کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



موضوع بسته شده  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 2 رای - 3.5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
در باب اثبات فلسفه و عرفان از روایات
۳:۵۰, ۶/خرداد/۹۲
شماره ارسال: #1
آواتار
سلام و عرض ادب



از باني اين تاپيك سوال ميكنم . كداميك از معصومين داراي عرفان بودند و سلوك اختيار ميكردند ؟

لطفا روايت + سند + دلايل خود را بياوريد




بهترين كلام را مراجع بزرگوار حضرات آيات وحيد خراساني و صافي گلپايگاني در مورد عرفان و سلوك اين افراد فرموند:



آیة الله العظمی وحید خراسانی : فلسفه و عرفان کشک است.



آیة الله العظمی صافی گلپایگانی: به کشک توهین شده است !



حجة الاسلام شیخ علی صافی اصفهانی سرپرست مجموعه دارالصادق اصفهان گفتند: بنده با عده ای از علما در مشهد مقدس در محضر حضرت آیت الله العظمی صافی گلپایگانی بودم وقتی عبارت آیة الله العظمی وحید برای ایشان گفته شد با یک تبسم ملیحی فرمودند به کشک توهین شده است.



فصلنامه نورالصادق سال سوم شماره ی 13



رضوان خدا بر مرحوم فیض کاشانی كه فرمودند:



این قوم گمان کرده اند که بعضی از علوم دینیّه هست که در قرآن و حدیث یافت نمیشود و از کتب فلاسفه یا متصوّفه می توان دانست از پی آن باید رفت. مسکینا نمی دانند که خلل و قصور نه از جهت حدیث یا قرآن است بلکه خلل در فهم و قصور در درجه ایمان ایشان است



رسالة الانصاف
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: aboutorab ، laanbar1-2-3 ، حق الیقین ، بچه شیعه ، داداش کایکو

آغاز صفحه 3 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۱۰:۰۳, ۱۰/خرداد/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۰/خرداد/۹۲ ۱۰:۲۴ توسط حق الیقین.)
شماره ارسال: #21
آواتار
نقل قول:همه عالم ها یک جور نیستند.

ببینید قرآن در مورد برخی علما عبارت "کمثل حمار یحمل اسفارا" را بکار برده است. اول بفرمائید چرا قرآن به بعضی علما این عبارات ظاهرا توهین آمیز را بکار می برد؟ عالم با عالم فرق دارد.
فکر نکنید هرکی یکسری کتاب را حفظ کرد عالم ربانی است.

احسنتم، ما هم دقیقا به دنبال بیان همین موضوع هستیم، که بسیاری از علماء در آخر الزمان به علت میل به فلسفه و تصوف(که در چند صد سال اخیر شیّادان آن را با نام عرفان تبلیغ میکنند)، ملعون و منحرف اند، کما قال مولانا الإمام العسکري(سلام الله علیه) : عُلَمَاؤُهُمْ شِرَارُ خَلْقِ اللهِ عَلَى وَجْهِ الْأَرْضِ لِأَنَّهُمْ يَمِيلُونَ إِلَى الْفَلْسَفَةِ وَ التَّصَوُّفِ .


(حدیقة الشیعة، طبع انتشارات دلشاد، ص585)؛

(إثبات الهداة بالنصوص و المعجزات، طبع مؤسّسة الأعلمي، ج4، ص204، ح248)؛

(مستدرک الوسائل، طبع مؤسّسة آل البیت سلام الله علیهم، ج11، ص318، ح13308)؛

(منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة، طبع دار الکتب الإسلامیّة، ج14، ص17)؛

(کشکول الشیخ یوسف البحرانی رحمه الله، طبع دار المحجّة البیضاء، ص819)؛

(مستدرک سفینة البحار، طبع مؤسّسة النشر الإسلامي، ج8، ص295) و...


نقل قول:تفرقه بینداز و حکومت کن. دشمن دارد از اتحاد درونی شیعه به شدت می سوزد

دقیقا همین است، علامه مجلسی نیز میفرمایند:

وقتی که مامون از فیلسوفان و علماءِ نصرانیِ قبرس در خواست کرد تا کتب فلسفه را برای مسلمانان بفرستند، پادشاه قبرسی با آنا عالمان مشورتی کرد، و آن عالمان گفتند:

این کتاب ها را برای مسلمانان بفرست، چون هیچ قومی نیستند که این کتاب ها میان آنان وارد شود، مگر اینکه بین آنان اختلاف بزرگ می افتد و از فرموده های پیامبرشان دور می شوند.

