تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: عرفان کیهانی (حلقه)- گرگانی در پوست میش
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12
من هم تجربه خودم و یک نفر دیگه از این عرفان حلقه رو میگم
زمستان پارسال بود که به توصیه یکی از دوستان گفت فرادرمانی کنم به خاطر مشکلی که داشتم .
انقدر تعریف کرد که این فرادرمانی خیلی ها رو شفا داده و ....... ما هم واقعا کنجکاو شدیم .
من هم یکی دو روز این کار رو انجام دادم
از اون روز به بعد یک سنگینی رو احساس میکردم . حس خوبی نداشتم . و بد بیاری پشت بدبیاری درزندگی من اتفاق افتاد.
من هم دیگه به فرادرمانی ادامه ندادم
-----------------
یک نفر دیگه که فرادرمانی رو انجام داده بود روز اول دو تا موجود عجیب رو دیده بود طوری که اون بنده خدا وحشت کرده بود . و دیگه ادامه نداد.Dodgy:s
عزیزان گفتنی ها رو دیدیم و شنیدیم. از همه دوستانی که در بحث مشارکت کردن تشکر می کنم.
این بحث دیگه داشت خیلی فرسایشی میشد و ادامه دادنش تکرار مکررات. بنابراین برای طولانی نشدن بی جهت، موضوع رو بستیم تا کاربران رغبت کنن مطالب رو مطالعه کنن.
لزومی ندیدم بحث جمع بشه چون پراکندگی شدیدی داشت و جمع کردنش پروژه ای میشد.
حقیقت مشخصه. پذیرش اون رو به عهده خود خواننده می گذاریم.
حرارت و اشتیاق سوزاننده‌ای که در فعالان کوئست وجود دارد همان تجمل تبلیغ شده در رسانه‌های غربی و الگوهای داخل شبکه است، این معنا و ‌مفهوم توسط آموزش‌های کیهانی به شدت تقویت شده تبدیل به یک مسلک و رویه ذهنی می‌شود. آن‌جا که فرد به علت مشکلات بسیار برای وصول به اهدافش دچار چالش می‌شود؛ آن‌جا که...
شرکت های هرمی فرقه ای کوییست به عنوان بزرگترین شرکت هرمی فعال در ایران در طول 10 سال اخیر با دروغگویی و بهره گیری از تبلیغات فریبنده توانسته است تعداد قابل ملاحظه‏ ای از جوانان بیکار و حتی شاغل و به خصوص دانشجویان و شهرستانی‏های جویای کار را به عضویت فرقه‏ای خود در‏آورد.

به گزارش «تابناک»، این شرکت بیش از 5 /4 میلیون نفر از جمعیت فعال ایران را آلوده فعالیت ناسالم خود ساخته و بالغ بر 8 هزار میلیارد تومان از سرمایه های ایران را از کشور خارج کرده است. نکته قابل تامل در این میان شباهت های ناگزیری است که میان این شرکت هرمی فرقه ای با عرفان حلقه وجود دارد که همگی در راستای کسب منافع صهیونیسم بین المللی است.

برهان در این باره نوشت: یکی از فرقه‌های بزرگ عرفان کهکشانی که متأسفانه با مجوز رسمی وزارت ارشاد در ایران مشغول به فعالیت است، مکتبی است به نام عرفان کیهانی یا عرفان حلقه که نوعی مرجع‌ گرایی کیهانی در این مسلک الحادی بروز نموده است. البته جهت بومی سازی و ایجاد پوشش ظاهری با عناوین رحمانیت عام الهی عجین گشته است و تا حدی جلو رفته که در اکثر استان‌های کشور دارای دفتر بوده و کلاس‌های آن در شهرهای مختلف برگزار می‌شود. طبق بررسی‌های انجام شده، این فرقه در 10 نقطه از دنیا مانند آلمان، ترکیه و مالزی و ... دفتر نمایندگی دارد.

آن‌چه در این مسلک الحادی بیان می‌شود دارای شاخصه‌ ای است که الحاد آن بسیار مستتر می‌باشد و از همین روست که در ادامه نوعی تلفیق با اهداف صهیونیسم در آن مشاهده می‌شود. در این میان، شرکت هرمی فرقه‌ای کوئست، با شعار کمک به بشریت و حل مشکلات اقتصادی جوامع در عصری که چپاول و شعار توسعه‌ی غربی نیاز مالی را در تمام کشورهای در حال توسعه به عنوان یک اصل، متوهم کرده با یک ساختار اقتصادیِ هرمی پا به عرصه‌ای نهاد که هرچند جملات ارزشی و مردمی کمک به هم‌نوعان پوشش اصلی این اهداف در نظر گرفته شده بود اما هر آن‌چه در اهداف و گزاره‌های جذب افراد در این شبکه مشاهده می‌شود چیزی جز هدف‌گرایی مطلق در جهت رسیدن افراد به مطامع دنیاطلبانه‌ی افراطی خویش نیست و اگر از نوع‌دوستی نیز کلامی به میان می‌آید در جهت ارضای حسی است که فرد خود را بازدارنده‌ی معنویت نبیند.

