(۲/مرداد/۹۲ ۷:۰۳)namekarbary نوشته است: [ -> ](و ضمنا هم (جدای از نوع قانونش) فکر کنم بدونی چقدر زشته یکی بی قانونی بکنه بعد دیگران رو متهم به بی قانونی کنه.)
(۲/مرداد/۹۲ ۵:۲۰)درست پسند نوشته است: [ -> ]میتونم حدس بزنم اگر زمان گالیله ویکی بود توش چی نوشته بود.
هر کسی در درون خودش میدونه کی راست میگه. خوشم نیومد.
من به یه منبع ارجاع دادم و کارم رو از این جهت بینقص و قانونی میدونستم. بر فرض که حرف شما درسته و من اشتباه میکردهام، آیا کسی اومد با منطق و استناد به قانون مطلبم رو حذف کرد؟
یه نفر اومد و حذفش کرد با این توضیح: "completely irrelevant rubbish"
بدون اینکه بگه چرا به نظرش مطلب من یه "آشغال کاملاً بیربط" هست. آیا من باید فکر کنم که براساس قانون حذف شده یا با بیقانونی؟
وقتی برش گردوندم و در صفحهی Talk در این مورد بحث کردم، در جوابش این رو نوشت:
کد قالب بندی شده:
Of course a defence lawyer preaches the innocence of their client, that's their job to do. Propaganda on the behalf of fascist dictatorships has no place in Wikipedia. Judging from your contributions I suspect that you're working for the government of Iran itselt.
و حذفش کرد. این کجاش دلیل منطقیه؟ چرا نباید فکر کنم طرف منطقی نیست؟
بعد من سعی کردم منطقی باشم و قانعش کنم و دوباره جوابش رو دادم و مطلب رو هم برگردوندم.
این بار هیچ بحثی توی Talk نکرد و فقط موقع حذفش نوشت: "removing propaganda"
پس قضیه اینه که من مثل دزدها رفتار نکردم که با دزد اشتباه گرفته بشم، ولی اون دقیقاً ادای معارضین متعصب غیرمنطقی رو درآورد و من حق داشتم بگم داره اینطور برخورد میشه. چرا نباید فکر کنم که اگر براساس قوانین به خودش حق میداده، باید میتونست بیانشون کنه؟
نفر دومی که این بار حذفش کرد هم خیلی باحاله:
ویرایش من
حذف قسمت و گذاشتن مطلب در قسمت Adaptations in Media
حذف خاصیت Bold از جملهای که به صفحه مربوط هست.
انتقال به قسمت Trial
حذف کل مطلب



