تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: عرفان کیهانی (حلقه)- گرگانی در پوست میش
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12
عرفان های نو ظهور همه زیرمجموعه ی بودائیسم و هندوئیسم ( بت پرستی) و کابالائیسم (تکلیفش مشخصه) هستند


برادران و خواهران عزیزم لطفا حواستان را در مقابل این عرفان های نو ظهور جمع کنید !!!
درود

به خدمت کاربران عزیز
اگر در مورد فرقه های انحرافی تحقیق کردین لطفا ما را هم در جریان بگذارید
شدیدا استقبال خواهیم کرد

بدرود agh.sadri@gmail.com
پس از هزاران سال رشد تمدن بشری، این سوال هنوز مطرح است که به راستی عرفان حقیقی چیست و در آسمان پر ستاره ی سیر تاریخی تکامل معرفتی انسان، چه جایگاهی دارد؟ و آیا ملاک و میزان و محک محکمی برای سنجشی عام، پایدار و قابل اتکای عمومی و برای انتخاب راه از بیراهه وجود دارد و چگونه می توان با تکیه بر آن، به درستی ادعاهای درست و انتخاب راه صحیح از بین راه های مشابه و متضاد دست زد؟ شاید عده ای گمان کنند که داشتن این نوع ملاک های عام دلیل بر این است که در توجه به عرفان باید آموزه های دینی را کنار گذاشت؛ زیرا اختلاف ادیان مانع از این است که صاحبان همه ی ادیان بتوانند عرفان دینی مشترکی داشته باشند.
اشتباه این افراد در این است که فراموش کرده اند ادیان الهی یکدیگر را تایید می کنند و هر کدام از آن ها نسبت به دین قبلی دستورالعمل های کامل تری دارد و به رعایت اصول بیشتری در زندگی دعوت می کند. اما ارزش رعایت همه این اصول (که کمیت دین هستند) به این است که کیفیت آن ها حفظ شود و ارتقا یابد و نکته ی مهم این است که عرفان حقیقی، کیفیت مشترک همه ادیان است.
توحید، راه وحدت است و موحد رهروی است که نه تنها به درک وحدت رسیده است؛ بلکه بر خلاف فرد منافق، میل به وحدت دارد. به همین دلیل، یکی از معیارهای کیفیت سنجی، میزان برقراری صلح و حرکت به سوی وحدت است. حرکت از وحدت به کثرت و ایجاد شکاف در جامعه بشری (نفاق) از هر منظری که در نظر گرفته شود، حرکتی در خلاف جهت کمال انسان محسوب می شود و اولین محک برای شناخت عرفان غیر اصیل از عرفان اصیل است. بنابراین، هر طریق و روش انحصار طلبانه ای که استفاده از لطف و رحمت خداوند و ارتقا در مراتب توحید را مختص خود بداند، عرفانی و دینی نیست و در جهت تفرقه در راه خدا و فرقه فرقه کردن عرفان گام بر می دارد.
«قُلْ يا أَهْلَ الْكِتابِ تَعالَوْا إِلى‏ كَلِمَةٍ سَواءٍ بَيْنَنا وَ بَيْنَكُمْ أَلاَّ نَعْبُدَ إِلاَّ اللَّهَ وَ لا نُشْرِكَ بِهِ شَيْئاً وَ لا يَتَّخِذَ بَعْضُنا بَعْضاً أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّهِ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُولُوا اشْهَدُوا بِأَنَّا مُسْلِمُونَ (64- آل عمران)- بگو: اى اهل كتاب، بياييد از آن كلمه‏اى كه پذيرفته ما و شماست پيروى كنيم: آنكه جز خداى را نپرستيم و هيچ چيز را شريك او نسازيم و بعضى از ما بعضى ديگر را سواى خدا به پرستش نگيرد. اگر آنان رويگردان شدند بگو: شاهد باشيد كه ما مسلمان هستيم.»

