۶/بهمن/۹۳, ۹:۵۳
۶/بهمن/۹۳, ۱۱:۱۴
(۶/بهمن/۹۳ ۹:۵۳)namekarbary نوشته است: [ -> ]باز که خالی بستید جناب سید ابراهیم؟
ممنون از لطفتون... میگم این روند شما تکراری شده. باز بپردازید به توهین. بعد یکی دو صفحه که رفت جلو یه بار دیگه سوالی دیگر را مطرح می فرمایید.
موفق باشید.
۶/بهمن/۹۳, ۱۴:۰۵
(۶/بهمن/۹۳ ۳:۰۹)namekarbary نوشته است: [ -> ]من چند پست قبل از این که بپرسید واسح شما رو دادم.
عجب!
بله :
(۴/بهمن/۹۳ ۱۵:۳۷)namekarbary نوشته است: [ -> ]خیر. عرض کردم احتمال [پیشین] دارد موجود مجرد داشته باشیم.
اگر از من بپرسید تکشاخها وجود دارن باز هم خواهم گفت احتمال داره وجود داشته باشن. با این حال اصول زندگی خودم رو بر اساس این احتمال که تاثیری در زندگی من نداره پیاده سازی نمی کنم.
منتها خودتون هم قبولش ندارید چون اگر قبول کنید خیلی مسائل که بهش اعتقاد ندارید اما موجود هست، خدشه دار می شود ! مثل امضای خودتون که بسیار پر مغز هست
به خاطر همین سفسطه می کنید .
یا مجرد داریم یا نداریم ! گفتنش راحت هست !
(۴/بهمن/۹۳ ۱۵:۳۷)namekarbary نوشته است: [ -> ]منتهی برای امثال شما سخته وذیرفتن اشتباه کردن و شروع می کنید به شانتاژیسم.
این هم نمونه سطح منطق یک مسلمان!!!
شما که هر کس رو به هر چه می خواهید متهم می کنید اصلا اشکال ندارد !

دو نفر که فعال با شما مباحثه داشتند یکی رو گفتید باید تک شاخ رو تبیین و توصیف کنی .
اون یکی برادرمون هم که تعریف ماده رو نمی دانند و خالی می بندند !

