۱۴/بهمن/۸۹, ۱۷:۰۵
بنده بر خلاف شما علاقه ای به طولانی شدن این مبحث ندارم. بنابراین از خیلی از موضوعات که به زعم بنده ناشی از دید حضرت عالی در مورد عرفان کیهانی و مذهب شیعه است، عبور می کنم و تنها به یک جمع بندی بسنده می کنم. مجموع 60 پست زده شده تا اینجا به خواننده دید کافی و انگیزه می دهد که چنانچه جویای حقیقت باشد، در سایر منابع هم به بررسی بپردازد. امیدوارم فعالیت شما هم تنها به این تاپیک محدود نشود و اخلاق کریمانه و مومنانه تان را بتوانید در قسمت های دیگر تالار هم به اشتراک بگذارید.
جمع بندی: سعی می کنم مطالب را کنار هم بیاورم تا شما خواننده عزیز خود قضاوت کنید. در ضمن در صورت تمایل به تداوم این بحث بنده را معذور دارید که بیش از این مجال قلم فرسایی نیست. باشد که خداوند به همه ما نظر لطف و عنایت فرماید و قلب ما را از نورانیت ایمان به آنچه می پسندد، سرشار گرداند. ان شاء الله
عرفان کیهانی چه می گوید(شماره یک):
عرفان کیهانی (حلقه) نوعی سیر و سلوک عرفانی است که مباحث عرفانی را مورد بررسی عملی و نظری قرار می دهد.
سایر مکاتب باطنی (چه الهی و چه غیر الهی) چه می گویند:
هر کدام با توجه به جهان بینی خود قائل به سیر و سلوکی هستند که پیروان خود را به سطحی از شهود یا ادراکات فراحسی و القای معانی نایل گرداند.
اسلام کامل و بدون کم و زیاد چه می گوید:
به نمایندگی از دین اسلام شیعی کلام شاگرد مکتب اهل بیت، سخن پیر عارفمان امام خمینی (رحمة الله علیه) را به صورت یک جدول ارائه می کنم.
بخش اول با رنگ قرمز :شناسایی وضعیت - بخش دوم با رنگ آبی: جایگاه - بخش سوم با رنگ سبز: رتبه
1- مادامی که نفس ملوث به لوث محرمات است - داخل در باب انسانیت و سالک طریق آن نیست - دوری از محرمات
2- مادامی که تابع مشتهیات و لذایذ نفسانیه بوده و حلاوت لذایذ در کام اوست - اول مقام کمال انسانیه برای او رخ ندهد - دوری از مشتهیات
3- تا حب و علاقه به دنیا در قلب او باقی است - به مقام متوسطین و زاهدین نرسد - زاهدان از علاقه به دنیا
4- تا حی نفس در کام ذات اوست - به مقام مخلصین و محبین نایل نگردد - مخلصین از حب نفس
5- تا کثرات ملک و ملکوت در قلب او ظاهر است - به مقام مجذوبین نرسد - مجذوبین از ظهور کثرات افعالی
6- تا کثرت اسماء در باطن ذات او متجلی است - به فنای کلی نایل نگردد - فانیان از کثرت اسماء
7- تا التفات به مقامات دارد - به مقام کمال فنا نرسد - واصلان از توجه به فنا
8- تا تلوین در کار است - به مقام تمکین نرسد و اسماء ذات در او متجلی نگردد - متمکیان از تلوینات
عرفان کیهانی چه می گوید(شماره دو):
هر عملی که انسان را از کمال دور نماید، گناه و هر عملی که انسان را به کمال نزدیک سازد، ثواب محسوب می شود.