حرارت و اشتیاق سوزاننده‌ای که در فعالان کوئست وجود دارد همان تجمل تبلیغ شده در رسانه‌های غربی و الگوهای داخل شبکه است، این معنا و ‌مفهوم توسط آموزش‌های کیهانی به شدت تقویت شده تبدیل به یک مسلک و رویه ذهنی می‌شود. آن‌جا که فرد به علت مشکلات بسیار برای وصول به اهدافش دچار چالش می‌شود؛ آن‌جا که هرم کوئست فقط می‌تواند جواب‌گوی مطامع بالاسری باشد، همان منش و دیدگاه ‌عرفان کهکشانی است که به فرد می‌گوید مشکل از درون توست و تو خود را اصلاح نما تا به اهدافت برسی و این به معنی ایجاد چالشی درونی است که فرد را مجاب می‌کند در شبکه باقی مانده و خود را به اهداف سوزاننده‌ای که به آن‌ها متعهد شده، برساند.

آن‌جا که به فرد می‌نمایاند که طبق این قاعده‌ی جهانی و کائناتی مرجع تمام آن‌چه وجود دارد خود تو هستی و کیهان و کائنات از درون تو دستور می‌گیرند. فرد در یک سیکل تربیتی و روانی خود را باعث هر آن‌چه هست و کائنات را مرجع حیات و خوشبختی خود می‌یابد تا هر آینه کوئست از هر عیب و نقصی مبرا شده و توقفی در توسعه‌ی هرم انسانی او ایجاد نشود و در ادامه به دنبال این توسعه، تفکر الحادی کیهانی نیز توسعه یابد.

از آن‌جایی که رسالت صهیونیسم تزلزل در اهداف گوناگون و حتی حذف خدای ایشان است و با توجه به توطئه‌های گوناگون هم‌چون تبلیغ سکولاریسم و پلورالیسم دینی، مهم‌ترین حربه برای این تغییر، ایجاد ادیان جایگزین می‌باشد.پس از کابالا که به دلیل ریشه‌های شیطان‌پرستی حتی با حضور و اقبال ستاره‌های هالیوود در شرق توفیقی نیافت، صهیونسم با دامن زدن و توسعه‌ی عرفان کهکشانی که گزاره‌های آن با ادیان اساطیری، هندو، بودا و اوپانیشادها همگونی دارد سعی در جایگزینی و توسعه‌ی این مسلک در شرق نموده است که از آن جمله می‌توان به چاپ، تکثیر و آموزش این نوع تفکر در قالب فیلم «راز» و کتاب‌هایی هم‌چون «حکایت و راز شاد زیستن» و صدها عنوان کتاب در پوشش روان‌شناسی موفقیت، نام برد.

گمان می‌رود هر آن‌چه در چند سال اخیر به عنوان سمینار موفقّیت و کتب روان‌شناسی موفقیت ـ یا فیلم راز که اتکای آن ضمیر، ذهن، روان و کائنات می‌باشد، ـ منتشر شده یا در جهت تبلیغ این مسلک الحادی بوده و یا مقوّم آن و نمی‌توان این هجمه‌ی همه جانبه را یک اتفاق ساده فرض نمود. هرچند گزاره‌های عرفان کیهانی که هم اکنون در ایران به صورت‌های گوناگون و در پیچیده‌ترین حالت در فعالیت‌های هرمی مشاهده می‌شود به صورت بومی شده و به ظاهر منطبق با اسلام در حال گسترش است و اساساً این تفکر به گونه‌ای است که جز الحاد و اومانیسم عرفانی، چیز دیگری را دامن نمی‌زند.

«توجه به خصوصیات و خلق و خوی مردمی که شما در ممالک‌شان زندگی و فعالیت می‌کنید، اهمیت بسیار زیادی در اجرا و پیاده سازی برنامه‌های‌تان دارد. تا زمانی که افراد جوامع مختلف، مطابق الگو و انگاره‌های تربیتی ما دوباره تربیت نشوند، نمی‌توانیم برنامه‌هایمان را در این‌گونه جوامع مطابق با روشی کلی و یکسان پیاده کنیم؛ اما اگر برنامه‌ها را محتاطانه و همراه با آموزش آغاز کنیم می‌توانیم در کم‌تر از یک دهه، منش، خلق و خوی سرسخت‌ترین افراد را تغییر داده و آن‌ها را مانند افرادی که از پیش مطیع ساخته‌ایم، زیر سلطه‌ی خویش درآوریم.»

این جملات بخشی از پروتکل 9، علمای صهیونی است که سال‌ها پیش نگاشته شده است. همان‌گونه که در نگاه اول هم مشهود است پیاده کردن چنین اهداف شیطانی آن هم در مقیاس جهانی به هیچ عنوان کار راحتی نیست و با موانع بسیاری روبه‌روست. از آن‌جا که مهم‌ترین هدف صهیونیسم حکومت بر مردم دنیا و تحت کنترل درآوردن آن‌هاست و از طرفی روح آزادی‌خواه هر انسانی جز با حکمرانی ذات اقدس اله سازگاری ندارد. به جرأت می‌توان گفت بزرگ‌ترین مانع صهیونیست، آموزه‌ها و انگاره‌های دینی مردم در سراسر دنیاست.

