تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: عرفان کیهانی (حلقه)- گرگانی در پوست میش
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12
برادر علي 110، ممنون از توضيحاتتون.

نقل قول:جبرئیل امین بالاتری مقام رو در بین فرشتگان داره و مقامش قابل مقایسه با ابلیس نبوده همون زمانی که این ملعون داشته به اصطلاح عبادت میکرده و در یکی از آسمانهای هفتگانه بوده جبرئیل امین بالاترین جایگاه رو در آسمان هفتم داشته!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

من که تاحالا اين رو نشنيده بودم. تا جاييکه ما شنيديم شيطان مقرب ترين فرشته بود اما رانده شد.
نقل قول:عزازيل ؛ اين كلمه لغت ((عبرى )) است و به معنى عزيز شده ؛ كسى كه در ميان ملائكه عزيز و با احترام بوده ، كسى كه عزت و توانايى ظاهرى داشته باشد. شيطان را از اين دو عزازيل گفته اند كه در ميان ملائكه عزيز و با احترام و در عبادت خدا كوشا و سخت مقاوم بوده است .
منبع: سايت راهبران شيعه


بيزحمت شما ميشه بگيد چرا منصور حلاج و امام راحل فرمودن انا الحق؟

در مورد ابليس درون با شما کاملا موافقم. اما درباره وجود خير و شر يه کمي گير دارم. اگه روز نباشه شب معنا داره؟ اگه گرما نباشه سرما معنا داره؟
شايد اين جمله که اگه يزيد نبود اما حسين ارزشي نداشت در ظاهر غلط باشه و بهتر بود واژه ديگه اي بکار برده ميشد اما بايد تحقيق کرد که طاهري دقيقا منظورش چي بوده.
به هر حال اگه شر نبود اولا ديگه خير معنايي پيدا نميکرد (وقتي يه گزينه باشه ديگه قياس و اختيار معنا نداره) ثانيا لزومي براي نزول ائمه و دين و پيامبران وجود نداشت. وقتي همه يکتا پرست بوديم ديگه فلسفه ظهور پيامبران بي معنا ميشد. چون هيچ گمراهي وجود نداشت. اما اين بدين معني نيست که شر مقدسه. بلکه شر لازمه رسيدن به کماله.
شمام که گفتي نفس اماره بزرگترين دشمن انسانه. خب پس تا شر نباشه و همش خير باشه نفس اماره اي هم بوجود نمياد. وقتي شر نباشه چطور ميخواد ما رو به ذلت بکشونه؟ انشالله بازم نگي سفسطه چون اين نظر خودمه، يه مسلمون شيعه، نه يه شيطان پرست. اصولا يه برداشت عقليه و به دين ربطي نداره BlushSmile.

آخريشم بگم که فرمودي
نقل قول:در مور بحث توسل در تشیع هم مفصل بحث شده
.
نقل قول:خلاصه قصه توسل در دستگاه معرفتی شیعه کاملاً مبرهن و واضح است و شیعه اثر بخشی مجزا و ذاتی برای هیچ کس جز پروردگار قایل نیست حتی رسول اکرم و اهل بیت و چون خدا توسل را از نشانه های ایمان میداند و در آیات و روایات به آن تصریح شده و از طرفی عقل هم حکم میکند درخواست را به کسی بگوییم که نزد همه کاره عالم جایگاهی دارد

فقط دو سوال برا خود من مونده که جواب قانع کننده اي کسي بهم نداده.

1- يعني فقط توسل به ائمه و خدا هيچ؟ يا در کنار هم؟ اگه دومي که همه چي حل ميشه.

2- آيا در احدايث گفته شده بريد مزار کسي رو ماچ کنيد و براش گنبد و بارگاه درست کنيد؟ مگه زمان حضرت علي براي پيامبر مقبره آنچناني درست کردن که الان شده واجب تر از نون شب؟ آيا اين ميشه معني توسل؟

لطف ميکني ما رو روشن کني.