دوست عزيز roammer

امضاي شما :
به دنیا بگویید بایستد چون اگر 66 نباشد هیچ چیز معنی ندارد

6 - 66 و 666 همگي نشان از شيطان و نماد شيطاني ميباشد

شما ميخواهيد در مورد فرقه هاي انحرافي ! تحقيق فرماييد .. درست ! ولي آيا ميشود منظورتان را از اين شعار بفرماييد ؟؟
اين شعارتان با توجه به قسمت اول آن ""به دنیا بگویید بایستد "" و تلفيق آن با قسمت دوم ""چون اگر 66 نباشد هیچ چیز معنی ندارد "" ميتواند اوج شيطان پرستي باشد .
ممنون خواهم شد توضيح فرماييد.
این جمله جمله ی غلطی است {با توسل به شفاعت فرشتگان (كه آنها را دختران خدا تصور مى‌كردند) مى‌توانيم به او نزديك شويم و حاجاتمان را برآورده سازيم.}
مشرکین به بتها توسل نمی کردند
بلکه آنها را مستقل از خدا دارای اثربخشی در زندگیشان میدانستند و این شرک است
اما توسل در شیعه که مطمئن هستم همه ی شما میدانید به خصوص کسی که جمله ی بالارو نوشته به این معنانیست و حتی مفهوم توسل توسط خود خدا تصریح شده در قرآن بهش:
يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ ابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسيلَةَ وَ جاهِدُوا في‏ سَبيلِهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ (35)
اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! از (مخالفت فرمان) خدا بپرهيزيد! و وسيله‏اى براى تقرب به او بجوئيد! و در راه او جهاد كنيد، باشد كه رستگار شويد! (35 -مائده )
أُولئِكَ الَّذينَ يَدْعُونَ يَبْتَغُونَ إِلى‏ رَبِّهِمُ الْوَسيلَةَ أَيُّهُمْ أَقْرَبُ وَ يَرْجُونَ رَحْمَتَهُ وَ يَخافُونَ عَذابَهُ إِنَّ عَذابَ رَبِّكَ كانَ مَحْذُوراً (57)
كسانى را كه آنان مى‏خوانند، خودشان وسيله‏اى (براى تقرب) به پروردگارشان مى‏جويند، وسيله‏اى هر چه نزديكتر و به رحمت او اميدوارند و از عذاب او مى‏ترسند چرا كه عذاب پروردگارت، همواره در خور پرهيز و وحشت است! (57-اسراء)
در آیات و روایات آمده که یکی از وسایل تقرب جستن جلب محبت و توسل به پیامبر و اهل بیت پیامبر است که محبوب ترین مخلوقات نزد خداوند هستند
توسل رو ما در زندگی روز مره هم به کار میبریم به چه شکل؟
اگر بخواهیم کارمان نزد کسی که با او رابطه نزدیک و آشنایی زیادی نداریم راه بیافتد آن را به کسی میگوییم که با شخص مورد نظر ما آشناست و قرابتی دارد و خود خدا خواسته تا بندگان برای ایجاد ارتباط با خدا و رفتن به سمت خدا ما در خانه ی اهل بیت برویم
به این دو آیه توجه کنید
ِ قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْب (42-شوری)
بگو: «من هيچ پاداشى از شما بر رسالتم درخواست نمى‏كنم جز دوست‏داشتن نزديكانم [اهل بيتم‏]
قُلْ ما أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِلاَّ مَنْ شاءَ أَنْ يَتَّخِذَ إِلى‏ رَبِّهِ سَبيلاً (57-فرقان)
بگو: «من در برابر آن (ابلاغ آيين خدا) هيچ گونه پاداشى از شما نمى‏طلبم مگر كسى كه بخواهد راهى بسوى پروردگارش برگزيند (اين پاداش من است.)» (57)
یعنی برای تقرب و یافتن راهی به سمت خدا باید رو به اهل بیت آورد
در این مورد مفصل در پست رابطه حب اهل بیت و ایمان بر طبق آیات و روایات قبلا صحبت شده
و اما یکی از محکمترین و صریح ترین آیات در باب توسل داستانهای بسیاری است که در قرآن آمده در بسیاری از مواقع قوم بنی اسرائیل برای توبه کردن به درگاه خدا سراغ موسی علیه السلام می آمدند و از او تقاضا میکردند تا دعا کند تا خدا ایشان را بیامرزد
و در جای دیگر صراحتاً میفرماید:
وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ إِلاَّ لِيُطاعَ بِإِذْنِ اللَّهِ وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جاؤُكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّاباً رَحِيماً (64-نسا) فَلا وَ رَبِّكَ لا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيما شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمَّا قَضَيْتَ وَ يُسَلِّمُوا تَسْلِيماً (65-نسا)
ترجمه
ما هيچ پيامبرى را نفرستاديم مگر به اين منظور كه به فرمان خدا از وى اطاعت شود، و اگر اين مخالفان هنگامى كه به خود ستم مى‏كردند (و فرمانهاى خدا را زير پا مى‏گذاردند) به نزد تو مى‏آمدند و از خدا طلب آمرزش مى‏كردند و پيامبر هم براى آنها استغفار مى‏كرد، خدا را توبه پذير و مهربان مى‏يافتند (64)
به پروردگارت سوگند كه آنها مؤمن نخواهند بود مگر اين كه تو را در اختلاف خود به داورى طلبند، و سپس در دل خود از داورى تو احساس ناراحتى نكنند و كاملا تسليم باشند. (65)
اینجا صراحتاً به دو نکته ی بسیار مهم و تبیین کنند اشاره میفرماید خدا
اولین اینکه برای توبه خدا میگه برید به رسول اکرم بگید برایتان طلب مغفرت کند و به دعای او متوسل شوید!!!!!!!!!!!!!!!!
دوم اینکه در آخر آیه تصریح دارد که اگر چه پیامبر هم برایتان دعا میکند اما من باید توبه را بپذیرم و کس دیگری توبه پذیر نیست!!!!!
یعنی اثر بخش توبه و امضای قبولی توبه با خداست ولی برای افزایش احتمال قبولی حاجات باید حاجات را به کسی بگوییم که نزد خدا آبرویی دارد
و انجام این کار طبق آیه 65 سوره نسا از نشانه های ایمان واقعی و عدم انجام این کار از نشانه های کبر و غرور و عدم ایمان است!!!!!!!!!!
خلاصه قصه توسل در دستگاه معرفتی شیعه کاملاً مبرهن و واضح است و شیعه اثر بخشی مجزا و ذاتی برای هیچ کس جز پروردگار قایل نیست حتی رسول اکرم و اهل بیت و چون خدا توسل را از نشانه های ایمان میداند و در آیات و روایات به آن تصریح شده و از طرفی عقل هم حکم میکند درخواست را به کسی بگوییم که نزد همه کاره عالم جایگاهی دارد
خدایا همه مارا به راه راست هدایت فرما و شر بدخواهان و کینه توزان و معاندان را از سر ما بکن و فرج صاحبمان را به حق پهلوی شکسته ی مادرشان تعجیل فرما
در ضمن دوستان سفت محکم به دین اسلام و مذهب شیعه 12 امامی اگر بچسبند و از منابع غنی آن استفاده کنند و در راه هدایت به درگاه خدا عاجزانه التماس کنند و به آنچه میدانند عمل کنند و نماز اول وقت را بجا بیاورند و توسل به اهل بیت داشته باشند خیلی خیلی برایشان مفید تر از پرداختن به این مفاهیم الهادی ولو برای کسب اطلاع است
مگر آدم چه قدر عمر میکنه که بخواد چشم و گوش و قلب گرانبهای خود را پای این اراجیف بگذارد
شما همت کنید در کسب معارف دینی خود در تقویت اصول دین خود
دعا به درگاه خدا بکنید خالصانه و عاجزانه
توسل کنید
در حد توانتان ترک معصیت بکنید و تمام واجبات را به جا بیاورید
شیطان سگ کی باشه ، خدا بندگانش رو حفظ میکنه (البته کسی که بخواد واقعاً بندگی خدا رو بکنه)
به نظر حقیر تا قرآن و صحیفه و نهج البلاغه هست رفتن سراغ این متون و مفاهیم مزخرف تلف کردن عمر گرانبهاست اگر میخواهید دشمن شناسی یاد بگیرید بزرگترین منابعش همین ها هست
اگر میخواهید با خدا و هر آنچه خدا میپسندد آشنا شوید منابعش همین هاست
اگر میخواهید بندگی خدا را به جا آورید مهمترین منابعش همین هاست
اما اگر بندگی بهانه است و میخواهیم سرگرم باشیم یا ... هر آنچه میخواهی بکن
اما تاوان هر کرده اش را انسان باید باز پس دهد
این توصیه برادر کوچک شما بود
یا علی و خدا نگهدار همه شما
التماس دعا
جناب vscteam :
نقد صوفی نه همه صافی بی غش باشد
ای بسا خرقه که مستوجب آتش باشد
در اینکه دین اسلام برترین دینهاست هیچ شکی نیست .
ولی آیا ما مطمئن هستیم دین اسلامی که الان در آن قرار داریم همان دین برتر الهی هست ؟

