تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: مباحثی پیرامون دکتر علی شریعتی
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24
شریعتی و استاد مطهری(1)

دعوت از شریعتی به حسینیه ارشاد



در سالهای ۴۸ و ۴۹ که موضوع چاپ نشریات حسینیه پیش آمد مرحوم مطهری اولین نشریه حسینیه را در دو جلد به نام محمد خاتم پیامبران با کمک عده ای از اساتید با قبول مقالات آنها و چاپ در این کتابها به مرحله ارائه و عرضه برای مطالعه جوانان رساند و بین همه سخنرانان بخصوص هیئت مدیره حسینیه و اساتید یاد شده در بالا توافق و تفاهم کاملی در اداره برنامه های حسینیه و پیشرفت آن ایجاد نمود . بعد از نشر این کتاب که اولین نشریه حسینیه ارشاد بود در مقاله هجرت تا وفات ( اثر بسیار ارزنده مرحوم دکتر شریعتی ) خود استاد مطهری تعریف و تمجید فوق العاده ای از این اثر در همه محافل به عمل آورد۲ . حتی نامه ای در برجستگی و امتیاز این اثر بسیار ارزنده به شخص دکتر و حتی پدرشان (( استاد شریعتی )) نوشته بودند

تقبل زحمت ویراستاری و اعمال دقت نظر در تمام موضوعات مقالات بخصوص درباره دو مقاله۳ مرحوم دکتر شریعتی ۱٫ هجرت تا وفات و ۲٫ سیمای محمد ( ص ) شایان تقدیر بود۴ .
متاسفانه به علت بعضی مسئل روانی و احساسی در بین مبلغین دینی آن روز این مقاله از بین تمام مقالات موجود در این دو جلد کتاب زیر ذره بین انتقاد و خرده گیری و اعتراض قرار گرفت و درباره آن اعلامیه بسیار تند و غیر منصفانه ای از ناحیه چند نفر از آقایان روحانیون علیه حسینیه ارشاد و دکتر شریعتی چاپ و منتشر گردید که البته لبه تیز این حملات متوجه شخص استاد مطهری بود که مسبب نشر دو جلد کتاب ناشناخته شده بودند . با وجود اعلام توضیحات دکتر شریعتی درباره ایرادات آقایان روحانیون و با توجه به این که این مقاله را شخص استاد مطهری بازنگری کرده و ایرادی به نظرشان نرسیده بود معهذا اثر سوء تبلیغات در روحیه استاد مطهری موثر افتاد . جلسات مکرر و متعددی در حسینیه یا در خارج از حسینیه تشکیل شد تا شاید راه حلی برای رفع این اعتراضات پیدا شود .