التماس دعا.
دوستان من هیچ دلم نمی خواست در مورد این پست نظری بدم و فکر می کنم دوستان به طورر کامل به بعضی از این حرفهای بی پایه و اساس این آقا پاسخ دادن.
ولی یکی از دوستان از امام (رحمة الله علیه) مثال اوردن که به نظرم باید توضیح داده بشه.


کمالجو گفته :
نقل قول:
اينم بيتي از حضرت امام (رحمة الله علیه)

فارغ از خود شدم و کوس اناالحق بزدم
همچو منصور خریدار سردار شدم
دوستان در ادبیات فارسی منصور نماد مقاومت در راهی که انتخاب کرده شده . حالا چه این راه باطل بوده و یا نبوده. دقیقا مثل حاتم طائی که نماد بخشش هست.
خود امام (رحمة الله علیه) در باره منصور حلاج این نظر رو دارن:
حضرت امام خمینی (رحمة الله علیه) پس از نقل داستانی از بیابان گردی حلاّج و ابراهیم الخواص ، می فرمایند : این دو مر جاهل به مقام توحید و توکل بودند؛ زیرا صحرا گردی و قلندری را با مقام توکّل اشتباه کردند، و ترک سعی و از کارانداختن قوایی را که حق تعالی عنایت فرموده به خرج توحید و توکّل گذاشتند.

(شرح حدیث جنود عقل و جهل/ص214)

البته امام (رحمة الله علیه) چند بیتی هم در مورد منصور دارن :

گرتو آدم زاده هستی علّم الاسماء چه شد
قاب قوسینت کجا رفته است أو أدنی چه شد؟

بر فراز دار، فریاد انا الحق می زنی
مدعی حق طلب إنّیت و إنّا چه شد؟

مرشد از دعوت به سوی خویشتن بر دار دست
لا الهت را شنیدستم ولی الاّ چه شد؟


(دیوان امام خمینی(رحمة الله علیه)/ص94)



تا کوس انا الحق بزنی خودخواهی
در سرّ هویّتش تو نا آگاهی

بردار حجاب خویشتن از سر راه
با بودن آن هنوز اندر راهی


(دیوان امام خمینی(رحمة الله علیه)/ص248)

