شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12
(۱۷/دی/۸۹ ۸:۴۱)islamdinehagh نوشته است: [ -> ]سلام
خوش حالم که توی جمع شما هستم.
چرا با این آقا تا حالا برخوردی نشده .منظورم از طرف قوه قضائیه هستش.یک فایل صوتی از این آقا گوش کردم که در رابطه با شیطان که می گفت :
جملات طاهری:
به شیطان گفتند یه جا گفتن جز بر من بر کسی سجده نکن . شیطان تنها موحد بارگاه الهی است یعنی تنها مخلوقی است که جز بر او بر هیچ چیزی دیگری سجده نکرده است یعنی یک امتیاز یعنی یه رکورد بی نظیری برای خودش داره .............یعنی تنها مخلوقی است که جز بر خدا بر هیچ چیز دیگری سجده نکرده .........یعنی به سمت من دون الله نرفته . درست شد یا نه ؟
بعد اونجا بهش گفتند جز بر من بر کسی سجده نکنی اونوقت اینجا گفتن .... واذقلنا للملائکه اسجدو لادم فسجدوا ...گفتن منو باید سجده بکنی همه سجده کردند این سجده نکرد بعد اینجا می گه منو اغوا کردی . قبلا به من گفتی که جز بر من بر کسی سجده نکنی منتها اینها در قالب مثال و داستان و این ماجراهاست ولی می رسونه که اینها طرح و نقشه و برنامست و نقشه الهی دیمی نیست بلکه بر اساس چیه بر اساس طرح و برنامست....
معلوم نیست که باید تا به کجا پیش بره.؟؟؟!!.
در پناه خدا باشید.
سلام دوست عزیز به شما خوشامد می گوئیم
نکته اول اینکه این آقا با هشیاری سربازان گمنام امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) دستگیر شد.
نکته دوم اینکه ارزش موجودات مختار یعنی انسان ها و جن ها به بندگی است. ابلیس مقام بندگی را احراز نکرد و در برابر خواسته خداوند که مولا و ارباب حقیقی عالم است تمکین نکرد. و در ضمن با اینکه هیچ دلیلی برای یک بنده حقیقی برای عذر تراشیدن جهت سرپیچی از مولا وجود ندارد اما حتی او این سرپیچی را نه به خاطر توحید خداوند( که این ملعون اشاره کرده) بلکه به خاطر غرور، تکبر و قیاس شیطانی اش انجام داد:
قَالَ مَا مَنَعَكَ أَلاَّ تَسْجُدَ إِذْ أَمَرْتُكَ قَالَ أَنَاْ خَيْرٌ مِّنْهُ خَلَقْتَنِي مِن نَّارٍ وَخَلَقْتَهُ مِن طِينٍ
فرمود چون تو را به سجده امر كردم چه چيز تو را باز داشت از اينكه سجده كنى گفت من از او بهترم مرا از آتشى آفريدى و او را از گل آفريدى 12 اعراف
نکته آخر خیلی از ما ممکن است پایمان بلغزد و اشتباه کنیم اما درست این است که بعد از گناه و اشتباه با پشیمانی توبه کنیم و خود را در پناه لطف الهی بیافکنیم. اما شیطان چه کرد؟ وقتی تو زرد بودن و ناتو بودنش برای همه از جمله خودش اثبات شد، به جای توبه به دشمنی و گناه بیشتر پرداخت.
دوستان مطمئنید در این باره تحقیق کافی داشتید ؟؟
من که با تحقیقات فراوان در این مورد بخصوص هنوز نمی تونم به این راحتی نظر بدم !!!
موفق باشید
(۹/دی/۸۹ ۲:۰۸)مجید121 نوشته است: [ -> ]در مورد ایشان اظهار نظر نمیکنم . اما مقدمه کتاب انسان از منظری دیگر که از ایشان است توسط دکتر لاریجانی ( کارشناس و مجری برنامه معرفت ) نوشته شده است .... بهتر است در قضاوت همیشه صبر بیشتری داشته باشیم .