ما دقیقا امروز به دنبال این هستیم که چرا برخی به جای اسلام، علوم تفرقه افکنانه و کفر آمیز را ترویج میکنند؟

ما به دنبال این هستیم که بفهمیم: چرا باید "هانری کربن" جاسوس فرانسوی بیاید و کتب نابود شده و تار عنکبوت گرفتۀ کفر آمیز صوفیان و فلاسفه را، دوباره تجدید چاپ و ترویج نماید در ایران؟؟؟

چرا از غرب و غربیان کسی کتب شیخ صدوق یا شیخ حرّ عاملی یا شیخ مفید و علامه مجلسی را احیاء نمی کند؟؟؟

و چرا بالعکس مدام فلاسفه و صوفیان(مشهور به عرفاء) غالبا از علامه مجلسی و شیخ حر عاملی بد گوئی می نمایند؟؟

و هزاران سوالِ دیگر...



ما بقی کلام حضرتعالی نیز به علت خُلُو ّ از علمیت و تصوری بودن، نیازی به تعلیق ندارد.


این عبارات در نقل قول از جناب :
حسن.س.
می باشد



نقل قول:در صفحه ی قبل که حرفی جز چند استفتاء که برای من که مقلد دیگری هستم ارزش عملی ندارد!!!

دوست عزیز ؛

ابتداءً عارض می شوم که لطف نموده و کلمه "استفتاء" را برای حقیر تعریف بنمائید، تا متوجه شویم که تعریف شما چقدر با تعاریف فقهی و اصولی مطابقت دارند.

ثانیا از یک شخص مسلمان به خصوص شما که به هر حال مسئولیتی در این تالار دارید، بسیار ناشایست است که اینگونه در مورد نظرات کلامی و عقیدتی بزرگترین عالمان شیعه، اظهار نظر میکنید. خوب بود کمی رعایت ادب را میفرمودید.



نقل قول:اگر نه بحث را حذف کنیم شما را به خیر را ما را به سلامت.

این گونه لحن کلام نیز فکر نمی کنم متناسب باشد؟




نقل قول:در امثال بزرگان شما اگر خیری بود 1400 سال تا برقراری حکومت ولی فقیه(حفظه الله) زمان تلف نمی شد.


دوست عزیز، اینگونه لحن و کلام شما حاکی از عدم مطالعه و دقت شما دارد، که شایسته است بدون دقت و مطالعه در هیچ امری، به خصوص امور دینی نظر ندهید، چرا که عواقب دنیوی و اخروی خطرناکی دارند.

خدمت شما عارضم که :

1- هم اکنون به روایت مشهور 1434 سال قمری و به روایت غیر مشهور 1433 سال از هجرت رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم از مکه مکرمه به مدینه منورة می گذرد.

یقینا تا سال 329 هجری قمری ، که شیعیان گوش به فرمان و در اطاعت محض از ائمه اطهار علیهم السلام و نواب اربعه امام عصر علیهم السلام بوده اند.

آیا می فرمائید در بزرگان 300 سالِ اول آن 1400 سالی که فرمودید خیری نبوده است؟؟!!!


(بزرگان آن زمان ائمه علیهم السلام و اصحاب آنان بوده اند)


خوب 300 و اندی سال از ادعای شما که ابطال گردید، چرا که در آن زمان فرمان و دستور تنها از آنِ ائمه علیهم السلام بوده، و صلاح دید امور نیز به دست آنان.


می ماند از زمان شروع غیبت کبری تا الآن که باز سخن شما چیزی جز دروغی مشهور و عوامانه نیست چرا که:

1- حکومت های شیعه بسیاری بر قرار شده است که برکات فراوانی داشته اند که هر که طالب است به تاریخ رجوع نماید

2- در بسیاری از حکومت ها غالب امور به دست عالمان دینی یا با نظر و موافقت آنان انجام میگرفته است.

3- به عنوان نمونه خدماتی که علامه مجلسی در دوران صفویه انجام داد، تا کنون شبیه و مانند نداشته است،

آیا علماء ما در حال کنونی نیز چنین قدرتی را دارند که : دستور دهند در هند بت کده ها را خراب کنند و با سنگ آن، مسجد بسازند و با سپاهی از مبلغان، مردم بسیاری از آن مناطق را با برهان و دلیل شیعه بسازند؟؟

یا در زمان علامه مجلسی به شدت و دقت با اموری چون شراب خواری و بی حجابی و صوفی گری و ... مبارزه میشد که امروزه یک هزارم آن را شاهد نیستیم...


آیا اگر جناب الناز شاکر دوست در زمان علامه مجلسی بودند؟؟ به خود جرآت می دادند که اینچنین ترویج بی حجابی کنند و لخت و برهنه به خیابان و جشنواره ها بیایند؟؟

یا آیا علامه مجلسی اجازه تجلیل و تکریم او و امثال او را می دادند؟؟؟

و هزاران سوال دیگر...



