تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: چی میشد اگه خدا . . .
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23
«و أکثر أن تنظر الى من فضلت علیه فان ذلک من أبواب الشکر»(۱) ؛ به افراد پائین‏تر از خود، زیاد بنگر، که این نگریستن‏ها، درهاى ‏شکرگزارى را به روى تو باز مى‏کند.



آخرین لحظات سوار اتوبوس شد روی اولین صندلی نشست.
از کلاس های ظهر متنفر بود اما حداقل این حسن را داشت که مسیر خلوت بود…
اتوبوس که راه افتاد نفسی تازه کرد و به دور و برش نگاه کرد.
پسر جوانی روی صندلی جلویی نشسته بود که فقط می توانست
نیمرخش را ببیند که داشت از پنجره بیرون را نگاه می کرد …
به پسر خیره شد و خیال پردازی را مثل همیشه شروع کرد :
چه پسر جذابی! حتی از نیمرخ هم معلومه. اون موهای مرتب شونه شده
و اون فک استخونی . سه تیغه هم که کرده حتما ادوکلن خوشبویی هم زده…
چقدر عینک آفتابی بهش می آد… یعنی داره به چی فکر می کنه؟
آدم که اینقدر سمج به بیرون خیره نمیشه! لابد داره به نامزدش فکر می کنه…
آره. حتما همین طوره.مطمئنم نامزدش هم مثل خودش جذابه. باید به هم بیان (کمی احساس حسادت)…
می دونم پسر یه پولداره… با دوستهاش قرار می ذاره که با هم برن شام بیرون.
کلی با هم می خندند و از زندگی و جوونیشون لذت می برن؛میرن پارتی، کافی شاپ، اسکی، چقدر خوشبخته!
یعنی خودش می دونه؟ می دونه که باید قدر زندگیشو بدونه؟!!
دلش برای خودش سوخت.احساس کرد چقدر تنهاست و چقدر بدشانس است
و چقدر زندگی به او بدهکار است. احساس بدبختی کرد. کاش پسر زودتر پیاده می شد…!!!
ایستگاه بعد که اتوبوس نگه داشت، پسر از جایش بلند شد.
مشتاقانه نگاهش کرد، قد بلند و خوش تیپ بود. ..
پسر با گام های نااستوار به سمت در اتوبوس رفت. مکثی کرد و چیزی را که در دست داشت باز کرد…
یک، دو، سه و چهار … لوله های استوانه ای باریک به هم پیوستند و یک عصای سفید رنگ را تشکیل دادند. ..
از آن به بعد دیگر هرگز عینک آفتابی را با عینک سیاه اشتباه نگرفت و به خاطر چیزهایی که داشت خدا را شکر کرد…



اگر وقت داشتید بخوانید...
انسان باید، در مورد نعمت‎هایى که خداوند به او داده است، همیشه شکرگزار باشد، و نشان دهد که قدر آن نعمت‎هاى خدا را بداند، و بخاطر آنها در برابر خداوند شکرگزار باشد، لیاقت و شایستگى، رسیدن به نعمت‎هاى بیشتر را نیز سبب می‎شود.
اما کسى که قدر نعمت‎هایى که خداوند به او داده است را نداند، نعمت‎هاى خدا را تلف مى‏کند، و نشان مى‏دهد لیاقت آن نعمت‎ها را ندارد. در آن صورت، نه تنها نعمت بیشترى بدست نمى‏آورد، بلکه آنچه که دارد از دست مى‏دهد.
سعدى، شاعر بزرگ ایرانى مى‏گوید: در ایام جوانى، روزى کفش نداشتم و از این رو، از زندگى خود سخت ناراضى بودم و بسیار گله و شکایت می‎کردم. اما وقتى بیرون رفتم، مردى را دیدم که کنار دیوار نشسته است و پا ندارد. با دیدن او، یکباره به خود آمدم و به درگاه خداوند شکرگزارى کردم که اگر کفش ندارم، در عوض دو پاى سالم دارم که بدون کفش هم مى‏توانم با آنها راه بروم.
ما نیز به جاى آن که به پاى بى کفش خود نگاه کنیم، باید به کسانى که اصلا پا ندارند بنگریم و خدا را شکر گوییم.
البته آنچه که شرح داده شده دلیل این نیست که انسان پیوسته زندگى خود را در یک حالت سکون نگه داشته و به عنوان رضایت از تقدیر، هیچگاه حقوق خود را مطالبه نکند ، دعا ، نیایش ، التماس و خواستن از خداوند هم جایگاه خاصی دارد.
خداوند یار و یاور شما عزیزان.
یاعلی (علیه السلام)
با سمه تعالی
(۱۹/آبان/۹۰ ۱:۲۳)سید سجاد نوشته است: [ -> ]از خدا خواستم تا شکیبایی ام بخشد




خدا گفت : نه!