سایر مکاتب باطنی چه می گویند:
نمونه یک - اوشو: وقتی دربرابر واقعیت میایستید، شما به تخیل روی میآورید.وقتی مردم و افراد زنده وجود دارند چرا شما بدنبال مجلات یا پورنو گرافی میروید!؟ آیا بهتر نیست که به مردم زنده بنگرید؟ پورنوگرافی زمانی ازبین میرود که مردم طبیعت برهنه خود را بپذیرند. همجنس گرایی را مسئله نکنید. هیچ چیز اشتباهی درآن نیست. این ایدههای اجتماعی است که چیزی را غلط یا درست میشمارد. خوب است اول آن را بپذیرید. یعنی: برای رسیدن به کمال و رهایی از قید و بندها افعال و اعمالی از این دست نه تنها ایرادی ندارد، بلکه لازم است. (ملاک درست یا غلط بودن یک عمل)
نمونه دو - شیطان پرستان: هر چه شما را به کمال می رساند یا برای شما قدرت می آفریند، بدون تردید انجام بده. خواه قربانی کردن یک کودک و نوشیدن خونش باشد خواه زنای با محارم. هدف وسیله را توجیه و مجاز می کند. درست بودن یا غلط بودن وسیله منوط به اثربخشی آن در راستای هدف دارد. (ملاک درست یا غلط بودن یک عمل)
نمونه سه - شیری ماتاجی (مکتب صلح درونی - هند) : برای رسیدن به ارتباط بين نيروی فردی و نيروی كائنات يا همان نيروئيكه بشر را از نیستی به هستی آفريده است فعال شدن تمام مراکز انرژی (چاکرا) به صورت ترتیبی و جاری شدن انرژی کندالینی لازم است. هر چاکرا به یک پدیده می پردازد، چاکراهای پائین به مسائل جنسی می پردازد. بنابراین آنچه لازمه کمال است رسیدگی به این امیال است و آنچه سد راه است احساس گناه و سرزنش خود است. (ملاک درست و غلط بودن یک عمل)
اسلام چه می گوید:
هر چه را که خداوند برای آدمی پسندیده و به آن دستور فرموده کمال و صواب است و هر آنچه را که خداوند برای آدمی دوست نداشته و از آن نهی کرده است گناه است. شان انسان به بندگی او در قبال خداوندست و در قبال خواسته محبوب از خود خواسته و معیاری ندارد.
یعنی عبارت "هر عملی که انسان را از کمال دور نماید، گناه و هر عملی که انسان را به کمال نزدیک سازد، ثواب محسوب می شود" عبارتی است که به نسبت تعریف "کمال" نتایج مختلفی را به دست می دهد!
عرفان کیهانی چه می گوید(شماره سه):
اساس این عرفان بر اتصال به حلقه های متعدد شبكه شعور كیهانی استوار است و همه سیر و سلوك آن از طریق اتصال به این حلقه صورت می گیرد. عرفان کیهانی بر مبنای راه جمعی (اعتصموا)، ایجاد اتصال نموده، فیض الهی نیز با تشکیل حلقه مربوط، در آن جاری می گردد. (حلقه رحمانیت)
عامل حاكم بر جهان هستي را آگاهي و يا هوشمندي حاكم بر جهان هستي ميناميم. کتاب عرفان كيهاني، ص 60
شبكهي شعور كيهاني، مجموعهي هوشمند حاكم بر جهان هستي است. ص 111
عضو سوم، روح القدس (شبكه شعور كيهاني) و عضو چهارم آن خداوند است. ص 84
جهان هستي تجلّي الهي و ناشي از شعور و آگاهي خداوند است. ص 121
جهان هستي مادي از «شعور» آفريده شده است و همهي اجزاء و ذرات آن «شعور» هستند. انسان از منظري ديگر، ص 69
ساختار اصلي جهان هستي مادي، آگاهي يا شعور است كه ماده و انرژي از آن بهوجود آمده است.
سایر مکاتب باطنی چه می گویند:
نمونه یک - شیری ماتاجی: ارشاد نيروهاي کاينات(کیهانی) در انسان مساوی تحقق اتحاد با نيروي بيكران كائنات، صلح دروني و خود آگاهي كامل است.