بنده در مورد آقای لاریجانی نظر نمی دم ولی یادمون باشه که در روایات داریم : کسیکه با" رجال " به دین وارد شود همان " رجال " هم او را از دین خارج می کنند همانطور که در آن داخلش کردند و کسیکه از روی کتاب و سنت داخل در دین شود کوهها می لرزد و او نمی لرزد.
در روایت دیگر که در مقدمه ی کتاب شریف کافی آمده روایتی با این مضمون هست که: کسیکه ایمانش از روی علم باشد ، ایمانش به او نفع می رساند و کسیکه ایمانش از روی علم نباشد ایمانش به او نفع نمی رساند. با این حساب باید دقت کنیم که بخاطر اینکه در یک برهه ی زمانی یک انسان موجه از یک فاسق -یا بر فرض یک شخص معمولی- حمایتی کند به دلیل تایید او از جانب خدای متعال نیست . هیچ کس نمی تواند ادعا کند که مثلاً مرحوم امام خمینی یا مقام معظم رهبری هم از هر گونه خطایی مبرا هستند . این عصمت مخصوص معصومین است .
از مسافر هم بخاطر پست های آگاهی دهندشون بطور مجزا تشکر می کنم . خداوند توفیقاتتونو زیاد کنه
صحبت در مورد عرفان . صحبت در مورد کیفیت هست . همگی ما عادت کردیم در مورد هر چیز و هر مسئله ای براحتی اظهار نظر کنیم و به راحتی افکاری که با افکار ما در تضاد هستند را محکوم نماییم .
در عرفان ما با کیفیت اعمال و افکار سر و کار داریم. چیزی که ما همگی از آن بیگانه هستیم .
ما همگی نماز میخوانیم و همه هم از همدیگر میپرسیم : نمازت رو خوندی ؟؟؟ ایا کسی تا بحال از کس دیگری پرسیده که نمازت رو با چه کیفیتی بجا آوردی ؟؟؟
خداوند میفرماید بخوانید مرا تا اجابت کنم شما را . و ما دامان .... و .... را گرفته ایم . آیا وقتی خود خداوند از ما میخواهد که فقط او را بخوانیم . آیا واسطه قرار دادن کس دیگری توجیه دارد ؟؟ اگر ما امامی داریم ایا این امام باید همراه ما شود تا چک ما پاس شود ؟ تا بچه ما گمراه نشود ؟؟ تا رابطه ما با ریسمان بهتر شود ؟ تا خداوند از گناه ما در گذرد ؟
تا به ما توفیق داده شود ؟ تا به پول برسیم ؟ تا تصادف نکنیم ؟؟؟ آیا امامان و اولیا الهی باید الگوی ما شوند و یا باید پاسخگوی نیاز های ما ؟؟؟
چه تعدادی از ما بخاطر چیزی فراتر از مسائل دنیوی و مادی دامن ائمه و اولیاء را گرفته ایم ؟ تازه اونهایی هم که ادعایی دارن باز یا بخاطر مسائل دنیوی است و یا ترس از عقوبت الهی ..
عرفان نگرش کیفی به مسائل است و این چیزی است که ما را از آن بی بهره کرده اند .
ما عادت کرده ایم به همه چیز با دید کمی نگاه کنیم . روزه میگیریم ولی نمیدانیم چرا ؟؟ خودمان را دلخوش میکنیم که برای سلامتی ما خوب است .. رژیم اجباری است !!.. اگر نگیریم به جهنم میریم و ....
ولی اگر با دید کیفی این مسئله آشنا شویم با جان و دل روزه خواهیم گرفت و بدون هیچ ترسی از جهنم و خداوند سعی خواهیم کرد خودمان را به بعد کیفی این مسئله نزدیک کنیم .
همانطوری که در نمازهایمان چیزی که فقط مد نظر ماست انجام هرچه سریعتر و راحت شدن از آن میباشد ! و ماها نماز نمیخواهیم مگر اینکه یا از جهنم میترسیم و یا برای رسیدن به حوری !
