|
عصمت انبیا و اهل بیت
|
|
۲۳:۳۵, ۲۹/آبان/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۹/آبان/۹۲ ۲۳:۵۹ توسط وحید110.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
سلام باتوجه به بحثی که در از سوی خانم عایشه بر موضوع (۲۹/آبان/۹۲ ۱۷:۲۸)عایشه نوشته است: بسم الله الرحمن الرحیم مطرح شد ، تصمیم گرفتیم که در موضوع عصمت بیشتر صحبت کنیم در این سلسله مباحث سعی شد که از عصمت انبیا تا عصمت خاندان ال طاها مورد برسی قرار بگیره و اثبات کنیم که هم انبیا معظم و هم اهل بیت خاندان رسالت دارای عصمت میباشند و هم اینکه بحث عصمت هم همانند امامت ، موهبی است از سوی خدای متعال. پیش از اغاز به بحث لازم میدونم که جواب خانم عایشه رو بدم تا شبهه و موضوعی باقی نمونه که ایشون هرچی زودتر به پاسخ های خودشون برسن. بسم الله الرحمن الرحیم خانم عایشه سلام علیکم در پاسخ به شما لازم هست اول چند نکته رو خدمت شما عرض کنم بعد به پاسخ بپردازم. در ادرس دادن لطف کنید ادرس رو طبق خطبه و کدام نگارنده بفرمایید نه اینکه نهج البلاغه صفحه ... . این دیگه از ابتداییات هستش. بعد خدمت شما عرض کنم که ، متن رو لطف کنید حداقل متن اصلی به همراه متن ترجمه قرار بدید تا ببینیم که ایا ترجمه صورت گرفته معادل خود متن هست یا اینکه ترجمه ذوقی ( چون قبلا مشاهده شده بود که نقل میکردند بعد با مراجعه به متن هم میدیدم که اصلا متن ترجمه شده هم اونی نبود که نقل شده بود) بعد از کمی مقدمه میرسیم به جواب شما اصل كلام اميرمؤمنان عليه السلام اميرمؤمنان عليه السلام در خطبه 216 نهج البلاغه مىفرمايد: فَلَا تَكُفُّوا عَنْ مَقَالَةٍ بِحَقٍّ أَوْ مَشُورَةٍ بِعَدْلٍ فَإِنِّي لَسْتُ فِي نَفْسِي بِفَوْقِ أَنْ أُخْطِئَ وَلَا آمَنُ ذَلِكَ مِنْ فِعْلِي إِلَّا أَنْ يَكْفِيَ اللَّهُ مِنْ نَفْسِي مَا هُوَ أَمْلَكُ بِهِ مِنِّي. پس، از گفتن حق، از مشورت در عدالت خوددارى نكنيد، زيرا خود را برتر از آن كه اشتباه كنم و از آن ايمن باشم نمىدانم، مگر آن كه خداوند( كسيكه به من از خودم مالك تر است) مرا حفظ فرمايد. نهج البلاغه عبده، ج2، ص201، خطبه216؛ الكليني الرازي، أبي جعفر محمد بن يعقوب بن إسحاق (متوفاي328 هـ)، الكافي، ج8، ص356، تحقيق و تصحيح وتعليق علي أكبر الغفاري، ناشر: دار الكتب الإسلامية - طهران، الطبعةالرابعة،1362 هـ.ش. در واقع معناي كلام امام عليه السلام اين مي شود: روشن است كه اميرمؤمنان عليه السلام و نيز تمامى انبياء همانند انسانهاى ديگر داراى دو قوه عقل و شهوت هستند. آنها نيز همانند ما قادر هستند كه اشتباه كنند و يا مرتكب گناه شوند؛ اما تفاوتى كه آنها با بقيه مردم عادى دارند، در اين است كه لطف خداوند هميشه شامل حال آنها است، پس امام عليه السلام در اين خطبه، نه تنها خود را معصوم مىداند؛ بلكه سر منشأ اين عصمت را نيز لطف خداوند مىداند. اين گفته اميرمؤمنان عليه السلام دقيقا بر طبق همان تعريفى است كه شيعه از عصمت دارد؛ يعنى آنها قدرت بر انجام گناه را دارند؛ اما لطف خداوند هميشه شامل حال آنها است و آنها را از گناه و خطا باز مىدارد. شيخ مفيد رضوان در این باره اين چنين می گوید: العصمة لطف يفعله الله تعالى بالمكلف بحيث يمتنع منه وقوع المعصية وترك الطاعة مع قدرته عليهما. عصمت، لطفى از جانب خداوند است كه شامل حال مكلف مىشود و او را از وقوع در معصيت و ترك اطاعت باز مىدارد؛ با اين كه آن شخص قادر به انجام آن دو است. الشيخ المفيد، محمد بن محمد بن النعمان ابن المعلم أبي عبد الله العكبري، البغدادي (متوفاي413 هـ)، النكت الإعتقادية و رسائل اخري، ص37، تحقيق: رضا مختاري، ناشر: دار المفيد للطباعة والنشر والتوزيع - بيروت – لبنان، الطبعة: الثانية، 1414 هـ - 1993 م. توضيحات: چاپ كنگره هزارمين سالگرد رحلت شيخ مفيد. سخن امام عليه السلام با تعريفى كه شيخ مفيد از عصمت دارد، دقيقا عين هم هستند و تفاوتى با يكديگر ندارند. درست است كه آن حضرت در صدر كلام خود فرموده است: لَسْتُ فِي نَفْسِي بِفَوْقِ أَنْ أُخْطِئَ وَلَا آمَنُ ذَلِكَ مِنْ فِعْلِي. خود را برتر از آن كه اشتباه كنم و از آن ايمن باشم نمىدانم. اما در ذيل كلام خود بلافاصله براى دفع توهم نفى عصمت، امكان خطا از خويش را با جمله استثنائيه نفى نموده و فرمودهاند: إِلَّا أَنْ يَكْفِيَ اللَّهُ مِنْ نَفْسِي مَا