اگه بخوایم یه مثال ساده برای روشن شدن موضوع بزنیم:
فرض کنید یه مقدار آب داخل یک شیشه دربسته باشه، و این شیشه آب رو داخل دریا بندازن. این آب چون شیشه ای که احطاطه اش کرده رو نمی بینه هر طرفی رو که نگاه می ندازه دریا رو می بینه بنا بر این به این نتیجه می رسه که (( من دریا هستم!))
انا الحق گفتن منصور حلاج هم یه همچین حالتی داره. و اون شیشه دور خودش رو نمی بینه!!
دوستان یه واقعیت تلخ در مورد خیلی از ماها وجود داره و اونم ((راحت طلبی )) هست.
از این راه تا به حال خیلی ها سو استفاده کردن. برای مثال
گلدکوئست رو هم می شناسن، سران این شرکت دقیقا از همین راحت طلبی استفاده کرد. بدون زحمت پول دار شدن آرزوی خیلی ها هست.
آموزش زبان در خواب!!! این هم خیلی در اینترنت زیاد شده بود.
چگونه با یک کلیک پولدار شویم!!! و ...
مثال ها زیاده
وحالا این عرفان کیهانی
و یا به عبارتی چگونه با چند دوره سیصد هزار تومانی عارف بالله شویم!!!
خیلی خوبه دیگه!! هم فال هم تماشا! تازه کلاسها مختلط هم هستن و چون شما بیمار هستی می تونی با هر سر و شکلی وارد بشی !
وتازه ثواب هم می کنی!!
خدا همه رو به راه راست هدایت کنه.
اولاً شیطان فرشته نیست و از اجنه هست
شما که این بدیهی ترین معارفی که صریح آیات قرآن و احادیث هست رو نمیدونی من نمیدونم این مسئله به این واضحی در آثار آقای طاهری هم بهش اشاره نشده؟
دوماً شما چرا مطلب مربوط به توسل رو نمیخونی
من تاحالا دو بار کامل توضیح دادم و جواب سوالاتی رو که در بالا در مورد توسل مطرح کردید اونجا بر طبق آیات قرآن بیان کردم
تمام جوابها اونجا هست
من هی باید کپی کنم از یه پست به پست بعدی یه زحمتی بکش بخون
خود خدا گفته (دقیقاً مثل داستان تعظیم به انسان کامل) برای تقرب باید برید سراغ اهل بیت و اگه نرید این تکبر ورزیدن به حکم من هست و همون بلایی سرتون میاد که سر شیطان اومد!!!!!!!!
شما معنای این جمله واضح رو اگه متوجه نمیشی ریشه اش در نفهمیدن شما نیست پیامبر هم نتونست خیلی چیزها رو به خیلی ها متوجه کنه
در دستگاه معرفتی شیعه احدی اثر بخشی رو به غیر خدا نسبت نمیده
اما خود خدا در قرآن گفته وسیله بجویید برای تقرب و این وسیله رو هم اهل بیت معین کرده تا فرق بین متکبرین و عباد و بندگان مشخص بشه
عین داستان شیطان که تمرد کرد از خشوع بر انسان کامل در اون مورد
درکنار یکدیگر هم نسیتند، این شرک هست و همون شرک اعراب جاهلی و نظریات یونانی ها و...
یه بار دیگه بادقت بخوان
کی گفته فلسفه وجود پیامبران وجود شرور هست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
انسان جاهل هست که چگونه باید بندگی خدا رو بکنه
روش بندگی رو که نمیتونه از خودش اختراع کنه این میشه بدعت
اجمالاً میفهمه یه خدایی هست که شایسته ی پرستش هست
چگونه پرستیدن رو برای تقرب و معرفت بیشتر خود خدا به وسیله ارسال انبیا و برگزیدن ائمه که علمشون متصل به علم خداست به انسان ها و اجنه یاد میده
در ضمن ملاک ما غیر معصوم نیست آقا جان
چه منصور حلاج باشه چه امام خمینی، بعلاوه توضیحات جناب guided هم فکر میکنم به اندازه کافی گویا بوده باشه
فقط قرآن و مبین قرآن که پیامبر و 13 معصوم دیگر هستند
ممنون علي جان.

نقل قول:دوماً شما چرا مطلب مربوط به توسل رو نمیخونی
تمام جوابها اونجا هست
من هی باید کپی کنم از یه پست به پست بعدی یه زحمتی بکش بخون
خود خدا گفته (دقیقاً مثل داستان تعظیم به انسان کامل) برای تقرب باید برید سراغ اهل بیت و اگه نرید این تکبر ورزیدن به حکم من هست و همون بلایی سرتون میاد که سر شیطان اومد!!!!!!!!
شما معنای این جمله واضح رو اگه متوجه نمیشی ریشه اش در نفهمیدن شما نیست پیامبر هم نتونست خیلی چیزها رو به خیلی ها متوجه کنه
چرا اين همه خشونت عزيز Undecided

اگه تو اين سايت منظور بود که ميگردم پيدا ميکنم.

نقل قول:در دستگاه معرفتی شیعه احدی اثر بخشی رو به غیر خدا نسبت نمیده
اما خود خدا در قرآن گفته وسیله بجویید برای تقرب و این وسیله رو هم اهل بیت معین کرده تا فرق بین متکبرین و عباد و بندگان مشخص بشه

حالا اين شد حرف حساب. منم به نوعي منظورم همين بود. اما جفتمون تو واژه ها گير کرده بوديم.Heart

پس اهل بيت وسيله اي هستن براي تقرب به مقصد عالي نه اينکه خودشون مقصد نهايي باشن.

اين ازا ين.

اون مورد 2 رو هم زحمت ميکشي اخوي؟ همون مقبره و تزئينات و امثالهم رو.