بدون هیچ توضیحی کاملاً مشخص است که اسلام به دلیل داشتن کامل‌ترین آموزه‌های الهی، امروز به عنوان جدی‌ترین مانع صهیونیسم به شمار می‌رود که اوج آن در ایران اسلامی و نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران پدیدار گشته، با توجه به این‌که نیاز به دین و داشتن معبود، یک نیاز عمیق درونی هر انسانی است، هر حکومتی تا برای این نیاز پاسخی برای توده‌ی مردم نداشته باشد، قادر نخواهد بود بر آحاد مردم حکومت کند.

«باز تعریف از مفاهیم اساسی دین در اذهان مردم» جزءلاینفک برنامه‌های صهیونیسم در رسیدن به حکومت جهانی بوده و خواهد بود. یقیناً این باز تعریف باید به گونه‌ایی همه پسند باشد به طوری که سختی‌های دین را نداشته و از طرفی فرد را از لحاظ مادی و روانی آن‌گونه تأمین کند که دیگر دلیلی برای بازگشت به دین اصیل خویش نیابد! این راه‌حل را سال‌ها پیش بت‌پرستان مشرق زمین یافته‌اند...!

در این میان با توجه به پیشینه‌ی ایجاد ادیان دروغین توسط امپریالیسم جهانی و به خصوص صهیونیسم، جدیدترین آموزه‌هایی که در حال حاضر در اقصی نقاط جهان پس از کابالا ـ که همان عرفان یهود می‌باشد ـ مطرح است، عرفان کهکشانی است. توضیحاتی که در ادامه مطرح می‌شود همگونی و همسانی مفاهیمی را مدنظر قرار می‌دهد که دشمن قسم خورده‌ی اسلام و بشریت، جهت از هم گسیختگی افکار و اذهان جوانان از آن استفاده می‌نماید.

فصل مشترک و نقطه‌ی انطباق کوئست با عرفان کیهانی و آن‌چه هرم اقتصادی کوئست را به الحاد صهیونیستی متصل می‌کند نیاز نسل جوان به سعادت و خوشبختی متوهم شده و تبلیغ شده‌ی غربی است که هر آینه بر طبل دنیاگرایی می‌کوبد. آن‌چه فصل انطباق این دو امر می‌باشد، نقیصه‌ هرم است.

آن‌جا که فرد نمی‌تواند از این ابزار استفاده کند تا به آرزوهایش برسد و مأیوس می‌شود، بینش کیهانی مقابل دیدگان او قرار می‌گیرد و شعار «فرمانبردارم سرورم» از کائنات او را سرمست می‌نماید، لذا گزاره‌های عرفان کهکشانی از همان ابتدای تکثیر هرم برای افراد به عنوان یک نگرش و باور جمعی تبلیغ می‌گردد تا همواره هیچ ایراد و نقیصه‌ای به کوئست که ابزار و بستر تکثیر این الحاد است، وارد نشود.

بدین ترتیب هر ایراد و عدم موفقیت از خود فرد است و کائنات همواره از ذهن فرد دستور می‌گیرند و معنی این که «اگر می‌خواهی به سعادت برسی ذهن و باور خود به کائنات را بالا ببر تا آن‌ها فرمانبردار تو شوند.» فرد در یک دور باطل قرار گرفته، هر روز چیزی جز الحاد کهکشانی را زمزمه نمی‌کند.