باید به بنده حق بدهید که نگران آینده خودم باشم

۷/بهمن/۹۳, ۱۸:۳۳
(۶/بهمن/۹۳ ۱۴:۰۵)فاطمه خانم نوشته است: [ -> ]منتها خودتون هم قبولش ندارید چون اگر قبول کنید خیلی مسائل که بهش اعتقاد ندارید اما موجود هست، خدشه دار می شود ! مثل امضای خودتون که بسیار پر مغز هستخوب این بار به زبون ساده توضیح می دم باشد که متوجه بشید. دیگه ساده ترش نمی کنم.![]()
به خاطر همین سفسطه می کنید .
یا مجرد داریم یا نداریم ! گفتنش راحت هست !
دو تا مقام داریم: 1-اثبات 2-ثبوت
مقام ثبوت: یا آقای ایکس دکتر هست یا نیست. چه نتیجه ای می گیریم: هیچ نتیجه ای جز این که آقای ایکس دکتر هست یا نیست.
اما می خوایم به خودمون ثابت بشه آقای ایکس دکتر هست یا نه. می ریم مدارک شناساییش رو بررسی می کنیم. بعد از بررسی به ما ثابت می شه که آقای ایکس دکتر هست مثلا. به این می گن مقام ثبوت.
آیا قبل از این که به ما ثابت بشه آقای ایس دکتره در دکتر بودن آقای ایکس تفاوتی می کرد؟ خیر. آقای دکتر برای خودش دکتر بود.
آیا این که آقای ایکس دکتر هست یا نه عاملی هست برای دانش ما نسبت به دکتر بودن آقای ایکس؟ خیر. آقای ایکس برای خودش هست. ربطی به دانش ما نداره.
این موضوع بسیار ساده در مورد وجود ماده و مجرد هم صدق می کنه. متوجه شدید؟ یا نیاز به توضیح بیشتر هست؟
۷/تیر/۹۴, ۵:۵۱
نقل قول:در مورد اینکه فرمودید علوم تجربی مواد خام فلسفه را مشخص میکنند... اصلا اینگونه نیست. گویا شما خیلی وقته که دیگه فلسفه نخوندید؟ (سوالی بودا)
شاید در زمانی های قدیم آنگاه که فلسفه مقسم همه علوم بود اینگونه میتوان گفت، ولی الان مد نظرما فلسفه به معنی اخص است.
اینکه این را شما نمیتوانید و یا نمیخواهید متوجه شوید به همان دلیل است که این بنده حقیر بارها در این ارسالات تاکید داشته ام که این علوم نمی توانند وارد این مسئله شوند.
صرفا جهت یادآوری بر این که اون چیزی که دیگران رو بهش متهم می کنید در واقع خودتون هستید:
نقل قول:فرضا بخواهیم با سرعتی معادل سرعت نور به خطّ مستقیم رو به یك جهت حركت كنیم آخر به كجا خواهیم رسید؟ آیا به جایی منتهی خواهد شد كه در آنجا جهان پایان یافته باشد؟ و به اصطلاح آیا عالم محیطی دارد و یا محیطی ندارد و به همین دلیل وسط و مركز هم ندارد، همه جا مانند مركز است و اگر میلیاردها میلیارد سال نوری حركت كنیم از نظر پیمودن فضای بی منتهای عالم مثل آن است كه سر جای خود ایستاده ایم؟ بدیهی است كه این مسأله را با احساس و تجربه نمی توان تحصیل كرد، فقط براهین فلسفی یا ریاضی می تواند راهنمای ما باشد، و احیانا مسائل تجربی شاید بتواند مادّه برای برخی براهین فلسفی یا ریاضی واقع شود.
-شهید مطهری
یعنی همون چیزی که عرض کردم:
نقل قول:علوم تجربی هم مشخص کننده مقدمات فلسفی هستن
۷/تیر/۹۴, ۱۰:۱۸
احیانا مسایل تجربی شاید بتواند ماده برای برخی براهین فلسفی یا ریاضی واقع شود، نتیجه اش اینه که :
علوم تجربی هم مشخص کننده مقدمات فلسفی هستن؟؟؟؟





دو تا احتمال و یک موجبه جزییه در عبارت شهید مطهری هست، اونوقت شما از این چطوری موجبه کلیه را نتیجه می گیری؟
در بدیهیات که به نظر برخی از فلاسفه به علم حضوری بر می گردند، و در علوم حضوری اصلا از علم تجربی خبری نیست.
و پایه های فلسفی همین بدیهیات و گزاره های علوم حضوری هستند.
-----------------------------------------------------------------------------------------
-----------------------------------------------------------------------------------------
بنده به شما عرض می کنم، قبل از اینکه هرگونه اعتقادی داشته باشید، برای اینکه بتونید از عقایدتون دفاع کنید، نیاز به دانستن علم منطق دارید:
برای شروع آموزش منطق (از غرویان)،
سپس منطق مظفر، منطق خوانساری و منطق منظومه و جوهر النضید
و بعد از آن منطق اشارات، منطق شفاء و شرح مطالع می تونه براتون خیلی مفید باشه
لا اقل در چینش اباطیل به بیراهه نمیرید
علوم تجربی هم مشخص کننده مقدمات فلسفی هستن؟؟؟؟





