تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: چی میشد اگه خدا . . .
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23
عجب صبري خدا دارد !
اگر من جاي او بودم
همان يك لحظه اول
كه اول ظلم را مي ديدم از مخلوق بي وجدان

جهان را با همه زيبايي و زشتي
بروي يكدگر ويرانه ميكردم .
عجب صبري خدا دارد !
اگر من جاي او بودم

كه در همسايه صدها گرسته ، چند بزمي گرم عيش و نوش ميديدم
نخستين نعره مستانه را اموش آندم

بر لب پيمانه ميكردم

عجب صبري خدا دارد !

اگر من جاي او بودم
كه ميديدم يكي عريان و لرزان، ديگري پوشيده از صد جامه رنگين

زمين و آسمان را
واژگون ، مستانه ميكردم

عجب صبري خدا دارد !
اگر من جاي او بودم
نه طاعت ميپذيرفتم
نه گوش از بهر استغفار اين بيدادگر ها نيز كرده

پارع پاره در كف زاهد نمايان
سبحه صد دانه ميكردم

عجب صبري خدا دارد !
اگر من جاي او بودم

براي خاطر تنها يكي مجنون صحرا گرد بي سامان
هزاران ليلي نازآفرين را كو بكو

آواره و ديوانه ميكردم

عجب صبري خدا دارد !

اگر من جاي او بودم
بگرد شمع سوزان دل عشاق سر گردان

سراپاي وجود بي وفا معشوق را
پروانه ميكردم

عجب صبري خدا دارد !
اگر من جاي او بودم

بعرش كبريايي ، با همه صبر خدايي
تا كه ميديدم عزيز نابجايي ، ناز بر يك ناروا گرديده خواري ميفروشد

گردش اين چرخ را
وارونه بي صبرانه مي كردم

عجب صبري خدا دارد !
اگر من جاي او بودم

كه ميديدم مشوش عارف و عامي زبرق فتنه اين علم عالم سوز مردم كُش
بجز انديشه عشق و وفا، معدوم هر فكري

در اين دنياي پر افسانه ميكردم


عجب صبري خدا دارد !
اگر من جاي او بودم

همين بهتر كه او خود جاي خود بنشسته و ، تاب تماشاي تمام زشت كاريهاي اين مخلوق را دارد
وگرنه من به جاي او چو بودم

يكنفس كي عادلانه سازشي
با جاهل و فرزانه ميكردم

عجب صبري خدا دارد ! عجب صبري خدا دارد !

I am thankful for the husband who snoser all night, because that means he is healthy and alive at home asleep with me

خدارا سپاس که تمام شب صدای خرخر شوهرم را می شنوم . این یعنی او زنده و سالم در کنار من خوابیده است.



I am thankful for the taxes that I pay , because it means that I am employed.

خدا را سپاس که مالیات می پردازم این یعنی شغل و در آمدی دارم و بیکار نیستم.


I am thankful for the clothes that a fit a little too snag
, because it means I have enough to eat.

خدا را سپاس که لباسهایم کمی برایم
تنگ شده اند . این یعنی غذای کافی
برای خوردن دارم.



I am thankful for weariness and aching muscles at the end
of the day, because it means I have been capable of working hard.

خدا را سپاس که در پایان روز از
خستگی از پا می افتم.این یعنی توان
سخت کار کردن را دارم





I am thankful for a floor that needs mopping and windows
that need cleaning , because it means I have a home.

خدا را سپاس که باید زمین را بشویم
و پنجره ها را تمیز کنم.این یعنی من
خانه ای دارم.





I am thankful for the parking spot I find at the farend of
the parking lot, because it means I am capable of walking
and that I have been blessed with transportation.

خدا را سپاس که در جائی دور جای
پارک پیدا کردم.این یعنی هم توان
راه رفتن دارم و هم اتومبیلی برای
سوار شدن.



I am thankful for the noise I have to bear from neighbors ,
because it means that I can hear.

خدا را سپاس که سرو صدای همسایه ها
را می شنوم. این یعنی من توانائی
شنیدن دارم.



I am thankful for the pile of laundry and ironing, because
it means I have clothes to wear.

خدا را سپاس که این همه شستنی و اتو
کردنی دارم. این یعنی من لباس برای
پوشیدن دارم.



I am thankful for the alarm that goes off in the early
morning house, because it means that I am alive.

خدا را سپاس که هر روز صبح باید با
زنگ ساعت بیدار شوم. این یعنی من
هنوز زنده ام.



I am thankful for being sick once in a while , because it
reminds me that I am healthy most of the time.

خدا را سپاس که گاهی اوقات بیمار می
شوم . این یعنی بیاد آورم که اغلب
اوقات سالم هستم.



I am thankful for the becoming broke on shopping for new
year , because it means I have beloved ones to buy gifts for
them.

