(۶/آبان/۹۳ ۲:۴۵)OSZ نوشته است: [ -> ]ممنون
مدیریت کار منزل مسئولیت بزرگی است که خداوند قلب مادر را برای این کار انتخاب کرده و پدر را به عنوان دستیار
عوض شدن محل کار مادر ازاین مکان مقدس الهی ضربه مهلکی را به کیان جامعه خواهد زد
من نمیتونم احساس یک زن را داشته باشم اما زمانی که او بستر کانون گرم زندگی را فراهم میکند
نه برای او دستمزدی میتوان در نظر گرفت نه ارزش کار اورا با یک شغل بیرونی مقایسه کرد
فقط میتونم بگم که پرداخت این حقوق ازآن خداوند است که بهشت برین را در زیر پای آنان قرار داده است
عالی بود.
ممنون ولی قانع کننده نبود.
میخوام دیدمو اصلاح کنم. یا قانع شم یا قانع کنم.
من عضو سمپادی های دانشگاه ...
فارغ التحصیل یه رشته خوب ک خیلی ها آرزوشو دارن...
عاشق هنرو موسیقی حلال...
و خیلی چیزهای دیگه....
همه روبذارم کنار....؟
چرااا؟
چرا اصلا درس خوندم؟
چرا؟
(۶/آبان/۹۳ ۲:۴۸)mahpare نوشته است: [ -> ]چرااا؟
چرا اصلا درس خوندم؟
چرا؟
تو تاپیک قبلی جواب دادم!!!!
(۶/آبان/۹۳ ۲:۵۲)mahpare نوشته است: [ -> ]مثال خوبی نبود
به چه دلیل؟
(۶/آبان/۹۳ ۲:۴۰)mahpare نوشته است: [ -> ]بله درسته
مشکل ما اینه که یه مرد واقعی میتونه زنش رو فقط تو خونه محصور کنه به بزرگ گردنه بچه و کارهای منزل؟
اینها خوبه خیلییی
ولی یه زن قبل از همسر بودن و مادر بودن به انسانه با یه عالمه علاقه و آرزو و هدف...
اینهارو باید چه کنه؟
ازش بگذره؟
چقدر بگذره؟
حرف شما هم درسته !
یکم از نظر من سخته بحث در این مورد.اینو دو طرف با هم کنار میان بنظر من.
من عقیده ام به شخصه اینه که زن و مرد با هم همه ی کارهاشونو انجام بدن.
مثلا فرض کنید اگه من قرار باشه مسئول پخت و پز باشم مسلما نسلمون منقرض میشه !!

اما کمک باید کنم در همین کار هم.
اما یادمون نره توی زندگی مشترک لازمه به جای آرزوهای «من» به آرزوهای «ما» فکر کنیم.
اینکه زن فعالیت بیرون از منزل هم داشته باشه در خیلی موارد خصوصا اگه تحصیل کرده هم باشه تقریبا اجتناب ناپذیره اما این حساسیت مرد رو بنظر من برانگیحته میکنه. حداقل خود من اینجوریم. که مبادا اتفاقی بیافته. اینجا اولین نکته ای که به ذهن میرسه محیط کار هست. و بعد موارد دیگر هم اضافه میشن.
نوع دوس داشتن و علاقه ی مرد یه جور خاص خودشه ! مثلا خوشحال میشه زمانی که شما از هدیه ای که براتون خریده خوشحال میشید. خوشحال میشه زمانی که حس میکنه تکیه گاه محکم شماست. (حالا هم اقتصادی هم سایر موارد) این لیست خیلی طولانیه دیگه ادامه نمیدم!
(۶/آبان/۹۳ ۲:۵۴)پارسه نوشته است: [ -> ]حرف شما هم درسته !
یکم از نظر من سخته بحث در این مورد.اینو دو طرف با هم کنار میان بنظر من.
من عقیده ام به شخصه اینه که زن و مرد با هم همه ی کارهاشونو انجام بدن.
مثلا فرض کنید اگه من قرار باشه مسئول پخت و پز باشم مسلما نسلمون منقرض میشه !! 
اما یادمون نره توی زندگی مشترک لازمه به جای آرزوهای «من» به آرزوهای «ما» فکر کنیم.
اما کمک باید کنم در همین کار هم.
اینکه زن فعالیت بیرون از منزل هم داشته باشه در خیلی موارد خصوصا اگه تحصیل کرده هم باشه تقریبا اجتناب ناپذیره اما این حساسیت مرد رو بنظر من برانگیحته میکنه. حداقل خود من اینجوریم. که مبادا اتفاقی بیافته. اینجا اولین نکته ای که به ذهن میرسه محیط کار هست. و بعد موارد دیگر هم اضافه میشن.