در آخر کلام برای شما متاسفیم که بدون مطالعه، دهان به اهانت به خدمات طلائی تاریخ علماء شیعه می گشائید و رعایت نمیکنید...

آیا خدمات طلائی آن عالمان وقت تلف کردن بود؟؟!!

ما شاء الله به این استدلال...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: laanbar1-2-3
۱۰:۵۸, ۱۰/خرداد/۹۲
شماره ارسال: #22

قضاوت در مورد اینکه کی مصداق "کمثل حمار یحمل اسفارا" هست و کی نیست کار هرکسی نیست. تهمت زدن ساده است ولی اثباتش سخت است.
اینه کسی بگه "بسیاری از علماء در آخر الزمان به علت میل به فلسفه و تصوف(که در چند صد سال اخیر شیّادان آن را با نام عرفان تبلیغ میکنند)، ملعون و منحرف اند" به سادگی می تواند یک تهمت باشد. بدون دلیل و مدرک دیگران متهم کردن نشان از بی خردی است.
مصداق تعیین کردن برای روایات و آیات کار هرکسی نیست. شما هم بدون مدرک از آیات و روایات سوء استفاده نکنید. بنده این آیه را فقط برای این آوردم که استدلال برخی را که صرفا با نقل قول از چند عالم می خواهند ثابت کنند عرفان غلط است را رد کنم. یعنی عالم باید اول معلوم شود متخصص در چه رشته ای است؟ ایا فقط عالم فقه است یا عالم عرفان هم هست؟ صرف نقل قول از یک فقیه یا مرجع در مورد عرفان چیز خاصی را ثابت نمی کند مگر اینکه اول ثابت شود آن عالم متخصص عرفان هم هست و عرفان را درست می فهمد.
کاش به جای اینکه n تا منبع برای حدیث (که بدون منبع هم قبول است) یک مدرک برای ادعایتان که مصداق تعیین کردید می آوردید. همین قضاوت عجولانه بیانگر طرز تفکر مخالفان عرفان است. همین که به راحتی و مثل آب خوردن عرفا را تکفیر می کنند نشان دهنده شخصیت آنهاست.


در مورد فلاسفه یونانی باید بدانید که حدیث از امام صدق علیه السلام هست که سقراط پیامبر بوده است. و این حرفهای فلسفی اگر پیامبر ها نبودند تا هزاران سال دیگر هم به عقل بشر نمی رسید. این 124000 پیامبر کجا بوده اند؟ آیا شما مطمئنید حتی یکی از آنها هم در شکل گیری فلسفه یونان نقشی نداشته اند؟ به حرف امام خمینی گوش بدهید و اگر قبول ندارید حداقل انکار نکنید و بگویی شاید باشد. همین هم خوب است و دینتان را تهمت زدن به چیزی مطمئن نیستید به باد ندهید.
حرف پادشاه قبرس برای ما حجت نیست. چیزی که گفته مهم نیست. در ضمن صرف اختلاف که لزوما بد نیست. اختلاف بین علما همیشه بوده و این لازمه رشد علمی است.
منظورتان از علوم کفرآمیز چیست؟ تهمت نزنید. صریح حرف بزنید منظورتان کی است و مدرک بیاورید.
لطفا ثابت کنید هانری کربن جاسوس بوده با مدرک در غیر اینصورت تهمت است. اشکالی دارد یک دانشند غربی در مورد اسلام تحقیق کند؟
اینکه چرا غربیان کتب اسلامی را احیا نمی کنند به ما چه ربطی دارد؟ چرا از خودشان سوال نمی کنید؟!
ثابت کنید که غربی ها از فلاسفه بدگویی می کنند. فعلا که عاشق مولوی هستند.
داشتن هزاران سوال دیگر اشکالی ندارد. فقط یکی یکی بپرسید و به جای تهمت با دلیل و مدرک حرف بزنید. دلیل و مدرک برای مصداق. نه چندین منبع برای یک حدیث و بعد بدون مدرک مصداق تعیین کردن برای آن حدیث.
خدمات طلایی علما سرجایش بسایر محترم است و از آنها تشکر می کنیم و توهین هم نمی کنیم. ولی اگر همان عالم در جایی که تخصصش نیست اظهار نظر کند بدون توهین فقط می گوییم حرفش در رشته ای که تخصص نداشته معتبر نیست. مثل اینکه یک متخصص مغز که صد کتاب با ارزش در رشته مغز دارد بیاید در مورد جراحی قبل یک اظهار نظر کند. دکترهای قبل با تمام احترامی که برای وی قائل هستند و قدر تمام زحماتش را هم می دانند ولی می گوید حرف ایشان در رشته قبل معتبر نیست و ارزش ندارد. خود صاحب عروه هم گفته اگر یک فقیه در غیر رشته فقه اظهار نظر کند حرفش اعتباری ندارد. عرفان در حوزه تخصصی فقه نیست و اگر یک فقیه یا حتی مرجع تقلید در زمینه عرفان نظری بدهد نظرش معتبر نیست مگر اینکه مثل امام خمینی ره هم فقیه باشد و هم عارف.