و اما guided عزيز...
نقل قول:دوستان در ادبیات فارسی منصور نماد مقاومت در راهی که انتخاب کرده شده . حالا چه این راه باطل بوده و یا نبوده.
خب نظرات متفاوته. ميخواستم نظر اساتيد رو بدونم.
همون لينکي که دو پست قبل دادم اين جمع بندي ها رو کرده:

نقل قول:نظریه اول حلاج ملحدی بود که دعوی خدایی می کرد

این نظریه براساس دیدگاهی است که «اناالحق» گفتن حلاج را به «من حق هستم من خدا هستم» معنا می کند. چنین برداشتی از سخن معروف حلاج اما بسیار عوامانه و ساده انگارانه است و اتفاقا به نظر می رسد که گسترش چنین نظری بیشتر در میان عامه مردم بوده یا بر اثر تبلیغات، چنین برداشتی در میان مردم معروف شده است.

نقل قول: نظریه دوم حلا ج، اسرار الهی را به نامحرمان می گفت

راه و روش عارفان همواره مخالفان بسیاری در میان سایر متشرعان چون فقیهان، فیلسوفان و مقلدان آنها داشته است. عارفان خود اعتقاد داشته اند که بسیاری از عقاید و مکاشفات خود را جز به خواص یا حتی خواص خواص نباید بگویند، چرا که قدرت درک آن وجود ندارد و نه تنها فهمیده نمی شود، بلکه بد فهمیده می شود.
...
...
«انا الحق» گویی حلا ج در میان عارفان، شاعران و علمای بسیاری به معنای اتصال او به خدا، وصال در عشق الهی رسیدن به وحدت وجود تفسیر شده است اما این چیزی نبود که در میان کوچه و بازار گفته شود.

نقل قول: نظریه سوم حلا ج، یک انقلا بی تمام عیار

اگر همراهی مردم با حلا ج و رویارویی او با خلیفه عباسی (که از خلا ل پاسخ او در زندان به فرستاده خلیفه مشهود است) را در نظر بگیریم و همچنین بدانیم که او را به دعوی «مهدویت» هم متهم کرده اند، این نتیجه را می توانیم بگیریم که مقصود حلا ج از ذکر «انا الحق» بیان حق بودن او در برابر «خلیفه باطل» است. در واقع حلا ج مخالفت خود با نظام باطل خلا فت عباسی را با زبان عرفانی خویش بیان کرده است و از ظهور حق و مژده افول باطل در کوچه و بازار دم زده است.

پایان این مقاله را به شعری از بنیانگذار انقلا ب، امام خمینی (رحمة الله علیه) اختصاص می دهیم که هم سیاستمداری بزرگ، هم فقیهی بی نظیر و هم عارفی واصل بود. ایشان در شعر معروف خود با مطلع «من به خال لبت ای دوست گرفتار شدم» درباره حلا ج سروده اند:

فارغ از خود شدم و کوس اناالحق بزدم
همچو منصور خریدار سردار شدم

آیا نمی توان گفت که امام (رحمة الله علیه) نیز اشارتی به قیام حلا ج در برابر حکومت ظالمانه زمان خویش داشته اند؟

بازم ممنون از جوابهاي دوستان
چیزی که برای خدا عزیز و محبوب هست رو ما باید اکرام کنیم و بزرگ بداریم
آیات خداوند عزیزند برای خدا و باید بزرگداشته بشوند
این جزوی از تولی ، یعنی دوست داشتن دوستان خداست که ریشه ایمان هست
و معنای این تزیین حرم ها هم همین اجرای حکم خدا و بزرگداشت آیات و محبوبین درگاه خدا ونه چیز دیگر
ید نیست بری پست رابطه حب اهل بیت و ایمان و معنای حقیقی ایمان و کفر رو هم بخونی
اونها این دفعه با عرفانهای خیالی مانند حلقه وارد شده اند باید هشیار بود Smile
واسه چی اینقدر روی این گروه ضاله بحث میکنید
بابا این گروه اسمش هم ضایست "حلقه"
حالا چیز دیگه ای نبود باید بیاد اسم یکی از علائم شیطان پرستی رو رو خودش بگذاره؟

