من باب صحبت راجع به شهیدان ، و شهید و مقام شهادت ، برای خارجی ها، نقدی رو بنده داشتم که خدمت شما دوستان عرض میکنم
که در واقع قصد بنده به تصویر کشیدن چالش های راه هست
این کار خوبی های بسیاری هم داره که مشخص و اعلان کردنش پای شما دوستان
فقط من یک سری از چالش های این کار رو بیان میکنم ، راه کار مقابله با اونها با شما ، اگر تونستید راهکار قطعی و مناسب برای مقابله عبور از این چالش ها پیدا کردید ، که تبارک الله ، خیلی خوب میتونیم باهاش یه چهارچوب بسازیم و از این باب برای تبیین دین استفاده کنیم ، اگر خدایی نکرده نتوانستیم و هرچه فکر کردیم راه مناسبی پیدا نکردیم ، پس به سراغ باب دیگه ای بریم و اون رو بررسی میکنیم..
.
در ضمن بنده بگم ، از نظر بنده (بر خلاف نظر خیلی از دوستان که اینجا اعلام کردند) همین i love Hossein هایی که دوستان طراحی میکنند و منتشر میکنند خیلی تاثیر میتونه داشته باشه
خصوصا وقتی که اخلاص کاربران و دوستان بالا باشه ، شنیده ام که عالم با اخلاصی با یک نگاه ، فردی را مسلمان (به معنی واقعی) کرد.. ، شما اگه بتونید همه ی ریا و همه حب تعریف و تمجید های مردم رو توی دلتون بکشید ، ساده ترین طرحتون هم اثر خواهد کرد
.
منتها از طرفی بعضی از دوستان هم میخوان تلاش حرفه ای تر و هدفمند داشته باشد ، خب اینجا پیشنهاد من اینه که یا رومی رومی ، یا زنگی زنگی ، یعنی منظورم اینه که یا میخوایم بی هدف و صرفا قربتا الی الله حرکت کنیم ، یا میخوایم برنامه ریزی کنیم و هدفمند بریم جلو
مورد اول و که توضیح دادم ، اما برای برنامه ریزی ، فکر لازمه ، مشورت لازمه ، انتقاد لازمه ، بیم و امید و.. لازمه
یعنی با استراتژی "تصمیم ، عمل" نمیشه به جایی رسید ، چون مثلا یکی از بزگرترین جاهایی که این استراتژی پیاده سازی میشه ، کلاً ستاد های متنسب به شهرسازی و شهر داری توی ایران هست
شما ببینید که در یک آن تصمیم میگیرن که ،" ِ سر فلان چهار راه ترافیکِ ، خب یه پل بزنیم از اینجا به سه تا خیابون اون طرف تر"
بعد از کلی کش و قوس و هزینه ، مهندس میاد پل رو بسازه ، وسط راه یهو میبینن که این زیر مترو رد میشه و نمیشه پل زد
بعد از تعطیلی و باز راه اندازی پروژه به هر دردسری که شده پل رو میزنن ، بعد میبینن که هیچ اثری نکرد
دوباره حالا باید یه تصمیم دیگه بگیرند..
.
دقیقا اگر ما یهو یه ایده ای از خودمون بدیم ، بدون هیچ بررسی و بدون هیچ نگاه انتقادی ای فرداش اون رو عملی کنیم میشه همین کاری که شهرداری ها میکنن و ما مسخرشون میکنیم
تازه کار اون ها در واقع استراتژی "تصمیم ، عمل ، نگاه" ، که خودش بهتر است از چیزی که خدایی نکرده امکان داره ما گرفتارش بشیم..
.
روی حرف بنده به هیچ عنوان به کسی نیست ، به هیچ فردی خطاب نمیکنم ، روی صحبت من به همه ی ما هاست ، یعنی این مشکل واسه همه ماست
چقدر خوب میشه اگر داریم کاری میکنیم ، به حرف همون کسایی که داریم واسشون خدمت میکنیم گوش بدیم و مشورت کنیم ، و تعقل کنیم ، و تفکر کنیم ..
.