یافتن تمامی ارسال های این کاربر
۱۱:۰۹, ۱۰/خرداد/۹۲
شماره ارسال: #23
آواتار
نقل قول:قضاوت در مورد اینکه کی مصداق "کمثل حمار یحمل اسفارا" هست و کی نیست کار هرکسی نیست. تهمت زدن ساده است ولی اثباتش سخت است.
اینه کسی بگه "بسیاری از علماء در آخر الزمان به علت میل به فلسفه و تصوف(که در چند صد سال اخیر شیّادان آن را با نام عرفان تبلیغ میکنند)، ملعون و منحرف اند" به سادگی می تواند یک تهمت باشد. بدون دلیل و مدرک دیگران متهم کردن نشان از بی خردی است.


بسیاری از علماء در آخر الزمان به علت میل به فلسفه و تصوف(که در چند صد سال اخیر شیّادان آن را با نام عرفان تبلیغ میکنند)، ملعون و منحرف اند، کما قال مولانا الإمام العسکري(سلام الله علیه) : عُلَمَاؤُهُمْ شِرَارُ خَلْقِ اللهِ عَلَى وَجْهِ الْأَرْضِ لِأَنَّهُمْ يَمِيلُونَ إِلَى الْفَلْسَفَةِ وَ التَّصَوُّفِ .

[/u]
(حدیقة الشیعة، طبع انتشارات دلشاد، ص585)؛

(إثبات الهداة بالنصوص و المعجزات، طبع مؤسّسة الأعلمي، ج4، ص204، ح248)؛

(مستدرک الوسائل، طبع مؤسّسة آل البیت سلام الله علیهم، ج11، ص318، ح13308)؛

(منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة، طبع دار الکتب الإسلامیّة، ج14، ص17)؛

(کشکول الشیخ یوسف البحرانی رحمه الله، طبع دار المحجّة البیضاء، ص819)؛

(مستدرک سفینة البحار، طبع مؤسّسة النشر الإسلامي، ج8، ص295) و...


امام معصوم برای ما بهترین دلیل و شاخص است.




نقل قول:در مورد فلاسفه یونانی باید بدانید که حدیث از امام صدق علیه السلام هست که سقراط پیامبر بوده است. و این حرفهای فلسفی اگر پیامبر ها نبودند تا هزاران سال دیگر هم به عقل بشر نمی رسید. این 124000 پیامبر کجا بوده اند؟

دوست عزیز

اولا: به امام معصوم علیه السلام نسبت دروغ دادید، چراکه چنین روایتی وجود ندارد،

ثانیا: لطف نموده و 3 مورد از آن معارف خیلی ناب فلسفی را که میفرمائید ذکر کنید.


ما بقی کلام شما نیز سابقا پاسخ داده شده بود.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: laanbar1-2-3
۰:۱۹, ۱۱/خرداد/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۱/خرداد/۹۲ ۰:۵۴ توسط حسن.س..)
شماره ارسال: #24

(۶/خرداد/۹۲ ۶:۵۹)وحید110 نوشته است:  حالا که نظر اقای وحید و گلپایگانی اوردید . نظر ایت الله بهجت . قاضی . حسن زاده .خمینی . شیخ بهایی و ... رو هم بیارید
ظاهرا شما منظور علما رو متوجه نشدی. منظور امثال اقای وحید و گلپایگانی عرفان حاصل از فلسفه و تصوف هست منظور ایشون عرفان وحدت وجودی است نه عرفان اهل بیت. شما میگید برو از امام و شیخ بهایی هم مطلب بیارو

اما امام : شما برو چهل حدیث را بخوان بعد متجه میشوی امام به فلسفه اینجور که شما تصور میکنید اعتقادی ندارند. و البته برخی کتاب های دیگر را هم مطالعه کنید متوجه میشودی که امام فلسفه خوانده و تدریس کرده اما به همه چیز و همه جای آن معتقد نیست بلکه به اکثر ان معتقد نیست ایشان فلسفه را به دلیل دانستنن و مسلط شدن به شبهات و جامع علوم شدن خوانده است

اما شیخ بهایی: کسی که از مطالعه علوم دینی اعراض نماید و عمرش را صرف فراگیری فنون و مباحث فلسفی نماید دیری نپاید که هنگام افول خورشید عمرش زبان حالش چنین باشد
تمام عمر با اسلام در داد و ستد بودم کنون می میرم و از من بت و زنار می ماند

