شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
قرآن از منافقين چنين ياد مى كند كه آنها با كسالت نماز مى خوانند، نه عاشقانه :
((و اذا قاموا الى الصلوة قاموا كُسالى ))
همچنين در آيه 54 سوره توبه از انفاق بدون عشق به شدّت انتقاد شده است :
((لاياءتون الصلوة الاّ و هم كُسالى و لاينفقون الاّ و هم كارهون )) دليل آن هم روشن است : هدف از عبادت و انفاق رشد معنوى است و شرط تحصيل آن علاقه است .
معنای حضور قلب
حضور قلب در نماز به این معنا است که انسان در نماز، دل را با زبان همراه نماید، به گونه ای که با تمام وجود، خود را در محضر خداوند بی مثال ببیند و تمام توجّه و حواس خود را به سوی آن قدرت بی نظیر، متمرکز نماید، و به تعبیر عوامانه، شش دانگ حواسش نزد خداوند بی همتا باشد.
در نماز، باید تمام مملکت باطن را در اختیار حضرت حق قرار داده و با چشم دل به جمال یار بنگریم تا شربت حیاتبخش عشق را به ما چشانده و با آن عمق وجودمان را سیراب نماییم.
نمازی که در آن انسان، فقط زبانش ذکر خدا بگوید و دلش جای دیگر باشد، عین نفاق و دورویی است. ششمین اختر تابناک آسمان ولایت امام صادق(علیه السلام) در مورد چنین اشخاصی می فرماید: خداوند به چنین نمازگزارانی خطاب می کند: «اَتَخدَعُنی؟ و بِعّزَّتی وَ جَلالی، لاُ حرّمنّک حلاوةَ ذکری، لا حجبنّکَ عَن قُربی و المَسَرَّة بِمناجاتی.»2 آیا با من حیله گری و نیرنگ می کنی؟ سوگند به عزّت و جلال خودم، شیرینی یاد خود را از تو می گیرم و تو را از مقام قرب خویش و لذّت مناجاتم محروم می کنم.
در میان عبادات، هیچ عبادتی به مانند نماز، نمی تواند قلب کوچک آدمی را به دریای بی کران رحمت الهی وصل نماید، و روح انسان را از سرچشمه ی فیوضات بی انتهای خداوند بی همتا، سیراب نماید.
راستی چه عذابی بالاتر از این، که انسان از ذکر و یاد خدا و از خلوت با خدا لذت نبرد! عذابی است دردناک که قلب و جان آدمی را به آتش می کشد.
گاهی انسان، در کنار دوستانش ساعتها به سخن می نشیند بدون اینکه احساس خستگی و ناراحتی کند ولی همین شخص در نماز احساس خستگی دارد و نماز خواندن برای او ملال آور است و این نیست مگر به خاطر عدم حضور قلب در نماز. در حقیقت توجّه قلبی نداشتن به خدا، لذت عبادت را از او گرفته و لذا طبیعی است که در نماز احساس خستگی و ناراحتی داشته باشد.
راز نهفته در کلمه ی «الله اکبر»
اگر مؤمن بخواهد در نماز، حلقه ی جان خود را به چشمه ی زلال محبت الهی پیوند زده و با شور و اشتیاقی فراوان با معبود خویش، سخن بگوید و نمازی جانانه به درگاه او تقدیم نماید، باید در کلمه ی زیبای «الله اکبر» دقت نموده و با تمام وجود در پی یافتن پیام آن باشد، زیرا در باطن این ذکر شریف رازی نهفته است که حضور قلب در نماز، بدون دست یافتن به آن ناممکن است. الله اکبر با نور دلربای خود به ما می گوید خدا بزرگتر است از اینکه با قلم و بیان ناچیزمان وصف شود، بزرگتر از فکر و خیال ما، بزرگتر از هوسها و وسوسه های شیطانی و جلوه های دنیا، این است آن راز نهفته در ذکر نورانی «الله اکبر»، راستی اگر واقعا خدا در نظر ما بزرگتر از هر چیزی باشد و کلمه ی «الله اکبر» از عمق جان ما برآید، دنیا با تمام جاذبه ها و جلوه هایش، در نظر ما کوچک و بی مقدار خواهد شد که نتیجه ی چنین حالتی، حضور جانانه و عاشقانه در نماز است.