نوع دوس داشتن و علاقه ی مرد یه جور خاص خودشه ! مثلا خوشحال میشه زمانی که شما از هدیه ای که براتون خریده خوشحال میشید. خوشحال میشه زمانی که حس میکنه تکیه گاه محکم شماست. (حالا هم اقتصادی هم سایر موارد) این لیست خیلی طولانیه دیگه ادامه نمیدم!
خوب اینها که بدیهیه.
درمقابل زن هم خوشحال میشه همسرش براش هدیه بخره ،تکیه گاهش باشه و ....
من آرزومه برای همسرم غذا بپزم ،تزیینش کنم و. اون رو درحالیکه از شدت گرسنگی نمیدونه چه جوری غذا بخوره و اصلا تزییناتو نبینه! ببینم....
یکم جمله سنگین شد صلوات عنایت کنید...
بحث من سر آرزوهای یک زنه...
مثال برادرمون به این دلیل درست نبود که یه چیزه غیره ممکنه مادر شدنه یک مرد ولی تو اجنماع بودنه یه زن در حد متعارف غیرممکن نیست
(۶/آبان/۹۳ ۲:۵۹)mahpare نوشته است: [ -> ]خوب اینها که بدیهیه.
درمقابل زن هم خوشحال میشه همسرش براش هدیه بخره ،تکیه گاهش باشه و ....
بحث من سر آرزوهای یک زنه...
مثال برادرمون به این دلیل درست نبود که یه چیزه غیره ممکنه مادر شدنه یک مرد ولی تو اجنماع بودنه یه زن در حد متعارف غیرممکن نیست
منم اشاره کردم ! شما باید از آرزوهای شخصیتون بعضا بگذرید اگه مخالف هدف زندگی مشترکتون باشه یا در اون اخلال ایجاد کنه همین طور که یک مرد هم باید اینچنین کنه
(۶/آبان/۹۳ ۳:۰۲)پارسه نوشته است: [ -> ]منم اشاره کردم ! شما باید از آرزوهای شخصیتون بعضا بگذرید اگه مخالف هدف زندگی مشترکتون باشه یا در اون اخلال ایجاد کنه همین طور که یک مرد هم باید اینچنین کنه
خوبه داریم به جاهای خوب میرسیم.
البته الان دیره ممکنه نماز خواب بمونیم.
اینم بگم.
ببینید پسرهای تالار اگثرا میگن خانم ها باید بگذرن و چه معنی داره زن کارکنه. حتی فکرشم برای یه زن بیهوده میدونن.
هیچکی برای این سوال جواب نداره که چرا نمیسپرید به خود خانم ها؟
چرا زن رو فقط برای بزرگ کردنه بچه میدونید؟
زنها از چند تا آرزوشون بگذرن؟
شما از چی میگذرید؟
آیا از این میگذرید که همسرتون خوش قیافه و خوش هیکل نباشه؟
آیا میگذرید همسرتون تحصیلکرده نباشه؟
خانواده دار نباشه؟
و...
مردها برای زندگیشون بچشون حاضرن از چی بگذرن؟؟؟
ماهپاره جان!
جوابت دست منه!
من هم درس خوندم، هم سر کار رفتم، هم استقلال مالی داشتم، هم ازدواج کردم و هم بچه دار شدم.
هیچی و هیچی شیرین تر از این نیست که با زهرا بازی کنم.
اصلاً هر وقت که یادم میاد روزای اول تولد زهرا رو، دلم قنج میره.
من به عنوان یه زن که هم بیرون کار کردم و هم دانشگاه درس خوندم، دارم بهتون میگم.
چون شما هنوز لذت مادر شدن رو درک نکردین.
خدا خودش ما رو ساخته و خودش هم بهتر میدونه چی ساخته.
روحیه من بسیار با وجود بچه آرام شد و شاد شد.
این یعنی من واسه این کار ساخته شدم.
اما موضوع اینه که من اصولاً به حرف دیگران خیلی اهمیتی نمیدم و اجازه میدم شرایط منو تو خودش حل کنه.
یعنی اصولاً آدم سازگاریم.
وقتی بچه دار شدم، دیگه فکر و ذکرم فیس بوک و سر کار و حقوق نبود.
همه فکر و ذکرم بچه شد.
همونطور که وقتی سر کار میرفتم، فکرم پیش شوهر و بچه نبود.
حالا هم اجازه میدم که زهرا تمام وقت و انرژی منو بگیره و از این موضوع ناراحت که نیستم هیــــــــــــچ، خوشحال هم هستم.
اگه فقط لجبازی نکنین و به اصطلاح مقابل درسهایی که زندگی میخواد بهتون بده مقاومت بیجا نکنین، خیلی زود شما هم به حرف من میرسین.