تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: مباحثی پیرامون دکتر علی شریعتی
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24
(۲۵/بهمن/۸۹ ۱:۳۵)سبز سفید قرمز نوشته است: [ -> ]در پاسخ به "سینا"ی عزیز
1) بنده هم قبول دارم که اصل قرآن و حدیث است که در آن شک نیست همان طور که در حدیث ثقلین آمده.
2) در مورد استاد مطهری هم من که اصلا چیزی نگفتم . حرف تو دهن من گذاشتید؟
3) اونجایی که فرمودید کتابهای ایشان نسبت به سایر مولفین به اصل اسلام نزدیکتره با مورد 1 منافات داره. چون ایشان به عقل خیلی تاکید داره و اصول اساسی اسلام را با همین عقل زیر سوال می بره مثلا می گه شیطان وجود نداره {مثلا: آیا شما تابحال شیطان را دیده اید؟ } و طبق منطق دیالکتیک توجیه می کنه که انسان درون خودش دو استعداد داره: خیر و شر. این دو در تکاپو در درون انسان هستند و به هر کدام که بیشتر میدان داده شود انسان را به همان سمت می برند یا مثلا ماجرای خلقت انسان از آب و گل تمثیله نه واقعیت. یا توصیف بهشت و جهنم و حوری و پری و چشمه آب و جنات بهشتی برای این است که عقل ناقص اعراب آن زمان در این حد می رسیده و گرنه این چیزها در اصل تمثیل است.
در حالی که طبق قرآن و حدیث اعتقاد به بهشت و جهنم و فرشته و شیطان و جن از شروط مسلمانی است . به عبارتی شما با خواندن این مطالب عقلا به این نتیجه می رسید که درست گفته شده و از احادیث کلا دور می شوید. چرا که عقلی که از آن صحبت میکنیم ناقص است و قادر به تشخیص درستی و یا نادرستی تک تک این موارد نیست (حد اقل عقل من که اینقدر است)
و اینجاست که باید به این آیه توجه کرد: "فلینظر الانسان ای طعامه "سوره عبس/24
در توضیح این آیه حدیث است که می گوید باید انسان دقت کند که علمش را از کجا می گیرد
فکر نکنم با فکر به این برداشت از این آیه برسیم. یعنی باید برویم سراغ سخنان اهل بیت وگرنه یک عمر زحمت می کشیم ولی کم نتیجه می گیریم .
به نظر بنده کتابهای ایشان طالب حقیقت را به یک اسلام سلیقه ای و تجربی سوق می دهد. که این با تسلیم در برابر سخن خدا و پیامبر بودن منافات داره
سعی کردم رعایت انصاف را بکنم
منتظر نظرات شما دوست عزیز

دوست من سلام
خوب مورد یک که توافق داریم
در مورد 2 هم اگه توجه کنی من گفتم "مثلا " مطهری !در مثل مناقشه نیست (مطهری هم از این باب گفتم که دعواهایی در جامعه کنونی ما بین این 2 شخصیت بزرگ هست)
.....
و اما در مورد سومین مورد:
در باب رابطه ی عقل و دین از منظر تشیع باید بهتون بگم که در تشیع ما عقیده داریم که عقلی که خدای متعال به انسان داده هرگز با حرفی که خودش زده به تناقض نمیرسه ...(عقل ممکنه در خیلی موارد به علت نداشتن داده ی مناسب به جواب نرسه ..ولی اگه داده بهش برسه به حواب درست میرسه و پیامبران هم اومدن تا این داده ها رو به عقل ها بدن )بر طبق همون قرآنی که شما میگی نه تنها عقل ما رو جای غلط نمیبره بلکه بارها و بارها ما رو دستور به اندیشیدن داده و خواسته بیشتر تفکر کنیم ....
خوب ممکنه از منظر عقل شما چیزهایی رو که دکتر بهش رسیدن غلط باشه ...این چیزه خیلی عادی هست !
مسلم بدون هیچ فرد غیر معصومی تمام حرفهاش درست نیست...!