خدا را سپاس که خرید هدایای سال نو
جیبم را خالی می کند. این یعنی
عزیزانی دارم که می توانم برایشان
هدیه بخرم.


Thanks God Thanks God Thanks God

Heartخدارا سپاس...خدارا سپاس...خدارا سپاسHeart
[تصویر: 134095062914.jpg]

خدا آن حس زیباییست که در تاریکی صحرا

زمانی که هراس مرگ می دزدد سکوتت را

یکی همچون نسیم دشت می گوید:

کنارت هستم ای "تنها"
و دل آرام مي گيرد ...
[تصویر: 134095062911.jpg]
عجب از آدمی، که نشانه‌هایت را می‌بیند و انکارت می‌کند ؛
و عجب از تو که انکارش را میبینی و مهربانی میکنی . . .
[تصویر: 49760823221545542166.jpg]
بدان ، خدايي که گنج هاي آسمان و زمين در دست اوست ، به تو اجازه ي درخواست داده ، و اجابت آن را بر عهده گرفته است .

تو را فرمان داده که از او بخواهي تا عطا کند ، درخواست رحمت کني تا ببخشايد ،

و خداوند بين تو و خودش کسي را قرار نداده تا حجاب و فاصله ايجاد کند ،
و تو را مجبور نساخته که به شفيع و واسطه اي پناه ببري ،

و در صورت ارتکاب گناه دَرِ توبه را مسدود نکرده است ،
در کيفر تو شتاب نداشته ، و در توبه و بازگشت ، بر تو عيب نگرفته است ،

در آنجا که رسوايي سزاوار توست ، رسوا نساخته ، و براي بازگشت به خويش شرايط سنگيني مطرح نکرده است ،

در گناهان تو را به محاکمه نکشيده ، و از رحمت خويش نا اميدت نکرده ، بلکه بازگشت تو را از گناهان نيکي شمرده است .

هر گناه تو را يکي ، و هر نيکي تو را ده به حساب آورده ، و راه بازگشت و توبه را به روي تو گشوده است .

هرگاه او را بخواني ، ندايت را ميشنود ، و چون با او راز دل گويي ، راز تو را ميداند ،

پس حاجت خود را با او بگوي ، و آنچه در دل داري نزد او بازگوي ،
غم و اندوه خود را در پيشگاه او مطرح کن ، تا غم هاي تو را برطرف کند و در مشکلات تو را ياري رساند ...



بخش 10 از نامه ي 31 نهج البلاغه
يك جمله ی زیبا از طرف خدا :
قبل از خواب دیگران را ببخش ؛
و من قبل از اینکه بیدار شوید ، شما را بخشیده ام
... به نام حقیقت ... ...
امروز که سوار مترو شدم سه تا دختر بچه رو دیدم که از ظاهرشون معلوم بود خیلی فقیرن و مدت زیادیه که حمام نرفتن ...
از جثه ضعیف و نحیف اونا مشخص بود که غذای کفی برای خوردن ندارن ...
تو این سرمای وحشتناک که من و خیلی های دیگه پالتو های گران قیمت پوشیدیم تنها لباسی که تن اونا بود مانتو های پاره ای بود که آدم توی تابستون هم با اونا سردش میشه ... !!!!
وقتی دیدمشون وافعا از خودم بدم اومد ....
تمام راه رو تا دانشگاه گریه می کردم و خود خوری می کردم ....
از خودم بدم اومده بود ... با اینکه پول کافی همراهم بود تمام راه با خودم کلنجار می رفتم که آیا دعوتشون کنم به یه صبحانه یا حداقل براشون یه کیک و شیر بخرم یا نه ... .... ... ...
تنها کمکی که از دست من بر میاد همینه که الان براشون یه صیحونه تهیه کنم ...
اما کاری که از دست خدا بر میاد خیلی بیشتر از اینهاست ...

مگه من و شما با اون بچه ها چه فرقی داریم که ما باید توی یه خانواده خوب به دنیا بیایم و اونا ... .... ....
پس انصاف کجاست ....
اصلا انصاف نمی خوام .... عدل خدا کجاست .... .... چطوری این بچه ها رو میبینه و .....
دوست عزیز اینکه می پرسین پس عدل خداوند کجاست سوالی هست که همیشه مطرح بوده. اصولا آدمی زاد همه خرابکاری با اختیار خودش انجام میده بعد میگه عدل خداوند کجاست؟ البته فهم عدل و حکمت و فلسفه آفرینش و .... با بحث عدل خداوند آمیخته هست.