یعنی مثلا کاربری به نام مثلا "سیمرغ" میاد تئوری استفاده از مفهوم شهادت رو مطرح میکنه ، یک سری مزایایی که به ذهنش میرسه ، دقیق باز میکنه (حتی اگر به نظرش واضح بود میگه) ، بعد بقیه باهم سر این موضوع هم فکری میکنیم ، همه میان حسابی روش فکر میکنیم ، هرکی نکته مثبتی به ذهنش میرسه که از دید بقیه غایب مونده بود ، اعلام میکنه
هر کسی هم که نقد یا انتقاد و یا هشداری داره و هر کسی که موانعی رو سر راه استفاده از اون ایدئولوژی میبینه اعلام میکنه
در نهایت یا یک نقشه راه مناسب از اون طرح در میاریم ، یا نه ، میریم سراغ بعدی
.
به خدا خیلی هم سخت نیست ، یعنی اگر قصد قربت بکنیم ، صرفا به خاطر خدا شروع بکنیم به استفاده از چنین رویه های اصولی ای ، خود خدا هم کمکمون میکنه
.
(تاکید میکنم که استفاده از روش اول و یلخی کار کردن رو هم انشالله مثبت میدونم ، منتها بین خوب و بهتر نظر بنده روی روش دوم است..)
.
حالا من باب هشدار و نقد راجع به طرح استفاده از مفهوم شهید و شهادت موارد زیر رو وارد میکنم:
.
الف ـ ببینید ، شما اول باید مخاطب خودتون رو بشناسید ، اینجا شما با فردی ، با تفکر و اندیشه ای طرف هستید ، که غوطه ور توی مواردی است که مدل منحرف شده و مشابه طرح شماست.. (نمیخوام سنگین و مثلا باکلاس صحبت کنم ، در ادامه با مثال و.. صحبت ها واضح تر خواهد شد..)
1- شما نمیتونید مفهوم شهادت رو بدون تبیین مفهوم جهاد ، برای مخاطبتون تشریح کنید
حالا خود این موضوع دوتا مشکل به وجود میاره ، یکی اینکه کارتون دوبرابر میشه ، و برای توضیح یک مسئله باید دوتا موضوع رو توضیح بدید ، پس وقت ، انرژی و .. بیشتری از شما خواهد گرفت
دومین مشکلش اینه که ، شما چجوری میخواهید مفهوم "جهاد" رو از "جنگ" تفکیک کنید.؟
ینی یک دنیا فرق هست بین شهید زین الدین با اون اسنایپر آمریکایی که توی عراق آدم کشی میکنه و تهش احیانا سقط میشه ، اما ، اما توضیح دادن اینکه دقیقا این تفاوت چیه و چرا هست برای یک غیر مسلمون غربی خیلی سخته
از یک طرف مثل این میمونه که بهش بگیم ، ما خوبیم ، کشته های ما شهیدن ، شما بد هستید ، کشته هاتون یک مشت جنازه بی ارزش هستند ؛ خب آخه کیه که چنین مضمونی رو برتابه
از طرفی هم شما برای اینکه ، کشته شدن برای رضای خدا رو توضیح بدید ، اول باید خود خدا رو توضیح بدید ، بعد بندگی خدا و چرایی آن و.. رو توضیح بدید ، تا برسید به مسئله شیرین شهادت ، در حالی که این 180 درجه با هدف شما متفاوت هست ،و شما میخواید که طرف رو از شهادت به حسین (علیه السلام) و از حسین (علیه السلام) به مفهوم امامت و ثقلین و از اونجا به خدا برسید..
.
2- همونطور که گفتم شما برای توضیح شهادت ، تقریبا تمام مصداق هایی که دارید جزو دایره ایرانی-عرب-مسلمان است ، و خلاصه که تمام مثال های شما آسیا ایست ، و در نقطه مقابل تمام بزرگان (در ذهن مخاطب) اروپایی و.. توی نیمه یه سیاه صحبت های شما قرار میگیرند ، یعنی چگوارا که یک الگو و یک اسطوره ی بزرگ غربی است ،صرفا سقط شده..

خب انتظار که ندارید طرف مقابل از این بحث خوشش بیاد ، از طرفی هم بدون مصداق و بدون مثال که نمیشه توضیح داد
.
ب - جدا از مخاطب شما ، شما باید به این نامرد هایی که تحت عنوان مسلمان به دین حمله مفهومی میکنند هم توجه کنید
.
3- مشکلی به نام خودکشی ، عملیات انتحاری ، (در ذهن مخاطب) مسلمانانی ابله که خیلی راحت خودشون رو برای هیچ و پوچ حاضرند بکشند و با این کارشون به خودشون و اطرافیانشون صدمه بزنند ، و یا افرادی اصلا دنبال بهانه ای هستند که خودشان و اطرافیانشون رو منفجر کنند و انگار تمام هدف زندگیشون انجام همین حماقت هاست..