نمونه دو - جک آنجلو: شبکه شعور(آگاهی) چیست؟ حکمای باستان همواره بر این باور بودند که بدن انسان شکلی از انرژی است و ماده و انرژی در واقع یک چیز واحدند. همچنین از آنجا که تمام انرژی ها از سرچشمه شعور نشات می گیرند، انرژی همان شعور است. هر شکلی از انرژی چه یک ذره باشد چه یک سلول چه یک عضو و چه یک کالبد جسمانی کامل، دارای شعود خواهد بود. هر واحد انرژی از طریق شبکه شعور با یکدیگر در ارتباط خواهند بود. فکر در یک سطح انرژیایی بر ماده اثر می گذارد. کتاب hands-on healing: a partical guide to channeling your healing energies ص 22
از سرچشمه حیات یا همان آفریدگار جریاناتی از انرژی منتشر شد. فعل و انفعالات این انرژی ها باعث ایجاده ماده یا همان سطوح مختلف تجلی با جهانهای متفاوت شان گردید. در این خلق و آفرینش ، روح انسان یا جرقه الهی در سفری از تجربه، یادگیری، و ابزار افکنده شد. ما در نخستین مرحله از این سفر از سطوح وجود به عالم مادی یا خاکی فرود آمدیم. این مسیر نزول ماست. از این سطح ما سفر بازگشت مان را به منشاء خود در پی می گیریم. هر رویدادی که ما از سر می گذرانیم بلافاصله از طریق شبکه شعور برای سرچشمه حیات شناخته می شود. همان ص 78
نمونه سه - شرح پیما الهی از ا.م رام الله (آواتار): آواتار از حلقه های متصل "ماها" معلم اعظم حق و قطب الهیست که در زمین قرار دارد: بشر به انقلاب آگاهی و تحولی باطنی به شدت نیازمند است. خداوند بشر را از مرگ، رنج و بیماری نجات می دهد. نجات و تعالی بشر در بازگشت به حضور الهی و رهاییش در وصل به اوست. کسی که از جریان هدایت الهی و از روح خدا پیروی کرده و تسلیم او باشد از معجونی شفابخش تغذیه نموده است. کتاب جریان هدایت الهی ص 3 - 25
انسان در واقع از سلول های آگاهی و انرژی به وجود آمده . این سلول ها در سطح زمینی به شکل مادی(جسم) و در سطح کیهانی به شکل سلول های انرژی موجودیت یافته اند. جریان هدایت الهی و روح ربانی همان جریانی است که به تولد ، ترمیم، شکوفایی و فعال شدن سلول های زندگی منجر می شود. همان ص 26
عرفان کیهانی چه می گوید(شماره چهار):
عرفان کیهانی مي خواهد به ما بگويد ما با چه کيفيتي داريم نگاه مي كنيم با چه كيفيتي داريم زندگي مي كنيم با چه كيفيتي عبادت مي كنيم مذهب ودينمان را با چه كيفيتي مي شناسيم ؟معرفتش كجاست؟ اگر مناسک و مراسم برگزار مي کنيم بعد معرفتي اش را کجا بررسي مي کنيم؟ در اين رهگذر تقسيم بندي هاي دقيقي و جود دارد که با کمک آن ها مي توان به تفکيک و تشخيص رسيد. آسيب شناسي كيفي وظيفه عرفان است.
سایر مکاتب باطنی چه می گویند:
مکاتب باطنی خدا محور و الهی از جمله تصوف به این مسئله به خوبی پرداخته اند.
اسلام چه می گوید:
نه تنها بیش از سایر مکاتب باطنی و ادیان الهی به آن پرداخته است بلکه هزینه های شگرفی هم در راه آن پرداخته است. (فی المثل هنوز عطر خون سیدالشهدا(علیه السلام) از خاک کربلا به مشام می رسد.)