۱٫ از خاطرات آقای میانچی در نشریه داخلی حسینیه ارشاد ۶/۲/۱۳۷۸ ص

۲٫ مرحوم مطهری به حدی از خواندن مقاله زندگی محمد به وجد آمده بود که آن را سه بار و هر بار به طور کامل خوانده بود . به نقل از رهنما ص ۳۳۱
٫ شریعتی به مطهری اجازه داده بود هر یک از مقالات را که می پسندد به چاپ برساند اما مطهری از خواندن مقالات چنان ذوق زده شده بود که هر دو را به طور کامل به چاپ رساند . به نقل از رهنما ص ۳۳۲
۴٫ نامه های استاد مطهری در این خصوص منتشر شده است .
به خاطر دارم که روزی جلسه ای در منزل یکی از اعضا تشکیل شده بود . از حجه الاسلام فلسفی هم برای شرکت در این جلسه دعوت به عمل آمده بود و ایشان که بنا به اظهار خودشان دقیقا مقاله را خوانده بودند ، مطلب مهمی را که باعث آن همه تبلیغات سوء شده باشد به دست نیاوردند . و تنها ایرادی که به مقاله دکتر شریعتی داشتند و در حضور استاد مطهری و آقای شریعتی ابراز نمودند عبارت از این بود که چرا شریعتی در تمامی این دو مقاله از ابتدا تا انتها القاب خاص حضرت رسول ( ص ) را به کار نبرده اند و به جای استفاده از کلمه ” حضرت ” در مقابل نام رسول اکرم ( ص ) در همه موارد و همه جا فقط به نامیدن ” نام محمد ” اکتفا کرده اند .
همه حاضران منتظر بودند که دکتر شریعتی برای این قصور و تقصیر که در القاب خاص پیامبر را از جلو نام مبارک ایشان حذف کرده بی جواب بماند و پاسخی نداشته باشد ، پس از یک لحظه برگزاری سکوت در بین حضار ، دکتر شریعتی در پاسخ اظهار داشت : (( وقتی در این مملکت بالاتر از حضرت که اعلیحضرت باشد داریم همان نام مبارک ” محمد ” زیباترین و خدایی ترین نامی است که می شود در این کشور و در این مقاله و در هر اثری بجا گذاشت و خود این نام به تنهایی مبین شخصیت و رسالت پیغمبر است )) بنابراین در این جلسه هیچ بحثی راجع به موضوع ایراد روحانیون نسبت به مقاله دکتر شریعتی به عمل نیامد۱ )) .
علی از ابتدای کار در حسینیه ارشاد این چنین مورد انتقاد قرار گرفت . آقای علی دوانی خاطره ای از گفت و گو با استاد مطهری درباره دعوت از استاد محمدتقی شریعتی و علی برای سخنرانی در ارشاد دارد که بیانگر دید مثبت مرحوم مطهری درباره تلاشها و فعالیتهای مثبت و موثر آنها در بین جوانهاست :
به یاد دارم در جلسه آخری که من سخنرانی داشتم گفتند از هفته بعد دکتر علی شریعتی از مشهد می آید . پرسیدم او کیست ؟ استاد شهید۲ گفت در مشهد است و خودش و پدرش آقای محمدتقی مزینانی در (( کانون نشر حقایق اسلامی )) خوب طوری جوانها را به طرف دین جلب کرده اند . گفتم شنیده ام چند جلسه که چند ماه پیش قبل از من آمده و در حسینیه سخنرانی کرده جمعیت خیلی بیشتر از ما و شما داشته است ؟ استاد شهید گفت بله در مشهد هم هر روز بیشتر توجه به او پیدا می کنند . علت این است که رشته او جامعه شناسی است و خوب طوری هم درس خوانده و کاملا مسلط بر اعصابش هست . در بیان مطلب و استخدام الفاظ معرکه است . و چون جوانها از فکلی ها کمتر بحثهای دینی شنیده اند و او هم به زبان جوانها صحبت می کند لذا بیش از ما طالب دارد .
پدرش سابقه طلبگی دارد ، منتها سالها پیش از لباس درآمده تا به نظر خودش بهتر بتواند خدمت به دین و مردم کند . دبیر و کارمآقای علی دوانی نیز که به تاثیر و نقش علی در جذب جوانان به دین و معنویت اذعان دارد خاطره ای از دیدار با علی در منزل آقای صدربلاغی از سخنرانان و فعالان حسینیه ارشاد نقل می کند که حاوی مطالب چندی درباره روابط مسئولان حسینیه و علی با مرحوم مطهری است
(۴/فروردین/۹۱ ۱۵:۲۹)brother نوشته است: [ -> ]
(۴/فروردین/۹۱ ۱۵:۲۶)shafagh_mah نوشته است: [ -> ]آقا تمام حرف بنده هم همینه.
دکتر شریعتی شخصیت بسیار محترمی هستن،همون طور که شخصی مثل دهخدا،یا دکتر حسابی یا ...
اما ایشون کسی نیست که بشه اسلام رو ازش یاد گرفت.
یک نویسنده توانمند که قلم بسیار زیبایی هم داشت.همین و بس.


داداش من اسلام رو فقط از کتاب خدا و پیامبر و ائمه یاد میگیرند نه کس دیگه ای
سلام
البته قید "بی واسطه" یا "واسطه" رو هم بیارید.خیلی از بزرگان هستند که آثارشون در طول قرآن مجید و ائمه علیهم السلام هست (مثل بنیانگذار انقلاب اسلامی رحمة الله علیه).
دوستانی که پست شماره 133 رو نخوندن ، خواهش میکنم بخونن.