کدامیک از ما برای رسیدن ساعت نماز لحظه شماری میکند تا با خداوند خویش در ارتباط باشد ؟؟؟
کدامیک از ما در لحظات نماز فقط و فقط به او فکر میکند ؟ ؟ مگر غیر از این هست که در نماز فکرمان پیش خرید و فروش هست .. پیش تلویزیون و ماهواره هست .. پیش اون وسیله ای گه گم کرده ایم !! هست .. پیش همه و همه چیز هست بجز او .. بجز ارتباط با خالق هستی ...
آیا فکر میکنید این نماز در جهت ارتقا ما هست ؟؟؟؟ آیا فکر میکنید خداوند نیازی به دولا راست شدن ما اون هم در حالی که فکرمان پیش همه چیز هست بجز او .. دارد ؟؟
دوستان یاد بگیریم که قبل از تحقیق کامل و قبل از اینکه در موضوعی خبره نشده ایم به صرف شنیدن چند کلمه .. چند جمله و چند صحبت .. در مورد موضوعی قضاوت نکنیم .
سلام
دوست من، کیفیت اعمال جزو مهم ترین مباحثی است که در بحث معرفت شناسی دینی و در متن دین مبین اسلام و باور شیعیان گنجانده شده و اگر بدان در بین عوام کمتر توجه می شود به خاطر کم کاری خودمان است (به قول معروف هر چه نقص است ز مسلمانی ماست). امام واسطه فیض است و هر کس بنا به ظرف وجودی و سطح معرفت خود از آن بهره مند می شود. بنابراین اگر سطح خواسته های ما خیلی کم ارزش است به خاطر کم ارزشی خود ماست. در ضمن وجود واسطه فیض با اینکه از خود خدا بخواهیم تناقضی ندارد. بلکه این حکمت خداست که برای هر چیز یک واسطه هم قرار داده است... که بحث در این باره زیادست و مجال آن نیست.
سخن معصوم است که عقاید ما را به مردم بگوئید، مردم شیفته ما می شوند. حال اینکه ما ائمه را و قرآن را مهجور کردیم و از آنان فاصله گرفتیم دلیل بر تهی دست بودن آنان نیست.
و من اگر بخواهم شما را جذب کنم چه می کنم؟ مفاهیم بلندی را که حق است اما مورد غفلت واقع شده، را به اسم خود ارائه می دهم. جذب که شدید شیطنتم را شروع می کنم و کم کم قاطی آنها چیزهایی دیگری هم به خوردتان می دهم.
هر چه که از معارف الهی و راه نور و رشنایی لازم داریم، در تربیت قرآنی و معرفت شیعی وجود دارد. چون 100 آمد 90 هم پیش ماست.
در ضمن حقیر آنقدر در مطالعه عرفان های غیر اسلامی یا غیر شیعی افراط داشته است که مورد انتقاد دوستان و نزدیکان قرار گرفته است.
مسافر عزیز به نکته خوبی اشاره کرده اید .
""کیفیت اعمال جزو مهم ترین مباحثی است که در بحث معرفت شناسی دینی و در متن دین مبین اسلام و باور شیعیان گنجانده شده و اگر بدان در بین عوام کمتر توجه می شود به خاطر کم کاری خودمان است (به قول معروف هر چه نقص است ز مسلمانی ماست). ""
خب چه میزان از زمان آخرین پیامبر و امامان ما میگذرد ؟؟ ایا مدت کمی هست ؟؟ آیا در این مدت مسلمان بطرف اسلام واقعی رفته اند و یا از آن دور شده اند ؟؟
یادمان باشد که امام صادق چه گفته اند :
و ديدي كه قرآن فرسوده شده و بدعتهايي از روي هوا و هوس در مفاهيم آن آمده است.
و ديدي كه دين بي محتوا شده، همانند ظرفي كه آن را واژگون نمايند.
و ديدي كه اهل باطل بر اهل حق بزرگي جويند.
و ديدي كه مساجد طلا كاري شده.
و ديدي كه براي غير خدا به حج و جهاد روند.
و ديدي كه نماز را سبك شمارند.
و ديدي كه نماز خوان براي ريا و خود نمايي نماز مي خواند.
و ديدي كه زنها بر حكومت غالب گشته و پستهاي حساس را قبضه كنند و كاري پيش نرود جز آنچه طبق دلخواه آنان باشد
و ديدي كه براي اذان گفتن و نماز خواندن مزد بگيرند.