شکیبایی بخشیدنی نیست، به دست آوردنی است.





شکیبایی و صبر خواستنی است
یاران حضرت طالوت صبر را از خدا خواستند ،صبر دادنی است.


و لما برزوا لجالوت و جنوده قالو ربنا افرغ علینا صبرا و ثبت اقدامنا و انصرنا علی القوم الكفرین
چون آنها در میدان مبارزه جالوت و لشكریان او آمدند از خدا خواستند كه بار پروردگارا به ما صبر و استواری بخش و ما را ثابت قدم دار و ما را بر شكست كافران یاری فرما



به نا م معبود بی همتا تنهای بی بدیل غریب نواز غریب
سلام بر عشق و آندم که به شکوه از او برآمدم و آهی از ته دل کشیدم ندایم داد من تنهایت نگذاشته ام تو مرا رها کردی اگر رهایم نکنی من هم تنهایت نمگذارم ولی بدان اگر رهایم هم بکنی رهایت نمی کنم چون تورا دوست دارم و اگر دوستت نمی داشتم تو را نمی آفریدم


ونمی دانم چرا اینگونه من دل به عشقش نمی سپارم و تنهایش می گذارم و آنگاه که در غم بی کسی اش دچار می گردمو ناله فراق سر می دهم ندایم می کند تو خود از من دوری و من به تو نزدیک تر از آنم اگر تو بدانی
خدایا امروز می خواهم با تو سخن از دنیا بگویم غم غریبی دنیا غم بی کسی دنیا و غم بی تو بودن در این دنیا


خدایا اگر به عشق خود مرا نگه داری مرا چه لطف عظیمی داده ای و اگر رهایم کنی نمیدانم به کجا سر انجامم خواهد رسید خدایا به فریادم برس و نمیدانم چرا اینگونه مردمان دنیای تو بندگان تو تو را فراموش می کنند شاید زیاد امید دارند و شاید در دل به خیال عشق تو می زیند ولی من میدانم که خود به عشق تو زندگی نمی کنم ولی پندارم و نفسم به من چنان عشق تو را نشان می دهد که من هم مفتون او می گردم خدایا پذیرای دعایم باش و مرا محبت خویش ده و مرا لحظه ای بی یاد خود تنها مگذار خدایا بدان رهایم کنی خیلی زود بی تو می شوم و بی تو می زیم بی کسی ام را تو کس باش .
محبوبا دنیای تو را بخشیدم به یک لحظه با تو بودن . شاید باور نکنند مردمان تو ولی خود بر این باور جان میدهم و تو را فقط می خواهم.
بسم الله الرحمن الرحیم



کسی که به نیک گزینی خدا مطمئن باشد، جز آنچه را خدا برایش گزیده آرزو نمی کند...



اللهم عجل لولیک الفرج...
باسمه تعالی
بله این حدیث صحبت شما گل مرداب عزیزرا تایید می نماید
حضرت فاطمه زهرا - سلام الله عليها - فرمود:
هركس عبادات و كارهاي خود را خالصانه براي خدا انجام دهد، خداوند بهترين مصلحت ها و بركات خود را براي او تقدير مي نمايد.

«تنبيه الخواطر، ص 108

خدایا عبادت خالصانه نصیبمان کن تا بهترین مصلحت ها برایمان رقم زده شود
Heart
[font=Times New Roman][/font]
گاهی اوقات دستهایم به آرزوهایم نمی رسند
شاید چون آرزوهایم بلندند ...
ولی درخت سرسبز و شاداب صبرم می گوید :
امیدی هست ؛ چون خدایی هست ...
آری ، وچه زیبا نوشته بود ...
همواره با خود تکرار میکنم،
امیدی هست ؛ چون خدایی هست ...