امام در مورد امثال اقای قاضی و حسن زاده لازم هست که بدونید اینها از سران وحدت وجود حساب میشوند .بعد شما میگوید برو از اینها مطلب بگذار؟!!!!!!!!!! تا انجا که بنده از عقاید اینها مطلع هستم اینها همه چیز را خدا میدانند دیگر الله اعلم انشالله که اشتباه کرده باشم
یه نمونه از عقاید اقای حسن زاده از کتاب وحدت از دیدگاه عارف و حکیم (همانا خداوند منزه همان خدای دارای همانند است)


یه نکته را خیلی بهش دقت کنید والله قسم ار عجایب است. تقریبا بسیاری از عرفان های نوظور دقیقا همان فلسفه و وحدت وجود است پس این اقاین و علمای طرفدار فلسفه و وحدت وجود چرا امثال اوشو را گمراه و فاسد میدانند؟!!!!!!!!!
این یک نمونه از عقاید وحدت وجودی اوشو (خداوند در همه جا هست پس چگونه میتواند در ان بت ها نباشد؟ پس او در این بت سنگی نیز هست اگر او در یک قطعه سنگ معمولی وجود دارد چرا در یک سنگ کنده کاری شده نباشد؟ ) از کتاب افتاب و سایه ها ص 142

اینم عقاید یکی دیگه از رهبران عرفان های نو ظهور:
جهان هستی همانند عکسی از روی اوست که در آینه هستی انعکاس یافته و آنچه را مشاهده میکنم تجلی الهی محسوب میشود... فقط یک حقیقت مطلق وجود دارد و غیر از آن همه چیز مجازی است....


دریاره اقای بهجت هم یقین ندارم اما از یکی از افراد بسیرا متدین شنیدم که میگفت یک بار در حرم امام رضا کنار ضریح حقیقت اقای بهجت را به بنده نشان دادند و ایشان ان چیزی نبود که مردم فکر میکردند و دستش به جای نرسیده بود. هرچند بنده سخن این شخص را برا یخودم حجت ندانستم اما برایم جای تامل داشته چون میدانستم این ادم دروغ گو نیست و اهل این حرفها نیست که مثلا از روی کینه و دشمنی بخواهد حرفی بزند. الله اعلم

(۱۰/خرداد/۹۲ ۱۱:۰۹)حق الیقین نوشته است:  

بسیاری از علماء در آخر الزمان به علت میل به فلسفه و تصوف(که در چند صد سال اخیر شیّادان آن را با نام عرفان تبلیغ میکنند)، ملعون و منحرف اند، کما قال مولانا الإمام العسکري(سلام الله علیه) : عُلَمَاؤُهُمْ شِرَارُ خَلْقِ اللهِ عَلَى وَجْهِ الْأَرْضِ لِأَنَّهُمْ يَمِيلُونَ إِلَى الْفَلْسَفَةِ وَ التَّصَوُّفِ .

[/u]
(حدیقة الشیعة، طبع انتشارات دلشاد، ص585)؛

(إثبات الهداة بالنصوص و المعجزات، طبع مؤسّسة الأعلمي، ج4، ص204، ح248)؛

(مستدرک الوسائل، طبع مؤسّسة آل البیت سلام الله علیهم، ج11، ص318، ح13308)؛

(منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة، طبع دار الکتب الإسلامیّة، ج14، ص17)؛

(کشکول الشیخ یوسف البحرانی رحمه الله، طبع دار المحجّة البیضاء، ص819)؛

(مستدرک سفینة البحار، طبع مؤسّسة النشر الإسلامي، ج8، ص295) و...


امام معصوم برای ما بهترین دلیل و شاخص است.





دوست عزیز

اولا: به امام معصوم علیه السلام نسبت دروغ دادید، چراکه چنین روایتی وجود ندارد،

ثانیا: لطف نموده و 3 مورد از آن معارف خیلی ناب فلسفی را که میفرمائید ذکر کنید.


ما بقی کلام شما نیز سابقا پاسخ داده شده بود.
خب انگار شما واردی یه جورای. دوست دارم درباره بطلان فلسفه بهم کمک کنید که بیشتر بدونم البته نظارت موافقان را هم خواهم خواند تا حق برایم روشن شود. حق جان لطفً بنده را ساپورت اطلاعاتی کن تا ببینم چه خبره اما اینکه یکی گفته بقرایط و ارسوط و.. پیامبر بودن که دیگه بدجوری خنده دار هست . پس منم پیامبرم . من که از اون کمتر نیستم دیگه
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
۱:۰۱, ۱۱/خرداد/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۴/خرداد/۹۲ ۱:۴۶ توسط aboutorab.)
شماره ارسال: #25
آواتار
علي ولي الله
سلام بر همگي

موفق باشيد
يا علي عليه السلام
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: laanbar1-2-3
۱:۳۹, ۱۱/خرداد/۹۲
شماره ارسال: #26
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم

آقای رنجستان !!!