واسه اون دسته از دوستانی هم که میگن اقای شریعتی بدون اتشباه نبوده ، خوب 100% درست میگن. اگه اینم نداشت که امام میشدCool

مطمئنا توی جهان به جز معصومین ، هیچ کسی بدون اشتباه نیست. این چیزی نیست که بخوایم روش بحث کنیم.

خیلی بهتره که از نوشته های نویسنده ها و روشنفکران ، چیزایی که باعث وحدت میشه رو بخونیم تا اینکه روی اون نوشته ها با هم بحث کنیم.

دوباره خواهش میکنم پست شماره 133 رو بخونید
خب اگه حوصلتون کشید من تک تک نظرات بزرگان رو میزارم اما فکر نکنم حوصله کنید متن های که میزارم رو کامل بخونیدDodgy
(۴/فروردین/۹۱ ۱۶:۰۸)brother نوشته است: [ -> ]خب اگه حوصلتون کشید من تک تک نظرات بزرگان رو میزارم اما فکر نکنم حوصله کنید متن های که میزارم رو کامل بخونیدDodgy


ببخشید من همیشه این سوال واسم بوده که نظر امام خمینی(رحمة الله علیه) در مورد آثار دکتر شریعتی چی بوده.
میتونید کمکم کنید؟
زمانی که موج مخالفت ها علیه دکتر ایجاد شده بود و بعضی از روحانین در شورایی تصمیم گرفته بودند دکتر رو کافر اعلام کنند. خیلی ها به امام خمینی فشار اوردند تا حکمی علیه دکتر شریعتی ابلاغ کنند اما ایشون همیشه سکوت کردتد و علی رغم مخالفت شدید روحانیت با دکتر امام خمینی موضع خاصی نگرفتند.
در ادامه پست ها بیشتر به این موضوع می پردازم.
سوسن شریعتی خاطرات خود از مراسم سالگرد پدر را روایت می‌کند
پس از وقوع انقلاب، ما به ایران بازگشتیم. بهمن ۵۷ احسان بازگشت و خرداد ۵۸ من و یک ماه بعد هم خواهرم سارا برگشت.در اولین روزهای بازگشت به یاد دارم که استاد محمدتقی شریعتی، پدربزرگ‌ام با همراهی دو تن از دوستانش به دیدار امام می‌روند و استاد محمدتقی شریعتی از ایشان می‌خواهد که با توجه به تاثیری که علی شریعتی بر نسل جوان انقلابی گذاشته است، نکته‌ای در معرفی جایگاه شریعتی بیان کنند تا از شدت حملاتی که به شریعتی و اندیشه‌اش می‌شود، کاسته شود و به تعبیر دیگر از شریعتی اعاده حیثیت شود. آیت‌الله خمینی هم خیلی با احترام با استاد برخورد می‌کنند و می‌گویند که چون درباره شریعتی در جناح‌های مختلف اجماع وجود ندارد، برای حفظ وحدت صفوف مصلحت نیست که اسمی برده شود.
قبل از انقلاب مردم، تصمیم می‌گیرند در اقدامی خودجوش نام خیابان را به طالقانی تغییر دهند که آیت‌الله طالقانی از مردم می‌خواهند که به علت وجود حسینیه ارشاد در این خیابان نام شریعتی را بر آن بگذارند. در کنار این حتی نام بیمارستان قلب هم به شریعتی تغییر می‌کند و جالب این بود که طبق روایت احسان نراقی، شاه از اینکه نام شریعتی را بر بیمارستان مادرش گذاشته بودند، شاکی بوده و نراقی هم به او پاسخ داده که این یک حرکت مردمی است و بهتر است مواجهه با آن صورت نگیرد. از این نشانه‌ها که بگذریم، به اولین سالگرد دکتر شریعتی بعد از انقلاب نزدیک می‌شویم.
آن زمان رسم بود که هم ۲۶ اردیبهشت به عنوان روز هجرت دکتر شریعتی و هم ۲۹ خرداد به عنوان روز شهادت دکتر مراسمی برگزار می‌شد. برگزاری مراسم ۲۶ اردیبهشت سال ۵۸ را احسان بر عهده گرفت. این مراسم در زمین چمن دانشگاه تهران برگزار شد و آیت‌الله طالقانی، استاد محمدتقی شریعتی، دکتر سامی، طاهر احمدزاده، مادرم، احسان و یکی از اعضای سازمان مجاهدین (شاید مهدی ابریشم‌چی) صحبت کردند. این مراسم با حضور گسترده جمعیت مواجه شد و ترکیب سخنرانان هم متنوع بود. در فاصله ۲۶ اردیبهشت تا ۲۹ خرداد احسان تصمیم گرفت که برای برگزاری مراسم ۲۹ خرداد فراخوان عمومی در مطبوعات بدهد و از تمام جریان‌های سیاسی مختلف دعوت کند تا برای برپایی این مراسم یک ستاد تشکیل دهند.