در روايتي از امام صادق عليه السلام در کتاب «اثبات الهداة» نقل شده است: «اذا خرج القائم يقوم بامر جديد، و کتاب جديد، و سنّة جديدة و قضاء جديد»؛ هنگامي که قائم خروج کند امر تازه، كتاب تازه، روش تازه و داوري تازه اي با خود مي آورد».

مگر نه اینکه همگی به ظهور موعود معتقد هستیم ؟؟ اگر ما در مسیر درستی قرار داشتیم چه لزومی به ظهور ایشان و بیان دوباره همان مسائل قبلی است ؟ مگر نه اینکه ما معتقد هستیم اسلام کاملترین و والاترین دین هاست ؟؟
ایا ما معتقد هستیم قائم خواهد آمد تا فقط کشت و کشتار راه بندازد ؟؟؟!! و یا خواهد آمد تا حق و حقوق مادی ما را پس گیرد ؟؟!! و یا هدف والاتری در کار است ؟؟
آیا این بدین معنی نیست که امام عصر برای ما حرفهایی دارد ؟
دقت کنید : ""هنگامي که قائم خروج کند امر تازه، كتاب تازه، روش تازه و داوري تازه اي با خود مي آورد""

تازگي اين برنامه ها و روش‌ها و داوري‌ها، نه به خاطر آن است که مذهب جديدي با خود مي­آورد، بلکه آن‌چنان اسلام را از ميان انبوه خرافات، تحريف‌ها، تفسيرهاي نادرست و تلقّي‌هاي غلط بيرون مي­آورد که بنايي کاملا نو و جديد جلوه مي کند. همچنين تازگي کتاب نه مفهوم آن است که يک کتاب آسماني جديد بر او نازل شود، چرا که امام قائم است و حافظ دين، نه پيامبر و آورنده آيين و کتاب جديد؛ بلکه قرآن اصيل فراموش شده را چنان از زواياي تحريف‌هاي معنوي و تفسيرهاي نادرست بيرون مي کشد که مي توان نام کتاب جديد بر آن گذاشت . بدين سان جدايي ناپذيري و شراکت قرآن با امام معصوم عليه السلام در اين عصر ظهور، مجددا تجلي خواهد يافت و آن حضرت احکام قرآن کريم را بر روي زمين زنده خواهد نمود