[تصویر: 56df735557e102589be763c4b5f4d01783ff50c9.jpeg]

[تصویر: 1352351759.jpg]
در بدترین شرایط امیدوار باش
دیده ای که زیبا ترین بارانها از سیاهترین ابرهاست !!!!
فقر اینه که که یک ساعت خلوت با خدا یا مسجد رفتن دیر و طاقت فرساست.و خوابت میگیره
ولی90 دقیقه بازی یک تیم فوتبال یا دیدن فیلم مثل باد می‌گذره!

فقراینه که خدا نامه نوشته برای تک تک ما ، تو قران هم گفته هرچی میتونین قرآن بخونین (مزمل20)اما ما برای روزنامه ، وب ، رمان و... از صبح تا شب وقت داریم برای قرآن هیچ گذاشتیم

واسه مجلس ختم واسه مرده ها، حق داره پیامبردر قیامت به خدا شکایت میکنه:«یا رب ان قومی اتخذوا هذا القرآن مهجوراً؛پروردگاراقوم من این قرآن را مهجور ساختند "30 فرقان "


فقر اینه که شب تا ساعت5/3 رو خیابون می گردیم ولی حاضر نیستیم کمی از وقتمون روصرف مناجات بکنیم


فقر اینه که شایعات روزنامه ها رو به راحتی باور می‌کنیم اما سخنان قران رو به سختی باور می‌کنیم!


فقر اینه که ادعای مسلمونی بکنیم ولی می ریم تو اجتماع داد می زنیم که همسر من از همه خوشکل تره ،اندامش باربی تره با بی غیرتی مون فریاد می زنیم


فقر اینه که به خاطر اختلافات سیاسی حاضر نیستیم بریم نماز جمعه


فقر اینه که بچه های ما اسپایدر من و بنتمن و شرک رو بشناسن و عکس اونارو رو لباساشون داشته باشن ولی از همت و بابایی و زین الدین و چمران و صیاد شیرازی هیچ خبری نداشته باشن،


فقر اینه که با محجبه ها بی احترام باشیم ولی با یه خانم سانتی مانتال خیلی مودبانه برخورد کنی


فقر اینه که وقتی کسی ازت پرسید در سه ماه اخیر چند تا کتاب خوندی برای پاسخ دادن بایدخجالت زده فقط فکر کنی وخاموش نگاهش کنی

فقر اینه که حاجی بازاری باشی و پولت از پارو بالا بره اما کفشهات واکس نداشته باشه وبوی عرق زیر بغلت حجره ات رو برداشته باشه.
فقر اینه که فاصله لباس خریدن هات از فاصله مسواک خریدن هات کمتر باشه



بقیه در ارسال و قسمت بعدی.
از بردباری شما سپاسگذارم ، یاعلی مدد ، درپناه خدا.

به سمت خدا قدمی بردار...



[تصویر: 80937076033641239366.jpg]
آتشي نمى سوزاند "ابراهيم" را ،
و دريايى غرق نمي کند "موسى" را ؛
کودکي، مادرش او را به دست موجهاى "نيل" مي سپارد ،
تا برسد به خانه ي فرعونِ تشنه به خونَش ؛
ديگري را برادرانش به چاه مى اندازند ،
سر از خانه ي عزيز مصر درمي آورد !
مکر زليخا زندانيش مي کند ،
اما عاقبت بر تخت ملک مي نشيند...
از اين "قِصَص" قرآنى هنوز هم نياموختي؟!
که اگر همه ي عالم قصد ضرر رساندن به تو را داشته باشند ،
و خدا نخواهد ؛
نمي توانند ...
او که يگانه تکيه گاه من و توست !
پس ؛
به "تدبيرش" اعتماد کن ،
به "حکمتش" دل بسپار ،
به او "توکل" کن ؛
و به سمت او "قدمي بردار" ،
تا ده قدم آمدنش به سوى خود را به تماشا بنشيني...

[تصویر: 10379252415488472609.jpg]
چه زیبا عاشقی را دوست می دارم
دلم گرم است می دانم، که می داند
بدونِ لطف او، تنهای تنهایم
اگر گم کرده ام من راه و رسم بندگی، اما
دلم گرم است، می دانم
خدای من، خدایی خوب می داند
و می داند که سائل را نباید دست خالی راند
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23
آدرس های مرجع