تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: تمرین و تغییر در سبک زندگی
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17
سلام خدمت همه دوستان.
مدتیه که من میبینم بعضی از بچه های همین تالار خودمون و جوونای اطراف، از یکسری مسائل خیلی مینالن که راه حلش دست خودشون نیست...
باور کنین که یک بخشی از راه حل این مشکلات دست خودمونه.
من حقیقتش یک درصدی از بروز این مشکلات رو توی نبودن اراده کافی میبینم.
یک درصدیش هم تقصیر تغذیه ها و لایف استایلمونه.
یعنی مثلاً در روز با خوردن انواع و اقسام خوراکی های موجود در بازار، 200 واحد انرژی وارد بدن میکنیم که فقط 100 تاش صرف میشه و 100 تاش میمونه یا تبدیل به چربی میشه و کبدهای چرب و چاقی که بسیاری باهاش دست به گریبان هستن و یا این میشه که نوجوون و جوون ما از زور فکر، شب تا صبح خوابش نمیبره.
یکی مدام به زن فکر میکنه، یکی به گناهش فکر میکنه، یکی به فیلم فلان فکر میکنه و ...
باید این ورودی و خروجی انرژی در بدن یکسان باشه تا در سلامت روح و جسم به سر ببرین...
توی این تاپیک میخوایم اراده هامون رو قوی کنیم...
کارهای مذهبی هم نمیخوایم بکنیم...
صرفاً کارهایی که علم گفته بده رو میخوایم کمش کنیم...
به این ترتیب که کاری رو که توی این تاپیک ازش نام برده میشه رو به مدت یک هفته انجام نمیدیم...
اگه اون کار رو با رنگ سبز نوشتیم، یعنی هفته بعد هم انجامش نمیدیم...
اما اگه با رنگ بنفش نوشته شده بود، یعنی همون یک هفته کافیه فعلاً و ممکنه توی هفته های بعد هم دوباره برای تقویت اراده ازش استفاده کنیم...
وقتی هم داریم کاری رو مطرح میکنیم که یک هفته قراره که انجامش ندیم، یه مختصر توضیحی در مورد مضراتش میدیم تا بدونیم واسه چی داریم این کارو انجام میدیم و بعد از یک هفته خودمون، خودمون رو چک کنیم تا ببینیم اوضاع بهتر شده یا نه!
به طور مثال بین خودمون قرار میذاریم که یک هفته گوشت قرمز نخوریم...
بعد اگه مامانمون درست کرد، میریم نون و پنیر و سبزی میخوریم...
مطمئن باشین کسی از یک هفته گوشت قرمز نخوردن، آسیبی نمیبینه...
اما اگه مهمونی رفتین و مجبور بودین که بخورین، عیبی نداره ولی زیاده روی نکنین...

من خودم از اوناییم که اراده کنم، محاله دیگه کاری رو که نمیخوام رو انجام بدم...
دلم میخواد شما هم این اراده های قوی رو داشته باشین که اگه تو خیابون چشمتون افتاد به گناه، اصلاً براتون مهم نباشه...
حتی به راحتی بتونین ذهنتون رو منحرف کنین و به یه چیز دیگه فکر کنین و اجازه بدین مغز خودش به مرور زمان، با فکر نکردن به اون موضوع اون صحنه رو از ذهنتون دیلیت کنه...

حالا چنانچه لیست شرکت کننده ها به بالای 50 نفر برسه، این برنامه رو شروع میکنیم...
در غیر این صورت، برنامه منتفی میشه...
قول میدم هم زیاد سخت نباشه. اما شما هم باید قول بدین که زیر قولتون نزنین.
حالا هر کی پایه است، اسمش رو پایین اسم من بنویسه...
بسم الله...