نقش اولیاءالله در زندگی انسان های حقیقت جو قابل انکار نیست. زیرا این انسان های متعالی، در مسیر کمال افراد حقیقت طلب، نقش «علائم الطریق» را ایفا می کنند. آن ها بهترین دعوت کنندگان به پیام های آسمانی «لا اله الا الله» و «فاستقیموا الیه» هستند و انگشت اشاره ی هر کدام، به سوی خداوند است
برای انجام هر کاری باید به کاردان آن مراجعه کرد. در حقیقت، راه انجام کار، رجوع به همان کاردان است. اولیاء الهی کاردان راه کمال هستند که کوتاه‌ترین راه را نشان می‌دهند. صراط مستقیم، کوتاهترین فاصله بین بنده و خداوند است. وقتی امیرالمومنین(علیه السلام) می‌فرمایند "من صراط هستم" یا عیسی مسیح(علیه السلام) می‌فرمایند "من «در» هستم؛ تا چه کسی این در را بکوبد"، راهنمایی می کنند که برای یافتن کوتاه ترین راه (صراط مستقیم) باید از آن ها تبعیت کرد. زیرا پیروی از بلد راه یعنی حرکت در راه.
بدون هدایت بلد راه نمی توان از رسیدن به مقصد از طریق کوتاه ترین راه مطمئن بود. احتمال دارد کسی بدون این راهنمایی به مقصد برسد؛ اما وجود بلد راه، تضمین و ضمانت است. پس می توانیم بگوییم بلد راه مساوی است با خود راه. همچنین می توان به او «باب الله» هم گفت؛ زیرا از طریق او می توان به حریم کمال وارد شد.
این حدیث از امام رضا(علیه السلام) نقل شده است که خداوند فرمود: «کلمه «لا اله الا الله» دژ من است و هرکس وارد این دژ شود از عذاب من در امان است». سپس ایشان فرموده اند: «این شروطی دارد و من یکی از آن شرط‌ها هستم». «لا اله الا الله» دژی است که هرکس به درک آن برسد، از عذاب دوری خداوند در امان می¬ماند. اما ممکن است هر کسی به اشتباه گمان کند که به حقیقت «لا اله الا الله» دست یافته و به این دژ وارد شده است؛ در حالی که کمتر کسی داخل این دژ (دارای محور وجودی الله) است و آن را تشخیص میدهد.
امام که خود در این دژ قرار دارد، می فرماید از هدایت من کمک بگیر تا تو را به دژ الهی وارد کنم.

در عصر ظهور نیز تنها کسانی در جبهه ی حق قرار می گیرند که هدف و روش اولیاءالله را شناخته باشند و با رهروی در راه آن ها و آشنایی با اندیشه و هدف منجی موعود بتوانند به تشخیص حق از باطل (که برای انسان های نا آگاه دشوار است) دست یابند و به درکی رسیده باشند که به کمک آن بتوانند از تعالیم ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) بهره مند شوند و او را در رسیدن به اهداف الهی مشایعت کنند. بدون بصیرت و معرفت، همراهی با اولیاءالله ممکن نیست و جهل و نا آگاهی، از ما تنها سامری ها، ابوسفیان ها، ابن ملجم ها، یزیدها و امثال این طاغوت ها را به جا خواهد گذاشت.


ابن ملجم کیست؟ ابن ملجم نماد کس یا کسانی هست که همواره در طول تاریخ بارها و بارها آنها را دیده ایم . کسانی که بنام حق در مقابل حق ایستادگی کرده اند .ابن ملجمیان که سمبل و نماینده جریان تاریخی ضد آگاهی هستند، خود را آگاه تر،دانا تر و مطلع تر از متولیان اصلی حقیقت میپندارند.نقطه اتکاء فکری آنها بدنه ی متورم کمیت های بی کیفیت است.آنطور که در تاریخ نقل شده ،آثار کثرت عبادات ظاهری و کمّی بر وجود و چهره ابن ملجم نمایان بوده است.ابن ملجم سمبل و نماینده جریانی است که میتوان آنها را دینداران ظاهری دانست که اطلاعی از حقیقت دین ندارند.ابن ملجم بسیار نماز میخواند،بسیار قرآن میخواند...ولیکن کثرت عباداتش او را به آگاهی نمیرساند،چرا که در ظاهر و کمیّت عبادات مانده بی آنکه راهی به کیفیت و حقیقت داشته باشد.ابن ملجم نماینده ی گروهی است که میپرسند: مگر علی نماز هم میگذارد؟!!! عاقبت چنین تفکری، به اسم قرآن شمشیربر فرق قران ناطق کوبیدن و به نام خدا نادانسته تلاش بر بستن راه خدا داشتن،و به اسم دین در برابر دین ایستادن است.

