان شاء الله ....
بسم الله
فلسفه وجوب نماز ظهر
پیامبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمودند علت وجوب نماز ظهر از این قرار است : همانا در هنگام زوال آفتاب همه چیز در این عالم خلقت خداوند سبحان را تسبیح می گویند و به حمد خداوند مشغول می شوند مگر عرش خدا , و در این موقع خداوند بر من درود می فرستد , در این ساعت خداوند نماز را بر من و امتم واجب ساخت که در قرآن مجید آمده است نماز را در وقت زوال آفتاب تا اول تاریکی شب به پا دار و این ساعتی است که جهنمیان را در روز قیامت به جهنم وارد می کنند پس در آن ساعت هر مومنی در حا ل رکوع یا سجود یا قیام مشغول باشد خداوند سبحان جسدش را بر آتش جهنم حرام می گرداند
.
وسائل الشیعه ج3
ادامه خواهد داشت ان شاء الله...
بسم الله
فلسفه وجوب نماز عصر
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند :
اما علت نماز عصر , و آن در ساعتی است که حضرت آدم از آن میوه که از خوردن آن نهی شده بود ,خورد و خداوند او را از بهشت خارج کرد ,پس خداوند ذریه حضرت آدم را امر به نماز عصر نمود و خداوند سبحان این نماز عصر را برای امت من نیز اختیار نمود و این نماز از محبوبترین نمازها در نزد خداوند است و مرا سفارش نمود به حفظ بیشتر این نماز در بین نمازهای یومیه .
وسائل الشیعه ج3
ادامه خواهد داشت ان شاء الله...
عبادت با قصد قربت انسان را نورانی تر و کاملتر و با ظرفیت وجودی بیشتری می گرداند -آقای قرائتی-
همه ی عبادات و خصوصا نمازهای مستحبی نقش مهمی در این امر دارند:
لایزال العبد یتقرب الی بالنوافل : انسان می تواند همواره از طریق نمازهای مستحبی به خداوند نزدیک شود .
نماز واجب ممکن است از ترس دوزخ یا قهر خدا انجام شود اما نماز نافله نشانه ی عشق است و رمز انس با معبود.
خوشا آنان كه اللّه يارشان بى ... كه حمد و قل هو اللّه كارشان بى
خوشا آنان كه دائم در نمازند ... بهشت جاودان بازارشان بى
بسم الله
فلسفه وجوب نماز مغرب
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند :
اما علت نماز مغرب و آن در ساعتی است که خداوند سبحان توبه حضرت آدم را در این ساعت قبول نمود و پذیرفتن توبه آدم سیصدسال پس از خوردن حضرت آدم از آن میوه درخت نهی شده بود ,طول کشید و در روزهای آخر یک روز آن,که مابین نماز عصر و عشاء مانند هزار سال بود , حضرت آدم سه رکعت نماز مغرب به جای آورد , رکعتی برای خطای خویش و رکعتی برای خطای همسرش حوا و رکعتی برای قبولی توبه اش.
پس خداوند این سه رکعت را بر امت من واجب کرد . در هنگام مغرب دعا مستجاب می شود , پروردگارم به من وعده داده که دعای مومنین را در این وقت مستجاب نماید و این همان نمازی است که خداوند در قرآن به آن امر نموده و فرموده ,خدا را هنگام شام و صبحگاه در نماز مغرب و صبح تسبیح و ستایش نمایند .
وسائل الشیعه ج3
ادامه خواهد داشت ان شاء الله...
((الّذين يؤ منون بالغيب و يقيمون الصلوة ))
در ابتداى قرآن و آغاز سوره بقره ، بعد از ايمان به غيب كه شامل ايمان به خداوند و معاد و فرشتگان است ، اوّلين اصل عملى كه مورد توجّه قرار گرفته ، مسئله اقامه نماز است .
ای مسمان شیعه مگه خدا از ما در 5 وعده نماز نخواسته پس چرا اکثریت ما شیعیان در 3 وعده نماز میخونیم چرا از زمانهای نمازهامون
فاکتور میگیریم ما که اینقدر ادعا داریم که بدعت در دین حرام هست آیا این بدعت نیست؟حالا اگه این درسته که باید 5 وعده نماز بخونیم
پس چرا اذانمون 3 بار در روزه؟چرا باعث میشیم که مذاهب دیگه برای ادعای مسلمونیه ما اشکال بگیرن ؟
البته این شبهه ی من نیست یکی از دوستانم پرسیده بود ، من مطرح کردم تا ببینم جواب دوستان خوبم چیست ، تا بتوانم ایشونو قانع کنم.