و اما در باب تناقض افکار ایشان با قرآن ،آیات قرآن چند توع هستند .به بعضی آیات میگن "نص" که صریح اند و شکی در درستی آنها نیست اما بعضی دیگر "نص" نیستند ..مثلا در اون مسایل در باب خلقت انسان "نص" صریح قرآن نیست بسیاری علما میگویند این آیات میتونه تمثیلی باشد (بزرگانی چون علامه طباطبایی،آیت الله مشکینی،شهید مطهری و.....) پس همه انها گمرا هند ؟(تو ضیحات در این مورد رو اینجا تکامل انواع و موضع اسلام نوشتم )
(البته خوبه اینجا تو پرانتز یه چیزی رو تکرار کنم که همه ی این بزرگان تنها فهم خودشون رو از قرآن گفتن و لازم نیست شما بپذیری ،شما میتونی بر اساس فکر خودت بگی همه این بزرگان اشتباه میکنن...معصوع که نیستند...برای تو آن چیزی حجت است که خودت بدان رسیدی ...همه اینها رو باید خوند و "احسن را یافت")
من فقط در مورد خلقت انسان رو گفتم ...سایر موارد هم همینطور .....(البته من جایی ندیدم بگن شیطان وجود نداره و اون جمله هم که گفتین نشان دهنده ی عدم وجود شیطان نیست...ولی ممکنه گفته باشند و "ممکنه" اشتباه هم گفته باشند)
(در ضمن به نظر من شروط مسلمانی اعتقاد به اینها نیست ....
(در مورد رابطه ی عقل و دین هم من کمی گفتم ...بهتره یه خرده سرچ کنین )
منتظر نظر شما هستم دوست خوبم
مقام رهبری به ایشون و خونوادشون خیلی نزدیک بوده تا حدی که حتی خبر فوت دکتر رو ایشون به پدر دکتر میده
ببخشید که وارد بحث می شوم اما دو نکته به نظرم رسید که قابل ارائه است:
(۲۷/بهمن/۸۹ ۱:۰۰)سینا نوشته است: [ -> ]عقل ممکنه در خیلی موارد به علت نداشتن داده ی مناسب به جواب نرسه ..ولی اگه داده بهش برسه به جواب درست میرسه و پیامبران هم اومدن تا این داده ها رو به عقل ها بدن. بر طبق همون قرآنی که شما میگی نه تنها عقل ما رو جای غلط نمیبره بلکه بارها و بارها ما رو دستور به اندیشیدن داده و خواسته بیشتر تفکر کنیم ....
به نظر من این سخن نیمی درست و نیمی غلط است. مواردی وجود دارد که عقل با داشتن بیشترین داده در قبالشان تنها یک نتیجه را حاصل می کند: حیرت!
سقف عقل، منطق و فلسفه، کف دین است. به قول دکتر نصراله حکمت، نهایت فلسفه این است که آدم را به در خانه پیامبر بکشاند. پیامبران نیامده اند که برای عقل انسان "داده" جهت "پردازش" بدهند. بلکه آمده اند تا آنچه عقل از درک آن عاجز است را تصویر کنند. اندیشیدن، شان انسان است و تعریف انسان به مثابه حیوان ناطق تعریف غلط و ناقصی از انسان است. اما حیات معقول گرچه بسی برتر از حیات حیوانی است اما نهایت رشد و تعالی انسان بدان محدود نمی شود. در این باره بحث زیادست و مجال آن نیست.
نقل قول:و اما در باب تناقض افکار ایشان با قرآن ،آیات قرآن چند توع هستند .به بعضی آیات میگن "نص" که صریح اند و شکی در درستی آنها نیست اما بعضی دیگر "نص" نیستند ..مثلا در اون مسایل در باب خلقت انسان "نص" صریح قرآن نیست بسیاری علما میگویند این آیات میتونه تمثیلی باشد (بزرگانی چون علامه طباطبایی،آیت الله مشکینی،شهید مطهری و.....) پس همه انها گمرا هند

به نظرم من هرجا قرآن می خواهد تمثیل به کار ببرد و یا مثال بزند دقیقا می گوید که این مثال است! یعنی قرآن به هیچ وجه در آوردن مثال و تاکید اینکه این مثال است، رودربایستی و به بیان خود قرآن حیا اتخاذ نمی کند و صریح و بی پرده حجت را بر بندگان تمام می کند. حال اگر ما چیزی را با سطح درک خود متوجه نمی شویم، درست است که بگوئیم قرآن تمثیل به کار برده است؟!
یک مثال خیلی ساده می زنم. قَدْ جَاءكُم مِّنَ اللّهِ نُورٌ وَكِتَابٌ مُّبِينٌ : در دید اول ممکن است بگوئیم منظور خداوند این بوده است که قرآن کتابی هدایتگر است. همانند نوری است که ظلمات جهل و تاریکی های خیال و تیرگی کفر و شرک را از بین می برد. اما معنی واقعی این را شاید کربلایی کاظم بی سواد اما صاحبدلی می فهمد که یک صفحه متن عربی و یک صفحه قرآن را با یک فونت جلویش می گذارند. بعد او دست می گذارد روی قرآن و می گوید قرآن اینست چون این نور می دهد و آن یکی نه!