عرفان کیهانی چه می گوید(شماره پنج):
عرفان کيهاني يا حلقه دو شاخه درماني را معرفي مي كند . يكي فرادرماني است كه در خصوص درمان مشكلات جسمي رواني و روانتني موثر است.ديگري سايمنتولوژي است كه درزمينه رفع مشكلات ذهن تئوري ها و تجارب عملي قابل توجهي دارد: فرادرمانی شاخه ای از درمانهای مکمل می باشد و ماهیتی کاملا عرفانی داشته و زیرمجموعه ای از عرفان کیهانی به شمار می آید.در این شاخه درمانی ، بیمار توسط فرادرمانگر به شبکه شعورکیهانی (شبکه آگاهی و هوشمندی حاکم بر جهان هستی) متصل شده و ضمن ارایه اطلاعاتی از نحوه اتصال خود از طریق دیدن رنگها ، نورها ، احساس حرکت و فعالیت نوعی انرژی در درون بدن و همچنین از طریق گرم شدن، سرد شدن و...، اعضای معیوب و تنش دار بدن او مشخص شده و با حذف علایم ، روند درمان آغاز می شود.نظر به اینکه آگاهی نه ماده است و نه انرژی، بنابراین بعد زمان و مکان بر آن نیز حاکم نبوده و درمان به کمک این شبکه از راه دور و نزدیک امکانپذیر است. نکتهی مهم در این مکتب این است که بر خلاف خیلی از روشها، درمان توسط درمانگر انجام نشده بلکه از طریق اتصال به شبکه شعور کیهانی صورت میگیرد و درمانگر صرفاً نقش یک واسطه را بازی میکند تا حلقهای به نام حلقهی وحدت - حبل الله (که حلقهی بسیار هوشمندی میباشد؛) تشکیل شود!
سایر مکاتب باطنی چه می گویند:
نمونه یک - ریکی: ریکی از دو کلمه ژاپنی (اگر چه اصل کاراکترش چینیه) rei به معنای کیهانی ، جهانی و کائناتی و ki به معنای روح و انرژی حیاتی که به طور بینهایت و برای همه در سراسر کره زمین در دسترس می باشد، تشکیل شده است. مفهوم ریکی انرژی کیهانی و یکی شدن روح و انرژی فرد با روح و انرژی جهانی است. ریکی به فرد امکان اتصال دائمی به انرژی را می دهد. پس از دریافت همسویی ریکی، فرد به طور کامل و ابدی به منبع ریکی متصل خواهد شد. و می تواند درمان خود یا هر موجود دیگر را آغاز کرده و به خود یا دیگری ریکی بدهد. ریکی هم یک هنر شفا و طب مکمل یا جایگزین است و هم یک روش و مسیر پیشرفت معنوی است. ریکی در تمام سطوح از جمله سطوح مختلف جسمی، ذهنی، روحی و احساسی کار می کند و به نظر شبیه اما امروزی تر و در نتیجه قوی تر و ساده تر همان چیزهایی است که از گذشته در اسلام، مسیحیت، بودیسم، شینتوییسم، هندوئیسم و ورزش های رزمی به کار می رفته است!
.....
حقیقتا دیگر از تایپ کردن خسته شدم
اگر بعدها حال و حوصله داشتم شاید این قسمت را تکمیل کنم اما علی الحساب به عنوان کلید واژه در مورد یوگا، عرفان جناب پائلوکوئیلو، وحدت با هستی در عرفان سرخپوستی، انرژی درمانی، و درخت مقدس کابالا! کمی مطالعه فرمائید.
سخن آخر: مطالعه کردن تمام این مکاتب جهت آشنایی با آنها به منظور احتراز از خطر سقوط در آنها نه کار هر کس است و نه برای داوطلب آن خالی از زحمت و اثر! اما به هر حال آنچه مسلم است سوای از منیت ها و جنگ هفتاد و دو ملت، بعد از گذشت این همه مدت، منشا و اهداف فرقه سازی و ربط آن با سیاست استکبار جهانی اظهر من الشمس است. و سخن خیلی آخر اینکه: حافظ به خود نپوشید این خرقه می آلود ای شیخ پاکدامن معذور دار مارا....