هُوَ أَمْلَكُ بِهِ مِنِّي. مگر اينكه خداوند مرا در برابر خويشتن خويشم كفايت كند كه او بيش از خود من قلمرو هستيم را مالك ميباشد. به عبارت ديگر امام عليه السلام با اين تعبير يكى از زيباترين مظاهر توحيد افعالى را رقم زده و صريحا بيان فرمودهاند كه: «اگر لطف خدا شامل حال بندهاش نگردد هيچكس نميتواند فى نفسه و با استقلال خود را از خطا و لغزش مصونيت بخشد.» اگر كسى فقط نگاهش به صدر كلام امير المؤمنين عليه السلام باشد و به ذيل آن توجهينكند، مثل اين است که صدر آيه شريفه 110 سوره کهف را بخواند كه مى فرمايد: قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ و ذيل آيه را کنار بگذارد: يُوحَى إِلَيَّ آيا اين نظر، نظر ظلم و جفا نگرى نيست؟! در سوره ابراهيم، آيه 11 مىفرمايد: قَالَتْ لَهُمْ رُسُلُهُمْ إِنْ نَحْنُ إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ پسوند آيه هم اين است: وَ لَكِنَّ اللَّهَ يَمُنُّ عَلَى مَنْ يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ وَ مَا كَانَ لَنَا أَنْ نَأْتِيَكُمْ بِسُلْطَانٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ. همچنين تعبيرى که حضرت يوسف (عليه السلام) دارد: وَ مَا أُبَرِّئُ نَفْسِي إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلَّا مَا رَحِمَ رَبِّي. يوسف/53. در نتيجه، استفاده عدم عصمت از گفتار اميرمؤمنان عليه السلام، گفتارى است نسنجيده و غير قابل قبول. این از پاسخ به موضوع شما که تاجایی که نیاز بود جواب داده شد. اما دوستان گرامی ان شالله بحث عصمت از انبیا تا اهل بیت رو در مجال بعد پیش میگیریم. هدف از این بحث روشن شدن بحث عصمت هست که باید فرستاده خدا ان رو داشته باشه و این داشتن هم لطف خدا هست به فستاده او. ان شا لله بحث کلی و مکفی رو در اینده دنبال خواهیم کرد. چون بحث سلسله ای هست دوستان لطف کنن و تاجایی که ممکن هست صبر و شکیبایی کنند تا بحث تکمیل بشه. اگه سوال و شبهه و مطلبی بود لطف کنین پیام خصوصی بدید تا اگه لازم بود در پست صحبت بشه و یا شاید در سیر کلی مبحث باشه ولی دیر زود بشه مطالب. با تشکر از همه دوستان مخصوصا خانم عایشه که موجبات ارایه مطالب با کیفیت بیشتر را فراهم میکنند.
|
|||
|
| آغاز صفحه 7 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۱:۴۵, ۱۲/آذر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۲/آذر/۹۲ ۱۱:۵۶ توسط mahdy30na.)
شماره ارسال: #61
|
|||
|
|||
|
[quote='Atosa' pid='234418' dateline='1386021233']
ببخشین! حالا من نمیدونم اینا تو کتابای ما هست یا نیس!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! ولی اگه باشه نظر مفسرا هست تو تفسیرشون!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! نه نظر مذاهب اربعه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! ک حالا ترجمش معلوم نیس عین همین باشه ک نوشتین! تازه اصلا هم منظور مفسرا این چیزی نیس ک شما برداشت کردین!!!!!!!!!!!!!!!!! ای طور ک شما نوشتین ک بین شیعه و سنی در عصمت هیچ فرقی نیس!! میخواین بگین وهابی ها ب عدم عصمت معتقدن نه سنیها !!!!!!!!! ![]() نکنه شما بهتر از ما میدونی ب چی معتقدیم ب چی نیستیم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ فقط ی عده کمی از اهل تسنن هستن ک ای اعتقاد بالا ک شما نوشتین دارن نه همشون!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! متوجه شدین؟ ی عده خیلی کم بقیه فرقه ها در این باره همشون معتقدن ک پیامبر معصوم نیس! حالا ی جزئیاتی با هم اختلاف دارن ولی هیچکدوم معتقد ب عصمت مطلق مثل شیعه نیستن!!!!!!!!! اونم اینطور ک اسم سه تا فرقه اوردی گفتی همه معتقدند!!!!! حالا دیدین تو ویکی پدیا نوشته فقط حنبلی ها عصمت قبول ندارن فک کردین بقیه عصمت قبول دارن ![]() ![]() نه! تنها کسایی ک تو اسلام ب عصمت مطلق اعتقاد دارن شیعه ها هستن دیگه نخواید بگید وهابی ها ای اعتقاد دارن ن سنی ها ک اصلا درس نیس! در ضمن شما ای جوری میخوای عصمت ثابت کنی!!!!!!!!!!!!!!!!!!! پست اقای محمد معاون رو بخون!!!!!! تو کتاب خودتون گفته ک هم علی مرتضی اشتباه میکرده هم پیامبر !!!!!!!!!! پس چطوری معصومن! (ای صد بار) حالا برین هی از اینجا اونجا کپی کنین ب سنی ها بگین وهابی!!!!!!!!!!!!!!! ای تفسیر میگه معصومون!!!!!!!!!!! نمیگه حضرت محمد!!!!!!!!!!!!!!!!! کجا بزرگان اهل سنت همچین اعتقادی دارن ک شما با مشکی نوشتی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ بیارین دقیق بامدرک و سند من ببینم!!!!!!!!!!!!!!!! برا خودتون تفسیر می کنین!