کدام عقل؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
این همه اکثرهم لایعقلون ، اکثرهم لایفقهون ، اکثرهم لایشعرون ، اکثرهم لایعلمون ، اکثرهم لا... در قرآن که در مقابل کسانی که انبیا بهشون داده و اطلاعات داده بودن مال چیه؟؟؟؟؟
ما عقل داریم تا عقل!!!!!!!!
اون عقلی که عین دین هست و توی قرآن با لفظ لُب ازش یاد میشه (یا اولالباب) به عقل خالی از هوا و هوس میگن یعنی عقل معصوم!!!!!
نه عقل من و شما!!!!
چرا تقوا به آدم فرقان میده؟؟؟؟؟
فرقان یعنی چی؟
یعنی قدرت تشخیص حق از باطل!!!!!!
تقوا هوای نفس رو کنترل میکنه و حالا هر چی هوای نفس کنترل شد بیشتر عقلی که بهش میگن لُب تجلی پیدا میکنه و حق و باطل رو میتونه تشکیل بده
هوای نفس بر منطق و استدلال عقل کاملاً اثر مستقیم داره
هیتلر هم و چنگیز هم با استدلالهای عقلانی و منطقی از نظر خودشون به اون فجایع دست زدند و یه ذره هم شک نداشتند که دارند کار درستی میکنند
اینگونه عقل محوری ازمبانی تفکرات اومانیستی هست و عقل خود بنیاد بشر که تعیین کننده ی درست و غلط و مطلوب و نامطلوب رو خودش تعیین میکنه از این نوع عقل گرایی در میاد
کار عقل طبق تعالیم اسلام و تشیع رسیدن به اصول توحید و معاد و نبوت و امامت و عدل هست و بعد از اینکه عقل این اصول رو تأیید کرد همین عقل میگه برای سعادت باید در چهار چوب تعالیم الهی گام برداری
و اگه کسی بگه من باید خودم به درستی و فلسفه ی تمام احکام خدا پی ببرم و واضح و مبرهن بشه که به سودم هست و بعد اطاعت میکنند به این دیگه نمیگن بندگی خدا !!!!!!!!!
مطالب کاملاً واضح هست و قد تبین الرشد من الغی (هدایت از گمراهی شناخته شد)
مشکلما این هست که دوست داریم به سایز خودمون مسلکی پیدا کنیم تا اینکه خودمون رو بکنیم به سایزی که خدا گفته!!!!!!
حالا چرا هی میگید ماسون ماسون !
.
.
.
مگه هر کس یک حرفی بزنه دلیل بر ماسون بودنشه ...
.
.
.
ما میخواهیم در این پست دکتر را نقد کنیم نه هدف قرار دهیم .
(۲۷/بهمن/۸۹ ۱:۰۰)سینا نوشته است: [ -> ]و اما در مورد سومین مورد:
در باب رابطه ی عقل و دین از منظر تشیع باید بهتون بگم که در تشیع ما عقیده داریم که عقلی که خدای متعال به انسان داده هرگز با حرفی که خودش زده به تناقض نمیرسه ...(عقل ممکنه در خیلی موارد به علت نداشتن داده ی مناسب به جواب نرسه ..ولی اگه داده بهش برسه به جواب درست میرسه و پیامبران هم اومدن تا این داده ها رو به عقل ها بدن )بر طبق همون قرآنی که شما میگی نه تنها عقل ما رو جای غلط نمیبره بلکه بارها و بارها ما رو دستور به اندیشیدن داده و خواسته بیشتر تفکر کنیم ....
خوب ممکنه از منظر عقل شما چیزهایی رو که دکتر بهش رسیدن غلط باشه ...این چیز خیلی عادی هست !
مسلم بدون هیچ فرد غیر معصومی تمام حرفهاش درست نیست...!
و اما در باب تناقض افکار ایشان با قرآن ،آیات قرآن چند نوع هستند .به بعضی آیات میگن "نص" که صریح اند و شکی در درستی آنها نیست اما بعضی دیگر "نص" نیستند ..مثلا در اون مسایل در باب خلقت انسان "نص" صریح قرآن نیست بسیاری علما میگویند این آیات میتونه تمثیلی باشد (بزرگانی چون علامه طباطبایی،آیت الله مشکینی،شهید مطهری و.....) پس همه انها گمرا هند؟
(البته خوبه اینجا تو پرانتز یه چیزی رو تکرار کنم که همه ی این بزرگان تنها فهم خودشون رو از قرآن گفتن و لازم نیست شما بپذیری ،شما میتونی بر اساس فکر خودت بگی همه این بزرگان اشتباه میکنن...معصوم که نیستند...برای تو آن چیزی حجت است که خودت بدان رسیدی ...همه اینها رو باید خوند و "احسن را یافت")
من فقط در مورد خلقت انسان رو گفتم ...سایر موارد هم همینطور .....(البته من جایی ندیدم بگن شیطان وجود نداره و اون جمله هم که گفتین نشان دهنده ی عدم وجود شیطان نیست...ولی ممکنه گفته باشند و "ممکنه" اشتباه هم گفته باشند)
(در ضمن به نظر من شروط مسلمانی اعتقاد به اینها نیست ....