و ديدي كه بر فراز منبر ها مردم را به پرهيزكاري دستور دهند ولي خود گوينده به دستورش عمل نكند.
و ديدي كه تمام هم و غم مردم شكم و عورتشان است و باكي ندارند كه چه بخورند و با چه آميزش كنند.
در چنين موقعي مواظب خود باش و نجات خود را از خداوند بخواه.
روضه كافي ،”مرحوم كليني"،حديث 7
-بحار الانوار،"علامه مجلسي"،ج 52 ،صص254-260
کسی هست که بگوید هیچیک ار این نشانه ها الان وجود ندارد ؟؟
آیا اگر همینطور ادامه بدهیم بطرف اسلام واقعی بیشتر خواهیم رفت و یا از آن بیشتر جدا خواهیم شد ؟؟
اگر واقعا ما در راه خدا باشیم آیا برای ما افسردگی - پوچی - احساس تنهایی و .. مفهومی دارد ؟؟
مشکل اساسی ما همین هست که شما می فرمایید "" هر چه نقص است ز مسلمانی ماست""" ولی آیا فقط با بیان این جمله مشکل ما حل میشود ؟؟؟
شما و من و همه صد سال - هزار سال همین جمله را بگوییم آیا تغییری در ما و نحوه نگرش ما ایجاد میگردد ؟
پس آشنایی ما با بعد دیگر دین یعنی عرفان الزامی است و شریعت و عرفان باید با هم باشد تا در مسیر درست باشیم
با حذف عرفان از شریعت همینی بدست خواهیم آورد که الان در آن قرار داریم . در ظاهر همه خوب ولی در باطن ....
همانطوری امام صادق فرموده اند :
دين بي محتوا شده، همانند ظرفي كه آن را واژگون نمايند
پس چشم ها را باید شست طور دیگر باید دید .
دوست عزیز هیچکس قائل به حذف روح و معنای دین یا به قول شما عرفان از شریعت نیست. ایمان سلسله مراتبی دارد. ویژگی هایی را که قرآن کریم از مومن یاد می کند نشاندهنده شان و مقام ایمان در دستگاه معرفت شناسی دینی دارد. سخن را طولانی نمی کنم تا حوصله دوستان سر نرود و در تبیین آن فقط به قرآن حواله تان می دهم.
این همان سخن درست است! اما نتیجه گیری از سخن درست چه باشد؟ نمی خواهم اندیشه شما را به چالش بکشم. قصد جسارت یا مجادله هم ندارم اما هر آنچه که در این باب، نیاز است در عرفان اصیل رسیده از امامان معصوم ما را کفایت می کند و آن مفاهیم و آموزه های بلند ما را از سایر عرفان ها و معرفت های ناشی از آن بی نیاز می گرداند. این سفره ای است که باز است و هر کس به فراخور توان و ظرفیت خود از آن لقمه برمی دارد.
بیائیم به هیاهوها خیلی دقت نکنیم. هر درختی که پربارتر بود لاجرم افتاده تر خواهد بود. (آیت الله بهجت را ببینید...)
برحسب آيات قرآن، هيچ پيامبرى براى اثبات وجود خدا نيامده است! همه پيامبران براى مبارزه با خرافات و انحراف انسانها از توحيد، يعنى مبارزه با شرك و عمدتاً شرك در "ربوبيت" و "عبادت" رسالت يافته بودند و مي يابند. در حديث معروف به "دبيب النمل" (راه رفتن مورچه)! از پيامبر مكرم اسلام آمده است كه شرك در وجود مؤمن، مثل راه رفتن مورچه در شب تاريك روى سنگ سياه ناديدنى است!!