بنده ای که چنین نماز جانانه ای به درگاه الهی تقدیم نموده باید بداند که خدا نیز در مقابل، پاداشی جانانه برای او در نظر گرفته است. عزیز عالم، پیامبر گرامی اسلام(صلی الله علیه و آله) در این باره می فرماید: «مَن صَلی رَکَعتَعین و لَم یُحدِث فیهِما نَفسَهُ بِشیء مِن اُمورِ الدُنیا غَفَرَ الله لَهُ ذُنوبَهُ.»3 هر کس دو رکعت نماز به جا آورد و در آن ذهنش به هیچ یک از امور دنیایی مشغول نباشد، خداوند گناهش را می آمرزد؛ یعنی صفحه ی قلبش از چرک و کثافت گناه پاک و آینه ی دلش، صاف و شفاف شده، به گونه ای که نور رحمت الهی را در دل خود احساس می کند که این پاداشی است که هرگز نمی توان برای آن قیمتی تعیین نمود.
گاهی انسان، در کنار دوستانش ساعتها به سخن می نشیند بدون اینکه احساس خستگی و ناراحتی کند ولی همین شخص در نماز احساس خستگی دارد و نماز خواندن برای او ملال آور است و این نیست مگر به خاطر عدم حضور قلب در نماز. در حقیقت توجّه قلبی نداشتن به خدا، لذت عبادت را از او گرفته و لذا طبیعی است که در نماز احساس خستگی و ناراحتی داشته باشد.
نمازی آبرومند
[b]امام باقر علیه السلام در شأن پدر بزرگوار خود امام سجاد علیه السلام می فرماید: آن حضرت در شبانه روز، هزار رکعت نماز می خواند، او در نخلستان دارای پانصد نخله خرما بود، در کنار هر یک از آن نخله ها، دو رکعت نماز می خواند، هنگامی که به نماز می ایستاد، رنگش تغییر می کرد، حال او در نماز چون حال برده ی ذلیل در برابر پادشاه بزرگ بود، اعضاء بدنش می لرزید و به گونه ای نماز می خواند که گویی آخرین نماز اوست و هرگز بعد از آن زنده نمی ماند.
شبی مشغول نماز بود، یکی از پسرانش در کنارش به زمین افتاد و دستش شکست. اهل خانه جیغ و فریاد کشیدند، همسایه ها آمدند و شکسته بند آوردند، آن کودک از شدّت درد فریاد می کشید، شکسته بند، دست او را بست ولی امام سجاد(علیه السلام) از این فریادها و صداها، چیزی نشنید، تا این که صبح آن شب، حضرت با کمال تعجب دیدند که دست فرزندش به گردنش آویزان است! فرموده: چه شده؟! ماجرا را به سمع حضورش رساندند.
در مورد دیگری او در حال سجده نماز بود، آتش سوزی سختی در خانه حضرت رخ داد، حاضران فریاد می زدند: «یابنَ رَسُول الله النارُ النارُ»؛ ای فرزند رسول خدا! آتش آتش.
آن حضرت، سر مبارک را بلند نکرد تا این که آتش خاموش گردید، پس از سجده به آن حضرت گفته شد: چه چیز شما را از توجه به آتش سوزی بازداشت؟! در پاسخ فرمود: «اَلَهَتنی عَنها النارُ الکبری»؛ آتش عظیم دوزخ مرا از توجه به این آتش سوزی، غافل ساخت.4
نوشته مهدی صفری – گروه دین و اندیشه تبیان
پی نوشت ها:
1- نهج الفصاحه، ج 3075
2- محجة البیضاء، ج 1، ص 385
3- جامع السعادات، ج 3، ص 327
4- بحارالانوار، ج 46، ص
سلام.
لطفا سایر کاربران هم در این تاپیک شرکت کنند و فقط چند نفر این تاپیک را نچرخانند.ممنون.