این دور به تکثیری دامن می‌زند که جز تزلزل در باورهای دینی چیزی به همراه ندارد و این همان هدف صهیونیسم است و در این جایگزینی که فرد رجوع کائنات را جایگزین رجوع به خداوند می‌کند الحادی پدید می‌آید که باعث تقدس کوئستی می‌شود که منادی کائنات مقدس است. بدین‌گونه نسل جوان مورد حمله‌ی صهیونیسم در لایه‌های پنهانی جنگ نرم قرار گرفته‌اند.
بنده در كلاس‌هاي عرفان حلقه شركت كرده‌ام و با چند تن از مدرسين آن هم آشنايي دور و نزديك دارم. نه من مادي گرا شده ام و نه اثري از مادي‌گري يا خداي ناكرده صهيونيزم در رفتار آنان ديده‌ام. اين مطلب كه متاسفانه به سرعت در اينترنت پخش شده، مجموعه‌اي از ادعاهاي ناصحيح است كه برپايه يك درك و معرفي نادرست از آموزه‌هاي اين عرفان بنا شده است. يك روش غير اخلاقي در نقد اين است كه ابتدا خودمان چيزي را به كسي نسبت دهيم و بعد آنچه خودمان گفته‌ايم را نقد كنيم در حالي كه آن شخص خودش چنين عقيده يا مقصودي نداشته است. من در هيچ كجاي اين عرفان چنين ديدي به كائنات نديده‌ام.
نويسنده اين مطلب اگر از روي بي‌اطلاعي چنين گفته دچار گناه تهمت شده و اگر مطلع بوده هم كه گناهش دروغ است. توصيه مي‌كنم براي يك درك واقعي تر از عرفان حلقه اين مطالب را مطالعه بفرماييد. با كسب آگاهي بيشتر، دوستاني هم كه مخالف باشند حداقل مي‌توانند عقايد واقعي مطرح در اين عرفان را نقد كنند نه عقايد و رفتار نسبت داده شده توسط مخالفان را
(۲۵/اسفند/۸۹ ۱۶:۱۶)imanian نوشته است: [ -> ]بنده در كلاس‌هاي عرفان حلقه شركت كرده‌ام و با چند تن از مدرسين آن هم آشنايي دور و نزديك دارم. نه من مادي گرا شده ام و نه اثري از مادي‌گري يا خداي ناكرده صهيونيزم در رفتار آنان ديده‌ام. اين مطلب كه متاسفانه به سرعت در اينترنت پخش شده، مجموعه‌اي از ادعاهاي ناصحيح است كه برپايه يك درك و معرفي نادرست از آموزه‌هاي اين عرفان بنا شده است. يك روش غير اخلاقي در نقد اين است كه ابتدا خودمان چيزي را به كسي نسبت دهيم و بعد آنچه خودمان گفته‌ايم را نقد كنيم در حالي كه آن شخص خودش چنين عقيده يا مقصودي نداشته است. من در هيچ كجاي اين عرفان چنين ديدي به كائنات نديده‌ام.
نويسنده اين مطلب اگر از روي بي‌اطلاعي چنين گفته دچار گناه تهمت شده و اگر مطلع بوده هم كه گناهش دروغ است. توصيه مي‌كنم براي يك درك واقعي تر از عرفان حلقه اين مطالب را مطالعه بفرماييد. با كسب آگاهي بيشتر، دوستاني هم كه مخالف باشند حداقل مي‌توانند عقايد واقعي مطرح در اين عرفان را نقد كنند نه عقايد و رفتار نسبت داده شده توسط مخالفان را

با سلام و احترام
لطفاً متن ارائه شده را بسیار دقیق تر مطالعه بفرمایید.
مطمئن باشید در این آیین و مناسک ها،از الگوی مقابله مستقیم پرهیز نموده و با به اصطلاح "بومی سازی" مطالب،اهداف شوم شیطانی خود را دنبال می کنند...این رشته سر دراز دارد...


آن‌جا که به فرد می‌نمایاند که طبق این قاعده‌ی جهانی و کائناتی مرجع تمام آن‌چه وجود دارد خود تو هستی و کیهان و کائنات از درون تو دستور می‌گیرند. فرد در یک سیکل تربیتی و روانی خود را باعث هر آن‌چه هست و کائنات را مرجع حیات و خوشبختی خود می‌یابد تا هر آینه کوئست از هر عیب و نقصی مبرا شده و توقفی در توسعه‌ی هرم انسانی او ایجاد نشود و در ادامه به دنبال این توسعه، تفکر الحادی کیهانی نیز توسعه یابد.

از آن‌جایی که رسالت صهیونیسم تزلزل در اهداف گوناگون و حتی حذف خدای ایشان است و با توجه به توطئه‌های گوناگون هم‌چون تبلیغ سکولاریسم و پلورالیسم دینی، مهم‌ترین حربه برای این تغییر، ایجاد ادیان جایگزین می‌باشد.پس از کابالا که به دلیل ریشه‌های شیطان‌پرستی حتی با حضور و اقبال ستاره‌های هالیوود در شرق توفیقی نیافت، صهیونسم با دامن زدن و توسعه‌ی عرفان کهکشانی که گزاره‌های آن با ادیان اساطیری، هندو، بودا و اوپانیشادها همگونی دارد سعی در جایگزینی و توسعه‌ی این مسلک در شرق نموده است که از آن جمله می‌توان به چاپ، تکثیر و آموزش این نوع تفکر در قالب فیلم «راز» و کتاب‌هایی هم‌چون «حکایت و راز شاد زیستن» و صدها عنوان کتاب در پوشش روان‌شناسی موفقیت، نام برد.

گمان می‌رود هر آن‌چه در چند سال اخیر به عنوان سمینار موفقّیت و کتب روان‌شناسی موفقیت ـ یا فیلم راز که اتکای آن ضمیر، ذهن، روان و کائنات می‌باشد، ـ منتشر شده یا در جهت تبلیغ این مسلک الحادی بوده و یا مقوّم آن و نمی‌توان این هجمه‌ی همه جانبه را یک اتفاق ساده فرض نمود. هرچند گزاره‌های عرفان کیهانی که هم اکنون در ایران به صورت‌های گوناگون و در پیچیده‌ترین حالت در فعالیت‌های هرمی مشاهده می‌شود به صورت بومی شده و به ظاهر منطبق با اسلام در حال گسترش است و اساساً این تفکر به گونه‌ای است که جز الحاد و اومانیسم عرفانی، چیز دیگری را دامن نمی‌زند.