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! بعد هم نوشتین وهابی ها اعتقاد ب عدم عصمت دارن!!!!!!!!!!!!!!!!! نه سنی ها! [/quote] خانم اتوسا شما فرقی بین وهابیت و اهل سنت قایل نیستین دیگه به خودتون برمیگرده نه به نظر علمای شما.وهابیت جدای از اهل سنت است این هم صد بار. لطف کنین و پست نظر علمای اهل سنت درباره وهابیت رو مطالعه بفرمایید. اهل سنت پیر چهار مکتب مالکی حنفی شافعی و حنبلی هستن ، برای مطالعه درباره این چهار مکتب هم میتونید بصورت خلاصه به پست (شناختی از مذاهب اربعه) نگاه بندازین و همچنین به بحث (سلفیه و تقریب) نگاه بندانزین تا شاید بیشتر با سلفیت وهابیت و فرق اون با مکاتب چهارگانه اهل سنت اشنا شدین. بعدشم تو این چند پست داریم بحث عصمت نبی اکرم رو که شما توش اختلاف دارین برسی میکنیم نه امام. لطف کنین مباحث رو با تامل مطالعه بفرمایید نه اینکه انتظار داشته بشین تو 2خط براتون نوشته بشه. بین اهل سنت و وهابیت اختلاف است. درپاسخ به چند موضوعی که گفتید : دیگه شما به کتب دسترسی ندارید ایراد از من و متون نیست ، نظر علما چی هست!!!!!! یعنی علما کی هستن؟ خیلی جالبه واقعا چون هیچ فردی رو قبول ندارین و این نشون میده که هیچ کتاب هیچ رایی برای شما قابل اعتماد نیست.منظور مفسرین چی هست؟ قبلش بگم که شما گفتین مفسرین جزو علما نیستن. متن عربی قرار داده شد میتونید ترجمه شخصی کنید. همونقدر که بین قران شیعه و اهل سنت ( پیروان 4مکتب اخلافی نیست) پس معلوم میشه شما با این جمله : [quote='Atosa' pid='234418' dateline='1386021233'] میخواین بگین وهابی ها ب عدم عصمت معتقدن نه سنیها !!!!!!!!! ![]() [/quote] هیچ فرقی بین وهابیت و اهل سنت قایل نبوده و نیستین. شما به هرچی معتقد باشین میشین یک چهارم از مذهب اهل هستین پس جمع نبندید. احمدحنبل ،( امام حنبلی ها) هستش ایا ایشون رو هم قبول ندارین؟ خودتون پیرو کدوم مکتب هستین؟ بعدش تفسیر یا حدیث ؟ من هر دور و اوردم اگه تفسیر رو قبول ندارین دیگه حدیث رو میتونید با استفاده از نگاه علوم ( درایة رجال علم الحدیث و فقه الحدیث) متوجه بشین که حدیث درست هست یانه ، نه اینکه بگین من این رو قبولل ندارم - ببخشین شما با اینکه میگین سنتون کم هست در حد این نیستین که بخوایین حدیث رو رد کنید. وهابیت به عدم عصمت انبیا و مطابق اون عصمت معصوم رو رد و منکر میشه ، اما اهل سنت ( پیروان چهار مکتب ) نطراتی رو ارایه دادن مطالعه فرمودین. [quote='mahdy30na' pid='234399' dateline='1386015085'] احمدحنبل عن عبد الله ابن عمرو ، قال : كنت أكتب كل شئ أسمعه من رسول الله صلى الله عليه وسلم أريد حفظه ، فنهتني قريش ، وقالوا : أتكتب كل شئ تسمعه ورسول الله صلى الله عليه وسلم بشر يتكلم في الغضب والرضا ، فأمسكت عن الكتاب ، فذكرت ذلك لرسول الله صلى الله عليه وسلم ، فأومأ بأصبعه إلى فيه ، فقال : ( اكتب فوالذي نفسي بيده ما يخرج منه إلا حق ) . عبد الله بن عمرو عاص كه سخنان پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله و سلم را مينوشت ، قريش نهي كردند و گفتند : " تو چرا همۀ سخنان پيامبر را مينويسي ؟ پيغمبر بشري است همانند ديگران ، غضبناك و عصباني مي شود ، از حال عادي بيرون ميرود و سخناني كه بيان ميكند ، قطعاً سخنان نادرستي است" عبد الله بن عمرو عاص ميگويد : " من ننوشتم تا خدمت نبي مكرم اسلام صلي الله عليه و آله و سلم رسيدم و قضايا را براي حضرت نقل كردم . حضرت به دو لبهاي خودش اشاره كردند و فرمودند" : قسم به خدايي كه جان من پيغمبر در قبضۀ قدرت او است ، از اين دو لب من جز حق صادر نميشود . مسند احمد - الإمام احمد بن حنبل - ج 2 - ص 192 و سنن أبي داود - ابن الأشعث السجستاني - ج 2 - ص 176 و سنن الدارمي - عبد الله بن بهرام الدارمي - ج 1 - ص 125 و المستدرك - الحاكم النيسابوري - ج 1 - ص 104 و تحفة الأحوذي - المباركفوري - ج 7 - ص 357 و تفسير ابن كثير - ابن كثير - ج 4 - ص 264 و وسائل الشيعة (آل البيت) - الحر العاملي - ج 1 - ص مقدمة التحقيق 7 و تذكرة الفقهاء (ط.