1. moze84
2.???
توی حرف این چیزا ساده ست...موقع عمل هزار تا جنبه ی دیگه هم داره.
همه چیز که اراده نیست.کلی از همین جوونای مدّ نظر شما،حاظرن بیست روز بدون سحری روزه بگیرن،هیچی نخورن...ولی وقتی صحبت از گناه میشه،دیگه فقط اراده نیست.
من نمیفهمم اصلا این چه وضعشه؟!
نقل قول:[تصویر: happy.png]
توی حرف این چیزا ساده ست...موقع عمل هزار تا جنبه ی دیگه هم داره.
همه چیز که اراده نیست.کلی از همین جوونای مدّ نظر شما،حاظرن بیست روز بدون سحری روزه بگیرن،هیچی نخورن...ولی وقتی صحبت از گناه میشه،دیگه فقط اراده نیست.
من نمیفهمم اصلا این چه وضعشه؟!
خوب ما هم از کار های ساده شروع می کنیم! خیلی خیلی ساده.
نمی دونم کاری که می گم ثواب داره یا نه اما به نظرم خوبه که رعایت بشه:
1- اگه موبایلی دارین که می تونه عکس نشون بده یه چند تا عکس از ایران بگذارید توش واسه روز مبادا
دلیلش: یه روز یه پاکستانیه به من گفت ایران چطوره؟
گفتم خوبه! سلام میرسونه!
گفت عکس داری ازش بهم نشون بدی.
منم خیط شدم.
می تونستم عکس میدون آزادی رو نشون بدم بگم این جا فلان جا هست.
می تونستم عکس رهبرو نشون بدم بگم این رهبرمه
می تونستم عکس رئیس جمهورو نشون بدم بگم این سرقفلی دار دولتمه
اما چیزی نداشتم و گفت عجب ایرانی ای هستم من!
2- یه سکه 200 تومنی بگذارید تو جیبتون.
من عادت داشتم سکه هام رو بگذارم تو جیب کیفم.
وقتی گدا می دیدم باید با خودم کشتی می گرفتم تا سکه دربیاد از کیفم.
یدونه بذارید تو جیبتون تا سریع دربیارید(مثل میتی کومون) بذارید تو کاسه اش.
3- از بچه های کار یه چیزی بخرید و یادگاری نگه دارید.
یه دستمال کاغذی
یه خودکار
یه قرآن
بعضی وقت ها نگاه کردن به این یادگاری ها آدمو روشن می کنه(منظورمو رسوندم)
من یه قرآن خریدم (1000 تومن) از یکیشون. هنوز دارمش. با جگر زلیخا مو نمی زنه اما هنوز قرآنه.
از طریق همین قرآن کوچیک با سوره الرحمن آشنا شدم و هروقت هم بخوام قرآن بخونم میام صاف این سوره رو می خونم چون خیلی قشنگه
*******
نمی دونم این کار ها ثواب دارن یا نه اما خوب هستن.
از صاحب تاپیک هم معذرت می خوام چون خلاف مضمون تاپیک نوشتم. واسه همین رنگ قرمز زدم.
ببینید بچه ها!
بعضی کارها هست که خود انجام اون کار، کمی به آدم کمک میکنه. اما اثری که روی اراده آدم داره شکفت انگیزه...
شماها مادامی که یه تکونی به خودتون ندین و از این رخوت در نیاین، زندگی هاتون تغییری نمیکنه...
من چرا میتونم وقتی دارم راه میرم، به همه چیز نگاه کنم، الا آدما؟
یارو فیلم هالیوودی میسازه، توش میگه اراده کن، از ته قلب، لیوان میتونه تکون بخوره...
همه مون هم باور میکنیم و هیشکی نمیگه مزخرفه...
همه مون میخوایم جای یارو باشیم که از ته قلب روی یه چیزی تمرکز میکنن و میتونن تغییرش بدن...
اما کو حرکتی؟
رخوت و تنبلی و سستی سر تا پای همسن و سالای ما رو گرفته...
تمام تحرک روزانه ما مربوط میشه به حرکت 4 تا انگشت روی کیبورد و صفحه موبایل...
به خدا قسم، امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) اگه همین امروز بیاد، با یه مشت لنگ و لوچ طرفه که قراره کمکش کنن...
مردم همه دنیا دارن تبیلغ میکنن و مردمشون رو تشویق میکنن که رو بیارن به خوردن سبزیجات و ورزش و خوردن چیزهای ارگانیک و ....
از توی شیر کشور ما به همین تازگی ها روغن پالم زده بیرون...
یه عمره شیر و لبنیات خوردیم، انگار زهر خوردیم...
رب و آبلیمو خوردیم، انگار سم خوردیم...
برنج و گوشت خوردیم، انگار زهر خوردیم...
مرغ و ماهی خوردیم، انگار زهر خوردیم...
هیچ کس، حتی خودی ها دلشون واسه ما نمیسوزه...
کس نخارد پشت من
جز ناخن انگشت من

مادامی که من یه تکونی به خودم ندم و از این شیوه زندگی گلایه ای عملی نداشته باشم، هیچی تغییر نخواهد کرد...
مردم 1 هفته شیر نخریدن، سریع متخلفان رو اعلام کردن...
چرا اجازه میدین بهتون به همین راحتی توهین بشه؟
هر جوری که بخوان بهتون خوراک بدن؟
خوراک فکری و خوراک جسمی؟

پ.ن:
من مدت هاست که شیوه خورد و خوراکم رو کمی تغییر دادم و نتایج مثبتش رو تو زندگیم خیلی میبینم...
مثلاً مدت هاست که من هیچ نوشیدنی حاوی کافئین نخوردم...
فکرهای شبانه و تشویش و ضربان قلبم کم شده...
منی که ضربان قلبم گاه به 114 میرسید، حالا اگه از 70 بره بالا، باید خدا رو شکر کنم...
همین باعث میشه که قلیان احساساتم کمتر بشه و تفکراتم مثل خوره روحم رو نخوره...
مدتیه که روغن حیوانی اصل از یه بنده خدایی تو روستا خریدم و بدون این که ذره ای از غذای خانواده ام کم بشه، همسرم 8 کیلو وزن کم کرده...
مدتیه سبزی خوردن رو قاطی تمام وعده های غذاییم کردم...
مدتیه که دیگه کاکائو و بیسکویت نمیخورم...
مدتیه که چیپس و پفک رو غدغن کردم...
بعد از این ماجرای روغن پالم به این فکر افتادم، خودم یه مزرعه بخرم، با شرکت 4 تا گاو و گوسفند و مرغ و ماهی و انواع درختان و سبزیجات، تا دیگه شیر و میوه ناسالم هم نخورم...
والا...

