۲۰/تیر/۹۳, ۱:۳۲
نقل قول:منظورم از سست عنصر این بود که سر یکی دوسال دیرتر که آمادگیش بیشتر شه و بعد ازدواج کنه، بره سمت گناه!
خب اگه از نظر شمااشکالی نداره که هیچ...
تعریف آدما از خوشبختی فرق داره، منظورمم چیزی نبود که شما فرمودین
خوشبختی یعنی آرامش و فکر کنم این از نیازی که انقدر سریع باید بهش پاسخ داد! مهمتره و حق بشره
اصلا همه ی نیاز های ما هم در راستای رسیدن به این آرامشه غیر از اینه؟!
حالا اگه دختر و پسر بیان ازدواج کنن فقط واسه اینکه به نیاز جنسیشون پاسخ بدن، درست زندگی ادامه پیدا میکنه و نیاز جسمم برطرف میشه ولی به چه قیمت؟!
به قیمت اینکه وقتی کامل این نیازش برطرف شد ببینه یه نیاز بالاتریم داره که طرفش نمیتونه براوردش کنه؟!
برای صدمین بار هم تکرار میکنم من با اصل ازدواج مخالف نیستم ولی با عجولانه بودنش چرا!
حداقل تا وقتی که دختر و پسر شناختی از خودشون نداشته باشن عجولانه ست..همین
خواهر محترم داریم راجع به کسانی صحبت میکنیم که توی اون سن نیاز به ازدواج رو میفهمن نه کسانی که صرف جنسی بودن قضیه رو میبینن !
شما فرقی بین یه مجرد 15 ساله که میگه زن میخوام و کسی که صداشو در نمیاره و جنس مخالف رو فقط لذت جنسی میدونه میبینی ؟
مسلما با این دیدگاهی که دارین جفتشون رو با یه چوب میرونید , میگین بلوغ عقلی و هزارتا بلوغ دیگه رو ندارن ... توی کلام مسیحی راجع به ازدواج یه نظری دارند که اینه : انتخاب بین و بد و بدتر !
میگن ازدواج بده و آدم باید مجرد بمونه ولی اگه طرف به فساد کشیده شد بساط ازدواجش رو فراهم کنید ... این گناه مسیحی توی ایران هست ...تا زمانی که جوون مجرد به فنا نرفته نذارید ازدواج کنه .
نقل قول:*البته با کلیت حرفای آقا رضا موافقم ولی دیگه خیلی خشک بهش نگاه کردین
این نیاز هست و حق هم هست و مثل همون خوراک و پوشاک و بقیه که فرمودین باید بهش توجه بشه
اینطور که شما گفتین آدم یه زندگیه بی روح رو تصور میکنه البته شاید منظورتون این نبوده ولی چنین برداشت میشه
خب خواهرم این وسط محبت پیدا میشه دیگه , من نمیدونم چرا اصرار دارین ازدواج رو یک نیاز عجیب و غریب نشون بدین , غذا که میخورین چه بخواین و چه نخواین نیرو میگیرین برای ادامه ی زندگی , پوشاک که میپوشین چه بخواین چه نخواین احساس امنیت در جامعه میکنید , ازدواج صحیح هم داشته باشین به قول قران ارامش پیدا میکنید .