حتی قبل از حذف چندبار در ویرایش مطلب تجدید نظر کرده و این مطلب رو مناسب دیده! برای حذفش هم به قانون استناد نکرده. حتی اگه بخوایم فرض کنیم که بین ویرایشهاش رفته باشه و قانون رو خونده باشه و به نظرش اومده باشه مخالف هست، نباید قانون رو ذکر کنه؟
من باید چه تفاوتی بین این و اعمال نظر شخصی قائل بشم؟
حالا شما اومدید و مثل کسی که بر حق هست رفتار میکنید و (ویرایش:با آوردن دلیل و استناد به قانون) در موردش بحث میکنید، در نتیجه منم به حسننیتتون شک نخواهم کرد.
در این مورد هم:
(۲/مرداد/۹۲ ۴:۳۲)namekarbary نوشته است: [ -> ]ویکیپدیا برعکس بعضی از سایت های مدافع مذهب بر اساس قوانین [بی طرفانه] اداره می شه نه سلایق شخصی. خوشت بیاد یا نیاد.
حواسم نبود امضای قبلی خودتون رو یادآوری کنم، چرا که اینها صرفاً تجارب شخصی شماست.
ضمناً این شما بودید که با عبارت "خوشت بیاد یا نیاد" مخاطب رو به سمت برداشت احساسی سوق دادید، من دنبال توسل به احساسات نبودم.
(۲/مرداد/۹۲ ۷:۰۳)namekarbary نوشته است: [ -> ]خیر، بلکه بازتاب دادن نظرات کم اهمیت به عنوان نظر مهم
قبلاً نوشته بودم:
(۲/مرداد/۹۲ ۴:۰۶)درست پسند نوشته است: [ -> ]کتابی که یه ضدانقلاب در موردش نوشته به عنوان بخشی از مقاله آورده شده، ولی نظر وکیل پرونده در مورد اتفاق عجیب و غریبی که افتاده جایی نداره!
یه رمان که یکی از ضدانقلابها نوشته، شده نظر مهم!
هم اهمیتش کاملاً معلومه، هم اینکه ابداً جانبدارانه نبوده!
(۲/مرداد/۹۲ ۷:۰۳)namekarbary نوشته است: [ -> ]خیر، بلکه بازتاب دادن ... و نظر وکیل مدافع به عنوان "اعتقاد وکلای آلمانی" فقط باعث تضییع فضا می شه. من نمی دونم "اعتقاد" وکیل مدافع آلمانی اون هم بعد از اتمام محاکمه چه نفعی برای خواننده داره. وگرنه من هم میومدم نظر دادستان رو می نوشتم!! 
اگر خود مقالهی مجله رو میخوندید توش نوشته(ترجمهی خودکار ِ مرتب شده):
کد قالب بندی شده:
On 19 August 2008 the defense lawyer Wolfgang Panka carried to the grave in the forest cemetery Zehlendorf. His coffin was followed by his family and additionally over two hundred Colleagues, but also judges and prosecutors, Friends and clients.
Also spoke at the funeral of his Friend and colleague Rainer Elfferding. We document his speech slightly reduced:
Curt Goetz has said:
You walk at night and see a man lying in a pool of blood. You kneel down ... pull a knife from his chest ... at this moment you hear steps, and suddenly you understand your situation: the dead can not testify for you -
and you run away, as if hunted by furies. But they catch you ... then you would also pray for insightful, psychologically trained judges!
Above all, we would deeply regret that the criminal defense lawyer Wolfgang Panka is no more here.
...
بعد از این نوشته، اون متنی هست که در مقاله آوردم که داره به چند نوع از اشتباهات قضات اشاره میکنه و برای هر کدوم یک یا چند پرونده(از جمله همین پرونده) رو به عنوان مصداق ذکر میکنه. این در جمع ِ بیش از 200 نفر از همکاران و همچنین تعدادی از قضات و دادستانها بیان شده، و چاپ شدنش در مجلهی وکالت برلین نشون میده که چنین اعتقادی در میان وکلای آلمانی رایج هست.
نظر دادستان هم حتی بیش از آنکه وکیل ادعایی در موردش داشته باشه آورده شده!(علاوه بر اون فرد، در مورد مقامات ایرانی هم حکم صادر شده، در حالی که وکیل دفاعی روی اونها نداشته)
(۲/مرداد/۹۲ ۷:۰۳)namekarbary نوشته است: [ -> ]ضمنا ملاک بالانس مقاله هم "prevalence in reliable sources..." هست. خیلی مهمه که قبل از شروع فعالیت در یک محیط قوانین اون جا بلد بشی. من چون می دونم انگلیسی بلدی نسخه ی https://en.wikipedia.org/wiki/Wikipedia:...nt_of_view رو قرار می دم چون در فعالیت های آینده به دردت می خوره.
(۲/مرداد/۹۲ ۷:۰۳)namekarbary نوشته است: [ -> ]مقایسه ی یک موضوع سیاسی و تاریخی مقایسه البته نچسبیه. (اما می تونم تصور کنم بر طبق سیاست ویکی پدیا به سرعت پیر ریویو می شد و در ویکی نشر پیدا می کرد. ویکی پدیا خود به خود مخالف جزم گرایی و همسو با علمه...)
لینکها کار نمیکرد ولی پیداشون کردم.
متشکرم، ولی بعید میدونم اونجا فعالیتی داشته باشم.
و نمیتونم بفهمم چطور میگید طرفداری از دیدگاه پرطرفدارتر مخالف جزمگرایی هست.
تازه پرطرفدارتر در کجا؟
در Reliable Sources !

میتونم کامل بفهمم که این شامل همهنوع خبرگزاریهایی که دروغهای توی روز روشنشون رو دیدم میشه(از "کلید بهشت" گرفته تا "موزهی فال امام" و "استفادهی ایران از بمب شیمیایی در جنگ" و ...) و شامل خبرگزاریهای مخالفشون نمیشه. این چیزی هست که توی صفحات سیاسی داره دیده میشه.
چیزی که گالیله باهاش روبرو شد یه موضوع سیاسی بود، الآن هست که برای شما خاطره شده!

الآن بهش میگن علم، ولی اون موقع بهش میگفتن ضدمذهبی.
بحث اینه که این روش در اون زمان چه بلایی سرش آورد؟
اگه قرار باشه سیاست گردآورندگان یه دانشنامه این باشه که هرچی طرفداران زیادی داره بذارن جزء دانشنامه، اون وقت حرف گالیله هم میشه نظر یک اقلیت بسیار کوچک.
چطور همسو با علمه؟
توی
این صفحه نوشته:
کد قالب بندی شده:
Anatomically modern humans evolved from archaic Homo sapiens in the Middle Paleolithic, about 200,000 years ago.
بدون اینکه بگه این فقط نظر یه گروه هست، و به نظرات دیگه حتی اشاره هم نکرده.
لابد تکامل هم نظر یک اکثریت مطلق هست و خلقت نظر یک اقلیت خیلی کوچک!
مشکل ویکیپدیا فقط اشکال قوانینش نیست، ببینید رعایت نشدن همونها دیگه چی میشه!