ج) - العلامة الحلي - ج 1 - ص مقدمة التحقيق 14 حاكم نيشابوري بعد از نقل حديث ميگويد : هذا حديث صحيح الاسناد أصل في نسخ الحديث عن رسول الله صلى الله عليه وآله ولم يخرجاه . ذهبي نيز در حاشيه مستدرك اين حديث را صحيح دانسته است . الباني اين روايت را در سلسلة الأحاديث الصيحيحة ، ج4 ، نقل کرد و ميگويد كه روايت صحيح است . --- قرطبي در كتاب تفسيرش ، ج1 ، ص 349 ميگويد : وقال جمهور من الفقهاء من أصحاب مالك وأبي حنيفة والشافعي : إنهم معصومون من الصغائر كلها كعصمتهم من الكبائر أجمعها ، لأنا أمرنا باتباعهم في أفعالهم وآثارهم وسيرهم أمرا مطلقا من غير التزام قرينة ، فلو جوزنا عليهم الصغائر لم يمكن الاقتداء بهم . تفسير القرطبي ، القرطبي ، ج 1 ، ص 308 . تمام فقهاي مالكي ، حنفي و شافعي متفق القول هستند كه انبياء از هر گونه گناه ، چه از صغائير و چه از غير صغائر ، معصوم هستند ؛ چون خداي عالم به ما دستور داده است از اينها تبعيت كنيم ؛ هم در افعالشان و هم در گفتارشان و هم در سيره وبرخوردشان به صورت امر مطلق . اگر انجام صغائر براي آنها جايز باشد ، اقتدا كردن به آنها ممكن نيست ... . بزرگان اهل سنت همگي از اين روايت استفاده كردهاند كه پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم در بالاترين درجۀ عصمت و طهارت قرار دارد و هر گونه نسيان و سهو و غفلت به اعتبار اين روايت از نبي مكرم كاملا برداشته شده است . [quote] این تفسیر از برای علما هست ." مفسرین و علما " لطف کنین نظر امام احمد حنبل رو هم بخونین . ایشون که دیگه امام حنبلی ها هستند. [quote='Atosa' pid='234418' dateline='1386021233'] ای تفسیر میگه معصومون!!!!!!!!!!! نمیگه حضرت محمد!!!!!!!!!!!!!!!!! کجا بزرگان اهل سنت همچین اعتقادی دارن ک شما با مشکی نوشتی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ بیارین دقیق بامدرک و سند من ببینم!!!!!!!!!!!!!!!! برا خودتون تفسیر می کنین!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! بعد هم نوشتین وهابی ها اعتقاد ب عدم عصمت دارن!!!!!!!!!!!!!!!!! نه سنی ها! [/quote] ان النبي يجوز عليه الخطأ و النسيان ، ولا ينكر اصابة الشيطان للأنبياء بما لا يقدح في النبوة جايز است پيامبر هم خطا كند و هم كارهايي را فراموش كند و هيچ اشكالي ندارد كه شيطان بتواند بر انبياء مسلط شود!!!!! مجموعه المؤلفات – محمد بن عبد الوهاب – ج5 – ص253 منهاج السنة – ابن تيميه – ج2 – ص434_ 435 مطالب رو مطالعه بفرمایید در اونجا ذکر شده. شما باید برای عدم صحت موضوعی مدرک ارایه بدین نه من. البینه علی المدعی و الیمین علی من انکر این یه قاعده هست. شما اگه میگی که اینها درست نیست ، لطف کن با سند صحیح از نظر اونایی که میگن عصمت دوتیکه میشه و سر نزول وحی و زنذگی عادی سند بدین. همکار محترم این دیگه از بدیهیات هست که منکر چیزی باید شاهد و بینه بیاره ،من که داعی هسم مستند گفتم حالا شما برای ردش باید مطلبی بیاری که این رو نقض کنه. بحث عصمت نبی هست نه امام. چون شما رو این مشکل داشتین این رو مطرح کردیم. دوستان نکته ای رو یاد اور بشم که در ادامه سلسله مباحث به سوالاتیکه فقط برای رفع شبهه و سوال باشه جواب داده میشه و به مواردی که نیلز دیده بشه اما به سوالاتی که فقط به جدل و سوالات بی هدف پاسخی داده نمیشه. ناظرین محترم این رو لحاظ بفرمایند. این نقل قول کرکره ای نمیوفتاد واسه همین خواستم ویرایش کنم بازم اثری نداشت. |
|||
|
|
۱۲:۰۱, ۱۲/آذر/۹۲
شماره ارسال: #62
|
|||
|
|||
(۱۲/آذر/۹۲ ۱۱:۴۵)mahdy30na نوشته است: شما فرقی بین وهابیت و اهل سنت قایل نیستین دیگه به خودتون برمیگرده نه به نظر علمای شما.وهابیت جدای از اهل سنت است این هم صد بار. یعنی چی؟ شما بیای اینجا اشتباه بنویسید درباره اهل سنت ما هیچی نگیم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ سنی عین شیعه فکر میکنه در باره عصمت؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!! شما میخوای با کلمه وهابی دهان ما ببندی ک جواب ندیم هر چیزی می خوای بنویسی درباره پیامبر! من سنی ام میگیم ک اهل سنت ب عصمت مطلق معتقد نیستن! ربطی ب وهابیت هم نداره |
|||
|
|
۱۲:۱۶, ۱۲/آذر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۲/آذر/۹۲ ۱۲:۱۹ توسط ELENOR.)