ابن ملجم میتواند نمایندی جهلی مستقل باشد و یا اینکه بدلیل تعصبش ،با باور دیندار بودن، آلت دست قدرت طلبان قرار گیرد،آنها که او را اغوا میکنند،خود خوب میدانند که حقیقت چیست. ابن ملجم گمان می کند که بسیار میفهمد و به درک حقیقت رسیده، ولی از حقیقت فرسنگها فاصله دارد.ابن ملجم آنقدر در باور حق بودن خود، و ناحق بودن حق مجسم، و "در ناحقی که آنرا حق میپندارد، و حقی که آنرا ناحق می انگارد" به دلیل تعصب و یکسو نگری اش، محکم است که حتی حاضر است جانش را در این راه بگذارد. ابن ملجم جاهل نا آگاهی است که آلت دست مغرضان آگاه قرار میگیرد
بهترین کسانی که می توانند از پیام های آسمانی رمزگشایی کنند، اولیاءالله هستند. دلیل این که پیامبر اسلام(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) به امت خود فرمودند دو امانت گرانبها برای شما به جا می گذارم و این دو امانت را قرآن و عترت معرفی کردند، همین است.
در حقیقت، دلیل این که ایشان ما را به عترت ارجاع داده اند،‌ این است که آن‌ها بهتر از دیگران پیام‌های قرآن را درک می کنند. قرآن قانون اساسی است و عترت کسانی هستند که این قانون را به خوبی درک و اجرا می‌کنند
پس دوست من . عرفان کیهانی منکر ائمه نیست و شاید بیش از شما به اهمیت این انسانهای والا برای راهنمایی بشر واقف است ولی توسلی که شما تعریف میکنید با قانون اساسی اسلام
لا اله الا الله
فاستقیموا الیه
اياک نعبد و اياک نستعين
مخالف است

جناب مسافر عزیز من هم برای شما به ذکر نکته ای بسنده کنم :
""یستمعون قول فیتبعون احسنه "" بشارت بده بندگان مرا، آنان که سخن را شنیده (ارزیابی) و آن را که بهتر است پیروی می کنند.
با سلام خدمت دوستان
از آنجا که کمی فراغ بال پیدا کردم و هم علی آقا هم زحمت کشیدند و نقد مطرح شده را پاسخ فرمودند، بنده هم مناسب دیدم چند نکته را مطرح کنم. ولی قبل از آن باید خاطر نشان کنم همانطورکه در قوانین تالار به صراحت ذکر شده، تالار قصد پاسخگویی به شبهات را ندارد. حال اینکه دوستان به وارد کردن شبهه آن هم شبهه به عقاید شیعه اصرار می ورزند کمی جای سوال است. واقعا اگر کسی دنبال حقیقت است، شبهات خود را در جاهایی باید مطرح کند که متخصصین مربوطه جهت پاسخگویی گردآمده اند...

اما اگر بخواهیم نگاهی مجدد به عرفان کیهانی داشته باشیم متوجه می شویم که عرفان کیهانی حرف جدیدی را برای گفتن ندارد. بلکه عینا مفاهیم مطرح شده در عرفان های انسانی (غیر خدایی) را به زبان جدیدتر مطرح کرده است. عرفان کیهانی مكتبي است كه از مباني مكاتب مختلف استفاده مي‌كند اما در نزديك كردن آن مباني به يكديگر و نوآوري، ناتوان است و در نتيجه به التقاط منتهي مي‌شود. يعني مطالبي را با يكديگر تلفيق نموده كه با يكديگر ناسازگار است اما براي رسيدن به هدف و گرفتن يك نتيجه خاص سعي مي‌كند از راههاي مختلف به اثبات مقصود خود بپردازد. در واقع چنين چيزي مكتب نيست. عرفان كيهاني با اين كه خود را به عنوان يك مكتب معرفي مي‌كند اما مجموعه‌اي است از مطالب گرد هم آمده و بدون انسجام که براي رسيدن به هدفي گسيل شده‌اند. خواننده هم وقتي كتابهاي محوري اين مكتب را مي‌خواند سردرگم مي‌شود و آن انسجام و پيوستگي لازم را كه بايد در ميان مباني و مطالب يك مكتب وجود داشته باشد نمي‌يابد. در اين مكتب از شعر(با تفسيري خاص)، فيزيك كوانتوم، مباني يوگا، عرفان هندي، عرفان ايراني، عرفان اسلامي، آيات قرآن، دليل عقلي و... استفاده شده است. یعنی مجموعه ای عظیم از اختلاط مفاهیم و آموزه های درست و غلط، مطالب خدامحور و مطالب کاملا انسان محور. اگر کمی مطالعه در مورد هندوئیسم، آواتاریسم، تائوئیسم، انرژی درمانی و یوگا داشته باشید، از خواندن مطالب مطرح شده در عرفان کیهانی بهت زده خواهید شد و خواهید فهمید که چطور قسمت های جالب و در ظاهر بدون خطر این عرفان های انسان محور برداشت شده و در قالب کلمات و الفاظ جدید و نوعا حتی کهنه، در عرفان کیهانی ارائه شده است. برای مثال اینجا را ببینید.
عرفان حلقه، اساس و پايه خود را در نزديك شدن انسان‌ها با يكديگر مي‌داند و اين نشان مي‌دهد كه اين مكتب، انسان محور است و در هدف خود، تعالي انسان را در رسيدن به خدا و دريافت اسرار خدا تعريف نمي‌كند بلكه فقط رسيدن به گونه‌اي وحدت به نام وحدت ادراكي را دنبال مي‌كند. از عشق سخن گفته است اما نه آن عشقي كه اسطرلاب اسرار خداست چون انسان نمي تواند خدا را بفهمد و عاشق خدا شود(عرفان کیهانی صفحه 124) پس رسيدن به او معنا ندارد در اين عرفان همچون عرفان ايراني و اسلامي از اسرار خدا سخني به ميان نيامده است و فناي في الله و بقاي بالله مطرح نيست! اما عرفان است! از اين رو مي‌توان آن را عرفان انساني ناميد. عرفان کیهانی پاره ای از معانی عمیق و زیبای به کار رفته در عرفان اسلامی را به نفع خود مصادره کرده است:
نقل قول:با چه كيفيتي عبادت مي كنيم مذهب ودينمان را با چه كيفيتي مي شناسيم ؟معرفتش كجاست؟ اگر مناسک و مراسم برگزار مي کنيم بعد معرفتي اش را کجا بررسي مي کنيم؟
نقل قول:اصولاً كمال جاذبه دارد كمال شيرين است و شادي ايجاد مي كند.يك شادي روحاني،بالاترين شادي هاست. بيشتر دانستن در خصوص موضوع كمال انسان جذابيت دارد. جذابيت اشكالي ندارد اصولاً دنبال كردن مسير هستي جذابيت دارد.از كجا آمديم وبه كجا مي رويم جذابيت بسيار زيادي دارد.طبيعتاً عرفان کیهانی هم دنبال اين جذابيت است
در حالیکه اگر کسی کمی منابع شیعی را مطالعه کرده باشد صدها بلکه هزاران مطلب در تاکید این موارد مشاهده خواهد نمود.
مثال یک از هزار:
در مورد تاکید بر کیفیت اعمال:
نَومٌ مَعَ عِلمٍ خَيرٌ مِن‏صَلاةٍ عَلى جَهلٍ .
پيامبر خدا صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم :
خوابِ توأم با علم و دانش ، بهتر از نماز همراه با نادانى است .
منيه المريد : 104 منتخب ميزان الحكمة : 396