نقل قول:دریاره اقای بهجت هم یقین ندارم اما از یکی از افراد بسیرا متدین شنیدم که میگفت یک بار در حرم امام رضا کنار ضریح حقیقت اقای بهجت را به بنده نشان دادند و ایشان ان چیزی نبود که مردم فکر میکردند و دستش به جای نرسیده بود. هرچند بنده سخن این شخص را برا یخودم حجت ندانستم اما برایم جای تامل داشته چون میدانستم این ادم دروغ گو نیست و اهل این حرفها نیست که مثلا از روی کینه و دشمنی بخواهد حرفی بزند. الله اعلم

به چه حقی از قول یک شخص مجهول الهویه در مورد حضرت آیت الله بهجت اینطوری حرف میزنید؟

میدونید ایشون به کجاها رسیده بودند؟

همین شخصی که میگید متدین بوده انقدر بی دین بوده که پشت سر یه مرجع اینطور حرف زده

حضرت آقای بهجت خیلی هم وصل بودند و از وزنه های کره زمین بودند

معرفت ایشون به اهل بیت و ارادتشون مثال زدنیه

حسادت خیلی چیز بدیه

=======

نظرم در مورد موضوع کلی تاپیک

عرفان و فلسفه رو به اعتبار حوزه هایی که امام خمینی روحی فداء دنبال کردند کاملا قبول دارم و هرگز با امر اهل بیت متناقض نمیدونم

هر شخصی حتی از بزرگان هم در این مورد نظر مخالفی رو دارند برداشت خودشونه و باید بابتش جواب بدن
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
۸:۱۸, ۱۱/خرداد/۹۲
شماره ارسال: #27
آواتار
به هر حال آیت الله بهجت و سائر بزرگان، اینچنین نیست که غیر قابل نقد و ردّ باشند.

این رسم حوزه های علمیه شیعه بوده و است.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
۱۱:۱۸, ۱۱/خرداد/۹۲
شماره ارسال: #28
آواتار
کلیپ سانسورشده از سایت سمت خدا - استاد قرائتي در مورد فلسفه مي گويد

ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
۱۲:۰۲, ۱۱/خرداد/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۱/خرداد/۹۲ ۱۲:۲۰ توسط غربت تشیع.)
شماره ارسال: #29

(۱۰/خرداد/۹۲ ۱۱:۰۹)حق الیقین نوشته است:  
بسیاری از علماء در آخر الزمان به علت میل به فلسفه و تصوف(که در چند صد سال اخیر شیّادان آن را با نام عرفان تبلیغ میکنند)، ملعون و منحرف اند، کما قال مولانا الإمام العسکري(سلام الله علیه) : عُلَمَاؤُهُمْ شِرَارُ خَلْقِ اللهِ عَلَى وَجْهِ الْأَرْضِ لِأَنَّهُمْ يَمِيلُونَ إِلَى الْفَلْسَفَةِ وَ التَّصَوُّفِ .

شما اول ثابت کنید در این حدیث منظور از الْفَلْسَفَةِ وَ التَّصَوُّفِ دقیقا همان عرفانی است که امام خمینی و علامه طباطبایی از آن حرف می زنند. صرف شباهت ظاهری باعث نمی شود که دوچیز ماهیتا یکی باشند. در مورد فلاسفه و صوفی های منحرف امام خمینی هم این حدیث را قبول دارند. شما با ماهیت ثابت کنید. نه با شباهت ظاهری.


(۱۰/خرداد/۹۲ ۱۱:۰۹)حق الیقین نوشته است:  اولا: به امام معصوم علیه السلام نسبت دروغ دادید، چراکه چنین روایتی وجود ندارد،


شما مگر ماشالا تمام احادیث گفته شده تمام معصومین را حفظید که اینقدر با اطمینان می گویید همچین حدیثی وجود ندارد؟! هیچ آدم غیر معصومی نمی تواند با اطمینان همچین ادعایی کند. آیا می توانید این ادعا را ثابت کنید؟ من می توانم حدیث مذکور را بیاورم ولی آیا شما می توانید عدم وجود آن را ثابت کنید؟



(۱۰/خرداد/۹۲ ۱۱:۰۹)حق الیقین نوشته است:  ثانیا: لطف نموده و 3 مورد از آن معارف خیلی ناب فلسفی را که میفرمائید ذکر کنید.


بنده کی عبارت
معارف خیلی ناب فلسفی را بکار بردم؟ همین که بتوان با صرف عقل وجود داشتن خدا را ثابت کرد و آن را تا حدود زیادی شناخت فلسفه است و خیلی هم مفید است و باعث میشود دین انسان کورکورانه و تقلیدی نباشد.


