۲۰/آذر/۹۳, ۸:۵۳
موضوع اینه که هر کسی از ظن خود به این ماجرا نگاه میکنه.
اما من فکر میکنم نگاه ریاضی همیشه بهترین نگاهه.
فرض کنین ما 500 تا دختر داریم و 500 تا پسر و 1000 تا هم فرصت شغلی داریم.
این میشه یه جامعه ایده آل از دید بعضی از بچه های اینجا.
حالا هر کی میتونه یه کار پیدا کنه و بره سر کارش بشینه و کسی هم به کسی کاری نداره.
اما ما 500 تا دختر داریم و 500 تا پسر و 500 تا فرصت شغلی شهری.
یعنی حتی شاید لازم باشه دخترها از خودگذشتگی کنن و تو خونه بیکار بشینن تا پسرها برن بشینن سر یه کاری که حقوق دربیارن و زن بگیرن.
البته این مختص شهره.
اگه زن یا مردی بخوان کشاورز بشن، من بعید میدون هیچ وقت جای همدیگه رو بگیرن.
هر چی کشوری کشاورز بیشتر داشته باشه، اون کشور آبادتره.
حالا همین تهران خودمون رو مثال بزنم:
مگه تهران چند تا حسابدار دیگه میخواد؟
چند تا متخصص آی تی میخواد؟
چند تا مهندس کامپیوتر میخواد؟
چند تا مهندس عمران و معماری میخواد؟
چند تا منشی میخواد؟
ببینین!
کار توی ایران الآن محدوده.
یعنی مثلاً اگه 700 تا فرصت شغلی هم باشه، دخترا باید صبر کنن تا اون 500 تا پسر بشینن سر کارشون، بعد 200 تا از این دخترا جذب کار بشن.
اوضاع جامعه ما الآن همچین چیزیه.
معلومه که پسرها الآن کار ندارن و چون اوضاع اقتصادی بده، باید دخترا هم کار کنن که دو تایی بتونن یه زندگی رو بگردونن.
اما نظر من به شخصه اینه:
پسرا کار کنن، شده دو شیفت.
دو تا کار...
یعنی اگه 1000 تا فرصت شغلی هم بود، همون 500 تا پسر اون 1000 تا کار رو انجام بدن تا اولاً پسرا یکم از این سوسولی دربیان.
دوم هم این که اینقدر به دخترها فشار نیاد.
سوم هم این که پسرها وقتی برای ماهواره و سی دی نداشته باشن و مثل بچه آدم برن زن بگیرن.
زن ها هم به قول زهرا خانم مشاغلی که به درد زن ها میخوره داشته باشن.
این خیلی ایده آل گرایانه است که کسی بگه من رشته ام رو دوست داشتم و عرضه اش رو هم دارم، پس میرم کار میکنم.
پسرها هم میخواستن خوب درس بخونن و عرضه داشته باشن تا کسی بهشون کار بده.
این یعنی من سر جامعه رو به خاط منافع شخصیم ببرم.
این خطرناکه.
از ما گفتن و از شما هم (خواه شنیدن و خواه نشنیدن)
قبول.
یه دانشگاه شریف رو برای نخبه های خانم و آقا استثنا کنیم خوبه؟
یعنی الآن همه دخترا لیسانس آکسفوردن و پسرا همه فوق دیپلم از یونقوز آباد ممسنی؟
این هایی که شما میگین میره جزو استثنائات.
استثنائات هیچ وقت کفه ترازو رو به یه سمتی سنگین نمیکنه.
نه این که کسی با 5 تا بچه شوهرش جوون مرگ بشه، نه این که یکی نخبه آکسفوردی باشه.
ماکزیمم زنان کارمند جامعه ما همین لیسانسه های معمولی هستن که شاید از همین یونقوز آباد ممسنی مدرک گرفتن.
اما چون شبیه جنیفرن، استخدام میشن.
این ستم به پسراییه که شبیه هیشکی نیستن.
حتی به پسرای شبیه برد پیتم ظلمه.
چون کسی واسه هیکل هشت تیکه اش استخدامش نکرده.
اما یه دختر حتی معمولی رو به خاطر جسمش استخدام کردن.
حتی اگه کاریش هم نداشته باشن، نگاهش که میکنن.
منکر این قضیه میشی؟
اما من فکر میکنم نگاه ریاضی همیشه بهترین نگاهه.
