شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
(۲۴/دی/۹۳ ۱۹:۳۸)سید ابراهیم نوشته است: [ -> ]من نمیدانم درست شدن انسان ربطی به خلقت دارد یا نه... این را میگذاریم به قضاوت خوانندگان. 
در مورد قسمت دوم فرمایشتان تاکید میکنم علوم تجربی به علت داشتن شدت خطاپذیری شدید صلاحیت ارائه نظر نهایی در این موارد را ندارند.
مسئله خاطر پذیری مسئله عمومی در تمام علوم هست. نه فقط علوم تجربی. در علوم فلسفی هم به علت خطا در مقدمات مسئله امکان خطا هست. گویی اینکه علوم تجربی مواد خام این فلسفه رو فراهم می کنن.
ضمنا، در فلسفه علم علوم رو به علوم نرم و سخت (دارای قطعیت کمتر و دارای قطعیت بیشتر تقسیم می کنن. علم تاریخ هم جزو علوم نرم هست. پس این انتقاد قبل از هر چیز به علوم دینی وارد هست تا به علوم تجربی.
(۲۴/دی/۹۳ ۱۹:۳۸)سید ابراهیم نوشته است: [ -> ]چیستی انسان؟ بله اگر انسان را تنها یک موجود مادی و خاکی بیش ندانیم تازه شاید بتوانیم به برخی از نظرات این علم عنایتی داشته باشیم ولی انسانی که حقیقتش نفس است که غیرمادی است... این حقیقت غیر مادی را چگونه علم تجربی میخواهد بررسی کند؟؟؟؟؟
ماده چیست و مجرد چیست؟
دوستان بحث به کجار رسیده است ؟
منم میخوام وارد بحث بشم .
ای کاش ابتدا شما تعریفتان در مورد مجرد و مادی را ارائه میدادید تا ببینیم در کجاها باهم وحدت نظر داریم.
در مورد اینکه فرمودید علوم تجربی مواد خام فلسفه را مشخص میکنند... اصلا اینگونه نیست. گویا شما خیلی وقته که دیگه فلسفه نخوندید؟ (سوالی بودا)
شاید در زمانی های قدیم آنگاه که فلسفه مقسم همه علوم بود اینگونه میتوان گفت، ولی الان مد نظرما فلسفه به معنی اخص است.
(۱/بهمن/۹۳ ۱۳:۴۵)سید ابراهیم نوشته است: [ -> ]ای کاش ابتدا شما تعریفتان در مورد مجرد و مادی را ارائه میدادید تا ببینیم در کجاها باهم وحدت نظر داریم.
من ابتدائا عرض کردم که تعریف یونیورسالی برای ماده وجود نداره. برای همین پرسیدم که مشخص کنیم وقتی می گید ماده و مجرد منظورتون چیه.
(۱/بهمن/۹۳ ۱۳:۴۵)سید ابراهیم نوشته است: [ -> ]در مورد اینکه فرمودید علوم تجربی مواد خام فلسفه را مشخص میکنند... اصلا اینگونه نیست. گویا شما خیلی وقته که دیگه فلسفه نخوندید؟ (سوالی بودا)
شاید در زمانی های قدیم آنگاه که فلسفه مقسم همه علوم بود اینگونه میتوان گفت، ولی الان مد نظرما فلسفه به معنی اخص است.
خیر. علوم تجربی هم مشخص کننده مقدمات فلسفی هستن، هم لزوم و سیر نادرست فلسفی رو برای ما مشخص می کنن. چه فلسفه اولی یا فلسفه های دیگه. با این حال دقت کنین، فلسفه جزو علوم تجربی نیست.
خوب پیشنهاد می کنم اگر مایل به بحثی هستید تعریف شخصیتون از ماده رو بیارید که دیگران هم بتونن بحث کنن.
(۲۴/دی/۹۳ ۲۱:۰۱)ریچارد داوکینز نوشته است: [ -> ]دوستان بحث به کجار رسیده است ؟
منم میخوام وارد بحث بشم .
شما هنوز داری وارد بحث میشی؟؟؟خسته نباشی برادر

اگه اشتباه نکنم این جمله تون رو یه جای دیگه هم خوندم.
تا بیای وارد بحث بشی دیگه دیر شده میبندنش میره
کار امروز را به فردا میفکن

چگونه می شود علوم تجربی که امور جزئی و حسی هستند مقدمات کلیات عقلی فلسفی قرار بگیرند؟؟؟؟
(۱/بهمن/۹۳ ۱۴:۵۳)سید ابراهیم نوشته است: [ -> ]چگونه می شود علوم تجربی که امور جزئی و حسی هستند مقدمات کلیات عقلی فلسفی قرار بگیرند؟؟؟؟
مفاهیم کلی و مفاهیم جزئی از راه تجربه حاصل می شوند.
سوال من بی پاسخ موند: ماده چیست و مجرد چیست؟
خب این سخن شماست وگرنه ما در علم فلسفه این را نداریم. ما در فلسفه و کلا در امور عقلی از کلیات به جزئیات می رسیم.
شما با امور جزئی و حسی نمیتوانی به اصل یقینی و کلی برسی. ابتدا این مسئله را حل کنیم بعد به ماده و مجرد هم می رسیم.
بسیار خوب. دو نکته عرض می کنم و این مبحث رو می بندم.
اول این که کلیات چه معقولات اولی و چه ثانوی از تجربه مکرر امور جزئی حاصل می شن. این موضوع تو علوم شناختی بحث می شه تو فلسفه و منطق دنبالش نگردین. نکته این که اگر چه از امور جزئی نمی تونیم امور دیگه رو inference کنیم، اما می تونیم امور کلی رو perceive کنیم.
ثانیا، گذار از ملازمه به ملازمه دیگه به وسیله علوم تجربی سنجیده می شه. مثال، اگر چیزی حادث است ممکن نیز هست. باز هم دقت کنید، اگرچه علوم تجربی در مورد درستی این موضوع اظهار نظر نمی کنن، اما مقدماتی رو در اختیار ما می گذارن که می تونیم درستی یا نادرستی این گزاره ها رو باهاش بسنجیم. مثلا، تعریف نسبیت عامی از زمان که شناخت ما رو از حادث تحریف می کنه.
اینکه می فرمایید بحث را می بندید یعنی دیگه بنده نظرم را ندهم؟