(در مورد رابطه ی عقل و دین هم من کمی گفتم ...بهتره یه خرده سرچ کنین )
منتظر نظر شما هستم دوست خوبم

با سلام مجدد.
در مورد آیات نص و غیر نص من نمی دانم. ولی آیات محکم و متشابه داریم که شاید منظورتان همان باشد. البته آیات قرآن همه شان درست هستند (نه فقط نص ها) و آیات محکم معنیشان صریحا معلوم است و متشابه ها معنی قابل حمل دارند.
علما هم در اظهار نظرهایشان گاهی نظر خود را می گویند که می تواند نقد یا رد شود و الزاما صحیح نیست (همان طور که فرمودید : و لا تنظر الی من قال)
بنده این هم دلیل گمراهی ایشان و سایرین ندانستم و نمی دانم .
در مورد عقل هم کلا عقل در روایات خیلی گسترده تر از "عقل مصطلح در بین ما"ست.
حتی در تاریخ اسلام با همین تعریف از عقل بود که امیر المومنین به کم آوردن (!!!)در مقابل معاویه متهم می شد که ایشان فرمود که این زرنگ بازیها مکر و نیرنگ است و عقل من به من اجازه نمیدهد از این روش استفاده کنم و گرنه می دانستید که من زرنگتر و زیرکتر از همه ام

در مورد اعتقاد به عدم وجود شیطان هم بنده به اطمینان در کتاب خودشان خوانده ام. توضیح اینکه انکار خدا، پیغمبر، معاد، حتی حجاب و جن و فرشته همگی کفر محسوب می شود. اینکه به نظر شما اینها جزو اصول مسلمانی هست یا نیست بر می گردد به اینکه به ایمان تجربی معتقد باشید یا به آیات و روایات نگاه کنید که علیرغم اقرار شما به مورد اخیر، عملا نظر خودتان را در بحث مقدم داشته اید.
حتما شنیده ایم " صبغة الله و من احسن من الله صبغة و نحن له عابدون" بقره /138
صبغه یعنی رنگ. رنگ خدا بهترین رنگهاست. ما باید عبد خدا باشیم. یعنی خودمان را به رنگ خدا در بیاوریم ( حتما می دانید که خداوند متعال از رنگ و بو و شکل و اندازه منزه است.)
پس رنگ خدا چیست؟ عبد خدا بودن. پذیرفتن اوامر الهی و دوری از تکبر و خودبینی در مقابل حرف و امر خدا
اگر ما تربیت شده قرآن و حدیث بودیم در مورد این مسایل از خودمان قضاوت نمی کردیم
"عقلی" هم که فرمودید "خدا به انسان داده اگر داده درست بهش برسه به نتیجه درست برسه " دوستان توضیح دادند.
در حدیث داریم که وظیفه بنده نیست که معرفت خدا را بجوید بلکه بر خداست که معرفت را به بنده ارایه کند و وظیفه بنده این است که آن را بپذیرد.
اگر پذیرفت خداوند معرفت بیشتری به او عطا می کند و گرنه...
پس تفکر و تدبر هم همه جا به معنی تجزیه و تحلیل و آنالیز نیست. حتی در علوم امروزی و آکادمیک هم در ابتدا یک سری اصول به دانشجو ارایه می شود و در صورت فراگیری آنها او موفق به پیشرفت در آن رشته می گردد. تجزیه و تحلیل و ارایه نظر درباره فروع است.