ممنونم
در پناه حق
این سوال دوست شما نیست بلکه شبهه ایست که مدتهاست در مورد شیعه مطرح میکنند که البته جواب ان هم داده شده است . به نوع ادبیات سوال دقت کنید ...
اهل تسنن به کتب صحاح سته خود بسیار معتقدند و میگویند احادیث ان ها تماما صحیح است . همچنین صحیح بخاری را خواهر قران (یا برادر) میدانند.
در ابتدا ذکر یک مطلب به عنوان مقدمه و به صورت کلی لازم است:
به اعتقاد شیعه امامیه، هیچ کس جز نبی اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) حق تشریع، تفسیر و تبیین احکام الهی را ندارد. پیامبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) از طریق اتصال به منبع غیب، از احکام الهی مطلع میشدند و مأمور به تبلیغ این احکام بودند. پس از پیامبر اسلام طبق نص و تصریح ایشان، ائمه (علیه السلام) برای تبیین احکام الهی (و نه تشریع آن) منصوب شدهاند. از جمله طبق حدیث مورد اتفاق جمیع فرق مسلمین:انی تارک فیکم الثقلین کتاب الله و عترتی ما ان تمسکتم بها لن تضلوا ابداً، دو شیء گرانبها میان شما باقی میگذارم:کتاب خدا و اهل بیتم، مادامی که به این دو چنگ بزنید گمراه نخواهید شد.
اگر ائمه (علیه السلام) حکمی یا کیفیت عملی را بیان میکنند، صرفاً بیان حکم الهی و نحوه عمل و سیره رسول اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) است و از پیش خود چیزی را تشریع نمیکنند.منشأ پیدایش برخی تفاوتها در کیفیت نماز و وضو، به دو عامل اساسی برمیگردد:
1- دور شدن از عصر حضور پیامبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و پیدایش سؤالات جدید:با رحلت رسول اسلام(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)، دوران دسترسی به کسی که مبیّن حکم الهی بود به سر رسید. با گذشت زمان و دور شدن از عصر نبیاکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و پیدایش مسائل و سؤالات جدیدی در زمینههای مختلف (از جمله در زمینه مسائل مربوط به نماز و وضو) اهل سنت- که راه دسترسی به بیانگر حکم الهی را بسته میدیدند- برای یافتن پاسخ سؤالات خود، با اجتهاد و سلیقه خود به پاسخ آنها پرداختند. اما از دیدگاه شیعه ائمه معصومین، مفسر و بیانگر حکم الهی بعد از نبیاکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و بنا به سفارش ایشان بودند. آنان تا حدود 250 سال پس از رحلت نبیاکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)، نیز دسترسی به مبیّن و مفسر احکام الهی داشتند و ائمه (علیه السلام)، آنچه را که حکم الهی بود تبیین میکردند مثلاً در مسائلی چون:آیا میتوان با کفش نماز خواند؟آیا اگر بر روی زمین و محل سجده نمازگزار، چیزی غیر از اجزای زمین (مثل فرش) فاصله شود، میتوان بر آن سجده کرد یا نه؟آیا خواندن سورههایی که سجده واجب دارد در قرائت نماز جایز است و...، در حالی که اهل سنت در این امور به فهم و رأی خود استناد کردهاند.