شماره ارسال: #63
|
|||
|
|||
|
یک زمانی تعجب میکردم .... الان دیگه نه ....
در زمان پیامبران ... همه پیامبران .... یک عده بودن هر چقدر هم حقیقت بهشون عرضه می شد باز می گفتند ایمان نمی آوریم ... پیامبران مرده زنده می گردند ... ماه رو نصف می گردند ... قرآن می آوردند ... درخت رو به حرف می آوردند ... عصا رو اژدها می کردند ... از آسمون غذا می آوردند ... از غیب خبر میدادند ... یک عده باز حقیقت رو قبول نمی کردند ... می گفتن پیامبر دارد سحر می کند نعوذ بالله ... باز سفصطه می کردند ... باز توجیه میکردند ... این آدم ها که ایمان نمی آوردند آدم فضایی که نبودند ... مثل همین آدم هایی بودند که الان هستیم و هستند ... قبل تر با خودم می گفتم مگر می شود!!!!!!!!! ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() تازگی ها فهمیدم بله می شود .... می شود حقیقت رو دید و کتمان کرد ... عده ای در طول تاریخ این کار را کرده اند... یکبار با بهانه ی ساحر بودن پیامبر ... یک بار با بهانه ی .... موفق باشید
|
|||
|
|
۱۱:۵۴, ۱۹/آذر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۹/آذر/۹۲ ۱۲:۰۵ توسط mahdy30na.)
شماره ارسال: #64
|
|||
|
|||
(۱۲/آذر/۹۲ ۱۲:۰۱)Atosa نوشته است: یعنی چی؟ خانم اتوسا همکار گرام این که قبلتر فرمودید پیامبر فقط در ابلاغ وحی دارای عصمت هست رو با کلامی از نطر جمهور علمای شافعی مالکی حنبلی گفته شده. خواهر گرام اگه طبق عقیده مذهبشما عصمت تعریف دیگه ای داره بفرمایید. کسی جلوی شما رو نگرفته که. شما فقط میپگید یا در کتاب ما اگه اومده من ندیدم یا میگید که من قبول ندارم. بگید نظر امام مکتب شما چیه. وهابیت پیرو عقاید ابن تیمیه و عبدالوهاب هست ولی اهل سنت پیرو امام مکتب خودش. مذهب حنفى: گروندگان به این مذهب، از پیروان ابو حنیفه، نعمان بن ثابت (80 - 150) هستند مذهب مالکى: گروندگان به این مذهب، از پیروان مالک بن انس (90 - 179) هستند. مذهب شافعى: گروندگان به این مذهب، از پیروان محمّد بن ادریس شافعى (150 - 204) هستند. مذهب حنبلى: گروندگان به این مذهب، از پیروان احمد بن حنبل (164 - 241) هستند. اینارو تکرار کردم تا بدونین بین نطر و عقاید وهابیت که اهل سنت( شافعی مالکی حنفی حنبلی) و دیگر فرق رو تکفیر میکنه فرق هست. اما درباره عصمت مبی اکرم با اینهمه گفته هایی که گفته شد فکر نکنم دیگه نیازی به گفتن باشه که نبی اکرم چه در قول و چه در فعل دارای عصمت بودند. صحيح بخاري آورده است برای در این گفته باید بگید مخالف قران هست یا اینکه رجالش رو ضعیف و رد کنید)إن عيني تنامان ولا ينام قلبي . چشمان من به خواب ميروند ؛ ولي قلب من به هيچ وجهي خواب نميرود . صحيح البخاري - البخاري - ج 2 - ص 48 و ج 2 - ص 253 و ج 4 - ص 168 و صحيح مسلم - مسلم النيسابوري - ج 2 - ص 166 برای این سخن منابع دیگری همچون مسند أحمد - باقي مسند الأنصار - حديث السيدة عائشة (ر) سنن أبي داود - كتاب الصلاة - أبواب قيام الليل - باب في صلاة الليل موطأ مالك - كتاب صلاة الليل - باب صلاة النبي (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) في الوتر سنن الترمذي - كتاب الصلاة - باب ما جاء في صلاة الليل مثنى مثنى - باب ما جاء في وصف صلاة النبي (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) بالليل النسائي - السنن الكبرى - ج: 1 - صفحة : 159 إسحاق بن راهويه - مسند إبن راهويه - ج : 2 صفحة 555 البيهقي - السنن الكبرى - ج: 7 - صفحة : 62 عبدالرزاق الصنعاني - المصنف - ج: 3 - صفحة : 38 إبن خزيمة - صحيح إبن خزيمة - ج: 1 - صفحة : 30 إبن حبان - صحيح إبن حبان - ج: 6 - صفحة : 186 إنا معشر الأنبياء تنام أعيننا ولا تنام قلوبنا . ما پيامبران ، چشمان مان ميخوابد ؛ اما قلبمان بيدار است . ابن سعد، الطبقات الكبرى ج1: ص82، دار إحياء التراث العربي ـ بيروت ـ لبنان. جناب الباني اين روايت را در سلسلۀ روايات صحيحه آورده است . الألباني، سلسلة الأحاديث الصحيحة ج4: ص281، ح1705ـ مكتبة المعارف ـ الرياض |
|||
|
|
۱۲:۱۲, ۱۹/آذر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۹/آذر/۹۲ ۱۲:۱۶ توسط Atosa.)