از گذشته دور، مشركين، ماه و خورشيد و ستارگان را موثر در سرنوشت خود مىدانستند يا به خدايان متعدد؛ جنگ، عشق، غضب، دريا و ...باور داشتند. اما مشركين معاصر پيامبر، برحسب آنچه قرآن بارها نقل كرده است، به: خالقيت، رازقيت، عزت و علم مطلق خدا ايمان داشتند. پس چرا مشرك ناميده شدهاند؟ آنها به رغم اعتقاد به وجود خدا، براين باور بودند كه ما با توسل به شفاعت فرشتگان (كه آنها را دختران خدا تصور مىكردند) مىتوانيم به او نزديك شويم و حاجاتمان را برآورده سازيم. اين نوع شرك را شرك در "عبادت" و خواندن غير خدا مىنامند. نگاه كنيد به نمونههاى زير:
يونس۱۸- وَيَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ مَا لَا يَضُرُّهُمْ وَلَا يَنْفَعُهُمْ وَيَقُولُونَ هَٰؤُلَاءِ شُفَعَاؤُنَا عِنْدَ اللَّهِ ۚ قُلْ أَتُنَبِّئُونَ اللَّهَ بِمَا لَا يَعْلَمُ فِى السَّمَاوَاتِ وَلَا فِى الْأَرْضِ ۚ سُبْحَانَهُ وَتَعَالَىٰ عَمَّا يُشْرِكُونَ
چيزهائى را به جاى خدا بندگى مىكنند كه نه مىتوانند زيانى به آنها برساند و نه سودى و مىگويند اينها شفيعان ما نزد خدا هستند؛ بگو: آيا خدا را به چيزى خبر مىدهيد كه در آسمان و زمين سراغى از آن ندارد؟ خدا منزه و از آنچه شريكش مىپنداريد والاتراست.
زمر۳- أَلَا لِلَّهِ الدِّينُ الْخَالِصُ ۚ وَالَّذِينَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ أَوْلِيَاءَ مَا نَعْبُدُهُمْ إِلَّا لِيُقَرِّبُونَا إِلَى اللَّهِ زُلْفَىٰ إِنَّ اللَّهَ يَحْكُمُ بَيْنَهُمْ فِى مَا هُمْ فِيهِ يَخْتَلِفُونَ ۗ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِى مَنْ هُوَ كَاذِبٌ كَفَّارٌ
آگاه باشيد كه شايسته خدا، ديندارى خالص است؛ و افرادى كه غير خدا را كارساز خود انتخاب كردهاند، (ادعاى باطلشان اين است كه) ما فقط اينها را براى تقرب به خدا عبادت مىكنيم! خدا در مورد اين اختلافشان بين آنها داورى خواهد كرد، محققاً خدا كسى را كه ادعاى دروغ و ناسپاسى مىكند به هدف نخواهد رساند.
ربوبيت خدا را با حاكمان دنيائى داورى كردن، قياس به نفس بشرى است، آرى در جهان هستى و در عالم انسانها يكسره "مشاركت" و "توسل" به اعمال و اشخاص و "شفاعت" (پيوستن و تركيب شدن) دائمى در امور خير و شر جريان دارد، ولى همه اين امور به حكم و مشيت الهى است و در نظاماتش مقدر گرديده. ما حق نداريم از جانب خود و خارج از "مشيت" خدا نسبتهائى به انسانهاى مقدس بدهيم و براى شفاى بيماران، اداى قرض بدهكاران، قبولى درامتحان و ... متوسل به پيشوايان دينىمان كه در زمان حياتشان الگوى عملى بندگى خدا و موحدين خالص بودند بشويم و از آنها كه پزشك روح بودند، انتظار درمان جسم داشته باشيم، مربيان وكارگشايان بندگى خدا را كارگشاى مشكلات مالى خود تصور كنيم و به جاى پيروى از اخلاق و ايمان آنان، به خيال خود آنها را به دنبال وصول حاجاتمان بفرستيم!!
به امید آگاهی برای همه
سلام دوست عزیز .... اینکه نوشتین در نواری صوتی هست که ایشان گفته قرآن ساخته پیامبر است .... خودتون شنیدین ؟ و اگر شنیدین میشه برای دانلود قرار بدین ؟ و یا اگر منابع دیگری دارید مربوط به ایشون ( بخصوص صوتی ) که مطالب رو بر خلاف عرفان حقیقی اسلام که توسط اهل بیت بیان شده گفته ، ممنون میشم برای دانلود قرار بدین .... یا علی
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12