2- تغییرات و تشریعاتی که از سوی خلفا، پس از رحلت رسول اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) صورت گرفت- مانند مسأله تکتف (دست بسته نماز خواندن)، عموماً از زمان عمر خلیفه دوم مرسوم شد. به عنوان نمونه وقتی اسیران فارس را نزد وی آوردند، آنان مقابل عمر دستبسته ایستادند. وی علت این عمر را جویا شد، گفتند ما مقابل امیران و بزرگان خود به جهت احترام اینگونه میایستیم. عمر از این نحوه اظهار ادب خوشش آمد و گفت خوب است ما هم در مقابل خداوند در نماز اینگونه بایستیم.(1)
در مسأله وضو آمده است که وضوی همه مسلمانان تا خلافت عثمان صورت واحدی داشته و مانند وضوی کنونی شیعه بوده است. این مسأله با آیه قرآن نیز تطبیق دارد که میفرماید:وَ اِمْسَحُوا بِرُؤُسِکُمْ وَ أَرْجُلَکُمْ،(2) در این آیه خداوند امر به مسح سر و پاها نموده است در حالیکه اهل تسنن پاها را میشویند، علت تغییر وضو این بود که عثمان در اواسط دوران خلافت خود نسبت به چگونگی وضوی پیامبر گرفتار تردید شد، او سپس وضوی پیامبر را به شکلی که اکنون در میان اهل سنت مرسوم است اعلام نمود. این قضیه مورد مخالفت بسیاری از صحابه پیامبر واقع شد، لکن حکومت اموی بنا به اغراض سیاسی در نقاط مختلف اسلامی شیوه عثمان را تبلیغ کردند و جوی به وجود آوردند که برخی از صحابه جرأت مخالفت با روش دستگاه حاکم را نداشت و در نتیجه این گونه وضو گرفتن رواج یافت.
برای آگاهی بیشتر ر. ک:وضوءالنبی من خلال ملابسات التشریع، علیالشهرستانی، نشر مشعر.
نمازهای یومیه را در پنج وقت خواندن مستحب است. مشترکات مذاهب اسلامی- به ویژه دو مکتب تشیع و تسنن- بسیار زیاد است. در بسیاری از اصول دین و فروع دین این دو با یکدیگر اشتراک دارند و عموم مسلمانان بایستی با تکیه بر مشترکات خود، راه وحدت را پیموده و یا از طرح موارد مورد اختلاف پرهیز کنند.
برادر عزیز، چون بسیاری از موارد آن مورد اتفاق شیعه و سنی است گرچه ممکن است برخی به آن عمل نکنند (مثلاً نظم صفوف، شرکت در جماعت، اهتمام به نماز اول وقت و...) در این صورت به شما خواهیم گفت که برادران اهل سنت نوعاً در این موضوع گوی سبقت را ربودهاند ولی اگر مقصد شما چگونگی نماز خواندن است، تفاوت شیعه و سنی در این مورد تنها در دست بسته نماز خواندن و گفتن آمین و سجده بر هر چیز است و در بقیه موارد تفاوت چندانی نیست.
برای این موارد نیز فقهای شیعه دلیل فقهی دارند که جایگاه بررسی آن در فقه استدلالی است.
این تفاوتها از آنجا ناشی میشود که شیعه، فقه خود را فقط از پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و اهل بیت (علیه السلام) میگیرد ولی اهل سنت از اشخاص دیگری نیز در این زمینه بهره میبرند.
برای پاسخ به چند نکته اشاره میکنیم:
1- اهل تسنن جواز جمع میان نماز ظهر و عصر و نماز مغرب و عشاء را منکرند اما در هنگام سفر یا خوف و یا زمانی که هوا بارانی است، جمع کردن میان آنها را در یک وقت جایز میدانند. هم چنانکه شیعیان اقامه میکننداما شیعیان مدعی اند که میتوان نمازهای ظهر و عصر را بعد از زوال شمس در یک وقت با مراعات ترتیب اقامه کرد. و لازم نیست انسان، وقتی نماز ظهر را خواند دنبال کار دیگر برود و وقتی سایه شاخص به اندازه خود شاخص گردید یا به اندازه دو برابر آن گردید، (بر اساس اختلافی که میان آنها موجود است) برای اقامه نماز عصر آماده شود. ازاینرو به نظر شیعه گرچه نماز خواندن در پنج وقت مستحب میباشد. اما پشت سرهم خواندن نیز اشکال ندارد.
2- دلیل اهل تسنن این است که روایت شده پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) بین نماز ظهر و عصر فاصله میانداخته است. اما به نظر شیعه این مطلب نمیتواند مرام آنها را در وجوب تفریق ثابت بکند. به لحاظ اینکه سیره عملی لزوماً مفید وجوب نیست، بلکه اعم از وجوب، استحباب و اباحه است و حمل بر وجوب نیاز به قرینه و دلیل جداگانه دارد. افزون بر آن ملتزم بودن پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) به پنج وقت برای اقامه نماز جماعت به جهت این بوده است که مردم بر زمان آمدن پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) اطلاع پیدا بکنند تا سؤالاتی که دارند از محضرش بپرسند و این در حقیقت انگیزهای برای اجتماع مردم در مسجد بوده است. بنابراین شیوه فوق هیچ وقت نمیتواند دلالت بکند بر اینکه جمع بین نمازهای مترتبه جایز نیست.