سالی که نکوست از بهارش پیداست


به نظرم اگه این تایپیک قفل بشه بهتره چون به نظرم کار بی فایده ای هست که روی یک گروه مسخره ی ضاله بحث کنیم
در مورد بوسیدن ضریح عارف واقعی آیت الله بهجت در خاطراتشون هست که زیاد ضریح حضرت معصومه رو می بوسیدن البته بسیار حواسشون بوده که کسی رو اذیت نکنن. کناری می ایستادن و اذکاری می گفتن و هر وقت دور ضریح خالی میشد، می بوسیدن و وقتی جمعیت می خواسته زیاد بشه دوباره عقب می رفتن. علاوه بر توضیحات علی110 باید بگم رفتار مخلصان خدا و عرفای حقیقی برای من حجت هست. اینها همون کسانی هستن که حضرت علی علیه السلام در موردشان فرمودند: ... آه، آه، چقدر مشتاق زیارتشان هستم ...
این بوسیدن به نوعی میشه حکایت یعقوب علیه السلام که پیراهن یوسفش را به چشم مالید.

Guided عزیز راست گفتن. کار ما شده تنبلی. من نمی دونم چرا تا عرفایی چون سید علی قاضی و علامه طباطبایی و میرزا جواد ملکی تبریزی و سید هاشم حداد و امام خمینی و آیت الله بهجت و ... هستن چرا آقای طاهری؟
از همین عارفان حقیقی پرسیدن چطور عارف شویم؟ همه متفق القول هستن که ترک گناه و خشوع الهی و بنده واقعی بودن.
حالا چون این نسخه مشکله باید رفت سراغ شعور و کیهان و فرا و بالا و روان و انرژی و ....
مسلک و دستورات این دو عرفان خیلی متفاوته.
دوستان طوری میگن عرفان کیهانی روی کیفیت متمرکز هست انگار عرفان شیعی روی کمیته؟ چرا این عرفای واقعی فرمولهای مثل آقای طاهری ندادن؟ مگر به همین سادگی علامه ها و عرفای حقیقی، بین اهل زمین و آسمان نامشان بلند شد؟
خدایا لحظه ای ما رو به حال خودمون وامگذار.
سلام از اینکه دوستان لطف کردند مباحثی رو که مطرح کردم رو پاسخ دادند متشکرم اما نمیخواستم شبهه ای رو مطرح کنم بیشتر میخواستم دیدگاه عرفان حلقه رو نشون بدم اما باز از پاسخ دهی دوستان متشکرم . دوستان عرفان حلقه رو دست کم نگیرید اعضای این گروه که دست بر قضا دکتر مهندس هم هستند بصورت رایگان و دوستانه و خیر خواهانه به دیگران سرویس میدهند یکی از اعضای بلند پایه عرفان حلقه جلسات تخصصی برای کادر پزشکی کلینیک یکی از ارگان های دولتی گذاشته بود در ابتدا همه چی رایگانه اما برای صعود به درجات بالاتر و اشناتر شدن با مفاهیم کیهانی باید عضو شد و هزینه پرداخت کرد. یکی از کارهایی که انجام میدادند و خیلی تاکید روش داشتند ارتباط با شعور کیهانی بود.خیلی دلشون میخواستیک عده بنشینن و اینها به عنوان کلید و رابط با عرفان کیهانی رابطه بر قرار کنند. میگفت یکی از کار هایی که این شعور کیهانی انجام میده شفا دهی بیماران و امراض درونی فرد هست که حتی خودش هم خبر نداره چیزی شبیه به انرژی درمانی که البته میگفت که اصلاً انرژی درمانی نیست و کلی باهاش تفاوت داره و یک کار دیگه اش باعث ریزش گناهان و تعالیه روح هست. در ادامه توضیح خواهم داد که این شعور و ارتباطش با انسان چه کار میکنه خیلی جالب و صد البته عجیب و به نظر خودم که حسابی مضر هست ، اولش از کجا شروع میشه و به کجا ختم میشه!!!
الله اعلم