تقریبا تمام گروه‌های سیاسی به این فراخوان پاسخ می‌دهند. از گروه جنبش به رهبری علی‌اصغر حاج سیدجوادی گرفته تا سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و حزب جمهوری اسلامی نماینده خود را به ستاد می‌فرستند. تنها سازمان مجاهدین خلق به علت اعتراض به ترکیب متنوع ستاد و فراخوان دموکراتیک آن نماینده‌ای نمی‌فرستد و خود را کنار می‌کشد. اما در همان ستاد بر سر اسامی سخنرانان مراسم بحث در می‌گیرد. احسان، صدربلاغی را برای سخنرانی پیشنهاد می‌کند اما مجاهدین انقلاب اسلامی مخالف بودند و مجتهد شبستری را برای سخنرانی پیشنهاد می‌کردند و از این زاویه با صدربلاغی مخالف بودند که او از جمله روحانیونی بود که حسینیه ارشاد را تحریم نکرد. در نهایت نماینده سازمان حتی از احسان گلایه می‌کند و او را به آقازادگی و تک‌روی متهم می‌کند.
سازمان مجاهدین انقلاب حتی به این بهانه یک جزوه هم با عنوان «زمانه ولایت‌عهدی و شهبانوگری تمام شده است» منتشر کرد. به‌رغم تمامی دلخوری‌ها مراسم ۲۹ خرداد ۵۸ در زمین چمن دانشگاه تهران برگزار شد و در صف اول این مراسم، چهره‌های مختلف سیاسی حضور داشتند. این مراسم اولین مواجهه به قصد اجماع نیروهایی که جنبش مدنی ایران را نمایندگی می‌کنند بر سر شریعتی بود. تلاش خانواده هم این بود که در اجماع تنها نیروهای دولتی حضور نداشته باشند و گروه‌های حاشیه‌ای هم جایگاه داشته باشند.
پس در این مراسم علی‌اصغر حاج سیدجوادی به عنوان شخصی که اولین نامه را در حمایت از شریعتی نوشته بود در کنار اعضای حزب جمهوری و چهره‌های دولتی نشسته بود. مراسم سال ۵۸ به خوبی برگزار شد و پس از این زمان بود که صف‌بندی‌ها در جامعه انقلابی ایران شفاف‌تر شد. در این شرایط مادرم، پوران شریعت‌رضوی، عضو انجمن دفاع از قانون اساسی بود و نسبت به رویدادها و اقدامات نگاه انتقادی داشت. احسان هم دیدگاه‌های سیاسی خاص خود را داشت و آنها را با مطبوعات در میان می‌گذاشت.
در عین حال شریعتی به یکی از موضوعات محل نزاع تبدیل شد و در این میان گروه‌های سیاسی هم چون فرقان و آرمان مستضعفین ظهور کردند که خود را در ذیل اندیشه شریعتی معرفی می‌کردند و پرونده بحث درباره شریعتی را فعال می‌کردند. در این میان تفکری که خود را پشت اندیشه مطهری پنهان می‌کرد تقابل با شریعتی را پررنگ‌تر جلوه داد و شریعتی را به سمت بیرون سیستم هل داد. این نگاه به شریعتی البته در سال ۵۹-۵۸ نگاه مسلط بود
خاطرات دکتر صادق طباطبایی:
دکتر طباطبایی در گفتگو با ایسنا در تاریخ 22 مرداد 1384 در مورد نظر امام خمینی (رحمة الله علیه) درباره دکتر شریعتی گفت: « در این زمینه خودم با امام به دفعات صحبت کردم. ایشان در مجموع تلاش‌ها و مجاهدت‌های فرهنگی دکتر شریعتی را مثبت ارزیابی می‌کردند و می‌دیدند شریعتی توانست هم از التقاط و انحراف اسلام در جامعه روشنفکری جلوگیری کند و هم توانست جوانان و دانشجویان و دانشگاه را از خطر مارکسیسم که آن روزها رشد روزافزونی در سطح جامعه و دانشگاه داشت مصون بدارد.»
وی گفت: «در این زمینه شنیدم فردی نزد امام خمینی آمد و گفت دکتر شریعتی مفاتیح‌الجنان را به شدت مورد حمله قرار داده است. امام در پاسخ قریب به این مضمون گفته بودند: نمی‌شود کسی که نیایش‌های امام سجاد (علیه السلام) را بدان شکل و به آن زیبایی مطرح کرده است دعاهای مفاتیح را قبول نداشته باشد. اگر او ایراداتی به مفاتیح دارد، مطمئنا من و شما نیز ایراداتی را به مفاتیح داریم.
در مجموع نگرش امام (رحمة الله علیه) به شریعتی محترمانه بود و در پاسخ به تلگراف‌های زیادی که در سوگ او از سوی انجمن‌های اسلامی به ایشان فرستاده شده بود، از وفات دکتر با کلمه " فقدان " یاد کرده بودند. همچنین ایشان اقدام امام موسی صدر را در برگزاری مراسم پر شور و عظیم اربعین شریعتی در بیروت ستودند، در حالی که بعضی از متولیان و مدعیان آن روز دین با ارسال تلگرافی به معاون آقای صدر – علامه شیخ مهدی شمس‌الدین – از گناه بزرگ و نابخشودنی آقای صدر در بزرگداشت دکتر شریعتی به فغان آمده بودند و نمی دانستند ایشان چگونه در محضر خداوند جوابگوی این عمل خلاف خود خواهند بود!؟»
منبع: ایسنا
http://isna.ir/ISNA/NewsView.aspx?ID=News-568036