با عرض پوزش به علت گرفتاری نتوانستم مطلب خوبی جمع آوری کنم
اللهم عجل لولیک الفرج
(۲۳/بهمن/۸۹ ۱۵:۵۵)علی 110 نوشته است: [ -> ]ما هم بارها گفتیم ایشان اسلام شناس نیستند و برای فهم اسلام نمیشه به کتب بسیار پر اشکال ایشون مراجعه کرد اما تأکید کردیم با سند و مدرک که ایشون اولاً ماسون نیستند و ثانیاً و از هم مهمتر
حسن نیت داشته اند و هدفشون مبارزه بر علیه جبهه باطل بوده در حد وسع خودشون

دکتر شریعتی اسلام شناس نبودن درست اما آثارشون خیلی زود بر روی جوونایی که از اسلام شناخته درستی ندارن تاثیر میزاره
و پر اشکال بودن آثار ایشون به دلیل این هست که ایشون خودشون در وصیت نامه شون گفتن که آثارم ممکنه دارای اشکالاتی باشن چون در زمانی که این آثار رو مینوشتن باید باعجله اینهارو مینوشتنو به جوونا میرسوندن و برای همین هست که در وصیت نامه شون تصحیح آثارشون رو به استاد محمد رضا حکیمی میسپارند که متاسفانه ایشان هم جز گمنامان یا بهتره بگم کم نامان به دلیل سکوتشون هستن



من در تعجبم چرا ما این کارارو میکنیم ؟
تا اومدیم شناختیم فراماسون چیه همه ی اصولمون رو زیره پا گذاشتیمو خدمات بزرگانمونو فراموش کردیم و با دلایل غیره منطقی انگه فراماسون بودن به اونها میزنیم
«به نام خداي محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)
آخرين پيامبر آزادي،آگاهي و قدرت
به نام خداي علي (علیه السلام)
عدالت مظلوم،مظهر اسلام حق و امام انسان
به نام خداي خانه فاطمه(سلام الله علیها)
كه همه عشق و همه آرزو و همه اميد نجاتمان همين خانه كوچكي است كه به اندازه تمام جهان بزرگ است ... .»(دكتر شريعتي)
خدمت عزيزي كه اين تاپيك رو ايجاد كرده بايد بگم كه مطرح كردن يه سوال بدون تحقيق راجع به اون مي تونه خيلي زيان بار باشهAngry و من با خوندن نظرات شما متوجه شدم چيزهايي كه شما از ايشون ميدونيد خيلي كم و تقريبا نادرسته !!!(ببخشيد اينقدر واضح ميگم مقصودم فقط بيان نظرم بود)Blush
دوستان!
خواهش مي كنم اول راجع به كسي كه مي خوايد راجع بهش نظر بديد تحقيق كنيد يا حتي يه كتاب ازش بخونيد.كسايي كه هيچ كتابي از ايشون نخوندند چطوري راجع به ايشون نظر ميدن؟
جناب علي110 و دوستاي ديگه اي كه با آثار شريعتي ميونه اي ندارند، وقتي هيچ كتابي از ايشون رو مطالعه نكرديد چطور اينقدر قاطع راجع به ايشون صحبت مي كنيد؟ آيا نظر و ديدگاه شما نسبت به ايشون از شنيده هاتون سرچشمه مي گيره يا از كتابايي كه راجع به ايشون خونديد؟اين شنيده ها و كتابا نمي تونن تحريف شده باشند؟؟؟؟؟
عزيزاني كه مي خوان با عقايد و شخصيت ايشون بيشتر آشنا بشن مي تونند كتاب "يك جلوش تا بي نهايت صفر" (حجم خيلي كمي داره ولي خيلي پرمحتواست)ويا"دفتر هاي سبز" (كه شامل اشعار ايشونه)ويا"گفت و گو هاي تنهايي" رو مطالعه كنند.
"كويريات" ايشون هم با وجود حجم بالايي كه داره خيلي قشنگه مخصوصا قسمت "هبوط" كه محشره.SmileSmile
البته با خوندن كتاب"چه بايد كرد" و "مسئوليت شيعه بودن" ايشون هم مي تونيد نظر ايشون رو در مورد خدا و اسلام و ... بفهميد.
در ضمن در مورد كتاب هاي ايشون هم بايد بگم دكتر شريعتي در وصيت نامه شون خواستن تا كتاب هاشون رو بدون هيچ تغييري به چاپ برسونند.همينطور كتابهايي رو كه عجل(يا افرادي كه به عزرائيل كمك مي كنن!!!) فرصت نداد به پايان برسونن خواستند كه همانطور نيمه تمام به چاپ برسونن.Idea
موفق باشيد و حق گرا.Blush
شما از کجا متوجه شدید که من از آثار ایشون کتابی رو مطالعه نکردم؟
وارد جدل نخواهم شد
اما این گونه اظهار نظر در مورد مسائل شبیه تهمت هست
یک سری موضوعاتی که من نمیفهم درباره اقا شریعتی یکی رابطه ایشون با سروش و دیگری مخالفت اقای مصباح یزدی با ایشون بوده که البته نمیدونم اینا واقعیت داره یا خیر ؟ Huh
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24
آدرس های مرجع