(۱۱/خرداد/۹۲ ۱۱:۱۸)laanbar1-2-3 نوشته است:  کلیپ سانسورشده از سایت سمت خدا - استاد قرائتي در مورد فلسفه مي گويد

دوستان لطفا قبل از اینکه بفرمائید فلانی در مورد فلسفه چی گفته به این حدیث امام علی علیه السلام دقت کنید:
لا تنظر الی من قال انظر الی ما قال

بعدش دقت کنید که آیا آن شخص در رشته فلسفه و عرفان متخصص و صاحب نظر هست یا نه؟ اگر نیست هرکس که هست حرفش در این رشته تخصصی اعتبار ندارد.

بعدش سعی کنید به جای اینکه که بگید فلانی چی گفته استدلال آن شخص را بیاورید (انظر الی ما قال) بگید به این دلیل و مدرک فلسفه یا عرفان باطل است.
در ضمن دقت کنید کلمه فلسفه همیشه به یک معنا به کار نمی رود. ممکن است یکی منظورش از فلسفه چیزی باشد که دیگری منظورش آن نیست. یعنی اول مطمئن شوید آن فلسفه ای که آقای قرائتی می گوید همانی است که امام خمینی می گوید. چون ممکن است آنها هردو حرف هم را قبول داشته باشند. فلسفه و عرفان شاخه های انحرافی و شیطانی هم دارند و اول باید دید منظور طرف دقیقا چیست بعد قضاوت کرد. مسلما امام خمینی هم فلسفه و عرفان و صوفی گری انحرافی را قبول ندارد.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: حسن.س. ، laanbar1-2-3
۱۵:۳۹, ۱۱/خرداد/۹۲
شماره ارسال: #30
آواتار
(۱۱/خرداد/۹۲ ۱۲:۰۲)غربت تشیع نوشته است:  شما اول ثابت کنید در این حدیث منظور از الْفَلْسَفَةِ وَ التَّصَوُّفِ دقیقا همان عرفانی است که امام خمینی و علامه طباطبایی از آن حرف می زنند. صرف شباهت ظاهری باعث نمی شود که دوچیز ماهیتا یکی باشند. در مورد فلاسفه و صوفی های منحرف امام خمینی هم این حدیث را قبول دارند. شما با ماهیت ثابت کنید. نه با شباهت ظاهری.


نه ما چنین قدرتی نداریم، چون مرغ برخی یک پا دارد!

حدیث کاملا واضح الدلالة و واضح المعنی است،

موضوع عالمانی است که میل به فلسفه و تصوف ( که امروزه به عرفان مشهور شده است) دارند.

در ضمن ما اسمی از کسی نیاوردیم که شما اسم آوردید ، نزاکت را لطفا رعایت بفرمائید.



نقل قول:
شما مگر ماشالا تمام احادیث گفته شده تمام معصومین را حفظید که اینقدر با اطمینان می گویید همچین حدیثی وجود ندارد؟! هیچ آدم غیر معصومی نمی تواند با اطمینان همچین ادعایی کند. آیا می توانید این ادعا را ثابت کنید؟ من می توانم حدیث مذکور را بیاورم ولی آیا شما می توانید عدم وجود آن را ثابت کنید؟


دوست عزیز، اگر قرار باشد هر کسی از راه برسد و چیزی را ادعاء کند و به معصومین نسبت دهد، بعد هم که از او سند بخواهیم ، بگوید شما ثابت کنید چنین چیزی نبوده، که دیگر چیزی از دین باقی نمی ماند. این حرف شما دلالت بر عدم کمترین سواد اسلامی شما دارد،

چرا که علماء دقت بسیار در علم رجال مینمایند تا مبادا حدیثی که موجود است، اما راوی آن مورد اعتماد نبوده، مبنی یک عقیده قرار نگیرد آن حدیث

آن وقت شما آمدید و می گوئید شما ثابت کن چنین چیزی نیست.

دوست عزیز:

الدلیل علی المدعی

کسی که چیزی را ادعاء میکند باید دلیل بیاورد، شما نیز نسبت دروغ به امام معصوم علیه السلام دادید و باید سند صحیح از روایات صحیح السند بیاورید. و السلام




نقل قول:بنده کی عبارت معارف خیلی ناب فلسفی را بکار بردم؟ همین که بتوان با صرف عقل وجود داشتن خدا را ثابت کرد و آن را تا حدود زیادی شناخت فلسفه است و خیلی هم مفید است و باعث میشود دین انسان کورکورانه و تقلیدی نباشد.