فکر میکنم دیگه لازم نباشه این بحث رو بیشتر از این باز کنم ، شما کافیه واقعه کربلا رو ، در کنار این ماجرا بگزارید ، و از جایگاه یک شهروند غربی (که مخلوط میوه های "فلسفه-امانیسم" است) بگذارید و نتیجه بگیرید..
.
----------------------------------------------------------------------------------------------
دقت داشته باشید که نسبت به خود این نقد هایی که بنده به موضوع داشتم ، میشه انتقاد کرد
بنده اینا رو نگفتم که صرفا شما رو سرد بکنم و بگم که اشتباه کردید ، من خوب شما بد ؛
خیلی دلم میخواد که بنشینیم و با هم خیلی منطقی راجع به روش ها و راهکار ها و مسائل پیش رومون بحث کنیم
این نوع تفکر و مباحثه کردن با نیت خدمت در راه خدا ، همون تفکری است که خداوند میفرمایند که هر لحظه اش از هزاران سال عبادت برتر است..
یعنی قبول دارم اینکه ما بخوایم روشمون و نوع رَویه کاریمون رو یهو عوض کنیم و اینجوری بچینیم خیلی سخت است
اما از هزار سال متمادی نماز خوندن که سخت تر نیست ..
.
-------------
نکته بعدی اینه که بله ، بنده هم یک مقدار بسیار کمی زبان انگلیسی بلد هستم ، نه کلاسی داره و نه منت بر کسی هست ، هر موقع که به مفهوم مناسبی رسیدیم ، هر تلاشی ازمون بر بیاد چشم ،در خدمتتون هستیم..
از تمامی عزیزانی که زبان بلد هستند هم تقاضا دارم که قبل از اینکه کار زبان به دست امثال من (که حرفه ای نیستند) بیفته ، تلاششون رو بکنند.. ، خیلی ممنون میشم ازشون..
.
----------------------------------------------------------------------------
نکته آخر نقل قول و توصیه و توضیحی هست به تلاش و زحمت یکی از دوستانمون که شهید رو Martyr ترجمه کرده بودند
بنده دقیق ریشه ی کلمه Martyr رو نمیدونم ، اما میدونم که در زبان آمریکایی خیلی اوقات برای اینکه واژه منتسبی در فرهنگ و زبان خودشون ، نسبت به برخی مفاهیم ندارند ؛ چیزی رو که ظاهرا مشابه میدونند رو بکار میبرند
مثلا در مورد عملیات شهادت طلبانه ، واژه کامیکازه رو بکار میبرند که یک واژه قدیمی ژاپنی است و اساسا به خودکشی برمیگرده و هیچ ربطی به روح شهادت و شهادت طلبی نداره..
پس وقتی شما واژه Martyr رو استفاده میکنید ، دارید در مورد Martyr (که نمیدونیم چی هست) صحبت میکنیم ، نه مفهوم شهادت
درسته که گوگل ترنزلیت Martyr رو برای ما به شهادت ترجمه میکنه ، اما قطعا Martyr معنا و مفهوم شهادت رو برای خودشون نداره
تاکید میکنم که بله بنده ریشه کلمه Martyr رو نمیدونم ، اما قطعا این واژه به اصل شهادت برنمیگرده ، چراکه کل غرب در پارادایم خود مفهومی به ازای شهید ، شهادت و شهادت طلبی نداره..
.
پیشنهاد میکنم در اینجور مواقع ، شما به جای قرض گرفتن واژه ها و مفاهیم اونها ، یک تهاجم فرهنگی کنید و واژه های خودتون رو ارسال کنید
مثلا استفاده کنید از خود واژه شهید ، اگر بتونید مفهوم و واژه شهید رو جا بندازید یک پیروزی چند وجهی و قاطعانه رو بدست آوردید اما اگر از واژگان و مفاهیم ناشناخته خودشان استفاده کنیم ، (برای طرف مقابل) خدایی نکرده ، انگار یک سری دیوانه و مسلمان دارند از دلائل و اعتقادات خودشان میگویند تا از خودکشی ها و حرکات خلاف عقل و منطقشان دفاع کنند..
.
.
ببخشید که طولانی گفتم ، یا بعضی جاهاش سنگین شد ؛ اگر لازم دونستین در موردی بیشتر توضیح بدم و یا.. بفرمائید ، در خدمتتون هستم..
.
و من الله توفیق..