در مورد تاکید بر شناختن مبدا و معاد انسان:
امیرالمؤمنین (علیه السلام): خدا رحمت کند کسی را که بداند از کجا است و در کجاست و به کجا می رود.

و اما مطالب مطرح شده و جواب آنها:
- {برحسب آيات قرآن، هيچ پيامبرى براى اثبات وجود خدا نيامده است} این اولین فرض اشتباه است. از قانون برهان خلف استفاده می کنم. قَالَتْ رُسُلُهُمْ أَفِي اللّهِ شَكٌّ فَاطِرِ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ - پيامبرانشان گفتند مگر در باره خدا پديد آورنده آسمانها و زمين ترديدى هست 10 ابراهیم
- { گذشته دور، مشركين، ماه و خورشيد و ستارگان را موثر در سرنوشت خود مى‌دانستند يا به خدايان متعدد} در باور شیعی پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و ائمه معصوم (علیه السلام) مانند خداوند پرستش نمی شوند. شاید مسیحیت تحریف شده مسیح (علیه السلام) را پسر خدا بداند اما حتی او را خود خدا نمی داند. چطور این را فرض کردید که اسلام شیعی ائمه اش را مانند خدا بداند، در پرستش خداوند، آنها را شریک سازد و برای آن ها مستقل از وجود خدا وجودی قائل شود و آنها را به تنهایی موثر در سرنوشت خود بداند. همه مسلمانان هر روز چند بار در نماز تشهد می گویند: و اشهد ان محمد عبده و رسوله
در قرآن هم آیاتی زیادی به بشر بودن و فرستاده بودن پیامبر اشاره شده است. خود حدیث مجمل خوان از این دفتر! قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِّثْلُكُمْ - مَّا كَانَ مُحَمَّدٌ أَبَا أَحَدٍ مِّن رِّجَالِكُمْ وَلَكِن رَّسُولَ اللَّهِ وَخَاتَمَ النَّبِيِّينَ - وَمَا مُحَمَّدٌ إِلاَّ رَسُولٌ
همینطور در مورد اثر بخشی شفاعت به صراحت آمده:
مَن ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاَّ بِإِذْنِهِ - كيست آن كس كه جز به اذن او در پيشگاهش شفاعت كند 255 بقره
اما چیزی که در دستگاه معرفت شناسی غیر الهی غیرقابل توضیح است وجود علل و اسباب، واسطه فیض، خلیفه الهی و انسان کامل است. البته چون مفهوم ولایت در فرهنگ دوستان آنور آبی وجود ندارد در نتیجه هنگ نمی کنند که چطور آن را توجیه کنند. اما عرفان کیهانی چون چارچوبش ارتباط با حلقه رحمانیت خداست و نمی داند ولایت را کجای دلش بگذارد مجبور می شود با افکاری شبه وهابی کلا ولایت را نفی کند.
اما ولایت چیست؟ ولایت کلا چیز مورد داری است! آنقدر مورد دار است که اگر بخواهند حکومت سیاسی سکولار بسازند، ولایت با ارزش های الهی نمی گذارد، بخواهند مردم را استثمار کنند ولایت با هدایتگری اش نمی گذارد. بخواهند مردم را با ظلم گوشه نشین کنید ولایت با فرهنگ شهادت نمی گذارد. بخواهند فرادرمانی کنند، ولایت با نمایش رحمت واسعه الهی دکانشان را می بندد. بخواهند خود را به خدا متصل نشان دهند، آنگاه که از سلطان مبینشان سوال شود ضایع می کنند. آخر سلطان مبین را در کوی یار همه به اسم می شناسند!
من خیلی کوچکتر از آنم که در مورد ولایت صحبت کنم. تنها به قسمتی از ولایت که شما نادیده اش گرفته اید اشاره ای کوتاه می کنم.
ولایت تکوینی چیست؟ در دستگاه معرفت شناسی شیعی امام یا ولی خدا بر زمین واسطه فیض به تمام موجودات است. شیعه معتقد است امام "سبب الاتصال بین الارض و السما" است که "بیمنه رزق الورا" می شود. مثال ساده اش آنست که بگوئیم تمام موجودات دانه های تسبیحی هستند که امام و انسان کامل همانند نخ تسبیح آنها را به هم متصل و سر جای خود نگهداشته است.
اعتصام ما به ائمه و قرآن اعتصام ما به طناب محکمی است که رسول خاتم برای ما به ارمغان گذاشته و خداوند منان بر آن دستور فرموده است و بر ولایتشان صحه گذارده:
انَّمَا وَلِيُّكُمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُواْ الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاَةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ - وَمَن يَتَوَلَّ اللّهَ وَرَسُولَهُ وَالَّذِينَ آمَنُواْ فَإِنَّ حِزْبَ اللّهِ هُمُ الْغَالِبُونَ ولى شما تنها خدا و پيامبر اوست و كسانى كه ايمان آورده‏اند همان كسانى كه نماز برپا مى‏دارند و در حال ركوع زكات مى‏دهند هر كس خدا و پيامبر او و كسانى را كه ايمان آورده‏اند ولى خود بداند [پيروز است چرا كه] حزب خدا همان پيروزمندانند 55-56 مائده

