تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: شما از هیچ درست شده اید
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17
بگذریم. صحبت این بود انسان مادی هست یا نه. برای پاسخ به همین سوال ساده باید به جهان خارج مراجعه کرد ودید ماده چیست و انسان چیست. پس هر کس که مد یه که این سوال فلسفیه خودبخود معترفه به این که فلسفه نیازمند تجربه ست.
اما اگه فردی مدعی غیرفلسفی بودن این سوال باشه، خوب از طریق علم هم جوابش رو جستجو می کنه.
نه بحث این نبود. بحث هنوز هم هست الحمدالله. خط اول تاپیک.
با توجه به یافته های علم فیزیک به خصوص در زمینه کوانتوم میتوان گفت شما در واقع از هیچ درست شده اید .

بنده درست شدن را همان خلقت میدانم. خلقت هم نوعی صدور معلول از علت. لذا این بحث را در قد و قامت علم تجربه نمیدانم. چون مبنای این بحث، جایی که بیشترین تمرکز روی آن است، بحث معقول ثانیه فلسفی است.. این هم جایی در علم تجربه ندارد.


خیلی جالبه هر زمان که دلتان بخواهد[بخوانید عدم توانایی در ارائه پاسخ] بحث را به حاشیه می برید و بعد هم خودتان راه دیگری برای بحث انتخاب میکنید.
مطمئن باشید بنده تا زمانی که باشم اجازه نمیدهم اینگونه مطالبتان را با مغلطه و جدل های بیهوده ارائه دهید.

این شما هستید که بحث را به حاشیه می برید. فرمودید علوم تجربی مواد خام فلسفه رو مشخص نمی کنن که آن هم ناظر به ارسال اول نبود.
فرض که خلقت همان بحث علت و معلول باشه و مصداق خارجی برای علت و معلول داشته باشیم که دلیلی برایش وجود نداره
می رسیم به این نکته که نه شناخت علت و نه شناخت معلول در قد وقامت فلسفه نیست
هیچ فیلسوفی رو پیدا نمی کنید که حکم کنه اب از هیدروژن پ اکسیژن ساخته شده

ثانیا از روی علت و معلول ماهیت اشیا استخراج نمی شود. هرگز نمی تونید بدون مراجعه به جهان خارج معین کنید هیدروژن چیست و اکسیژن چیست. باز هم فیلسوفی نیست که قادر به پاسخ به این پرسشها باشه

بحث عدم توانایی در پاسخ شد. من همچنان منتظرم تعریفی از ماده ارایه بدید
اصلا اولین ایراد بنده به تاپیک همون مسئله بود که به جای آنکه جناب ریچارد بیاد جلو و بحث کنه شما اومدید بحث را به شدت به حاشیه بردید.

وای شما بین این دو مفهوم ساده خلط مبحث میکنید. اینکه یه اصل فلسفی مصداق خارجی داشته باشد خیلی فرق میکند تا مقدمات خارجی داشته باشد.

یک اصل فلسفی به واسطه نمود خارجی اش برای ما ثابت نمی گردد، بلکه میتواند ثابت شود و بعد ما برای آن بتوانیم مصداق پیدا کنیم.
(۲/بهمن/۹۳ ۱۲:۱۵)سید ابراهیم نوشته است: [ -> ]اصلا اولین ایراد بنده به تاپیک همون مسئله بود که به جای آنکه جناب ریچارد بیاد جلو و بحث کنه شما اومدید بحث را به شدت به حاشیه بردید.
شما به جای گریز به سخن دیگران از گفته خودتون دفاع کنید.
(۲/بهمن/۹۳ ۱۲:۱۵)سید ابراهیم نوشته است: [ -> ]وای شما بین این دو مفهوم ساده خلط مبحث میکنید. اینکه یه اصل فلسفی مصداق خارجی داشته باشد خیلی فرق میکند تا مقدمات خارجی داشته باشد.
بر منکرش لعنت.
(۲/بهمن/۹۳ ۱۲:۱۵)سید ابراهیم نوشته است: [ -> ]یک اصل فلسفی به واسطه نمود خارجی اش برای ما ثابت نمی گردد، بلکه میتواند ثابت شود و بعد ما برای آن بتوانیم مصداق پیدا کنیم.
باز هم بر منکرش لعنت.