-----
طبق آيات وروايات ، كارهاى انسان در برزخ وقيامت در برابر او مجسّم مى شود. كار خوب در قالب نيكو و كار زشت در قالب زشت . زشتى و زيبايى كارها بدست خود ماست .
در روايات مى خوانيم نماز خوب را فرشته در قيافه زيبا بالا مى برد و نماز مى گويد: ((حفظك اللّه كما حفظتنى )) خدا ترا حفظ كند همان گونه كه تو مرا حفظ كردى . ولى نمازى كه با شرائط و دستوراتش اقامه نشود، فرشته آن را به صورت تاريك بالا مى برد و نماز مى گويد: ((ضيّعك اللّه كما ضيّعتنى )) خداوند تو را ضايع كند، همان گونه كه تو مرا ضايع كردى .
در سلام نماز مخاطب کیست!!!!!!!!!!!!!!!!!
«السّلام علیکم و رحمة الله برکاته». در این جمله مخاطب مبهم است امّا در روایات مصادیقی از این مخاطب را بیان فرموده اند از جمله گفته شده:
این سلام ها خطاب به ملائکه موکل انسان هستند. در بعضی از روایات گفته شده که این سلام خطاب به تمام ملائکه و فرشتگان است و در بعضی آمده که این سلام ها به انبیاء الهی است.(1)
و شاید هم بتوان گفت: بعد از آن که نمازگزار در سلام اول به خصوص رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) (و اهل بیت) سلام کرد و در سلام دوم به تمام نمازگزاران و تمام بندگان شایسته اعم از انبیاء و مؤمنین انسی و جنّی و ملائکه سلام کرد
در سلام سوم به صورت جمعی به همه آنها سلام می دهد و همه را مورد مخاطب خود قرار می دهد.
پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در مورد نماز خود در معراج می فرماید: چون به خود و اهل بیت خود صلوات فرستادم استقامت نمودم، دیدم فرشتگان و انبیاء و مرسلین پشت سر من صف کشیده اند خطاب به من رسید،
ای محمّد: بر ایشان سلام کن، پس گفتم: السلام علیکم و رحمة الله و برکاته.
پس وحی رسید سلام و تحیت منم، و تو و ذریه ات رحمت و برکات هستید.(2)
پي نوشت:
1- مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج 82، ص 306.
2- مجلسی، محمدتقی، لوامع صاحب قرانی، ج 4، ص 127؛ سر الصلوة، ، امام خميني ص 108.
اهمیت نماز«یا بنی اقم الصلاة; ای پسر جان! نماز را برپا دار .» 1
[b]لقمان در یکی از اندرزهای خود به پسرش، این مطلب را چنین تبیین می کند: «یا بنی اقم الصلاة فانما مثلها فی دین الله کمثل عمود فسطاط;
ای پسرم! نماز را برپا دار، چرا که مثل نماز نسبت به دین خدا مانند ستون خیمه است، اگر ستون خیمه، استوار و پابرجا باشد، طناب ها و میخ ها و سایه اش، استوار می ماند، ولی اگر ستون شکسته شد یا افتاد، میخ ها و طناب ها و سایه خیمه، فایده ای نخواهد داشت .» 2[/b]
[b]1 . لقمان، آیه 17
2 .علامه مجلسی، بحارالانوار، ج 82، ص 227 .[/b]
تمام دين در نماز است و نماز در تمام دين جريان دارد:
اصول دين (توحيد، نبوّت و معاد) در نماز است .
روزه در نماز است . (ترك خوردن وآشاميدن برخى امور ديگر)
نماز در حج است ، (نماز طواف ونماز نساء) وكعبه ، قبله نماز.
نماز در جهاد است . (نماز خوف )
خمس و زكات مقدّمه نماز است .
نماز، بهترين امر به معروف و نهى از منكر است .
نماز، ملاك قبولى تمام اعمال و ولايت شرط قبولى نماز است ، پس تولّى و تبرّى شرط قبولى تمام اعمال است .
قرآن ، در نماز و نماز، در قرآن است .
رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله حضرت على عليه السّلام را به عنوان نماينده خود به سوى يمن فرستاد. هنگام عزيمت ، حضرت پرسيد: نحوه نماز من با مردم چگونه باشد؟
پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرمودند: با مردم به گونه اى نماز بخوان كه ضعيف ترين آنها بتواند با تو همراه باشد وبرآنان رحمت آر.(قنوت وركوع و سجده هاى طولانى برمردم فشار است )
فاطمه زهرا عليها السّلام از پدرش رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله نقل مى كند كه هر كس نماز را سبك شمارد، در دنيا و در قبر وبرزخ و در قيامت ، به پانزده بلا گرفتار مى شود از قبيل :
1- بركت از عمر و مال او برداشته مى شود.
2- نورانيت صالحان را از دست مى دهد و كارهايش بى پاداش مى ماند.
3- نه دعايش مستجاب مى شود و نه مشمول دعاى خوبان مى شود.
4- لحظه مرگ با عطش و گرسنگى و ذليلانه مى ميرد.
5 - انواع فشارها وبلاها در قبر وبرزخ نصيبش مى شود.
6- در قيامت حساب و عذاب سخت داشته و از لطف خداوند محروم است .
بسم الله
.
.
پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمودند:
آنان که نماز را به آخر وقت می اندازند و فشرده می خوانند ، نماز منافقان را انجام می دهند.
درّ المنثور،جلد2
.
.
-قرآن نسبت به مومنان جمله ((اقامواالصلاه)) به کار می برد ولی در باره منافقان جمله ((قاموا الی الصلوه)) و تفاوت میان ((اقاموا)) و ((قاموا)) تفاوت میان برپا داشتن و به پا خواستن است.
![[تصویر: DMVF06.jpg]](http://rasekhoon.net/_WebsiteData/Article/ArticleImages/1110/1120/1321/DMVF06.jpg)
محبوبترین بندگان
قال الصادق - علیه السلام -احب العباد الى الله - عزوجل - رجل صدوق فى حدیثه ، محافظ على صلواته و ماافترض الله علیه مع ادائه الامانة
محبوب ترین بندگان نزد خدا، مردى است كه در سخنش راستگو باشد، از نماز و هرآنچه كه خداوند بر او واجب كرده است ، محافظت كند و اداى امانت نماید.
(بحارالانوار، ج 82، ص 11).
نماز و شیعیان اهل بیت (ع )
قال الصادق - علیه السلام -شیعتنا اهل الورع و الاجتهاد و اهل الوفاء و الامانة و اهل الزهد و العبادة و اصحاب الاحدى و خمسین ركعة فى الیوم و اللیة
شیعیان ما اهل تقوا و پاكدامنى و جدیت اند و مردمى باوفا و امین اند و اهل زهد و عبادت اند و كسانى هستند كه در شبانه روز پنجاه و یك ركعت نماز مى خوانند
(بحارالانوار، ج 68، ص 167)
بى بهره از نماز
قال رسول الله -صلى الله علیه وآله -و من لم تنهه صلاته عن الفحشاء و المنكر، لم تزده من الله الا بعدا
هركس كه نمازش او را از فحشا و منكر باز ندارد، هیچ بهره اى جز دورى از خدا نبرده است .
(بحارالانوار، ج 82، ص 198، شهاب الاخبار، ص 215).
نماز وسیله پاكسازى از كبر
قالت فاطمة الزهراء - علیها السلام -جعل الله الصلاة تنزیها لكم عن الكبر
خداوند نماز را مایه دورى شما از كبر و خودپسندى قرار داد.
(اعیان الشیعه ، ج 1، ص 316).
دیندارى مؤ منان
قال الصادق - علیه السلام -فى خبر طویل ذكرفیه الائمة و علامة الائمة فقال : ودینهم الورع و العفة و الصدق و الصلاح و الاجتهاد واداء الامانة الى البر و الفاجر و طول السجود و قیام اللیل و اجتناب المحارم ، و انتظار الفرج بالصبر و حسن الصحبة و حسن الجوار
در خبرى طولانى كه در آن امامان و نشانه آنان را ذكر كرده است نقل شده كه حضرت فرمود: دین آنان پرهیز از گناه و عفت و راستى و صلاح و كوشش و اداى امانت به نیك و بد و طول دادن سجده و عبادت شب و پرهیز كردن از حرام و با شكیبایى در انتظار فرج آل محمد (ص ) بودن و نیكى مصاحبت و نیكى رفتار با همسایگان است .