فرض کنین ما 500 تا دختر داریم و 500 تا پسر و 1000 تا هم فرصت شغلی داریم.
این میشه یه جامعه ایده آل از دید بعضی از بچه های اینجا.
حالا هر کی میتونه یه کار پیدا کنه و بره سر کارش بشینه و کسی هم به کسی کاری نداره.
اما ما 500 تا دختر داریم و 500 تا پسر و 500 تا فرصت شغلی شهری.
یعنی حتی شاید لازم باشه دخترها از خودگذشتگی کنن و تو خونه بیکار بشینن تا پسرها برن بشینن سر یه کاری که حقوق دربیارن و زن بگیرن.
البته این مختص شهره.
اگه زن یا مردی بخوان کشاورز بشن، من بعید میدون هیچ وقت جای همدیگه رو بگیرن.
هر چی کشوری کشاورز بیشتر داشته باشه، اون کشور آبادتره.
حالا همین تهران خودمون رو مثال بزنم:
مگه تهران چند تا حسابدار دیگه میخواد؟
چند تا متخصص آی تی میخواد؟
چند تا مهندس کامپیوتر میخواد؟
چند تا مهندس عمران و معماری میخواد؟
چند تا منشی میخواد؟
ببینین!
کار توی ایران الآن محدوده.
یعنی مثلاً اگه 700 تا فرصت شغلی هم باشه، دخترا باید صبر کنن تا اون 500 تا پسر بشینن سر کارشون، بعد 200 تا از این دخترا جذب کار بشن.
اوضاع جامعه ما الآن همچین چیزیه.
معلومه که پسرها الآن کار ندارن و چون اوضاع اقتصادی بده، باید دخترا هم کار کنن که دو تایی بتونن یه زندگی رو بگردونن.
اما نظر من به شخصه اینه:
پسرا کار کنن، شده دو شیفت.
دو تا کار...
یعنی اگه 1000 تا فرصت شغلی هم بود، همون 500 تا پسر اون 1000 تا کار رو انجام بدن تا اولاً پسرا یکم از این سوسولی دربیان.
دوم هم این که اینقدر به دخترها فشار نیاد.
سوم هم این که پسرها وقتی برای ماهواره و سی دی نداشته باشن و مثل بچه آدم برن زن بگیرن.
زن ها هم به قول زهرا خانم مشاغلی که به درد زن ها میخوره داشته باشن.
این خیلی ایده آل گرایانه است که کسی بگه من رشته ام رو دوست داشتم و عرضه اش رو هم دارم، پس میرم کار میکنم.
پسرها هم میخواستن خوب درس بخونن و عرضه داشته باشن تا کسی بهشون کار بده.
این یعنی من سر جامعه رو به خاط منافع شخصیم ببرم.
این خطرناکه.
از ما گفتن و از شما هم (خواه شنیدن و خواه نشنیدن)

نقل قول:اما به نظر من شایسته سالاری باید باشه. جنسیتی نباید باشه. دختر دکترای دانشگاه اکسفورد تواناتره یا پسره لیسانسیه ی علمی کاربردی اموزش محور شبانه !Smile .
قبول.
یه دانشگاه شریف رو برای نخبه های خانم و آقا استثنا کنیم خوبه؟
یعنی الآن همه دخترا لیسانس آکسفوردن و پسرا همه فوق دیپلم از یونقوز آباد ممسنی؟
این هایی که شما میگین میره جزو استثنائات.
استثنائات هیچ وقت کفه ترازو رو به یه سمتی سنگین نمیکنه.
نه این که کسی با 5 تا بچه شوهرش جوون مرگ بشه، نه این که یکی نخبه آکسفوردی باشه.
ماکزیمم زنان کارمند جامعه ما همین لیسانسه های معمولی هستن که شاید از همین یونقوز آباد ممسنی مدرک گرفتن.
اما چون شبیه جنیفرن، استخدام میشن.
این ستم به پسراییه که شبیه هیشکی نیستن.
حتی به پسرای شبیه برد پیتم ظلمه.
چون کسی واسه هیکل هشت تیکه اش استخدامش نکرده.
اما یه دختر حتی معمولی رو به خاطر جسمش استخدام کردن.
حتی اگه کاریش هم نداشته باشن، نگاهش که میکنن.
منکر این قضیه میشی؟


