تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: شما از هیچ درست شده اید
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17
فکر کنم خیلی ساده باشد. وابستگی یعنی اینکه یک اصل فلسفی برای اثباتش محتاج به مقدمات خارجی دارد که اصلا اینگونه نیست. البته شما یه همچین ادعایی داشتید، ولی اصلا اینگونه نیست.

بنده عرض میکنم گزاره های فلسفی میتواند مصداق خارجی هم داشته باشد... این میتواند به معنای حتما باید داشته باشد نیستا...
وابستگی یعنی فلسفه موضوعات بحثش رو از جهان خارج دریافت می کنه که خلاف ادعای شماست. حالا بفرمایید یک فیلسوف که نمی داند ماده چیست و انسان چیست چه طور حکم می کنه به گزاره انسان مادی نیست؟
نه الزاما اینگونه نیست. خوبه حالا بنده مثال آوردم. فلسفه از مباحثی همچون معقول ثانیه فلسفی سخن میگوید که مصداق حارجی هم ندارد.

از قاغده الواحد و یا عدم اجتماع تناقض سخن میگوید که الزاما برای اثباتش نیازمند به جهان خازج نیست.
(۳/بهمن/۹۳ ۱:۵۲)سید ابراهیم نوشته است: [ -> ]نه الزاما اینگونه نیست. خوبه حالا بنده مثال آوردم. فلسفه از مباحثی همچون معقول ثانیه فلسفی سخن میگوید که مصداق حارجی هم ندارد.
آها. آفرین. پس دیدیم که علوم تجربی مقدمات فلسفه رو فراهم می کنن.
(۳/بهمن/۹۳ ۱:۵۲)سید ابراهیم نوشته است: [ -> ]از قاغده الواحد و یا عدم اجتماع تناقض سخن میگوید که الزاما برای اثباتش نیازمند به جهان خازج نیست.

قاعده الواحد و یا عدم اجتماع تناقض رو بدیهی در نظر می گیرن و کسی اثباتشون نمی کنه. اگر چه باز هم علوم تجربی مثل مکانیک کوانتومی به ما کمک کردن که این اصول رو با دقت بیشتری به پرسش بگیریم.
الان این جمله من {
فلسفه از مباحثی همچون معقول ثانیه فلسفی سخن میگوید که مصداق حارجی هم ندارد.} این را می رساند که علوم تجربی مقدمات فلسفه را فراهم میکنن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!
از کجای این جمله بنده شما این را برداشت کردید؟؟؟ الان هفت هشت صفحه است که داریم میاییم جلو و مطلقا شما نمیخواهید حرف حق را قبول کنید.
بنده عرض میکنم قضایایی هست که مصداق خارجی ندارد شما نتیجه میگیرید که پس علوم تجربی مقدمه فلسفه را فراهم میکنن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

شما غیر از اینکه سطح مطالعاتتان پایین است متاسفانه اصلا هم حق طلبانه رفتار نمیکنید..
اتفاق خاصی نمیافتد اگر بفرمایید که بله در این یک زمینه من استثنائا اشتباه میکردماConfused
(۳/بهمن/۹۳ ۱۴:۱۵)سید ابراهیم نوشته است: [ -> ]الان این جمله من {
فلسفه از مباحثی همچون معقول ثانیه فلسفی سخن میگوید که مصداق حارجی هم ندارد.} این را می رساند که علوم تجربی مقدمات فلسفه را فراهم میکنن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!
از کجای این جمله بنده شما این را برداشت کردید؟؟؟ الان هفت هشت صفحه است که داریم میاییم جلو و مطلقا شما نمیخواهید حرف حق را قبول کنید.
بنده عرض میکنم قضایایی هست که مصداق خارجی ندارد شما نتیجه میگیرید که پس علوم تجربی مقدمه فلسفه را فراهم میکنن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

شما غیر از اینکه سطح مطالعاتتان پایین است متاسفانه اصلا هم حق طلبانه رفتار نمیکنید..
اتفاق خاصی نمیافتد اگر بفرمایید که بله در این یک زمینه من استثنائا اشتباه میکردماConfused

ای بابا با شانتاژیسم بحث پیش نمی ره ها. از من گفتن بود.

عرض کردم معقول های ثانیه ما به ازای ذهنی و مقدمه خارجی دارن. این دو تا با هم فرق می کنن. شما بفرمایید چه طور تا چیزی برای ارائه به ذهن نباشه ذهن می تونه هیچ رابطه ذهنی بین اونها رو کشف کنه؟
این رفتار را که شما دارید انجام میدهید... بنده هزار بار یه سخن را دارم تکرار میکنم. شما هر دفعه از یه جایی یه مطلبی میگید که بنده هم جواب دادم.

دیگه حقیقتا برام سخته. تایپ کردن دیگه را بیشتر نمیتونم ادامه بدم. به پاسخ های قبلی ام رجوع بفرمایید.

حرف تازه ای اگر بعدا فرمودید بنده در خدمتم.
خوب فرض می کنیم من ندیدم جواب شما رو. دوباره کپی پیست کنید.

ایشون می فرمایند اگر انسان رو مستقیما از عالم ذر بیاریم و بگذاریم در فضای خلاء مفهومی رو می شناسه به اسم امکان و مفهومی رو می شناسه به اسم وجوب. خوب بر اساس چه منطقی چنین حکمی صادر کردید؟
قبل حرفش را زدم. ما معقولاتی داریم که محسوس نیستند.

یه سوال شما بین وجود و مادی چه رابطه منطقی قائلید؟
بنده عذرخواهی میکنم که اینطور وارد بحث میشم و اصلا نمیخوام وارد دیالوگ های بین جناب سید ابراهیم و نام کاربری بشم . من از کسی که تاپیک رو زده سوالی دارم ؟
http://forum.bidari-andishe.ir/thread-37...#pid320864


این تاپیک و استدلال کوژیتو را به خاطر میاورید ؟ اساس یک بحث علمی از نظر دکارت سه کلید واژه است :

ترمینولوژی
متدلوژی
اپیدمولوژی

من با تصویر و متنی که در ان ارائه شده مشکلی ندارم و از لحاظ اعتقادی هم برای بنده هیچ مشکلی پش نمیاید , اما سوال اصلی بنده راجع به موضوع تاپیک است :

شما از هیچ درست شده اید !

بفرمائید طبق کوژیتو و روش مندی علوم توسط دکارت معنای کلمه ی هیچ در اینجا چیست ؟ چرا که برای بنده این تناقضات گفتاری جناب عالی قابل فهم نیست , بر اساس چه نوع مطالعاتی متوجه کلمه ی هیچ شده اید , توضیح بفرمائین تا بنده قانع شوم , و گرنه این تیتر تاپیک را چیزی به جز یک فریب علمی نخواهم دانست .

در پناه علم Heart
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17
آدرس های مرجع