شماره ارسال: #65
|
|||
|
|||
(۱۹/آذر/۹۲ ۱۱:۵۴)mahdy30na نوشته است: إن عيني تنامان ولا ينام قلبي . ببخشین میشه بگین از این جمله چ طوری عصمت مطلق نتیجه گرفتین!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! ایا ایشون گفته: من همیشه معصومم و هرگز اشتباه نمی کنم!!!!!!!!!!!!!!!! ایا اگه ب شما بگن: در نماز حضور قلب داشته باش پس یعنی شما باید در نماز معصوم باشی؟ ![]() شما اگه اینترنت هم سایتهای سنی سرچ کنی نظر اونا درباره پیامبرا میتونی بخونی!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! سایتهای سنی هم لابد مال وهابی هستن همه!!!!!!!!! اصلا خعلی سایتهای شیعه هستن ک نظر سنی ها درباره پیامبر نوشتن!!!!!! ب اونا رجوع کنین من ک دیگه خسته شدم شما میخوای ب زور بگی وهابی ها این افکار دارن نه سنی ها ای روش تحقیق نیس ک شما نظر ی فرقه اشتباه بنویسی بعد بجای تصحیح روش پافشاری کنی!!!!!!!!!!!! مثلا ی مسیحی بیاد بگه مسلمونها دروغ میگن حلاله هر چی شما بگی بابا دروغ گناه اون بگه نه دروغ مصلحتی دارین پس دروغ حلاله!!!!!!!!!!!!!!!! |
|||
|
۱۳:۱۹, ۱۹/آذر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۹/آذر/۹۲ ۱۳:۵۳ توسط mahdy30na.)
شماره ارسال: #66
|
|||
|
|||
(۱۹/آذر/۹۲ ۱۲:۱۲)Atosa نوشته است: ببخشین میشه بگین از این جمله چ طوری عصمت مطلق نتیجه گرفتین!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!همکار محترم اجباری در پذیرش مطالب وجود نداره. شما میتونی قبول کنی میتونی قبول نکنی. ولی وقتی میگی نیست باید بگی چرا نیست.اگه نظر شخصی رو میفرمایین که میشه تفسیر به رای. شما مطالب رو یکبا مطالعه بفرما بعدا اگه جایی باز مشکل داشت بگید تا توضیحاتی داده بشه. قبلش اینم بگم که شما از این سخن چی متوجه میشین رو حتما بگین تا بدونیم پیامبر چرا این حرف رو زده.( مگه پیامبر از روی هوای نفس هم سخن میگه؟ ) اگه قرار هست به سایتهای مختلف رو بریم بخونیم دیگه چرا اینجا تشریف اوردین؟بعدشم شما نظر علماتونو رد میکنین چه برسه به خودتون. (کسی که در تفسیر و کلام و حدیث و ... نظر میده رو شما رد میکنین ، بگین حداقل چه کسی رو قبول میکنین از او برای شما نظر بگم.) من هیچ اجباری ندارم بلکه نظر ابن تیمیه و پیروانش عقیده دارن که پیامبر عصمت نداره ان النبي يجوز عليه الخطأ و النسيان ، ولا ينكر اصابة الشيطان للأنبياء بما لا يقدح في النبوة حالا اگه شما هم همین عقیده رو دارین دلیل نمیشه شما هم وهابی باشین ولی عقیدتون ت این موضوع با نظر شیخ اللاسلام ابن تیمیه یکی هست.جايز است پيامبر هم خطا كند و هم كارهايي را فراموش كند و هيچ اشكالي ندارد كه شيطان بتواند بر انبياء مسلط شود!!!!! مجموعه المؤلفات – محمد بن عبد الوهاب – ج5 – ص253 منهاج السنة – ابن تيميه – ج2 – ص434_ 435 اهل سنت جدای از وهابیت هستن.نظر مخالف رو با دلیل رد کنین. وَنَزَعْنَا مِن كُلِّ أُمَّةٍ شَهِيدًا فَقُلْنَا هَاتُوا بُرْهَانَكُمْ فَعَلِمُوا أَنَّ الْحَقَّ لِلَّهِ وَضَلَّ عَنْهُم مَّا كَانُوا يَفْتَرُونَ از هر امتى گواهى برمیگزينيم و (به مشرکان) میگوييم: «دليل خود را بياوريد!» اما آنها میدانند که حق از آن خداست، و تمام آنچه را افترا میبستند از (نظر) آنها گم خواهد شد! قصص 75 |
|||
|
|
۱۱:۰۸, ۲۷/آذر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۷/آذر/۹۲ ۱۱:۰۹ توسط وحید110.)
