(۲۰/تیر/۹۳ ۲۳:۴۰)mobina147 نوشته است: [ -> ]
باید خدمتتون عرض کنم که ارضای غریزه جنسی فقط یک طعمه است که ما انسان های از همه جا بی خبر فریب اون رو می خوریم در حالی که در وضعیت اقتصادی فعلی به محض این که با لی لی لی به خونه بخت تشریف میبرید تا خرخره زیر بار قرض و قوله میرید و اونقدر استرس نیاز های اولیه ( همون خوراک پوشاک و مسکن ) بهتون فشار میاره که بعد از چند ماه احساس میکنید که اصلا اون غریزه یک توهمی بیش نبوده و شما اصلا بدون غریزه متولد شدید.
متاسفانه این حرف درستیه...

اما بهتره بیان نشه.
من خیلی ها رو دیدم که در ابتدا ازدواج رو یک دربی برای زندگی طیبه و پر از خوشبختی میدیدن ولی بعد اینکه وارد شدن از درون احساس شدید پشیمانی داشتن.
نباید از ازدواج توقعات زیادی داشت دوستان.
در زمینه دلتنگی و حس هم دم داشتن این که بعد ازدواج یکی هست به راحتی مورد ابراز عشقش قرار میگیرید و و بهش ابراز عشق دارید تنها نیستید خیلی قشنگه ..
اما این رو بدونید همه چیز همه چیز رو نمیشه به همسر گفت . مخصوصا تا چند سال اول ازدواج که شناخت چندانی از روحیات هم ندارید.
تازه اون موقع به واسطه خود عمل ازدواج غصه ها و دغدغه هایی پیش میاد که دوست داری به کسی بگی ولی عملا نمیتونی .
مثلا اقا پسر از خصوصیات خانواده عروس خانم خوش نیومده تو دلش غصه میشه اما نمیتونه به زنش بگه.
یا مثلا دختر خانم از طرف پدرش برای اماده کردن جهزیه مجهز کمکاری میبینه . تو دلش غصه میشه اما نمیتونه به همسرش بدی خونواده خودش رو بکنه.
و هزار جور اتفاق دیگه...
در زمینه مسائل غریزی هم اشتباه اینه که چون جوان ها در عطش هستن فکر میکنن اگر این عطششون بخوابه دیگه اوج خوشبختیه.. نمیدونن که بابا تازه وقتی نیازت بر طرف شد بیدار میشی به دور و برت درست نگاه میکنی و حقیقت ها و معایب رو میبینی...
خیلی از نو عروس ها و نو داماد ها بعد 6 ماه از پیوندشون که میگذره تازه دو دستی میزن تو سرشون که ای کاش انتخاب درست تری داشتم.
ای کاش به فلان مسئله دقت میکردم. ای کاش کمی صبر میکردم تا کیس بهتری رو خدا جلو راهم بزاره...
واقعا اگر هدفتون صرفا در اومدن از تنهایی و نیازهای غریزیه دور ازدواج رو خط بکشید ..
هدف از ازدواج باید خود ازدواج و تشکیل خانواده باشه. تشکیل یک کانون جدید به سرپرستی خود شما ... تشکیل یک محور .
این که میفرمایند دوستان ما تنهاییم و نیاز به همدم داریم و یا گروهی میگن نیاز های غریزی داریم این یعنی محور قرار دادن خود.
شما بر محور خودخواهی میخوای اقدام به ازدواج کنید...
یعنی کسی بیاید تنهایی من را پر کند
یعنی کسی بیاید عطش من را سیراب کند ...
اگر اینجوری میخواید ازدواج کنید خواهشا دست نگه دارید... هر وقت به مفهوم "گذشت از علایق بخاطر او" رسیدید به ازدواج فکر کنید.
یعنی مثلا الان شما دلت تنگه میخوای همدمت کنارت باشه .. کلی هم خرج کردی و دختری رو به عقد خودت در اوردی. حالا این دختر بیچاره الان سر درد داره نمیتونه حرف بزنه .. این یعنی از حقت باید بگذری باید راحتش بزاری .. نه بخاطر خودت بلکه بخاطر اون..... نگی ای بابا ما مجرد بودیم از دلتنگی داشتیم میمردیم حالا هم که زن داریم اینم از اوضاعمون...
خیلی از نو عروس ها به دلیل مسائل جسمی چند ماه اول ازدواجشون دچار بیماری های خاص میشن.. از جمله افت فشار و سرگیجه و...
باید این قدر ظرفیت و توان داشته باشی که بجای گفتن این حرف که ای بابا تو همش مریضی و از اول بسم الله که مریضی و هزار متلک دیگه تکیه گاهش باشی تا بهبود پیدا کنه. این کار خیلی واسه یه تازه داماد که استرس سلامتی زنش رو داره سخته.
این کار رو وقتی میتونی بکنی که هدفت از ابتدای ازدواج "من برای او شدن "باشه نه "او برای من شدن."
واقعا دخترهایی هستن جواب بله میدن بعد به عمق تفکرات و اعمالشون که نگاه میکنی میبینی ازدواج نکردن بلکه فکر میکنن کسی غلام دربست بهشون هدیه داده.
هر وقت و هرجا بخوان میرن هر وقت بخوان میان ...شوهر بیچاره صبح باید بره سر کار این که تا لنگ ظهر خوابه به شعورش نمیرسه که موجبات اسایش شوهرش رو فراهم کنه.
از طرفی بعضی پسرها بدتر ... نه میفهمن جنس لطیف دختر یعنی چی ... میان خونه یک نعره میکشن انگار میدان قمه زنیه . و هزار کار ناشایست دیگه