خاطرات سوسن شریعتی:
فرزند دکتر شریعتی دربرداشت سوم از روایت خاطرات خود در شماره 67 مجله شهروند امروز می گوید: پس از وقوع انقلاب، ما به ایران بازگشتیم. بهمن 57 احسان بازگشت و خرداد 58 من و یک ماه بعد هم خواهرم سارا برگشت.در اولین روزهای بازگشت به یاد دارم که استاد محمدتقی شریعتی، پدربزرگ‌ام با همراهی دو تن از دوستانش به دیدار امام می‌روند و استاد محمدتقی شریعتی از ایشان می‌خواهد که با توجه به تاثیری که علی شریعتی بر نسل جوان انقلابی گذاشته است، نکته‌ای در معرفی جایگاه شریعتی بیان کنند تا از شدت حملاتی که به شریعتی و اندیشه‌اش می‌شود، کاسته شود و به تعبیر دیگر از شریعتی اعاده حیثیت شود. آیت‌الله خمینی هم خیلی با احترام با استاد برخورد می‌کنند و می‌گویند که چون درباره شریعتی در جناح‌های مختلف اجماع وجود ندارد، برای حفظ وحدت صفوف مصلحت نیست که اسمی برده شود.
منبع: شهروند امروز
http://www.shahrvandemrouz.com/content/3134/default.aspx