جمع بندی: سعی می کنم مطالب را کنار هم بیاورم تا شما خواننده عزیز خود قضاوت کنید. در ضمن در صورت تمایل به تداوم این بحث بنده را معذور دارید که بیش از این مجال قلم فرسایی نیست. باشد که خداوند به همه ما نظر لطف و عنایت فرماید و قلب ما را از نورانیت ایمان به آنچه می پسندد، سرشار گرداند. ان شاء الله
عرفان کیهانی چه می گوید(شماره یک):
عرفان کیهانی (حلقه) نوعی سیر و سلوک عرفانی است که مباحث عرفانی را مورد بررسی عملی و نظری قرار می دهد.
سایر مکاتب باطنی (چه الهی و چه غیر الهی) چه می گویند:
هر کدام با توجه به جهان بینی خود قائل به سیر و سلوکی هستند که پیروان خود را به سطحی از شهود یا ادراکات فراحسی و القای معانی نایل گرداند.
اسلام کامل و بدون کم و زیاد چه می گوید:
به نمایندگی از دین اسلام شیعی کلام شاگرد مکتب اهل بیت، سخن پیر عارفمان امام خمینی (رحمة الله علیه) را به صورت یک جدول ارائه می کنم.
بخش اول با رنگ قرمز :شناسایی وضعیت - بخش دوم با رنگ آبی: جایگاه - بخش سوم با رنگ سبز: رتبه
1- مادامی که نفس ملوث به لوث محرمات است - داخل در باب انسانیت و سالک طریق آن نیست - دوری از محرمات
2- مادامی که تابع مشتهیات و لذایذ نفسانیه بوده و حلاوت لذایذ در کام اوست - اول مقام کمال انسانیه برای او رخ ندهد - دوری از مشتهیات
3- تا حب و علاقه به دنیا در قلب او باقی است - به مقام متوسطین و زاهدین نرسد - زاهدان از علاقه به دنیا
4- تا حی نفس در کام ذات اوست - به مقام مخلصین و محبین نایل نگردد - مخلصین از حب نفس
5- تا کثرات ملک و ملکوت در قلب او ظاهر است - به مقام مجذوبین نرسد - مجذوبین از ظهور کثرات افعالی
6- تا کثرت اسماء در باطن ذات او متجلی است - به فنای کلی نایل نگردد - فانیان از کثرت اسماء
7- تا التفات به مقامات دارد - به مقام کمال فنا نرسد - واصلان از توجه به فنا
8- تا تلوین در کار است - به مقام تمکین نرسد و اسماء ذات در او متجلی نگردد - متمکیان از تلوینات
عرفان کیهانی چه می گوید(شماره دو):
هر عملی که انسان را از کمال دور نماید، گناه و هر عملی که انسان را به کمال نزدیک سازد، ثواب محسوب می شود.
