۸/آذر/۹۱, ۲:۳۵
بسم الله الرحمن الرحیم
پنجمین دعای خمس عشره ( مناجات الراغبین)
{ در اشتیاق روی تو }
از کلام نورانی و پاک امام سجاد علیه السلام
إلهِی إنْ کانَ قَلَّ زادِی فِی الْمَسِیرِ إلَیْکَ، فَلَقَدْ حَسُنَ ظَنِّی بِالتَّوَکُّلِ عَلَیْکَ، وَإنْ کَانَ جُرْمِی قَدْ
أَخافَنِی مِنْ عُقُوبَتِکَ، فَإنَّ رَجآئِی قَدْ أَشْعَرَنِی بِالأَمْنِ مِنْ نِقْمَتِکَ،
خدای من!
کوله بارم اگر چه از توشه راه تهی است، انباشته از توکل که هست.
اگر چه از پنجه های وحوش گناهانم بر چهره ام خون ترس نشسته است.
اگر چه دستم از آنچه کرده است می لرزد و اگر چه موریانه های بیم، استواری پاهایم را سست کرده است، دلم امیدوار رحمت توست و خاطرم جمع لطف تو.
اگر چه خزه گناهانم مرداب دلم را هر لحظه به عفونت عذاب نزدیک می کند، آفتاب اطمینان به تو هنوز در آسمان وجودم می درخشد.
وَإنْ کانَ ذَنْبِی قَدْ عَرَّضَنِی لِعِقابِکَ، فَقَدْ آذَنَنِی حُسْنُ ثِقَتِی بِثَوابِکَ، وَإنْ أَنامَتْنِی الْغَفْلَةُ عَنِ
الاسْتِعْدادِ لِلِقآئِکَ، فَقَدْ نَبَّهَتْنِی الْمَعْرِفَةُ بِکَرَمِکَ وَآلائِکَ، وَإنْ أَوْحَشَ ما بَیْنِی وَبَیْنَکَ فَرْطُ الْعِصْیانِ
وَالطُّغْیانِ، فَقَدْ آنَسَنِی بُشْرَى الْغُفْرانِ وَالرِّضْوانِ،
اگر خواب سرد زمستانی گناه دلم را به انجماد کشیده است، نسیم بهاری اعتماد به لطف تو درآوندهای دلم هیجان تازه آفریده است.
اگر دانه وجودم در زیر خاکهای غفلت و نسیان، در اشتیاق دیدار خورشید تو، شکفتن را از یاد برده است شناسایی سبزینه فطرتی که تو در وجود نهاده ای سر می شکفد و در اشتیاق تو رشد می کند.
اگر گناه و غفلت، استعداد لقای تو را در وجودم به خواب برده است، عرفان کرامت و بخششت هر لحظه بر دیواره تن خسته ام آونگ می شود.
اگر گناه و طغیان و عصیان من هر لحظه میان من و تو حصار می شود نسیم مژده غفران و رضوان تو از ورای این حصار در من روح تازه می دمد و در شریان گناه، خون امید به بخشش می دواند.
خدایا!
اگر معصیت من، میان من و تو حجاب می شود، اعتقاد به کرم تو پرده می دراند و دیوار می شکند.
خدایا!
در زیر بار سنگین گناه، دلخوشیم به دستهای مهربان توست.
ادامه دارد...........
پنجمین دعای خمس عشره ( مناجات الراغبین)
{ در اشتیاق روی تو }
از کلام نورانی و پاک امام سجاد علیه السلام
إلهِی إنْ کانَ قَلَّ زادِی فِی الْمَسِیرِ إلَیْکَ، فَلَقَدْ حَسُنَ ظَنِّی بِالتَّوَکُّلِ عَلَیْکَ، وَإنْ کَانَ جُرْمِی قَدْ
أَخافَنِی مِنْ عُقُوبَتِکَ، فَإنَّ رَجآئِی قَدْ أَشْعَرَنِی بِالأَمْنِ مِنْ نِقْمَتِکَ،
خدای من!
کوله بارم اگر چه از توشه راه تهی است، انباشته از توکل که هست.
اگر چه از پنجه های وحوش گناهانم بر چهره ام خون ترس نشسته است.
اگر چه دستم از آنچه کرده است می لرزد و اگر چه موریانه های بیم، استواری پاهایم را سست کرده است، دلم امیدوار رحمت توست و خاطرم جمع لطف تو.
اگر چه خزه گناهانم مرداب دلم را هر لحظه به عفونت عذاب نزدیک می کند، آفتاب اطمینان به تو هنوز در آسمان وجودم می درخشد.
وَإنْ کانَ ذَنْبِی قَدْ عَرَّضَنِی لِعِقابِکَ، فَقَدْ آذَنَنِی حُسْنُ ثِقَتِی بِثَوابِکَ، وَإنْ أَنامَتْنِی الْغَفْلَةُ عَنِ
الاسْتِعْدادِ لِلِقآئِکَ، فَقَدْ نَبَّهَتْنِی الْمَعْرِفَةُ بِکَرَمِکَ وَآلائِکَ، وَإنْ أَوْحَشَ ما بَیْنِی وَبَیْنَکَ فَرْطُ الْعِصْیانِ
وَالطُّغْیانِ، فَقَدْ آنَسَنِی بُشْرَى الْغُفْرانِ وَالرِّضْوانِ،
اگر خواب سرد زمستانی گناه دلم را به انجماد کشیده است، نسیم بهاری اعتماد به لطف تو درآوندهای دلم هیجان تازه آفریده است.
اگر دانه وجودم در زیر خاکهای غفلت و نسیان، در اشتیاق دیدار خورشید تو، شکفتن را از یاد برده است شناسایی سبزینه فطرتی که تو در وجود نهاده ای سر می شکفد و در اشتیاق تو رشد می کند.
اگر گناه و غفلت، استعداد لقای تو را در وجودم به خواب برده است، عرفان کرامت و بخششت هر لحظه بر دیواره تن خسته ام آونگ می شود.
اگر گناه و طغیان و عصیان من هر لحظه میان من و تو حصار می شود نسیم مژده غفران و رضوان تو از ورای این حصار در من روح تازه می دمد و در شریان گناه، خون امید به بخشش می دواند.
خدایا!
اگر معصیت من، میان من و تو حجاب می شود، اعتقاد به کرم تو پرده می دراند و دیوار می شکند.
خدایا!
در زیر بار سنگین گناه، دلخوشیم به دستهای مهربان توست.
ادامه دارد...........
![[تصویر: 13409516299.jpg]](http://upload.iranvij.ir/image_tir91/13409516299.jpg)
.... 
![[تصویر: 134095163016.jpg]](http://upload.iranvij.ir/image_tir91/134095163016.jpg)