«توجه به خصوصیات و خلق و خوی مردمی که شما در ممالک‌شان زندگی و فعالیت می‌کنید، اهمیت بسیار زیادی در اجرا و پیاده سازی برنامه‌های‌تان دارد. تا زمانی که افراد جوامع مختلف، مطابق الگو و انگاره‌های تربیتی ما دوباره تربیت نشوند، نمی‌توانیم برنامه‌هایمان را در این‌گونه جوامع مطابق با روشی کلی و یکسان پیاده کنیم؛ اما اگر برنامه‌ها را محتاطانه و همراه با آموزش آغاز کنیم می‌توانیم در کم‌تر از یک دهه، منش، خلق و خوی سرسخت‌ترین افراد را تغییر داده و آن‌ها را مانند افرادی که از پیش مطیع ساخته‌ایم، زیر سلطه‌ی خویش درآوریم.»

این جملات بخشی از پروتکل 9، علمای صهیونی است که سال‌ها پیش نگاشته شده است. همان‌گونه که در نگاه اول هم مشهود است پیاده کردن چنین اهداف شیطانی آن هم در مقیاس جهانی به هیچ عنوان کار راحتی نیست و با موانع بسیاری روبه‌روست. از آن‌جا که مهم‌ترین هدف صهیونیسم حکومت بر مردم دنیا و تحت کنترل درآوردن آن‌هاست و از طرفی روح آزادی‌خواه هر انسانی جز با حکمرانی ذات اقدس اله سازگاری ندارد. به جرأت می‌توان گفت بزرگ‌ترین مانع صهیونیست، آموزه‌ها و انگاره‌های دینی مردم در سراسر دنیاست.

بدون هیچ توضیحی کاملاً مشخص است که اسلام به دلیل داشتن کامل‌ترین آموزه‌های الهی، امروز به عنوان جدی‌ترین مانع صهیونیسم به شمار می‌رود که اوج آن در ایران اسلامی و نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران پدیدار گشته، با توجه به این‌که نیاز به دین و داشتن معبود، یک نیاز عمیق درونی هر انسانی است، هر حکومتی تا برای این نیاز پاسخی برای توده‌ی مردم نداشته باشد، قادر نخواهد بود بر آحاد مردم حکومت کند.

«باز تعریف از مفاهیم اساسی دین در اذهان مردم» جزءلاینفک برنامه‌های صهیونیسم در رسیدن به حکومت جهانی بوده و خواهد بود. یقیناً این باز تعریف باید به گونه‌ایی همه پسند باشد به طوری که سختی‌های دین را نداشته و از طرفی فرد را از لحاظ مادی و روانی آن‌گونه تأمین کند که دیگر دلیلی برای بازگشت به دین اصیل خویش نیابد! این راه‌حل را سال‌ها پیش بت‌پرستان مشرق زمین یافته‌اند...!

در این میان با توجه به پیشینه‌ی ایجاد ادیان دروغین توسط امپریالیسم جهانی و به خصوص صهیونیسم، جدیدترین آموزه‌هایی که در حال حاضر در اقصی نقاط جهان پس از کابالا ـ که همان عرفان یهود می‌باشد ـ مطرح است، عرفان کهکشانی است...



دوستان محترم؛
مطالب این دو سایت بسیار گویاست:

http://nahadsbmu.ir/article.aspx?gidview=5286

http://damehalghe.blogfa.com/
بله در باره عرفان حلقه در اين فروم يك بار ديگر هم صحبت شده اما يك ايراد اساسي به آن بحث هم وارد است. مخالفين عرفان حلقه چيزهايي را به اين عقيده نسبت مي‌دهند و از اصول و عقايد اين عرفان تفاسير و برداشت هايي ارائه مي‌كنند كه خود پيروان عرفان حلقه چنان اعتقاداتي ندارند. وقتي هم كه گفته مي‌شود عرفان حلقه اين چيزي نيست كه شما مي‌گوييد، مخالفين پاسخ مي‌دهند كه اينها عقايد واقعي شان را پنهان كرده‌اند و به صورت مخفي و در ظاهر اسلامي در حال تبليغ عقايد الهادي اند. اما چگونه است كه ما كه در اين كلاس‌ها شركت كرده‌ايم و كتاب‌ها و مقالات آقاي طاهري را تا حدودي خوانده‌ايم چنان عقايد مخفي‌اي را نمي‌بينيم و در كلاس‌ها و از زبان مدرسين نمي‌شنويم اما دوستاني كه از نزديك با عرفان حلقه آشنايي ندارند متوجه آن جنبه مخفي مي‌شوند؟
اگر يك نفر بگويد تفسير اينها از قرآن اشتباه است يا برداشتشان از بهشت و دوزخ و معاد غلط است، نظرش محترم و قابل بحث است اما ادعاي الحاد و همسويي با صهيونيزم و يا فساد اخلاقي در كلاس‌ها و.... تهمت هاي سنگين و نابه‌جايي است كه متاسفانه به سادگي بيان مي‌شود. انگار گويندگان آنها مطمئن اند كه عرفان حلقه حتما همينجوري است و هركه غير از اين بگويد يا كاباليست است يا اينكه متوجه نيست و فريب خورده.
[/align]عرفان حلقه چه ربطي به كوئست دارد؟ در اين عرفان در ازاي عضو گيري يا تبليغات يا كارهاي اينچنيني هيچ امتيازي به شاگردان ارائه نمي‌شود و اساسا چنين چيزي در آن وجود ندارد.
عنوان «عرفان كهكشاني» را هم مخالفين اين عرفان ابداع كرده‌اند و فقط در گفتار مخالفين ديده مي‌شود. اين هم كه گفته شده: «آن‌جا که به فرد می‌نمایاند که طبق این قاعده‌ی جهانی و کائناتی مرجع تمام آن‌چه وجود دارد خود تو هستی و کیهان و کائنات از درون تو دستور می‌گیرند» در عقايد و آموزه هاي عرفان حلقه چنين چيزي نيست و كسي كه اين را به عرفان حلقه نسبت داده بايد سندش را هم بياورد. مگر آنكه بخواهند بگويند خليفة الله بودن انسان در ارض به اين معني است و با اين جور استدلال‌ها نعوذ با الله مي‌شود از قرآن كريم هم تفسير كاباليستي ارائه كرد!!!
اما آنچه من مي‌بينم و نمي‌توانم انكارش كنم نتيجه اين عرفان در خودم و دوستانم است. در اين كلاس‌ها ايمانم به خداي يگانه بيشتر شد، عمده تضادها و سوالاتم با خالق برطرف شد، ارادتم به رسول گرامي اسلام افزايش يافت و عباداتم هم شكر خدا عمقي پيدا كرد. آيا نتيجه صهيونيزم اين چيزها است؟!!
همونطور که guided عزیز فرمودن قبلا زیاد بحث شده.

من به عنوان فردی که باور شیعی دارم، فقط و فقط عرفان شیعی رو قبول دارم. عرفانی که ریشه اش در قرآنه و اون تقوی و ترک معصیت هست. جنگیدن و جهاد با نفس هست. اولیاء خدا از صدر اسلام تاکنون تنها با ترک معصیت به جایی رسیدن نه با اتصال به شعورهای .... قضیه عرفان و توحید اگر از تنها مسیرش منحرف بشه میتونه خطرزا باشه.

از طرفی در کتاب جهان در سیطره کمیت نوشته رنه گنون فیلسوف بزرگ مسلمان آمده که بعد از اینکه بشر بعد از چند قرن مادی گرایی خسته شد و متوجه کمبود معنویت درون و آرامش درون شد، رو خواهد آورد به معنویت اما مطمئنا باز به معنویت غلط و کج. دلیلش هم مشخصه چون توحید و عرفان لازمه اش جهاد با نفس و ترک آنچه نفس دوست داره و انجام آنچه نفس از آنها کراهت داره که مطمئنا برای انسان های غرق در لذات و دنیاطلب مشکل است و ناخوشایند. اینجاست که انواع عرفان های غربی و شرقی و هندویی و ... مطرح میشه تا جایگزین معنویت از دست رفته باشه اما مسیرهای به جز مسیر اهل بیت به نظر من اشتباه است یا خطر گمراهی بسیار هست.

بنابراین از اونجاییکه روش مطرح شده در عرفان حلقه در احادیث اهل بیت دیده نمیشه، ولو اینکه اصلا بگیم جرمی و گناهی هم نداره از نظر من و تیم مدیریت تالار می تونه خطر گمراهی داشته باشه. بنابراین به صلاح نمی بینیم بیشتر از این راجع به این موضوع اینجا بحث بشه.

این تاپیک لزومی نداره ادامه پیدا کنه.
بسم الله الرّحمن الرّحیم
عرفان حلقه؛از ادعای شفاء تا خارج کردن جن از کالبد انسان+فیلم
فرقه حلقه یک فرقه کاملا ضد دینی است/اینها به دنبال کار علمی نبودند/تضعیف ولایت اهل بیت علیهم السلام از برنامه های این فرقه بود/این فرقه در طاهری خلاصه نمی شود و باید باند معروف به شورای عرفان کیهانی پاسخگوی انحرافات توزیع شده در این فرقه باشند.
لینک دانلود ویدئوی اول

گروه فرهنگی مشرق- پس از بازداشت محمد علی طاهری رییس فرقه حلقه کیهانی به سراغ حجت الاسلام جواد محرابی مدیر موسسه فرق و ادیان قم رفتیم و درباره اعتقادات و آموزه‌های این فرقه با وی به گفتگو نشستیم. ماحصل این گفتگو در ادامه از نظرتان می‌گذرد.