برای همین است که اینقدر به شناخت امام در دین ما تاکید شده( امام صادق(علیه السلام)می‌فرماید: "اللهم عرفنی نفسک فانک ان‌لم تعرفنی نفسک لم ‌اعرف نبیک، اللهم عرفنی رسولک فانک ان‌ لم تعرفنی رسولک لم‌ اعرف حجتک، اللهم عرفتنی حجتک فانک ان‌ لم تعرفنی حجتک ظللت عن دینی". "خدایا خودت را به ‌من بشناسان، که اگر خودت را به‌ من نشناسانی پیامبرت را نمی‌شناسم، خدایا پیامبرت را به ‌من بشناسان که اگر پیامبرت را به ‌من نشناسانی حجت تو را نمی‌شناسم، خدایا حجت خود را به ‌من بشناسان که اگر حجت خود را به ‌من نشناسانی از دین خود گمراه می‌شوم".) و اینکه هر کس امام را شناخت، از بند توسل به آنها برای پول و ماشین و شفای مریض خواهد رهید. که او عاشق می شود. و غرق در تماشای جمال حضرت دوست: شیعه یعنی وادی کشف و شهود، شیعه یعنی وادی عشق و جنون...
یا علی لعل عقیقی جز تو نیست****هیچ درویشی حکیمی جز تو نیست
لنگ لنگان طریقت را ببین****مردم دور از حقیقت را ببین
مست مینای ولایت نیستند****سرخوش از شهد ولایت نیستند
موج ها از بس تلاطم کرده اند****راه اقیانوس را گم کرده اند
سلام اقای vscteam

من در صحبت های قبلی شما دیدم که امامان را انکار میکنید پس چه طور حرفهای کسانی که قبول ندارید را ملاک میگیرید و می اورید .

""هنگامي که قائم خروج کند امر تازه، كتاب تازه، روش تازه و داوري تازه اي با خود مي آورد""
این جمله یک معنای ظاهری دارد یک معنای باطنی :
منظور از این که گفته شده امر تازه یعنی این که امربه المعروف هایی میکند که الان به امر به المنکر تبدیل شدند به مثال گرفتن دو زن یا صیقه که تا اسمش را میشنوید میگویید واااااای ولی اینها از سنت اولیاست است و دلیل هم دارد ...
منظور از اینکه گفته شده کتاب تازه نه اینکه واقعا کتاب تازه می اورد یعنی اینکه کتاب واقعی را زنده میکند شما ایران را نگاه نکنید این جملات دلالت بر کل جهان دارند
منظور از اینکه گفته شده روش تازه یعنی سیره ای که از بین رفته در میان مردم را زنده میکند مثلا سنت ازدواج که با اینکه گفته شده زود ازدواج کنید ولی هر لحظه سن ازدواج داره میره بالاتر ...
منظور از اینکه گفته شده داوری تازه یعنی اینکه عدالت از میان رفته است و ایشان عدالت واقعی را در سراسر جهان بر میگرداند به مثال اختلاف طبقاتی...

ابن حدیث سلسله الذهب را که اوردین دقیقا به معنای پزیرش ولایت است که شما در بحث های گذشته گفته بوده اید که عرفان شما ولایت امامان را قبول ندارند ولی در این پست جبه ی دیگری گرفته اید ...

