۲۷/بهمن/۸۹, ۱:۰۰
(۲۵/بهمن/۸۹ ۱:۳۵)سبز سفید قرمز نوشته است: [ -> ]در پاسخ به "سینا"ی عزیز
1) بنده هم قبول دارم که اصل قرآن و حدیث است که در آن شک نیست همان طور که در حدیث ثقلین آمده.
2) در مورد استاد مطهری هم من که اصلا چیزی نگفتم . حرف تو دهن من گذاشتید؟
3) اونجایی که فرمودید کتابهای ایشان نسبت به سایر مولفین به اصل اسلام نزدیکتره با مورد 1 منافات داره. چون ایشان به عقل خیلی تاکید داره و اصول اساسی اسلام را با همین عقل زیر سوال می بره مثلا می گه شیطان وجود نداره {مثلا: آیا شما تابحال شیطان را دیده اید؟ } و طبق منطق دیالکتیک توجیه می کنه که انسان درون خودش دو استعداد داره: خیر و شر. این دو در تکاپو در درون انسان هستند و به هر کدام که بیشتر میدان داده شود انسان را به همان سمت می برند یا مثلا ماجرای خلقت انسان از آب و گل تمثیله نه واقعیت. یا توصیف بهشت و جهنم و حوری و پری و چشمه آب و جنات بهشتی برای این است که عقل ناقص اعراب آن زمان در این حد می رسیده و گرنه این چیزها در اصل تمثیل است.
در حالی که طبق قرآن و حدیث اعتقاد به بهشت و جهنم و فرشته و شیطان و جن از شروط مسلمانی است . به عبارتی شما با خواندن این مطالب عقلا به این نتیجه می رسید که درست گفته شده و از احادیث کلا دور می شوید. چرا که عقلی که از آن صحبت میکنیم ناقص است و قادر به تشخیص درستی و یا نادرستی تک تک این موارد نیست (حد اقل عقل من که اینقدر است)
و اینجاست که باید به این آیه توجه کرد: "فلینظر الانسان ای طعامه "سوره عبس/24
در توضیح این آیه حدیث است که می گوید باید انسان دقت کند که علمش را از کجا می گیرد
فکر نکنم با فکر به این برداشت از این آیه برسیم. یعنی باید برویم سراغ سخنان اهل بیت وگرنه یک عمر زحمت می کشیم ولی کم نتیجه می گیریم .
به نظر بنده کتابهای ایشان طالب حقیقت را به یک اسلام سلیقه ای و تجربی سوق می دهد. که این با تسلیم در برابر سخن خدا و پیامبر بودن منافات داره
سعی کردم رعایت انصاف را بکنم
منتظر نظرات شما دوست عزیز
دوست من سلام
خوب مورد یک که توافق داریم
در مورد 2 هم اگه توجه کنی من گفتم "مثلا " مطهری !در مثل مناقشه نیست (مطهری هم از این باب گفتم که دعواهایی در جامعه کنونی ما بین این 2 شخصیت بزرگ هست)
.....
و اما در مورد سومین مورد:
در باب رابطه ی عقل و دین از منظر تشیع باید بهتون بگم که در تشیع ما عقیده داریم که عقلی که خدای متعال به انسان داده هرگز با حرفی که خودش زده به تناقض نمیرسه ...(عقل ممکنه در خیلی موارد به علت نداشتن داده ی مناسب به جواب نرسه ..ولی اگه داده بهش برسه به حواب درست میرسه و پیامبران هم اومدن تا این داده ها رو به عقل ها بدن )بر طبق همون قرآنی که شما میگی نه تنها عقل ما رو جای غلط نمیبره بلکه بارها و بارها ما رو دستور به اندیشیدن داده و خواسته بیشتر تفکر کنیم ....
خوب ممکنه از منظر عقل شما چیزهایی رو که دکتر بهش رسیدن غلط باشه ...این چیزه خیلی عادی هست !
مسلم بدون هیچ فرد غیر معصومی تمام حرفهاش درست نیست...!
و اما در باب تناقض افکار ایشان با قرآن ،آیات قرآن چند توع هستند .به بعضی آیات میگن "نص" که صریح اند و شکی در درستی آنها نیست اما بعضی دیگر "نص" نیستند ..مثلا در اون مسایل در باب خلقت انسان "نص" صریح قرآن نیست بسیاری علما میگویند این آیات میتونه تمثیلی باشد (بزرگانی چون علامه طباطبایی،آیت الله مشکینی،شهید مطهری و.....) پس همه انها گمرا هند ؟(تو ضیحات در این مورد رو اینجا تکامل انواع و موضع اسلام نوشتم )
(البته خوبه اینجا تو پرانتز یه چیزی رو تکرار کنم که همه ی این بزرگان تنها فهم خودشون رو از قرآن گفتن و لازم نیست شما بپذیری ،شما میتونی بر اساس فکر خودت بگی همه این بزرگان اشتباه میکنن...معصوع که نیستند...برای تو آن چیزی حجت است که خودت بدان رسیدی ...همه اینها رو باید خوند و "احسن را یافت")
من فقط در مورد خلقت انسان رو گفتم ...سایر موارد هم همینطور .....(البته من جایی ندیدم بگن شیطان وجود نداره و اون جمله هم که گفتین نشان دهنده ی عدم وجود شیطان نیست...ولی ممکنه گفته باشند و "ممکنه" اشتباه هم گفته باشند)
(در ضمن به نظر من شروط مسلمانی اعتقاد به اینها نیست ....
(در مورد رابطه ی عقل و دین هم من کمی گفتم ...بهتره یه خرده سرچ کنین )
منتظر نظر شما هستم دوست خوبم
و من با خوندن نظرات شما متوجه شدم چيزهايي كه شما از ايشون ميدونيد خيلي كم و تقريبا نادرسته !!!(ببخشيد اينقدر واضح ميگم مقصودم فقط بيان نظرم بود)