3. تشیع، گذشته از این که مدعای سنیها را قابل دفاع نمیداند بر مدعای خود هم دلیل دارد. و آن روایاتی است که بر جمع نماز ظهر و عصر از جانب پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) حتی در غیر مواقع سفر و خطر و کار تعجیلی دلالت میکنند. از جمله، آنها در روایتی است که عمر از علت جمع بین نماز توسط پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) جویا میشود، پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در جواب میفرماید:به خاطر گشایش و تخفیف بر امتم این کار را کردم. این روایات را مالک و احمد بن حنبل هم در کتبشان روایت کرده، ولی فتوا دادهاند که به علت اعراض اصحاب از عمل به آن روایات نمیتوان به آن عمل کرد. افزون بر اینها، روایات زیادی از ائمه (علیه السلام) در این باره وارد شده است از جمله امام صادق (علیه السلام) فرمود:"وقتی آفتاب زوال پیدا کرد وقت نماز ظهر و عصر داخل شده، جز اینکه نماز ظهر قبل از نماز عصر است." مفهوم این روایت با توجه بر اینکه ترتیب بین دو نماز ظهر و عصر امر مفروغ عنه بین تمام مسلمین بوده و به جهت روشن بودن آن نیازی به بیان امام نداشت، معلوم میشود که مقصود امام همانا اشاره به جواز امکان جمع بین دو نماز ظهر و عصر بوده است. در این باره در کتاب وسائل الشیعه دو تا عنوان ذیل با مجموعه احادیثی آمده است:
1- باب جواز جمع بین دو نماز در یک وقت به خاطر عذر به شکل جماعت و هم به شکل فرادی
2- باب جواز جمع بین دو نماز در یک وقت برای خاطر غیر عذر.
حاصل سخن اینکه پیغمبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) نماز ظهرین و مغربین را به جمع و تفریق اداء میفرمود و همین سیره هم در میان ائمه (علیه السلام) رواج داشت.
برای آگاهی بیشتر ر. ک:وسائل الشیعه، ج 2، ص 159 لنکرانی، نهایةالتقریر فی مباحث الصلوة، ج 1، ص 33 سلطان الواعظین شیرازی، شبهای پیشاور، ص 108 سبع مسائل فقهیه، آیت الله الشیخ جعفر السبحانی.
ظهر و عصر و مغرب و عشاء را با هم خواندن از زمان پیامبر اسلام (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) شروع شده است و پیامبر اسلام هم بین این دو نماز جمع میکردند و هم به تفریق میخواندند و هیچگونه تردیدی در این نیست. جمع بین ظهر و عصر و جمع بین مغرب و عشاء در روایات شیعه و روایات اهل سنت آمده است. برای نمونه به چند روایت اشاره میکنیم:
روایات شیعه:عبدالله بن سنان از حضرت امام صادق (علیه السلام) نقل کرده که آن حضرت فرمود:پیامبر خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) بدون این که عذری در کار باشد، ظهر و عصر ونیز مغرب و عشاء را با یک اذان و دو اقامه خواندند.(3)
اسحقاق بن عمار از امام صادق (علیه السلام) نقل میکند که آن حضرت فرمود:پیامبر خدا بدون این که عذری در کار باشد، ظهر و عصر را در یک جا خواندند. عمر به آن حضرت گفت:آیا در نماز چیز تازهای پیدا شده؟پیامبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) گفت:نه چیز تازهای درباره نماز نیامده ولی خواستم بر امت خودم گشایشی بدهم.(4)
عبدالملک قمی میگوید:به امام صادق (علیه السلام) گفتم:میتوانم بین دو نماز را بدون این که عذری داشته باشم جمع بکنم؟امام در جواب گفت:پیامبر خدا این کار را انجام داد و خواست که امت را در آسایش و سبکی قرار دهد.(5).