من تا به حال اسم ملجم را نشنیده ام و نمیدانم از کجا ان را اورده ای بله انسانهایی هستند که با قاشق داغ پیشانی خود را سیاه میکنند که قابل تشخیص است ولی همه انسانها اینگونه نیستند چه بسا انسانهایی که پیشانی انها سیاه نیست ولی دلی دارند که در محبت خدا و اولیااش غوطه ور است .

عزیزم درجات هر انسانی به میزان عبادت اوست (عبادت واقعی)(همون نمازی که تو میگی بدرد نمیخورد) و خداوند میگوید هیچ کس نمیتواند به اندازه ی علی(علیه السلام) مرا بپرستد (میدانید خداوند کسی را که بیشتر از همه دوست داشته است حضرت علی (علیه السلام) است ) .

انسان محتاج خدا با نماز دل گرم میشود و نماز روح را بزرگ میکند تا زمانی که روحت اینقدر بزرگ میشود که هر کاری خواصتی بتوانی بکنی و با پرستیدن غیر خدا به هر صورت و در واقع محتاج شدن به غیر خداست درست است که به هر چی ایمان داشته باشی خدا بهت کمال میدهد به مثال مرتازان هندی هیچ چیز را قبول ندارند ولی با ریاضت بدن روح را بزرگ میکنند و خدا هم به انها قدرت میدهد ولی به هیچ دردشان نمیخورد و کم فایده ترین علم ها همین است و از ان هیچ استفاده ای نمیبرند .

همه چیز دست خداست و به هر که بخواهد میدهد به مثال به یک ادم بد پول زیاد میدهد که در بدی اش بماند در واقع به او کرامت کرده است ولی او به خاطر عقل پوکش نمیتواند از ان به عنوان تعالی استفاده کند .

الرحمن و الرحیم یکی از معانیش این است که (ای خدایی که در جهان نعمت هایت را هم به بد کاران و هم به نیکوکاران میدهی و در اخرت نعمت هایت را فقط به نیکوکاران میدهی)

در باب اون صحبتی که کرده اید میپرسند: مگر علی نماز هم میگذارد؟!!! این گروه گروه به قول شما ملجم نبوده اند اینها گروهی بوده اند که به انها حرف غلط رسیده بود در واقع انسانهای ضد علی در مورد ان تبلیغ میکردند به مثال همین که عرض شد او نماز نمیخواند .
مثل همین بهاییونی که الان میگویند باید کعبه خراب شود و بزرگترش ساخته شود ...

عزیزم رژیمهایی که میخواهند به کشوری حمله کنند اولین کاری که میکنند این است که در ان کشور فتنه کنند و اختلاف بیندازند (اختلاف بنداز حکومت کن )(اختلاف بنداز نابودکن) با عرفان های نو ظهور با دین های جدید سعی در پراکندگی وحدت مردم دارند هر جا وحدت کمتر باشد مدافع کمتر است

به امید یک پارچگی ملت بزرگ و اینده ساز ایران ...
جناب vscteam بعضی از مطالبتان صحیح است. ولی خوب مطالب ضد و نقیض زیاد عنوان می کنید. (در ضمن فاستقیموا الیه درستش فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ است 112 هود) من خود به شخصه توسل جهت مشکل مادی را در شان آن بزرگواران نمی بینیم. اما آنان آنقدر کریم هستند که مردم را به طمع می اندازند. (در ضمن حکمت خداوند ایجاب می کند که برای هر چیز در این عالم علل و اسبابی فراهم نماید. حب اهل بیت و توسل به آنان ویژگی و ماهیتی دارد که باعث اثر بخشی می شود. البته این اثر بخشی از خواست خدا جدا نیست. مثلا وقتی مریض می شویم، به دکتر مراجعه می کنیم. این مراجعه به دکتر و کمک خواستن از او با توحید و ایاک نعبد و ایاک نستعین در تضاد نیست. بلکه دکتر در راستای مشیت الهی مریض را درمان می کند و از خود چیزی ندارد. منطق قرآنی حضرت ابراهیم در این باره خوب قضیه را روشن نموده است. به هر حال مردم عادی شاید متوجه علت و ماهیت آن نشوند ولی اثرش را می بینند) ولی متاسفانه طرفداران عرفان کیهانی چندان رقبتی به ائمه ندارند و موضع و رفتارشان ضد و نقیض است. مطالبی را هم که خودتان مطرح کردید شیعه را متهم به شرک قائل شدن برای خدا می کند.... به راستی قصد ایجاد شبهه در چیزی را دارید که چون کوه استوار است ؟! دوست من وقتی در مورد اعتقادات شیعه، در میان جمع شیعیان صحبت می کنید، وارد فضای ایمانی شان می شوید. کسی که کوچکترین اطلاعاتی در مورد شیعه داشته باشد می فهمد که موضوع چیست و اشکالات مطرح شده چقدر بی ارزش است. از شما دعوت می کنم در مورد ولایت تکوینی بیشتر تحقیق کنید. اکثر ائمه در شرایط سختی بودند و حکومت دینی نتوانستند تشکیل بدهند. اما نقش ولایت تکوینی و باطنی را ایفا می کردند...
سلام به همگی

[تصویر: 110105110401.jpg]
[تصویر: yakuza-team.jpg]

عین نمادهای یهودی میماند برابری و ...Blush
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12
آدرس های مرجع