این اتفاقات و مسایل مربوط به اون و آشنایی با عرفان حلقه ماله 4 سال پیشه. برای اولین بار که میخواست ما رو با عرفان کیهانی و شعور کیهانی آشنا کنه گفت بشینید سعی کنید تمرکز کنید و به شعور اجازه بدید( دقت کنید اجازه بدید) کار خودش رو بکنه مشکلی هم نداره میتونید ذکر بگید ولی تاثیری نداره واسه کافر و مسلمون یکسان عمل میکنه. گفت شروع میشه به نظر کار خاصی نکرد ولی بعد از یک مدت کوتاه انگار یک چیزی وارد بدنم شده بود به خصوص در ناحیه قلب انگار یک حرارت ضعیف بود قلبم شروع کرد به درد گرفتن نه درد شدید یک درد معمولی و کمی هم عجیب وقتی هم که چشم هام بسته بود یک نور هایی دیده میشد. خیلی طول نکشید حدود 15 دقیقه وقتی تموم شد گفت که چی دیدی چی احساس کردی توضیح بده وقتی گفتم به نظر خوشحال می اومد گفت حتما در قلبت یک بیماری داشتی که اصلاً این طور نبود گفت خودت خبر نداشتی بیمار بودی اما این درد بر میگرده شاید هم شدید بشه ولی اصلا نگران نباش چند دفعه که وصل بشی کاملاً خوب میشی. درد ها کمی اومد رفت ولی دیگه خبری نبود و نیست در صورتی که من از نظر قلبی کاملا سالم بودم.این عمل وصل شدن چند بار اتفاق افتاد خیلی کنجکاو بودم که پشت این قضیه چیه هر دفعه هم نور ها رو با چشم بسته میدیدم و بعضی اوقات یک درد هایی رو در قسمتی از بدنم مثل پا احساس میکردم که البته کوتاه و موقتی بود هر دفعه هم ارتباط با شعور پیشرفت میکرد و رابط هم خیلی خوشحال به نظر میرسید. ولی من دیگه احساس خوبی نداشتم چون هرچی میخواستم سوال کنم هی میپیچوند گفتم نقش امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) این وسط چی میشه انگار فحش دادم یا حرف عجیبی زده باشم یک جوری شد و با خنده گفت هیچی !!!! !!!!!! ؟؟؟؟؟؟؟ ؟؟؟؟ برام عجیب بود این شعور که از اسمون میاد ربطی به دلیل ارتباط اسمون و زمین نداشته باشه !!! بعد در یکی از همین جلسه ها که نهایتاً 10 تا هم نشد فهمیدم که تخلیه کامل اطلاعاتی شدم و حدس هایی که از همون اول میزدم درسته حتی یکی دوبار که وضو گرفته بودم و میخواستم نماز بخونم روی دستم خراش هایی خود به خود بوجود می اومد که مجبور به تجدید وضو میشدم. دوستان اگر میخواهید سراغ عرفان بروید فقط به اهل بیت(علیه السلام) رجوع کنید والسلام ما دعای کمیل داریم . با نشستن و وصل شدن به یک ناکجا اباد هم گناه ادم نمیریزه.من فقط از روی کنجکاوی و یک جور هایی افشای اسرار این کار اشتباه رو کردم که لااقل خودم بفهمم که چه خبره.توصیه میکنم سراغ این چیز ها نرید و اگر خواستید نفوذی بشید حواستون خیلی خیلی جمع باشه. یک مشت دکتر مهندس از خدا بیخبر با اب و تاب یک چیزی رو تعریف میکنند که تورو به خدا میرسونه که اصلا ربطی به امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) حجت خدا نداره هیچ اهمیت هم به اسم و مدرکشون هم ندید
البته من خیلی خلاصه گفتم که بحث طولانی نشه.
این توصیه رو از یک دوست از یک برادر کوچک به شما میکنم اگر مشکلی دارید هر موردی هست هیچ جا نرید بجزء در خانه ی امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف)
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12
آدرس های مرجع