سعید بن جبیر از ابن عباس نقل کرده که او گفت:پیامبر خدا بدون این که خطر و سفری در بین باشد، ظهر و عصر را با هم خواند. ابن عباس گفت:پیامبر خواست با این کارش امت را در آسایش قرار دهد و کسی از امت او به زحمت و مشقت نیفتد.(6)
عبدالله بن عمر میگوید:پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) با این که در مدینه بود و مسافر نبود نماز را تمام و با هم خواند(7)
امام باقر (علیه السلام) فرمود:پیامبر خدا ظهر و عصر و نیز مغرب و عشاء را با یک اذان و دو اقامه خواندند.(8)
روایات اهل سنت:جابر بن زید از ابن عباس نقل کرده است که پیامبر خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) هفت رکعت مغرب و عشاء را با هم خواند و هشت رکعت ظهر و عصر را با هم خواند و آن حضرت در مدینه بود.(9)
و نیز میگوید:پیامبر اسلام هفت رکعت را با هم خواند و هشت رکعت را هم با هم خواند.(10)
ابن عباس میگوید:پیامبر اسلام در مدینه، بین ظهر و عصر و بین مغرب و عشاء را جمع میکرد، بدون این که عذری در کار باشد.(11)
سعید بن جبیر از ابن عباس نقل میکند:رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) ظهر و عصر و مغرب و عشاء را با هم خواند بدون این که خطر و یا سفری در کار باشد.(12)
عبدالله بن شقیق میگوید:روزی ابن عباس پس از نماز عصر، برای ما سخنرانی میکرد. سخنرانی طولانی شد، آفتاب غروب کرد، هوا تاریک شد، ستارگان در آسمان ظاهر شدند و مردم میگفتند:وقت نماز است. مردی از بنی تمیم که همیشه نماز را اول وقت میخواند نزد ابن عباس آمد و گفت:بابا وقت نماز است و سخن را کوتاه کن. ابن عباس به او گفت:ای بیمادر آیا تو به من سنت پیامبر را تعلیم میدهی؟من خودم دیدم که پیامبر اسلام ظهر و عصر را با هم میخواند و مغرب و عشاء را با هم میخواند. عبدالله بن شقیق میگوید:من به شک افتادم. رفتم نزد ابوهریره و از او پرسیدم. ابوهریره گفت:ابن عباس راست میگوید.(13)
سعید بن جبیر از ابن عباس نقل میکند که گفت:پیامبر اسلام بدون این که خطر و یا سفری در کار باشد، ظهر و عصر و مغرب و عشاء را با هم میخواندند. سعید بن جبیر از ابن عباس از حکمت جمع کردن پرسید. او گفت:پیامبر خواست که امت خود را به مشقت و زحمت نیندازد.(14)
عکرمه از ابن عباس نقل میکند که پیامبر اسلام در مدینه، بدون این که مسافر باشد، مغرب و عشاء را و نیز ظهر و عصر را با هم خواند.(15)
بر پایه این روایات، جمع کردن بین نماز ظهر و عصر و نیز مغرب و عشا، هیچگونه اشکالی ندارد و متهم ساختن شیعه به این که خلاف سنت پیامبر عمل میکنند، کار دشمنان اسلام و مسلمین است.
منابع و مآخذ:
(1) (مستند العروةالوثقی، آیتالله خویی، ج 4، ص 445- جواهرالکلام، ج 11، ص 19)
(2) (مائده، آیه 6)
(3) (وسائلالشیعه، ج 3، ص 160، باب 32، ح 1)
(4) (وسایل، ج 3، ص 161، ح 2)
(5) (همان، ح 3)
(6) (همان، ح 4)
(8) (همان، ح 7)
(8) (همان، ح 11)
(9) (صحیح بخاری، ج 1، ص 201، باب تأخیرالظهر الی العصر، ح 518، چاپ پنجم، 1993- 1414، نشر و توزیع دار ابن کثیر و الیمامه، دمشق و بیروت)
(10) (همان، ص 206، ح 537، باب وقت المغرب)
(11) (صحیح سنن نسائی، ج 1، ص 200، ح 601، باب الجمع بین الصلوتین فی الحضر)
(12) (صحیح مسلم، ج 1، ص 489، ح 49، باب الجمع بین الصلوتین فی الحضر، چاپ اول، دار احیاء التراث العربی، 1955، 1374، بیروت)
(13) (صحیح مسلم، ج 1، ص 491، ح 57 و 58)
(14) (همان، ص 490، ح 54)
(15) (مسند احمد بن حنبل، ح 1، ص 221، س 27، چاپ شده در ضمن "موسوعة السنة" الکتب الستة و شروحها، چاپ دوم)