فرقه عرفان حلقه یا کیهانی از چه سالی فعالیت خود را آغاز کرد و چگونه شکل گرفت؟
بنده با نامگذاری عرفان بر روی این فرقه مخالفم.اصلا این فرقه چه ربطی به عرفان دارد.یک آدم مدعی که هیچ چیزی از دین و عرفان نمی دانست ادعاهایی کرد و متاسفانه جمعی دور وی را گرفته و او را تشویق کردند و او هم هر روز بر فعالیت خود افزود تا جاییکه حتی دست به تاویل آیات قران به نفع خود و تشکیلات خود زد.بعدها هم از ضعف نظارت در کشور استفاده کرد و با ادعاهای درمان بیماری های لاعلاج خود را نوعی مسیح جدید معرفی کرد که در لابه لای سخنان وی به وضوح این ادعا مشهود است.این فرقه از سال 1383 فعالیت رسمی خود را آغاز کرد و کم کم از تهران به چند استان دیگر کشیده شد.


مهمترین انحرافات این فرقه چیست؟

مهمترین اشکال و انحراف این فرقه مبارزه آرام و اصطلاحا زیر پوستی با دین،و اعتقادات مردم است.غیر وحیانی دانستن قران، اهانت به رسول گرامی اسلام صل الله علیه و آله با عنوان تناقض گویی ،غیر معصوم خواندن ائمه اطهار صلوات الله علیهم، شرک دانشتن زیارت قبور ائمه اطهار، تمسخر رجعت و مهدویت، تمجید از شیطان رجیم و موحد خواندن این ملعون رجیم، ادعای خروج جن از درون مردم، ترویج زیرکانه تناسخ، نفی برخی از مسلمات مانند ادعای وجود نداشتن حضرت عزرائیل ،لمس و تماس غیر شرعی با بدن زنان نامحرم به بهانه درمان عرفانی و دهه ها انحراف دیگر که بنده از میان اظهارات وی اسناد زیادی در این مورد به دست آورده ام.
فرقه حلقه ابزاری است برای براندازی نرم جمهوری اسلامی. حمایت همه‌جانبه غربی‌ها از محمدعلی طاهری و سفرهای او به کشورهای اروپایی و برگزاری جلسات مختلف مسئله ای است که یک فرد معمولی نمی‌تواند آنها را انجام دهد. شیوه کار غربی‌ها در ایران جزیره جزیره‌ای است. در ایران کار می‌کنند بعد یک فرد را لیدر قرار می‌دهند تا بتوانند جنگ فرقه‌ای در کشور ایجاد کنند. سپس این افراد که عموماً سوابق نامعلومی دارند در یک دوره وارد کار می‌شوند. سابقه طاهری و همسرش به چریک‌های فدایی برمی گردد. بعد خبری از او نبود. خودش می‌گوید در ترکیه درس می‌خوانده است ولی وقتی بررسی می‌شود می‌بینیم که این سال تحصیلی وی با سال تأسیس دانشگاه هماهنگ نیست. کار این فرقه‌ها مبارزه با آموزه‌های دینی است. نفی اصول و مبانی اسلامی ما. طاهری به صورت عمد اول قرآن را زیر سؤال می‌برد اعتقاد دارد قرآن ناقص است و نوشته پیامبر است بعد با اعضاء شبکه که هرمی است طرح می‌کنند که باید ناقص بودن قرآن را در جامعه بنشانیم تا بتوانیم حرف‌های خود را اثبات کنیم. مرحله بعدی زیر سؤال بردن ائمه است، چون ستون تشیّع است؛ لذا سعی می‌کند آن را بکوبد در سخنانش زیارت ائمه را شرکت می‌داند. زیارت قبور را کثرت‌گرایی می‌داند. مهدویت را می‌کوبد. امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) را مسخره می‌کند و می‌گوید منجی عقل است. بعد جایگزین برای عقل می‌گذارد که جایگزین خودش است. فرقه حلقه به دنبال زدن چهارچوب‌های اصلی دین ماست. کسانی که وارد این فرقه شدند بی‌موالات شدند. دختران مذهبی که وارد این فرقه‌ها شدند الان حجاب ندارند. برخی از بچه ‌مذهبی‌ها که از شاگردان برخی عرفا بوده‌اند وقتی وارداین فرقه شدند کم‌کم منحرف شدند. اندیشه‌های طاهری اندیشه‌های التقاطی برگرفته از مسیحیت است. مطلب دیگراینکه این فرقه‌ چارچوب مشخصی ندارد. چارچوب طاهری است و تنها جاذبه آن به دروغ مسئله "شفاء" است. البته مسئله خارج کردن جن از کالبد بدن که متأسفانه در سراسر کشور نیز رایج شده، از دیگر جاذبه های این فرقه است.