دو تا احتمال و یک موجبه جزییه در عبارت شهید مطهری هست، اونوقت شما از این چطوری موجبه کلیه را نتیجه می گیری؟
در بدیهیات که به نظر برخی از فلاسفه به علم حضوری بر می گردند، و در علوم حضوری اصلا از علم تجربی خبری نیست.
و پایه های فلسفی همین بدیهیات و گزاره های علوم حضوری هستند.
-----------------------------------------------------------------------------------------
-----------------------------------------------------------------------------------------
بنده به شما عرض می کنم، قبل از اینکه هرگونه اعتقادی داشته باشید، برای اینکه بتونید از عقایدتون دفاع کنید، نیاز به دانستن علم منطق دارید:
برای شروع آموزش منطق (از غرویان)،
سپس منطق مظفر، منطق خوانساری و منطق منظومه و جوهر النضید
و بعد از آن منطق اشارات، منطق شفاء و شرح مطالع می تونه براتون خیلی مفید باشه
لا اقل در چینش اباطیل به بیراهه نمیرید
۹/تیر/۹۴, ۱۷:۵۸
(۷/تیر/۹۴ ۱۰:۱۸)محمدهادی نوشته است: [ -> ] احیانا مسایل تجربی شاید بتواند ماده برای برخی براهین فلسفی یا ریاضی واقع شود، نتیجه اش اینه که :کوری عصاکش کوری دگر شود
علوم تجربی هم مشخص کننده مقدمات فلسفی هستن؟؟؟؟
دو تا احتمال و یک موجبه جزییه در عبارت شهید مطهری هست، اونوقت شما از این چطوری موجبه کلیه را نتیجه می گیری؟
در بدیهیات که به نظر برخی از فلاسفه به علم حضوری بر می گردند، و در علوم حضوری اصلا از علم تجربی خبری نیست.
و پایه های فلسفی همین بدیهیات و گزاره های علوم حضوری هستند.
-----------------------------------------------------------------------------------------
-----------------------------------------------------------------------------------------
بنده به شما عرض می کنم، قبل از اینکه هرگونه اعتقادی داشته باشید، برای اینکه بتونید از عقایدتون دفاع کنید، نیاز به دانستن علم منطق دارید:
برای شروع آموزش منطق (از غرویان)،
سپس منطق مظفر، منطق خوانساری و منطق منظومه و جوهر النضید
و بعد از آن منطق اشارات، منطق شفاء و شرح مطالع می تونه براتون خیلی مفید باشه
لا اقل در چینش اباطیل به بیراهه نمیرید
محمد جان، اگه بیشتر روی زبان فارسیت کار کنی می تونی تفاوت سور عمومی و وجودی رو متوجه بشی
راستی هنوز کسی از اسلامیون نتونست ماده رو تعریف کنه؟
۹/تیر/۹۴, ۱۸:۰۴
همین دیگه،
شما ظاهرا تصور کردی ماده در عبارت شهید مطهری:
و احیانا مسائل تجربی شاید بتواند مادّه برای برخی براهین فلسفی یا ریاضی واقع شود.
ماده به معنای فیزیکی یا ماده فلسفیه ؛ که حرف از تعریف ماده به میان میارید.
تفاوت سور عمومی و سور وجودی هم ربطی به اشکال بنده نداره، اگر دقت کنید، ظاهرا اصلا ملتفت نشدید چه اشکالی بهتون وارد شده
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
شما ظاهرا تصور کردی ماده در عبارت شهید مطهری:
و احیانا مسائل تجربی شاید بتواند مادّه برای برخی براهین فلسفی یا ریاضی واقع شود.
ماده به معنای فیزیکی یا ماده فلسفیه ؛ که حرف از تعریف ماده به میان میارید.
تفاوت سور عمومی و سور وجودی هم ربطی به اشکال بنده نداره، اگر دقت کنید، ظاهرا اصلا ملتفت نشدید چه اشکالی بهتون وارد شده
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
۹/تیر/۹۴, ۱۸:۱۱
محمد جان، اگه تاپیکهایی رو که درش شرکت می کنی با دقت بخونی از خطر مهملات بافتن در امان می مونی.
توضیح این که، در این تاپیک صحبت درباره ماده و مجرد بود، که مسلمانان نتونسته بودن تعریفی براش ارائه بدن. گفتم شاید مسلمان پردانشی جدیدا عضو شده باشه.
توضیح این که، در این تاپیک صحبت درباره ماده و مجرد بود، که مسلمانان نتونسته بودن تعریفی براش ارائه بدن. گفتم شاید مسلمان پردانشی جدیدا عضو شده باشه.
۹/تیر/۹۴, ۱۸:۳۶
معمول تاپیک هایی شما در آنها شرکت می کنی، مهملات هست، به خاطر همین معمولا نمی خوانم.
مطلب بنده هم ناظر به آخرین پست شما بود، که قاعده کلی شما را در باب ابتناء مسایل فلسفی بر علوم تجربی از دو جهت مخدوش کرد، و شما هم پاسخی ندادید.
مطلب بنده هم ناظر به آخرین پست شما بود، که قاعده کلی شما را در باب ابتناء مسایل فلسفی بر علوم تجربی از دو جهت مخدوش کرد، و شما هم پاسخی ندادید.