پک سری بحث هایی مداوم دارد در تالار پیش می رود که من اسمش رو می گذارم بحث های حلقوی !
چون هر چه بیشتر پیش می روند باز به سر جای اولشون برمی گردند . البته این فقط به برکت سفسطه ممکن هست !
اینکه احتمالا وجود دارد ، یعنی نمی شود بودنش را نفی کرد .
و اینکه :
نقل قول:با این حال اصول زندگی خودم رو بر اساس این احتمال که تاثیری در زندگی من نداره پیاده سازی نمی کنم
می شود سفسطه !
بالاخره یا موجود مجرد وجود دارد یا ندارد .
کدام ؟
این هم خلاصه بحث

فاطمه خانم گرامی من از محضر شما خواهش میکنم در صورت داشتن وقت این چند صفحه را مطالعه بفرمایید. ببینید این رفیق ما چگونه بحث را به حاشیه میکشاند و از دادن یه پاسخ روشن طفره می رفت.
اصلا حرف ما همین هم نبود. ما این را میگفتیم که علم فیزیک در حد و اندازه ای نیست که بخواهد در مورد خلقت و صدور و کلا مباحث معقولات ثانیه فلسفی بحث کند. ایشان قبول نمیکردند...
(۵/بهمن/۹۳ ۱۷:۴۵)فاطمه خانم نوشته است: [ -> ]پک سری بحث هایی مداوم دارد در تالار پیش می رود که من اسمش رو می گذارم بحث های حلقوی !
چون هر چه بیشتر پیش می روند باز به سر جای اولشون برمی گردند . البته این فقط به برکت سفسطه ممکن هست !
اینکه احتمالا وجود دارد ، یعنی نمی شود بودنش را نفی کرد .
و اینکه :
می شود سفسطه !
بالاخره یا موجود مجرد وجود دارد یا ندارد .
کدام ؟
خلط بین عدم یک چیز و عدم باور به وجود یک چیز. نبود دلیل برای وجود چیزی شرط کافی برای عدم اون چیز نیست، اما شرط کافی برای عدم باور به اون چیز هست. موجود مجرد هم از این قاعده مستثنی نیست.
اما عرض شود برای من فرق نمی کنه که ایشون نتیجه بگیرن شیء مجرد وجود داره یا خیر. چون هنوز تعریف ماده رو هم نمی دونن.
سلام
داشتم یه مستند نگاه میکردم یه فیزیکدان داشت حرف میزد می گفت ما فقط میدونم 10 درصد دنیا از اتم و مولکول درست شده بقیه از یه چیزی درست شده که نمیدونم بهش میگفت ماده سیاه گفت این ماده سیاه الان فضای اتاق رو اشغال کرده و گفت احتمالا جنس سیاه چاله ها هم از همون ماده سیاه باشه گفت هیچ اطلاعاتی در موردش نداریم سیاه چاله همه چی رو می بلعه حتی نور
(۵/بهمن/۹۳ ۱۱:۳۶)namekarbary نوشته است: [ -> ]آها. شما تعریف من درآوردیی از تکشاخ ارائه دادید برای همین من متوجه نشدم. عذرخواهی می کنم.
موجودات مجرد مطمئنا فصلی با موجودات مادی خواهند داشت. تا این جا رو من با شما راه میام. اما این که "شمائل و خصوصیات و محدودیات موجودات مادی نیست" باید تبیین و تفسیر بشه.
که اینطور! پس باید تفسیر و تاویل بشه


(۵/بهمن/۹۳ ۱۸:۴۴)namekarbary نوشته است: [ -> ]خلط بین عدم یک چیز و عدم باور به وجود یک چیز. نبود دلیل برای وجود چیزی شرط کافی برای عدم اون چیز نیست، اما شرط کافی برای عدم باور به اون چیز هست. موجود مجرد هم از این قاعده مستثنی نیست.

من عده ای که چیزهای موجود رو باور نمیکنند ارجاء میدهم به نوشته امضای شما.
شما واقعا چنین مطلبی از پست من استخراج کردید؟ با بچه ده ساله که گفت و گو نمی کنید. :-))
بذارید ساده ترش کنیم. راجع به مقام اثبات و ثبوت چیزی شنیدید؟
خیر !
به وسیله صحبت کردن باشما نمی شود به جایی رسید غیر از انجایی که هستیم !
ما مسلمانها یک حدیث خوبی داریم که امیرالمومنین علی علیه السلام روحی فداه ، می فرمایند :
با لجوج مباحثه نکن !
من یک سوال پرسیدم که شما مثل همیشه جواب ندادید !
اگر نتیجه ای هم موجود بود در همین 14 صفحه اخیر گرفته میشد !
بله .ممکن هست درباره مقام اثبات و مقام ثبوت بشود صحبت کرد .
اما از جایی که بنده هم قاصرم از تصویر کردن تک شاخ به وسیله عناصر غیر مادی پس با شما وارد بحث نمی شوم

من چند پست قبل از این که بپرسید واسح شما رو دادم.
منتهی برای امثال شما سخته وذیرفتن اشتباه کردن و شروع می کنید به شانتاژیسم.
این هم نمونه سطح منطق یک مسلمان!!!
(۶/بهمن/۹۳ ۱:۵۳)فاطمه خانم نوشته است: [ -> ]اما از جایی که بنده هم قاصرم از تصویر کردن تک شاخ به وسیله عناصر غیر مادی پس با شما وارد بحث نمی شوم 
ایشان به علت سابقه که از روش بحث شما هست وارد بحث نمی شوند. شما عینا ثابت کرده اید که حقیقتا دنبال حل مسئله نیستید...