برخی از اعضای این فرقه مدعی هستند تشکیلات آنها کاملا علمی بوده و نباید با علم اینگونه مقابله کرد؟
این ادعا کاملا دروغ است.بنده سالهای گذشته دو بار با چند تن از دوستان طلبه با آقای طاهری دیدار کردیم.قرار شد بحث علمی کنیم جلسه اول ایشان و دوستانشان نتواسنتد پاسخ روشنی به سئوالات ما بدهند قرار شد جلسه دیگری داشته باشیم که یکسال بعد این جلسه تشکیل شد.بعد از جلسه دوم قرار بر ادامه جلسات شد اما هر بار تماس گرفتیم ما را پیچاندند و به بهانه های واهی حاضر به ادامه جلسات نشدند.دو هفته قبل نیز بنده با خود آقای طاهری و آقای نجفی که ظاهرا طلبه هستند و از همفکران آقای طاهری است جلسه گذاشتم و قرار شد بنده فرصتی فراهم کنم به قم بیایند وبحث کنیم و حتی اعلام کردم با خودشان دروبین بیاورند که بعد مدعی تحریف اظهاراتشان نشوند اما در آخرین لحظات فرار کردند و اعلام کردند سئوالاتتان را مکتوب بدهید تا جواب دهیم!!!اینها اصلا دنبال علم نبودند.شاید اگر بنده نیز مثل آقای طاهری برای آموزش انحراف به مردم از 50 تا 300 هزارتومان میگرفتم و میلیاردر می شدم هیچ گاه حاضر به مناظره ای که نتیجه آن رسوایی است نمی شدم.


آیا فقط با طاهری باید برخورد شود یا شما افراد دیگری را نیز مقصر می دانید؟

اگر چه طاهری بنیانگذار و رئیس این تشکیلات است اما نقش حلقه اصلی اطراف وی را نمی توان نادیده گرفت.خصوصا خانم (و. پ) و (حجت ن) که بنده معتقدم باید توسط مراجع قضایی با آنها برخورد جدی صورت گیرد.
سئوال:الان طرفداران اقای طاهری در حال تبلیغات وسیع علیه نظام هستند وحتی وکیل وی سعی دارد موضوع را سیاسی کند.کمپین جمع آوری امضا نیز راه انداخته اند.توصیه شما به آنها چیست:
اولا بسیاری از کسانیکه سر کلاسهای این فرقه بوده اند دیگر اعتقادی به طاهری و برنامه های وی ندارند و مشت این فرقه برایشان باز شده است.این افرادی هم که شلوغ میکنند اکثرا مسترها و عوامل درجه یک فرقه هستند که بسته شدن فرقه باعث بسته شدن دکان کسب درآمد و حقه بازیشان شده است.بنده همین جا اعلام آمادگی میکنم با هر کدام از سران فرقه که لازم باشد در هر جایی مناظره علمی بگذارم تا سیه روی شود هر که در او غش باشد.


و نکته آخر...
بنده به خانواده ها خصوصا پدران و مادران گرامی توصیه میکنم مراقب فرزندانشان باشند.امروز رهزنان دین در کمین فرزندان آنها هستند که علاوه بر دین دنیای فرزندان آنان نیز توسط این فرقه ها مورد تهدید قرار می گیرد. یقینا عرفان اسلامی و الهی با دکان داری و شادی و مرید و مراد بازی به دست نمی آید و کسانیکه دنبال تهذیب نفس هستند باید سراغ آدم های مطمئن بروند کسانیکه توسط علمای دین مورد تایید باشند.



برای دانلود ویدئوی دوم اینجا را کلیک کنید

برای دانلود ویدئوی سوم اینجا را کلیک کنید

برای دانلود ویدئوی چهارم اینجا را کلیک کنید

لینک خبر:http://mashreghnews.ir/NSite/FullStory/News/?Id=45787
پرونده م.ط رئیس فرقه عرفان کیهانی به همت مامورین اطلاعات سپاه تکمیل و با تلاش دستگاه قضا به دادگاه ارسال شد.

دیدن فیلم
سلام،برادر
آقا من استادی دارم که به این فرقه خیلی اعتقاد دارد و نمی دانم با او چکار کنم،من خودم هم مدتی گمراه شدم ولی به لطف خداوند دوباره به راه راست برگشتم.
از اعتقادات این فرقه:
1- روح انسان نوعی نرم افزار است که مسیر زندگی را در آن برنامه نویسی شده است،درست مثل کامپیوتر
2- چیزی به نام شیطان وجود ندارد وتمامی آیات قرآن درباره شیطان،همگی نوعی تمثیل است و در واقع مخلوقی به نام ابلیس وجود ندارد.
3- دنیای پس از مرگ را دقیقا مانند آیین بودا (اگر دین را درست گفته باشم) ترسیم کرده اند و اعتقاد چندانی به عذاب های اخروی مانند:فشار قبر و عذاب جهنم ندارند.
4- آنه معتقدند که تمامی انسانها پس از تصفیه شدن در جهنم به بهشت میروند،حتی کفار از جمله یزید.
5- من با یکی از این افراد که دوست من بود،صحبت میکردم میگفت که هر طور خدا را عبادت کنی،خدا می پذیرد،مهم نیت پاک است و اجباری در نماز خواندن نیست.
6-علوم غریبه برای افراد عادی حرام است و علم مخصوص پیامبران است.
و خیلی چیزهای دیگه........
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12
آدرس های مرجع