بذارین کمی سنتون مثل من بره بالا...
بذارین دردهایی که ماماناتون توی سن 50 سالگی دچارش شدن، شما توی سن 30 سالگی دچار بشین، اونوقت دو دستی میزنین تو سرتون که ای داد و بیداد! کاش نیروی جوونیم رو نمیدادم درد و مرض بخرم...

البته امیدوارم که اینطور نشه براتون...
الغرض...
این همه قصه حسین کرد شبستری براتون گفتم تا بدونین، مادامی که خودتون دست به کار نشین، جامعه و مسئولین به فکر شما نخواهند بود...
شما باید اراده کنین تا جامعه تغییر کنه.
من هستم! با اراده!Angel
1-moze84
2-حوریه سادات
3-؟؟؟
دیروز یکی از دوستام رو دیدم همین قضیه روغن پالم رو گفت.
گفتش باید ملت یکی دو روز لبنیات نخرن(مخصوصاً ماست و شیر) اینجوری یه اعتراض سنگینی بشه.
منم گفتم باشه اما در همین حالتش هم در طول هفته شاید یه قاشق چایخوری لبنیات مصرف کنمBig Grin
اولش فکر می کردم سیا بازیه اما یواش یواش دارم می بینم جدیه.
واسه همین اومدم بگم که قرار شده 23 و 24 و 25 مرداد کسی توی مملکت محصولات لبنی نخره.
فکر نکنم این اتفاق بیافته. اما من خودم به این حرکت عمل خواهم کرد(با اینک تغییر آنچنانی در زندگیم رخ نمی ده)
من به خانواده و فک و فامیل گفتم.
اون دوستم هم بدجوری مصمم بود. با هم رفتیم فروشگاه یه آب بخره. اومد گفت
شیر دارین؟
گفتن آره
گفت روغن پالم داره؟
همینو گفت که بین فروشنده ها(صندوقدار ها) بحث شروع شد. بحث به خریدار ها رسید تا جایی که یه مادر اومده بود شیر کاکائو بخره، گذاشتش کنار و بعد اون ما رفتیم بیرون و ندیدیم دیگه بقیه ماجرا رو.
من هستم! بی اراده!Sad
1-moze84
2-حوریه سادات
3- aaaaa
4-???
(۲۱/مرداد/۹۳ ۱۳:۰۸)moze84 نوشته است: [ -> ]سلام
سلام

(۲۱/مرداد/۹۳ ۱۳:۰۸)moze84 نوشته است: [ -> ]کارهای مذهبی هم نمیخوایم بکنیم...
صرفاً کارهایی که علم گفته بده رو میخوایم کمش کنیم...
خب همین میشه کار مذهبی دیگه!
حرف شما دقیقاً چی رو به فکر طرف میاره؟
- از اون کار مذهبی‌ها که خسته‌کننده و کسل‌کننده و عذاب‌آور و ... هستش نمیخوایم بکنیم، بجاش، بجای مذهب که کلاً اینطوری‌هاست، بریم دنبال یک چیز متفاوت به نام علم که خوب و دانشمندانه و روی حساب کتاب هست و نتایج مفید میده.

یعنی این حرف شما تیشه میزنه.

چطور میشه کاری که برای خدامون انجام بدیم خسته‌کننده و کسل‌کننده باشه؟
و یا چطور میشه اسم کاری که برای خدا نباشه رو مذهبی گذاشت؟

و نیز کجای علم از مذهب جداست؟
چطور میشه کاری حق باشه و در راستای مذهب حقه نباشه؟

اینگونه اشتباهات البته فقط در این سخن نیست‌هااا!
همگی‌مون دچار این اشتباهات میشیم بعضی مواقع.
لطفاً همگی حواسمون رو جمع کنیم تا اینطوری اینقدر راحت علیه مذهب بیانیه صادر نکنیم.

علم که روشنه.
حتی دفاع کردن از خود در جایی که می‌پنداریم به ما ظلم شده هم یک کار مذهبی هست، ولو طرف مقابل قیافه‌هایی زاهد به خود بگیرن و طوری وعده‌ی روز قیامت بدن که گویا دفاعشون رو انجام دادن و ما از پذیرفتنش سرپیچانیده‌ایم! و طوری سکوت اختیار کنن که گویا دارن بر یاوه‌گویی سکوت میکنن! به هر حال هر اقدامی که در جهت روشن شدن حق باشه مذهبی هست.
1-moze84
2-حوریه سادات
3- aaaaa
4- حسین14
اژدها وارد میشودCool
حرف زیاد داشتم اما همونطور که گفتم ، تا اطلاع ثانوی به زبان شیرین پارسی حرف میزنمSmile

1-moze84
2-حوریه سادات
3- aaaaa
4- حسین14
5-فدایی ولایت
6-HuhHuh
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17
آدرس های مرجع