شماره ارسال: #67
|
|||
|
|||
|
در بحث در مورد کلام مولا در نهج البلاغه باید به وجه بلاغت کلام توجه شود . باید ببینیم مولا چه فرموده . اون هم نه در ترجمه های ناقص ولی در مورد اینکه ایا مولا کار اشتباهی انجام داده اند یا گناه کرده اند باید ببینیم سنت ایا این با سنت پیامبر همخوانی دارد یا خیر . ایا خداوند ان عمل را میپذیرد یا خیر وقتی به تاریخ رجوع میکنیم میبینیم که تمام پیامبران و پیامبر اسلام (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) پیرو اوامر الهی بوده اند . و خواست خداوند را بر اساس مصالح ان میپذیرفته اند سوال اینجاست که ایا پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) غیب نمیدانست ؟ اصلا مگر خداوند از اینده با خبر نیست ؟ چرا شیطان را می افریند ؟ چرا ابوسفیان ها و نمرود ها و فرعون ها را می افریند . با ان که میداند چه خواهد شد و انها چه خواهند کرد؟ ایا پیامبری بود که وقتی کسی برای هدایت نزد ایشان میرفت از هدایت خودداری کند و بفرماید تو در اینده منافق خواهی شد و فلان و چنان خواهی کرد . پس تو را هدایت نمیکنم ؟ ایا به ابوسفیان با اینکه میدانست از چه روی بیعت میکند مدارا نکرد؟ یا مثلا بگوید معاویه را بکشید تا فرزندی از او نماند که نوه عزیز مرا با این وضع بکشد؟ پس چرا این کار را نکرد؟ ایا در این صورت فرقی با فرعونی که بر اساس پیشگویی کودکان را میدرید خواهد داشت ؟ ایا پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) با این که میدانست منافقان در بین اصحابش چه کسانیند انها را مجازات میکرد ؟ ما مسلمانها با افتخار میگوییم اصل مترقی عدم مجازات قبل از وقوع جرم را در دنیا بنا نهاده ایم و این سنت نیکوی حضرت رسول و خواست خداوند است . هیچ پیامبری به خاطر اینده و غیب کسی را مجازات نکرد . امام علی (علیه السلام) به ابن ملجم ملعون فرمود به زودی مرا خواهی کشت . ابن ملجم ناراحت شد و گریه کرد و گفت پس مرا بکشید . امام فرمودند ما به خاطر عمل انجام نشده کسی را نمیکشیم . (نقل به مضمون) فرض کنید پیامبر یا ایشان این کار را انجام میداد . الان در تاریخ نمیگفتند سران مسلمین افراد بیگناهی را کشتند؟!! ایشان بر اساس حکمت خداوند بر اساس حال افراد عمل مبکنند و فرصت امتحان را از کسی نمیگیرند . اگر غیر از این باشد حجت بر انها تمام نمیشود . این وظیفه هدایت و رسالت است بنابرین امام (علیه السلام) در برگزیدن فردی که بعد ها دچار خلاف میشود به سنت الهی عمل میکند . به حال فرد نگاه میکند و فرصت امتحانی که خداوند برای بنده اش فراهم کرده را از او نمیگیرد خداوند عمل به غیب را (که در دست خداست و طبق صلاحدید خود طبق ایه قران به هر کس بخواهد مینماید را ) از رسولانش نمیخواهد . حتی ممکن است ان را به ایشان نشان ندهد . بنابرین ایا امام در اینجا دچار خطا و گناه شده ؟ مکروهی انجام داده اند؟ گناهی مرتکب شده؟ یا طبق سنت الهی بر اساس اینده کسی حتی در صورت اگاهی قضاوت نفرموده اند؟ این پست کامل خواهد شد . فقط به درخواست دوستی که دیروز تماس گرفت نوشتم تا امروز ارسال کنم
|
|||
|
|
۱۹:۱۹, ۱۷/دی/۹۲
شماره ارسال: #68
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
(۱۰/آذر/۹۲ ۲۰:۱۹)عایشه نوشته است: ای کاش سیدنا علی بر سیره سیدنا ابوبکر و سیدنا عمر (که باعث گسترش اسلام شدند) عمل می کردند تا دچار اشتباهات فراوان در حکومت داری نمیشدند: به زودی إن شاء الله ً بر طبق منابعی که در بین خود اهل سنت معتبر است طوماری از بدعت ها و اشتباهات خلفای غاصب سه گانه را تقدیم خواهیم کرد! که از خوردن مال بیت المال و قضاوتهای غلط و احکام بر خلاف نص صریح اسلام را شامل می شود تا... و اما در مورد موارد ذکر شده مانند این مورد! قبلاً در این ارسال به شما پاسخ دادم: http://forum.bidari-andishe.ir/thread-29...#pid232782 مجدد ذکر می کنم پاسخ را اما نه برای کسی که خود را به خواب زده است که او را با لگد هم نمی شود بیدار کرد برای کسانی که بی تعصب می خوانند و فضاوت می کنند: (۱۰/آذر/۹۲ ۲۰:۱۹)عایشه نوشته است: 1. در نهج البلاغه نامه 71 به منذربن جارود عبدی فرموده: «همانا شایستگی پدرت مرا نسبت به تو فریب داد و گمان کردم همانند پدرت میباشی و راه او را میروی و ازتواريخ معلوم ميشود که آن حضرت، منذر بن جارود را براي جمع صدقات فرستاده و او راانتخاب کرده براي اين کار و او اموال را اختلاس کرده و ملحق به معاويه شده، حضرت به او مينويسد: «فإن صلاح أبيک غرني..» تا آخر. ببینید دوستان در تمام این مواردی که ذکر شده یک نکته اصلاً در نظر گرفته نشده است و آن این است که انسان موجودی مختار است و این عالم، عالم امتحان و حرکت آگاهانه و مختارانه انسان بر سر دو راهی حق و باطل است خوب دقت بفرماید دوستان تمام انبیا و