سایر مکاتب باطنی چه می گویند:
نمونه یک - اوشو: وقتی دربرابر واقعیت میایستید، شما به تخیل روی میآورید.وقتی مردم و افراد زنده وجود دارند چرا شما بدنبال مجلات یا پورنو گرافی میروید!؟ آیا بهتر نیست که به مردم زنده بنگرید؟ پورنوگرافی زمانی ازبین میرود که مردم طبیعت برهنه خود را بپذیرند. همجنس گرایی را مسئله نکنید. هیچ چیز اشتباهی درآن نیست. این ایدههای اجتماعی است که چیزی را غلط یا درست میشمارد. خوب است اول آن را بپذیرید. یعنی: برای رسیدن به کمال و رهایی از قید و بندها افعال و اعمالی از این دست نه تنها ایرادی ندارد، بلکه لازم است. (ملاک درست یا غلط بودن یک عمل)
نمونه دو - شیطان پرستان: هر چه شما را به کمال می رساند یا برای شما قدرت می آفریند، بدون تردید انجام بده. خواه قربانی کردن یک کودک و نوشیدن خونش باشد خواه زنای با محارم. هدف وسیله را توجیه و مجاز می کند. درست بودن یا غلط بودن وسیله منوط به اثربخشی آن در راستای هدف دارد. (ملاک درست یا غلط بودن یک عمل)
نمونه سه - شیری ماتاجی (مکتب صلح درونی - هند) : برای رسیدن به ارتباط بين نيروی فردی و نيروی كائنات يا همان نيروئيكه بشر را از نیستی به هستی آفريده است فعال شدن تمام مراکز انرژی (چاکرا) به صورت ترتیبی و جاری شدن انرژی کندالینی لازم است. هر چاکرا به یک پدیده می پردازد، چاکراهای پائین به مسائل جنسی می پردازد. بنابراین آنچه لازمه کمال است رسیدگی به این امیال است و آنچه سد راه است احساس گناه و سرزنش خود است. (ملاک درست و غلط بودن یک عمل)
اسلام چه می گوید:
هر چه را که خداوند برای آدمی پسندیده و به آن دستور فرموده کمال و صواب است و هر آنچه را که خداوند برای آدمی دوست نداشته و از آن نهی کرده است گناه است. شان انسان به بندگی او در قبال خداوندست و در قبال خواسته محبوب از خود خواسته و معیاری ندارد.
یعنی عبارت "هر عملی که انسان را از کمال دور نماید، گناه و هر عملی که انسان را به کمال نزدیک سازد، ثواب محسوب می شود" عبارتی است که به نسبت تعریف "کمال" نتایج مختلفی را به دست می دهد!
عرفان کیهانی چه می گوید(شماره سه):
اساس این عرفان بر اتصال به حلقه های متعدد شبكه شعور كیهانی استوار است و همه سیر و سلوك آن از طریق اتصال به این حلقه صورت می گیرد. عرفان کیهانی بر مبنای راه جمعی (اعتصموا)، ایجاد اتصال نموده، فیض الهی نیز با تشکیل حلقه مربوط، در آن جاری می گردد. (حلقه رحمانیت)
عامل حاكم بر جهان هستي را آگاهي و يا هوشمندي حاكم بر جهان هستي ميناميم. کتاب عرفان كيهاني، ص 60
شبكهي شعور كيهاني، مجموعهي هوشمند حاكم بر جهان هستي است. ص 111
عضو سوم، روح القدس (شبكه شعور كيهاني) و عضو چهارم آن خداوند است. ص 84
جهان هستي تجلّي الهي و ناشي از شعور و آگاهي خداوند است. ص 121
جهان هستي مادي از «شعور» آفريده شده است و همهي اجزاء و ذرات آن «شعور» هستند. انسان از منظري ديگر، ص 69
ساختار اصلي جهان هستي مادي، آگاهي يا شعور است كه ماده و انرژي از آن بهوجود آمده است.
![[تصویر: abdoghkhiyar.jpg]](http://andisheyeziba.persiangig.com/image/abdoghkhiyar.jpg)
نمونه یک - شیری ماتاجی: ارشاد نيروهاي کاينات(کیهانی) در انسان مساوی تحقق اتحاد با نيروي بيكران كائنات، صلح دروني و خود آگاهي كامل است.