خاطرات دکتر ناصر میناچی:
دکتر ناصر میناچی از قول استاد محمدرضا حکیمی می‌گوید: آقای فاکر که از منتقدین کتاب‌های شریعتی‌اند، روزی خدمت امام رسیده، پس از بیان موضوع و ذکر مطالبی درباره‌‌ی کتاب‌های شریعتی معروض می‌دارد: "این نوشته‌ها عمدتاً نسل فعلی و جوانان مسلمان این مملکت را گمراه کرده است و درخواست دارد امام دستور دهند این کتاب‌ها جمع‌آوری و معدوم شوند[...]" امام در پاسخ تأملی مختصر فرموده بودند که: "دکتر شریعتی در بین همه‌ی مطالبی که شما می‌گویید، مطالب خوبی هم دارد. به همه بگویید همه‌ی مطالب خوبش را بخوانند".
منبع: روحانی، حمید، نهضت امام خمینی، ج 3، ص 262.


[/b]

خاطرات جلال الدین فارسی:
آقای جلال‌الدین فارسی طی نامه‌ای به آیت‌الـله خمینی نگرانیِ خود را از احتمال تأثیر سوء فتوای حمایت از شریعتی اعلام می‌کند، لیکن آیت‌الـله خمینی پاسخ می‌دهد: نمی‌خواهم نوشته‌های شریعتی را تأیید کنم، اما شریعتی هواداران زیادی دارد و در حال خدمت به اسلام است.
منبع: لامعی ، علی ، دکتر شریعتی در آیینه‌ی خاطرات، ص 223.



خاطرات روح الله حسینیان:
حسینیان در گفتگو با سایت مرکز اسناد انقلاب اسلامی گفت: شریعتی همواره از امام خمینی به نیکی یاد می‌کرد. وی ظهور روح انقلابی را مدیون شخصیت‌های پارسایی می‌دانست که از میرزای شیرازی تا آیت الله خمینی پرچمدار آن بوده‌اند. او قیام امام را قیام ابوذروار می‌دانست که بر سر قدرت زمان فریاد می‌زد و اسرافیل وار در صور قرآن می‌دمید . امام خمینی هم در ختم آیت‌الله آقا مصطفی به صورت اشاره هم از روحانیون گله کرد که شریعتی را مرتد می‌دانستند هم از شریعتی که عالمانی چون مجلسی را متهم می‌کرد. امام خمینی با کنایه‌ شریعتی را روشن فکری معرفی کرد که برای اسلام خدمت می‌کند.
منبع: پایگاه خبری مرکز اسناد انقلاب اسلامی :
http://www.irdc.ir/news.asp?id=1746

[/b]
به خدا قسم دکتر شریعتی خیلی مظلوم واقع شدند
ماجرای برگزاری مراسم چهلم توسط امام موسی صدر تا استخدام دختر دکتر شریعتی در آموزش پرورش یا .....................
آنها که باید دستم را بفشارند ،سیلی می زنند .
امام خمینی(سلام الله علیها) از دیدگاه شریعتی:

شریعتی، مروج آرمان امام خمینی
خبرگزاری شبستان در یادداشتی شریعتی را مروج آرمان امام خمینی می خواند و می نویسد: آرمان‌هایی‌ که‌ شریعتی‌ از تشیع‌ و روحانیت‌ در ذهن‌خود ترسیم‌ می‌کند، علی‌القاعده‌ باید در امام‌ خمینی‌ عینیت‌ یافته‌ باشد. این‌ استنباط‌ را می‌توان‌ در نوشته‌ها و اسناد شریعتی‌ یافت‌. وی‌ در کتاب‌ خودسازی‌ انقلابی‌ از امام‌خمینی‌ که‌ در مقابل‌ صهیونیزم‌ موضع‌ گرفت‌ و از آرمان‌ فلسطین‌ دفاع‌ کرد، تجلیل‌می‌کند. وی‌ همچنین‌ از آیت‌الله‌ خمینی‌ به‌ عنوان‌ "مرجع‌ بزرگ‌ عصر ما" نام‌ می‌برد و در ترسیم‌ خط‌ قیام‌ روحانیت‌ می‌نویسد:
"... ظهور روح‌های‌ انقلابی‌ و شخصیت‌های‌ پارسا، آگاه‌ و دلیری‌ که‌ به‌ خاطروفادار ماندن‌ به‌ ارزش‌های‌ انسانی‌ و پاسداری‌ از حرمت‌ و عزت‌ اسلام‌ و مسلمین‌ گاه‌ به‌ گاه‌ در برابر استبداد، فساد و توطئه‌های‌ استعمار قیام‌ می‌کرده‌اند،از این‌ گونه‌ است‌ قیام‌هایی‌ که‌ از زمان‌ میرزای‌ شیرازی‌ تا اکنون‌، آیت‌الله‌ خمینی‌،شاهد آن‌ بوده‌ایم‌."
شریعتی‌ قیام‌ خرداد 42 را گسستن‌ پیوند روحانیت‌ و سلطنت‌ که‌ در شیعه‌400 سال‌ بعد از صفویان‌ دوام‌ داشت‌ ارزیابی‌ می‌کند و امام‌ خمینی‌ را چنین‌ توصیف ‌می‌کند: "در خاموش‌ترین‌ ایامش‌ ناگاه‌ خفته‌ای‌ از این‌ اصحاب‌ افسوس‌ بیدار می‌شود و ازکهف‌ حجره‌ای‌ بیرون‌ می‌پرد و ابوذروار بر سرقدرت‌ فریاد می‌زند و اسرافیل‌وار در صور قرآن‌ می‌دمد و گورها را برمی‌شوراند و امنیت‌ سپاه‌ قبرستان‌ را برمی‌آشوبد و محشر قیامتی‌ برپا می‌کند."
این‌ مواضع‌ آشکار شریعتی‌ در مورد امام‌ خمینی‌ بود. اسناد ساواک‌ نشان‌ می‌دهد شریعتی‌ در نهان‌ نیز در پی‌ ترویج‌ امام‌ خمینی‌ بود. طبق‌ گزارش‌ ساواک‌، شریعتی‌ پس‌ ازبسته‌ شدن‌ حسینیه‌ به‌ طرف‌داران‌ خود دستور داده‌ است‌ که‌ در مجالس‌ به‌ نام‌ طرف‌داران ‌آیت‌الله‌ خمینی‌ با معممین‌ و طلاب‌ بحث‌ نموده‌ و آنان‌ را به‌ طرف‌داری‌ خمینی‌ گرایش ‌دهند.
منبع: خبرگزاری شبستان
http://www.shabestan.net/fa/pages/?cid=5040

شریعتی، یکی از عوامل اصلی پیوند دانشگاه با امام
فصلنامه دانشگاه اسلامى در مقاله ای شریعتی را به عنوان یکی از عوامل اصلی پیوند دانشگاه با امام عنوان می کند و می نویسد: شریعتی تلاش نمود از پایگاه اسلام انقلابی و نه اسلام سنّتی، دانشجویان را برای مقابله با رژیم مجهز نماید. او به خوبی به نقد علمی مارکسیسم پرداخت و با احیای فرهنگ مبارزه و شهادت، به پویایی دین اسلام که گرایش دانشجویان را به همراه داشت همّت گماشت. از این زمان است که شریعتی به منظور پیوند بین روشنفکر و روحانی وارد عمل شد. وی با شفاف کردن روحانیت و بر طرف کردن بدبینی‌هایی که روحانیون و روشنفکران نسبت به هم داشتند، موجب آشتی بین این دو گروه شد. در واقع شریعتی یکی از عوامل مهم اتصال دانشجویان به روحانیون و شخص امام(رحمة الله علیه) محسوب می‌شود.
دکتر شریعتی با کتاب امت و امامت خود با ترسیم رهبری متعهد انقلابی، که در واقع برای سرنگونی یک نظام استبدادی وابسته به صحنه می‌آید و جامعه را برای ورود به یک دنیای تازه و یک مرحله جدید آماده می‌کند،‌ نقش عمده‌ای در شناساندن امام(رحمة الله علیه) در نزد دانشجویان بر عهده داشت. پیوند دانشجویان با روحانیون مبارز و به ویژه اندیشه‌های دکتر شریعتی موجب گردید، جایگاه امام(رحمة الله علیه) در نزد دانشجویان رفیع‌تر گردد، به نحوی که در نهایت، ایشان به عنوان رهبر یک جنبش انقلابی از طرف دانشجویان پذیرفته شدند. پذیرش امام(رحمة الله علیه) از طرف دانشجویان دفعتاً صورت نگرفت، بلکه این امر در یک روند چند ساله تکامل یافت در نیمه اول دهه 50 ، دانشجویان انقلابی، امام(رحمة الله علیه) را به عنوان رهبر بلامنازع انقلاب پذیرفتند.
منبع: فصلنامه دانشگاه اسلامى، شماره 15،ص 133
http://www.mortezamotahari.com/motahari/...1&id=78489