(بحارالانوار، ج 87، ص 143، اصول وافى ، ج 2، ص 121).
ملاك شناخت نمازگزار
قال الصادق - علیه السلام -یعرف من یصف الحق بثلاث خصال : ینظر الى اصحابه من هم ، و الى صلوته كیف هى و فى انى وقت یصلیها فان كان ذامال نظر این یصنع ماله
كسى كه متصف و متصل به حق است ، به سه خصلت شناخته مى شود:
1 - به دوستانش نگاه كنید(چگونه دوستى دارد) .
2 - و نمازش را ببینید چگونه است و در چه وقتى نماز مى خواند.
3 - و اگر مالى به دستش آمد چگونه از آن مال استفاده مى كند.
(مستدرك الوسائل ، ج 1، ص 184).
نماز، خانه اخلاص
قال الباقر - علیه السلام -الصلاة بیت الاخلاص و تنزیه عن الكبر
نماز (حقیقى و كامل ) جایگاه و خانه اخلاص و باعث دورى از كبر و خودپسندى است .
(میزان الحكمه ، ج 5، ص 375، بحارالانوار، ج 78، ص 183).
نماز با ورع
قال رسول الله -صلى الله علیه وآله -ركعتان من رجل ورع افضل من الف ركعة من مخلط
دو ركعت نماز انسان با تقوا، برتر از هزار ركعت نماز فرد لاابالى است .
(نهج الفصاحه ، حدیث 1672).
قال رسول الله -صلى الله علیه وآله -كن بالعمل بالتقوى اشد اهتماما منك بالعمل فانه لایقل عمل بالتقوى ، یا اباذر! اصل الدین الورع و راءسه الطاعة و اعلم انكم لو صلیتم حتى تكونوا كالحنایا و صمتم حتى تكونوا كاوتار ما ینفعكم الا بورع
باپایبندى به تقوا بیشتر از عمل ، اهتمام كن ... اصل دین پرهیزكارى است و راءس آن اطاعت از خداوند است ... بدان كه شماها اگر آن قدر به نماز بایستد كه مانند كمان ، خم شوید و آن قدر روزه بگیرید كه مانند زه كمان لاغر گردید، جز با پرهیزكارى به شما سود نخواهد داد.
(مكارم الاخلاق ، ص 468).
ویژگى نمازگزار حقیقى
قال الصادق - علیه السلام -
قال الله - تبارك و تعالى - انما اقبل الصلاة لمن تواضع لعظمتى و یكف نفسه عن الشهوات من اجلى ، و یقطع نهاره بذكرى ولایتعاظم على خلقى و یطعم الجائع و یكسوالعارى ، ویرحم المصاب و یؤ وى الغریب فذلك یشرق نوره مثل الشمس
خداوند تبارك و تعالى مى فرماید: همانا نماز كسى را قبول مى كنم كه :
1 - دربرابر عظمتم تواضع كندو برایم خاكسار باشد.
2 - براى رضاى من از شهوت ها دورى جوید؛
3 - روزهایش را با ذكر من به شب رساند؛
4 - بر بندگانم فخرى نفروشد؛
5 - گرسنگان را سیر كند؛
6 - برهنگان را بپوشاند؛
7 - بر مصیبت دیدگان رحم كند؛
8 - بى پناهان راپناه دهد؛
اوست كه نور (بندگى اش ) مانند خورشید مى درخشد.
(بحارالانوار، ج 69، ص 391).
اخلاص در نماز
قال الصادق - علیه السلام -
لیست الصلوة قیامك و قعودك انما الصلوة اخلاصك و ان ترید بها الله وحده
نماز، قیام و قعود (نشستن و برخاستن ) تو نیست ، بلكه نماز، اخلاص و خداخواهى تو است .
(شرح نهج البلاغه ، ابن ابى الحدید، ج 1، ص 325).