منظور اینکه شما باید در این مورد مطالعه و تحقیق بفرمایید: کتاب عدل شهید دستغیب و شهید مطهری و علمای دیگه و این لینکها که پاسخ اجمالی داده اند:

http://www.x-shobhe.com/view/1232.html

http://www.hawzah.net/fa/magart.html?mag...leid=67203

http://hasheminejad-mosque.blogfa.com/post-8.aspx

http://dinvaimaan.blogfa.com/cat-17.aspx

و.... بسیاری مطالب دیگه که می تونین با عنوان شبهه عدل خداوند دنبالش بگردین. در همین تالار هم زیاد پاسخ داده شده:


شبهات در مورد عدل الهی(آیا در عالم عدالت وجود دارد؟ )



قدم دوم (عدل الهی )



جمع بندی عدل الهی
(۱/آذر/۹۱ ۹:۴۴)mary نوشته است: [ -> ]... به نام حقیقت ... ...
امروز که سوار مترو شدم سه تا دختر بچه رو دیدم که از ظاهرشون معلوم بود خیلی فقیرن و مدت زیادیه که حمام نرفتن ...
از جثه ضعیف و نحیف اونا مشخص بود که غذای کفی برای خوردن ندارن ...
تو این سرمای وحشتناک که من و خیلی های دیگه پالتو های گران قیمت پوشیدیم تنها لباسی که تن اونا بود مانتو های پاره ای بود که آدم توی تابستون هم با اونا سردش میشه ... !!!!
وقتی دیدمشون وافعا از خودم بدم اومد ....
تمام راه رو تا دانشگاه گریه می کردم و خود خوری می کردم ....
از خودم بدم اومده بود ... با اینکه پول کافی همراهم بود تمام راه با خودم کلنجار می رفتم که آیا دعوتشون کنم به یه صبحانه یا حداقل براشون یه کیک و شیر بخرم یا نه ... .... ... ...
تنها کمکی که از دست من بر میاد همینه که الان براشون یه صیحونه تهیه کنم ...
اما کاری که از دست خدا بر میاد خیلی بیشتر از اینهاست ...

مگه من و شما با اون بچه ها چه فرقی داریم که ما باید توی یه خانواده خوب به دنیا بیایم و اونا ... .... ....
پس انصاف کجاست ....
اصلا انصاف نمی خوام .... عدل خدا کجاست .... .... چطوری این بچه ها رو میبینه و .....


این ظلمی است که ما نسبت به یکدیگر و در هم حق انجام داده ایم ... اگر مقداری از درآمدمان را برطبق گفته ی خدا به فقیران اختصاص میدادیم هیچ گاه در جامعه فقیر و ثروتمند بوجود نمی آمد ، همگی در یک تعادل و تعامل زندگی می کردیم.
در این دنیا خداوند بطور مستقیم وارد عمل نمی شود (بهتر است بگوییم در زندگی کسی دخالت نمی کند و او را آزاد می گذارد)
و اما در قیامت ، حقشان با زندگی ابدی مناسب به آنها داده می شود.


و یک نکته ی مهم:
اولیا خداوند همواره در درد و رنج بوده اند ... آنها که اولیا الله بودند پس یعنی به آنها هم ظلم شده؟ این ظلم مردم بود که باعث رنجش آنان می شد و صد البته رنج و درد،درجه آنان را نزد پروردگار بسیار بالاتر برد و وای بر ما که گوی سبقت در راه حق را از ما ربودند و خوش به حال کسانی که دنیایشان را به خوبی تمام کردند و حال نزد خداوندند.


و ما بیچارگان ،هنوز اسیر دنیا ... ازینجا متنفرم، کاش زودتر تمام شود این کابوس ، این زمین پست و آدم های بی تفاوت و خدانشناس.......
اولا که خدای مهربون به هر کسی که تو دنیا سختی بیشتری کشیده در آخرت نصیب بیشتری می بخشه، پس ما که به معاد و زندگی جاودانه ایمان داریم منکر عدل خداوند نمی شیم!
دوما:
یه صفت تو صفات خدای مهربون خیلی مهمه که بهش میگن حکمت
وجود اون سه بچه ممکنه حکمت خاصی داشته باشه ، من با این عقل محدودم چند تا از این حکمت های احتمالی رو مثال می زنم:
1) ممکنه وجود اون سه بچه تلنگری باشه به شما و همه که از این به بعد راحت از کنار فقیرا و یتیما نگذرند
2)ممکنه حکمتش این باشه که یه بحثی اینجا راه بیفته و یه شبهه مهم در باره عدل خداوند از تفکر خیلی ها از بین بره.
3) ممکنه حکمتش این باشه که قدر نعمت های خدا رو بدونیم
4) ممکنه حکمتش این باشه که همون بچه ها که اینقدر سختی می کشن قراره تو این سختی ها قوی بشن یه افتخار بزرک بیافرینن
و هزاران احتمال دیگه.
مسلم اینه که عدالت خداوند همواره حکمفرماست و اگر نه حسین (علیه السلام) چرا همه ی زندگی خود را در راه خدا داد؟!!
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23
آدرس های مرجع