نمونه دو - جک آنجلو: شبکه شعور(آگاهی) چیست؟ حکمای باستان همواره بر این باور بودند که بدن انسان شکلی از انرژی است و ماده و انرژی در واقع یک چیز واحدند. همچنین از آنجا که تمام انرژی ها از سرچشمه شعور نشات می گیرند، انرژی همان شعور است. هر شکلی از انرژی چه یک ذره باشد چه یک سلول چه یک عضو و چه یک کالبد جسمانی کامل، دارای شعود خواهد بود. هر واحد انرژی از طریق شبکه شعور با یکدیگر در ارتباط خواهند بود. فکر در یک سطح انرژیایی بر ماده اثر می گذارد. کتاب hands-on healing: a partical guide to channeling your healing energies ص 22
از سرچشمه حیات یا همان آفریدگار جریاناتی از انرژی منتشر شد. فعل و انفعالات این انرژی ها باعث ایجاده ماده یا همان سطوح مختلف تجلی با جهانهای متفاوت شان گردید. در این خلق و آفرینش ، روح انسان یا جرقه الهی در سفری از تجربه، یادگیری، و ابزار افکنده شد. ما در نخستین مرحله از این سفر از سطوح وجود به عالم مادی یا خاکی فرود آمدیم. این مسیر نزول ماست. از این سطح ما سفر بازگشت مان را به منشاء خود در پی می گیریم. هر رویدادی که ما از سر می گذرانیم بلافاصله از طریق شبکه شعور برای سرچشمه حیات شناخته می شود. همان ص 78
نمونه سه - شرح پیما الهی از ا.م رام الله (آواتار): آواتار از حلقه های متصل "ماها" معلم اعظم حق و قطب الهیست که در زمین قرار دارد: بشر به انقلاب آگاهی و تحولی باطنی به شدت نیازمند است. خداوند بشر را از مرگ، رنج و بیماری نجات می دهد. نجات و تعالی بشر در بازگشت به حضور الهی و رهاییش در وصل به اوست. کسی که از جریان هدایت الهی و از روح خدا پیروی کرده و تسلیم او باشد از معجونی شفابخش تغذیه نموده است. کتاب جریان هدایت الهی ص 3 - 25
انسان در واقع از سلول های آگاهی و انرژی به وجود آمده . این سلول ها در سطح زمینی به شکل مادی(جسم) و در سطح کیهانی به شکل سلول های انرژی موجودیت یافته اند. جریان هدایت الهی و روح ربانی همان جریانی است که به تولد ، ترمیم، شکوفایی و فعال شدن سلول های زندگی منجر می شود. همان ص 26
عرفان کیهانی چه می گوید(شماره چهار):
عرفان کیهانی مي خواهد به ما بگويد ما با چه کيفيتي داريم نگاه مي كنيم با چه كيفيتي داريم زندگي مي كنيم با چه كيفيتي عبادت مي كنيم مذهب ودينمان را با چه كيفيتي مي شناسيم ؟معرفتش كجاست؟ اگر مناسک و مراسم برگزار مي کنيم بعد معرفتي اش را کجا بررسي مي کنيم؟ در اين رهگذر تقسيم بندي هاي دقيقي و جود دارد که با کمک آن ها مي توان به تفکيک و تشخيص رسيد. آسيب شناسي كيفي وظيفه عرفان است.
سایر مکاتب باطنی چه می گویند:
مکاتب باطنی خدا محور و الهی از جمله تصوف به این مسئله به خوبی پرداخته اند.
اسلام چه می گوید:
نه تنها بیش از سایر مکاتب باطنی و ادیان الهی به آن پرداخته است بلکه هزینه های شگرفی هم در راه آن پرداخته است. (فی المثل هنوز عطر خون سیدالشهدا(علیه السلام) از خاک کربلا به مشام می رسد.)