شما متاسفانه فقط توجیهاتی را که به شما آموختند تکرار میکنید، و الا اگر ساده ترین کتب فلسفی مانند بدایه و هدایه را بخوانید متوجه می شوید که مطالبی بی اساس و بی فائده است که نه تنها کمکی به ایمان انسان نمیکند ، بلکه انسان را منحرف می سازد،

اما استدلالات عقلی، که ربطی به فلاسفه ندارد، و تماما در کتب حدیث موجود است و کتب فلاسفه ، همه را جمع کنید، جذابیت و عقلانیتش به یک حدیث مفضل امام صادق علیه السلام در اثبات توحید و دین نمیرسد...



نقل قول:دوستان لطفا قبل از اینکه بفرمائید فلانی در مورد فلسفه چی گفته به این حدیث امام علی علیه السلام دقت کنید:
لا تنظر الی من قال انظر الی ما قال

اولا حدیث فوق مرسل است و ثانیا؛

ربطی به موضوع بحث ندارد و ثالثا:

کسب علم و عقیده و اعتقاد فقط از اهل بیت علیهم السلام و احادیث آنان جائز است، به شهادتِ روایات متواتری که در کافی آمده است.




نقل قول:بعدش دقت کنید که آیا آن شخص در رشته فلسفه و عرفان متخصص و صاحب نظر هست یا نه؟

مسلم است که چنین حرفی را خواهید زد،

علماء اسلام همگی بر مبانی فلاسفه مطلع بودند و خبره و آگاه و کتاب های ردّی که نوشتند نیز بر این مطلب گواهی میدهد

اما منحرفان فلسفه و عرفان همانند اهلسندت و وهابیت مدام علماء ما را متهم به نداشتن علم کافی میکنند:

مانند وهابی ها که میگویند: شما علم لغت بلد نیستید و معنی کلمه مولی را خوب نمیفهمید.




نقل قول:بعدش سعی کنید به جای اینکه که بگید فلانی چی گفته استدلال آن شخص را بیاورید (انظر الی ما قال) بگید به این دلیل و مدرک فلسفه یا عرفان باطل است.

علماء شیعه که نظر داده اند نیز از روی علم و آگاهی و بصیرت نظر داده اند. و شما نیز اگر واقعا طالب حقیقت هستید باید بروید و کتب علماء مانند شیخ صدوق و مفید و مجلسی و حر عاملی را در مورد عقائد و ردّ بر منحرفین بخوانید تا بر موضوع مطلع شوید

و الا کسی نمیتواند 600 صفحه کتاب را در یک انجمن کپی و پیست نماید.




نقل قول:در ضمن دقت کنید کلمه فلسفه همیشه به یک معنا به کار نمی رود. ممکن است یکی منظورش از فلسفه چیزی باشد که دیگری منظورش آن نیست.


شاید و ممکنه و ... رو کاشتند، سبز نشد...

پس ما هم باید برویم ببینیم که منظور از آمریکائی که بهش میگن مرگ بر آمریکا آمریکای مرکزی یا آمریکای لاتین یا قاره آمریکا یا ایالات متحده....



نقل قول: یعنی اول مطمئن شوید آن فلسفه ای که آقای قرائتی می گوید همانی است که امام خمینی می گوید. چون ممکن است آنها هردو حرف هم را قبول داشته باشند. فلسفه و عرفان شاخه های انحرافی و شیطانی هم دارند و اول باید دید منظور طرف دقیقا چیست بعد قضاوت کرد. مسلما امام خمینی هم فلسفه و عرفان و صوفی گری انحرافی را قبول ندارد.


منظور از مطالب انحرافی همان مطالبی است که مراجع تقلید مانند صافی و وحید و بشیر و فیاض و سیستانی و ... فرمودند

مطالب بوعلی سیناء و سهروردی و فارابی و ابن عربی و ملا صدرا و اتباعشان...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: aboutorab ، laanbar1-2-3
موضوع بسته شده  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  شبهات پیرامون فلسفه و عرفان حسن.س. 39 20,801 ۱۸/اسفند/۹۲ ۲۳:۵۳
آخرین ارسال: حسن.س.
  انتقاد آیت الله سیستانی از تدریس فلسفه و عرفان داداش کایکو 1 1,514 ۱۷/آذر/۹۲ ۲۱:۱۶
آخرین ارسال: حسن.س.
  آیا عرفان نظری و فلسفه پیش نیاز عرفان عملی و سیروسلوک است؟ sajad0511 0 1,482 ۱۰/اردیبهشت/۹۲ ۱۶:۱۷
آخرین ارسال: sajad0511
  پشت پرده ی موج جدید ضد فلسفه و عرفان Admirer 38 18,083 ۱۹/دی/۹۱ ۱۸:۴۷
آخرین ارسال: ELENOR
  آیا فلسفه می تواند درستی یک دین را اثبات کند؟ فرهاد55 68 28,559 ۱۳/آذر/۹۱ ۱۶:۰۱
آخرین ارسال: mahdy_mir

پرش در بین بخشها:


بالا