حال چه طور هست که شما می فرمایید که فلسفه می تونه از فرض وجود یک یا چند چیز که برای ما شناخته نشده و مصداقی در خارج براش پیدا نکردیم حکمی کنه؟

ایشون می فرمایند اولا، ما در فلسفه به خارج مراجعه نمی کنیم. ثانیا، ما برای پیدا کردن مصداق اصل فلسفی به جهان خارج مراجعه می کنیم. خوب نتیجه ساده هست: فلسفه نمی تواند درباره وجود و عدم چیزی در جهان خارج اظهار نظر کنه.
فلسفه در وهله اول به ماهیت وجودات کاری ندارد که بخواهد چیستی آنها را مورد بررسی قرار دهد. آن وظیفه علم فیزیک است. فلسفه به مسائل کلان تری می پردازد... همان معقولات ثانیه که شما نمیخواهید زیربارش برید.

برای چی شناخته نشده؟

مجبورم بحث را بسیار ساده پیش ببرم.

ما میاییم میگوییم اگر قضیه الف ب است صادق باشد با همان شرایط یاد شده، پس قضیه الف ب نیست حتما کاذب است.

این اصل را گفته ایم عدم اجتماع متناقض.

خب برای اثبات این قضیه چه نیازی به ورود به عالم تجربه و... داشتیم؟؟؟؟؟؟؟؟
(۱/بهمن/۹۳ ۲۳:۳۸)namekarbary نوشته است: [ -> ]آمارها نشون می دن که دیندارها ضریب هوشی پایینی دارن
آره،مثلا دکتر حسابی ضریب هوشیش پایین بود استالین تیز هوش محسوب میشد Big Grin
(۲/بهمن/۹۳ ۱۴:۲۳)سید ابراهیم نوشته است: [ -> ]فلسفه در وهله اول به ماهیت وجودات کاری ندارد که بخواهد چیستی آنها را مورد بررسی قرار دهد. آن وظیفه علم فیزیک است. فلسفه به مسائل کلان تری می پردازد... همان معقولات ثانیه که شما نمیخواهید زیربارش برید.

برای چی شناخته نشده؟
اگر منظور شما از وجودات موجودات هست که خوب در این صورت مشکلی نداریم. پس به ماهیت انسان هم کاری نداره و این وظیفه علم فیزیک هست که ماهیت انسان رو بشناسه.
(۲/بهمن/۹۳ ۱۴:۲۳)سید ابراهیم نوشته است: [ -> ]مجبورم بحث را بسیار ساده پیش ببرم.

ما میاییم میگوییم اگر قضیه الف ب است صادق باشد با همان شرایط یاد شده، پس قضیه الف ب نیست حتما کاذب است.

این اصل را گفته ایم عدم اجتماع متناقض.

خب برای اثبات این قضیه چه نیازی به ورود به عالم تجربه و... داشتیم؟؟؟؟؟؟؟؟

علم منطق رو با فلسفه اشتباه نگیرید. فلسفه در مورد موجودات جهان خارج بحث می کنه. این که شما می گید یکی از اصول علم منطق هست.

پس اولا، اگر به جهان خارج مراجعه دیگر فلسفه نیست. علم ریاضیات است. گزاره هایی رو مطرح می کنه که شناختی از جهان خارج برای ما حاصل نمی کنه.

و ثانیا، تا به جهان خارج مراجعه نکنید تصوری از موضوعات مورد بحث فلسفه نخواهید داشت. کار شما می شود صحبت درباره چیزهای تخیلی که زاده ذهن شماست.
(۲/بهمن/۹۳ ۱۵:۲۹)Ali#59 نوشته است: [ -> ]آره،مثلا دکتر حسابی ضریب هوشیش پایین بود استالین تیز هوش محسوب میشد Big Grin
الان جناب نام کاربری یه لینک از یک مقاله کذایی می ده می گه بیا اینم امار!!

من خودم دستی بر آمار دارم و می دونم چقدر راحت می شه بین جرم ملکولی گاز متان و دمای شقیقه ارتباط بخشید اما از این که بگذریم تقریبا در غرب درسته! چون کشیش ها دینی رو معرفی کردند که انقدر از لحاظ عقلی مشکل داره که افرادی با IQ بالاتر ازش گریزون می شن. اما به گذشته کشور شیعمون نگاه که بکنید می بینید دانشمندان ما اکثرا علمای دینی بودند.
(۲/بهمن/۹۳ ۱۵:۳۹)مجتبی110 نوشته است: [ -> ]اما به گذشته کشور شیعمون نگاه که بکنید می بینید دانشمندان ما اکثرا علمای دینی بودند.
بله از مغلطه آماری شما مشخصه که چه قدر در کار آمار بودید. فرض صفر در کشور شیعه این هست که تعداد دانشمندان شیعه ش بیشتر هستن.
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17
آدرس های مرجع