عرفان کیهانی چه می گوید(شماره پنج):
عرفان کيهاني يا حلقه دو شاخه درماني را معرفي مي كند . يكي فرادرماني است كه در خصوص درمان مشكلات جسمي رواني و روانتني موثر است.ديگري سايمنتولوژي است كه درزمينه رفع مشكلات ذهن تئوري ها و تجارب عملي قابل توجهي دارد: فرادرمانی شاخه ای از درمانهای مکمل می باشد و ماهیتی کاملا عرفانی داشته و زیرمجموعه ای از عرفان کیهانی به شمار می آید.در این شاخه درمانی ، بیمار توسط فرادرمانگر به شبکه شعورکیهانی (شبکه آگاهی و هوشمندی حاکم بر جهان هستی) متصل شده و ضمن ارایه اطلاعاتی از نحوه اتصال خود از طریق دیدن رنگها ، نورها ، احساس حرکت و فعالیت نوعی انرژی در درون بدن و همچنین از طریق گرم شدن، سرد شدن و...، اعضای معیوب و تنش دار بدن او مشخص شده و با حذف علایم ، روند درمان آغاز می شود.نظر به اینکه آگاهی نه ماده است و نه انرژی، بنابراین بعد زمان و مکان بر آن نیز حاکم نبوده و درمان به کمک این شبکه از راه دور و نزدیک امکانپذیر است. نکتهی مهم در این مکتب این است که بر خلاف خیلی از روشها، درمان توسط درمانگر انجام نشده بلکه از طریق اتصال به شبکه شعور کیهانی صورت میگیرد و درمانگر صرفاً نقش یک واسطه را بازی میکند تا حلقهای به نام حلقهی وحدت - حبل الله (که حلقهی بسیار هوشمندی میباشد؛) تشکیل شود!
سایر مکاتب باطنی چه می گویند:
نمونه یک - ریکی: ریکی از دو کلمه ژاپنی (اگر چه اصل کاراکترش چینیه) rei به معنای کیهانی ، جهانی و کائناتی و ki به معنای روح و انرژی حیاتی که به طور بینهایت و برای همه در سراسر کره زمین در دسترس می باشد، تشکیل شده است. مفهوم ریکی انرژی کیهانی و یکی شدن روح و انرژی فرد با روح و انرژی جهانی است. ریکی به فرد امکان اتصال دائمی به انرژی را می دهد. پس از دریافت همسویی ریکی، فرد به طور کامل و ابدی به منبع ریکی متصل خواهد شد. و می تواند درمان خود یا هر موجود دیگر را آغاز کرده و به خود یا دیگری ریکی بدهد. ریکی هم یک هنر شفا و طب مکمل یا جایگزین است و هم یک روش و مسیر پیشرفت معنوی است. ریکی در تمام سطوح از جمله سطوح مختلف جسمی، ذهنی، روحی و احساسی کار می کند و به نظر شبیه اما امروزی تر و در نتیجه قوی تر و ساده تر همان چیزهایی است که از گذشته در اسلام، مسیحیت، بودیسم، شینتوییسم، هندوئیسم و ورزش های رزمی به کار می رفته است!
.....
حقیقتا دیگر از تایپ کردن خسته شدم
اگر بعدها حال و حوصله داشتم شاید این قسمت را تکمیل کنم اما علی الحساب به عنوان کلید واژه در مورد یوگا، عرفان جناب پائلوکوئیلو، وحدت با هستی در عرفان سرخپوستی، انرژی درمانی، و درخت مقدس کابالا! کمی مطالعه فرمائید.سخن آخر: مطالعه کردن تمام این مکاتب جهت آشنایی با آنها به منظور احتراز از خطر سقوط در آنها نه کار هر کس است و نه برای داوطلب آن خالی از زحمت و اثر! اما به هر حال آنچه مسلم است سوای از منیت ها و جنگ هفتاد و دو ملت، بعد از گذشت این همه مدت، منشا و اهداف فرقه سازی و ربط آن با سیاست استکبار جهانی اظهر من الشمس است. و سخن خیلی آخر اینکه: حافظ به خود نپوشید این خرقه می آلود ای شیخ پاکدامن معذور دار مارا....

جالبه که دوستان وقتی به مطلبی بر میخورند که نمی توانند ایرادی از آن بگیرند چه حرفها که نمی زنند !!