شریعتی، تئوریسین شاخه دانشگاهی خط امام (خاطره دکتر رحیم پور ازغدی)
دکتر رحیم پور ازغدی سه شنبه 29 خردا 1388 در مشهد با بیان اینکه شریعتی مقلد امام بود، گفت: ساواک ، دکتر شریعتی را تئوریسین شاخه دانشگاهی خط خمینی می دانست. آن زمان که در رساله ها حتی جرات نمی کردند نام امام خمینی را بیاورند و به اختصار « خ » می نوشتند دکتر شریعتی اعلام کرد که مقلد امام خمینی است.
منبع:
http://www.ghatreh.com/news/3431018.html

سروده شریعتی برای امام خمینی:
فریاد روزگار ماست
روح خدا
در روزگار قحطی هر فریاد
در روزگار قحطی هر جنبش
فریاد روزگار ماست
آری در روزگار مرگ اصالتها
بی تو دگر چه بگویم
چه را بسرایم
ای مطلع تمام سرودها
بی تو فرو نشسته دگر فریاد
تنها شده است هر چه که انسانیت
در پایتخت غارت و خون
جز وحشت و هراس نمی بینم
این درد را با که بگویم
که هر ورق از هر کتاب
ترس را فریاد می کند
حتی پلاس کهنه خیابان هم
تجربه کرده است ترس را
اینک سیاه بینمش
تا بر تو باز شود
که راست می گویم
در هر کرانه این شهر بی طپش
سگهای زنجیری
سگهای دست آموز
در چشمهای بیدار
ترس را نشانده اند آنها
هر روز می درند
هر روز می برند
و پاداش را
از دست گرگ می گیرند
در پایتخت غارت و خون
سگهای زنجیری
آن گرگ پیر را به حراست نشسته اند
بی تو در پایتخت دیو دماوند
سیاوشها و کاووسها در بندند
ای کاش رستم
کاووسها را نمی رهاند
تا اینگونه گشاده دست
در بند بخواهد رستم را
در خون کشد سیاوش را
بی تو من از خمین گذشتم
افسرده بود و سرد
نام تو را زمزمه می کرد روز و شب
فریاد روزگار ماست
روح خدا
بانگ تعهد و رسالت
بانگ خدا و خون
اینک تو ای سلامت پویا
ای کرامت بی مرز
بر این زمین تشنه ببار
آری آری
تا زاید این
سترون فرسوده
گلهای سرخ شهادت را
تا باز در نبض شهر تپد
فریاد آری
تو ای سخاوت بی حد ببار بر جنگل
تا باز این درخت خفته شود بیدار
تا باز آن جوانه کند فریاد!

منبع

http://www.asreiran.mihanblog.com/post/236
دوستان یه خواهشی دارم. لطفا این پست هارو با دقت بخونید اگه واقعا واستون سوال بوده ، که یکم از سوالاتی که داشتیم ، حل بشه. واقعا واسشون وقت میذاریم. ممنون
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24
آدرس های مرجع