ائمه در طول تاریخ به علت اینکه باید سبک زندگی آنها الگوی بندگی بوده است (مگر در جایی که از سوی خداوند مأمور شوند) باید بر طبق ادله ی ظاهری عمل کنند و اجازه نداشتند همواره به علم باطنی خود عمل کنند این حکم تنها دو استثنا دارد در طول تاریخ یکی حضرت داوود که در هنگام قضاوت به علم باطنی خود عمل می کردند و دیگری حضرت حجت امام زمان روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداه در هنگام ظهورشان هست که در تمام عرصه ها به علم باطنی خود عمل می کنند بر این اساس بر طبق سوابق قبلی یک شخص با توجه به اشخاصی که موجود بوده اند حضرت شخصی را انتخاب کرده و هر شخصی هم که غیر معصوم باشد ممکن است مغلوب هوای نفسش شود چون مختار است هم بر طبق نظر خدا عمل کند و هم بر طبق هوای نفسش شخصی از حسن ظن حضرت امیر سوء استفاده کرده است و با اختیار خود در امانتی که حضرت به او سپرده است خیانت کرده است مانند این است که شما به کسی امانتی بدهید بر اساس شناختی که از او دارید و نشان داده که شخص مومنی است اما آن شخص با این که قبلاً مومن بوده بعد از دادن امانت مغلوب وسوسه شده باشد و در امانتی که شما به او سپردی خیانت کند آیا اینجا شما گناهکارید و خطا کار؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ نه به هیچ وجه! شما که نمی توانید شخص را مجبور کنید که مغلوب هوای نفسش نشود این عالم عالم اختیار است بر اساس آنچه شخص از خود نشان داده بر اساس موازین شرع به شخصی اعتماد کرده اید و او خیانت کرده شما نه قصوری کرده ای و نه گناهی و نه اشتباهی اشتباه در زمانی است که به کسی که سابقه ی بد دارد اعتماد کنی همانطور که خود حضرت امیر به عنوان نمونه در این خصوص در نامه 53 نهج البلاغه خطاب به مالک اشتر فرموده اند: بدترين وزيران تو، كسى است كه پيش از تو وزير بدكاران بوده، و در گناهان آنان شركت داشته، پس مبادا چنين افرادى محرم راز تو باشند، زيرا كه آنان ياوران گناهكاران، و يارى دهندگان ستمكارانند. تو بايد جانشينانى بهتر از آنان داشته باشى كه قدرت فكرى امثال آنها را داشته، امّا گناهان و كردار زشت آنها را نداشته باشند اما در مورد این سخن: (۱۰/آذر/۹۲ ۲۰:۱۹)عایشه نوشته است: شما به خلفا انگ بدعت می زنید. شما بدعت خوب و بد را هم قبول ندارید. |
|||
|
|
۱۹:۳۶, ۱۷/دی/۹۲
شماره ارسال: #69
|
|||
|
|||
(۱۷/دی/۹۲ ۱۹:۱۹)علی 110 نوشته است: تاپیکی مجزا در پاسخ به این بخش از مطالب ارائه شده در بالا به زودی تقدیم می کنیم به حول و قوه ی الهی تا مجدداً مانند همان تاپیک بحث اولی الامر که جوابی در رد رفع شبهات ندادند و حق مشخص شد به لطف حدا حق مجدد مشخص بشود آقای بیسواد کپی پیست کن شنیدم شما یا ابتدا اشخاص را مسدود میکنید تا نتواند پاسخ بدهد بعد تاپیک در پاسخ به سخنان آن فرد می زنید!! یا ارسال افرادی را که نتوانید به آنها پاسخ منطقی بدهید حذف می کنید. که در بحث با بنده به دومی رو آورده اید. جنابعالی اگر جوابی داشتید از روی ترس و وحشت سریع آن تاپیک را نمی بستید. چگونه است مزخرفاتی که شما نوشتید مربوط به تاپیک بود اما پاسخ بنده که نقل قول از مزخرفات شما بود بی ربط به تاپیک؟ شما یکی از بیسوادان این تالار هستید که با چند کپی پیست در این تالار اعتباری گرفته و اعتماد به نفس کاذب یافته اید. بحثی که سخنان یک طرف بحث حذف شود یا مسدود شود بحث نیست. |
|||
|
۱۹:۳۹, ۱۷/دی/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۷/دی/۹۲ ۱۹:۴۱ توسط عبدالرحمن.)
شماره ارسال: #70
|
|||
|
|||
|
آقای عایشه
اول اینکه برای اینکه بیشتر ضایع نشی ادب رو رعایت کن دوم اینکه دوست داریم کپی پیست کنیم!!! شما جوابشو بده تو قرآن هم کپی پیست زیاده (آیات تکراری) خدا هم خودش گفته ولی کسی که مریضه کاریش نمیشه کرد (البته منظورم با دشمنان اهل بیت بودا!!!) فويل يوميذ للمكذبين!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! سوم اینکه خیلی اعتبار برات مهمه!!؟ نذر میکنم روزی 10 امتیاز به شما بدم شما کلا تالار نیای |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| شیعه به عصمت ملایکه معتقد است | مسجد عشاق | 0 | 980 |
۲۴/آذر/۹۴ ۱۲:۰۲ آخرین ارسال: مسجد عشاق |
|
| دلایل برتری امام علی (علیه السلام) بر دیگر انبیا، از زبان خود مولا علی (علیه السلام) | zarati313 | 2 | 3,960 |
۳/آذر/۹۴ ۱۶:۳۹ آخرین ارسال: مخلوق |
|
| عصمت انبیا و اهل بیت در سیره نبوی | مهدی عباس زاده | 9 | 4,729 |
۲۲/اسفند/۹۲ ۶:۱۳ آخرین ارسال: مهدی عباس زاده |
|
| آیا مقام حضرت حجت از تمام انبیا و ائمه بالاتر است؟ | علی 110 | 0 | 1,610 |
۷/شهریور/۹۱ ۱۵:۱۵ آخرین ارسال: علی 110 |
|












برای در این گفته باید بگید مخالف قران هست یا اینکه رجالش رو ضعیف و رد کنید)

