در حال حاضر مدفن مرحوم شریعتی در دمشق در کنار مرقد مطهر حضرت زینب(سلام الله علیها) قرار دارد که پیش از این مجلس شورای اسلامی مصوبه ای در باب بازسازی آن گذرانده است، اما به لحاظ این که
مرحوم شریعتی وصیت کرده است که در ایران دفن شود، لذا جنازه آن مرحوم در جوار زینبیه به رسم امانت است و به طور دائم در آن محل دفن نشده است.
پنج سال پس از تقدیم تقاضای انتقال جنازه دکتر شریعتی به کشور و با پایان یافتن دوران ریاست جمهوری خاتمی احسان شریعتی فرزند دکتر علی شریعتی آذر 84 در سالگرد تولد پدرش با بیان اینکه زمان فعلی برای انتقال پیکر دکتر شریعتی مناسب نیست گفت:« انتقال پیکر دکتر شریعتی به ایران در زمان مناسب انجام میشود.» احسان شریعتی گفت که پیکر دکتر در ابتدا پنج سال در سوریه به امانت گذاشته شده بود؛ تا بهصورت مومیایی حفظ شود و در موقعیت مناسب به ایران بیاید.
خانواده دکتر شریعتی معتقدند که انتقال پیکر دکتر شریعتی باید بهصورت مستقل از دولت، احزاب و جناحهای سیاسی و در زمان مناسب انجام شود.
صادق طباطبایی نیز در آخرین اظهار نظری که درباره انتقال پیکر علی شریعتی داشت آذر ماه در جمع دانشجویان دانشکده ادبیات دانشگاه تهران گفت: خانواده او میگویند هر بار که میخواهیم قدمی در مورد انتقال آن انجام دهیم، با مشکلاتی مواجه میشویم و موانعی پیش روست.
منبع خبر
سلامی دوباره به دوستان گرامی
دکتر شریعتی کسی بوده که در انگلستان(یا فرانسه دقیق نمیدانم) زیر دست اساتید متریالیسم دوره دید و در ایران دکتر شهید متفکر مطهری او را به ما شناساند ولی هر چه سعی کرد نتوانست عقاید او را اصلاح کند نامه ای به امام خمینی داد و امام دو نفر را مامور اصلاح کتب ایشان کردند بعد از مرگ دکتر یکی از ان دو مرد و آن یکی هم دست به کتب نزد و منتشر کرد .
من به ایشان هیچ تهمتی نمیزنم ولی جوانان امروز با خواندن این کتب در دوران نوجوانی و جوانی روشن فکر میشوند ولی نه روشن فکر اسلامی بلکه روشن فکر غربی انها در ان وضع چیزی از اسلام نمیدانند و با خواندن این کتب از اسلام و واقعیات روی گردان میشوند که من میتوانم پسر عموهای خود را مثال بزنم
درست است این کتب از نظر ادبی زیباست ولی از نظر محتوا کسانی را که در دین سست عنصر هستند از راه به در میکند جوری که به هیچ وجه نصیحت بر انها کار ساز نیست ...
(پست اصلاح شد)
ما هم بارها گفتیم ایشان اسلام شناس نیستند و برای فهم اسلام نمیشه به کتب بسیار پر اشکال ایشون مراجعه کرد اما تأکید کردیم با سند و مدرک که ایشون اولاً ماسون نیستند و ثانیاً و از هم مهمتر
حسن نیت داشته اند و هدفشون مبارزه بر علیه جبهه باطل بوده در حد وسع خودشون
برای ارزیابی درست شخصیت و ماهیت اندیشههای شریعتی، باید نگاهی به محیط خانوادگی و اجتماعی او كه بدون شك در شكلگیری جریان فكری شریعتی جوان نقش برجستهای داشت، بیفكنیم. او اولین نسل دانشمند تبار خود نبود، و تحت تاثیر سنتهای خانوادهاش، بویژه پدرش محمدتقی شریعتی، قرار گرفت. پدربزرگش «آخوند حكیم» و عموی پدرش «عادل نیشابوری» از علماء و دانشمندان بسیار برجسته فقه، فلسفه و ادب بشمار میآمدند. خانودان او تنها یك ملای روضهخوان نبودند، بلكه مبارزان و مجاهدانی فعال بودند كه در راه ایمان و وجدان بشری مبارزه كردهاند. پدرش «كانون نشر حقایق اسلامی» مشهد را بنیان نهاد و از مبتكرین و آغازگران جنبش نوین اسلامی بحساب میآید.
این عکس از آرامگاه موقت ایشان در سوریه می باشد.
![[تصویر: syria86-29.jpg]](http://emperatormahdi.persiangig.com/image/syria86-29.jpg)
علی شریعتی تا دوران جوانیاش شاهد اوضاع نابسامان دو پادشاه سلسله پهلوی بود كه اقداماتشان كشور را به جانب اسارت سوق میداد و مردم ایران را از سنتهای قومی، فرهنگی و ارزشهای خود بیگانه میكرد. تا این زمان، در نظام رسمی ارباب و رعیتی نسلی پرورش یافته بود كه به نحو عمیقی مجذوب غرب و برخی از ایدئولوژیهای مسلط آن شده بود. جوانان تحصیلكرده در اثر همین گرایشات تماس خود را با مذهب قطع كرده بودند.در دهة 30، هنگامی كه شاه و دولت او در ایران برنامة اصلاحات وسیع را آغاز كردند و عمداً ایرانیان جوان و تحصیلكرده را با پیشنهاد مشاغل جدید و همكاری با سیستم، به غیر مذهبی بودن، تشویق میكردند، دكتر علی شریعتی با دانش و آگاهی عمیقی كه از گرایشات و اندیشههای جدید داشت، در جهت مخالف این جریان گام برداشت و اسلام را محور اصلی موضوع تعالیم خود قرار داد. او از همان آغاز دوران معلمیاش، و نیز در زمانی كه هنوز نوجوانی بیش نبود، نیروی خود را در راه تبلیغ منطقی، علمی و مترقی اسلام صرف كرد. این جنبه از زندگی او با تحولاتی همراه بود كه اولین و نخستین مرحلة آن با دوران دكتر محمّد مصدق همزمان شد كه طی آن ایرانیان ناسیونالیست و ضدامپریالیست سر برافراشته و كوشش كردند برتری خود را به اثبات رسانند. علی به همراه پدرش در مشهد، فعالانه در نبرد سیاسی علیه نفوذ و سلطه بیگانه درگیر شد. آنها در كانون نشر حقایق اسلامی، تعالیم قرآنی را تفسیر مینمودند و عمیقاً مورد بحث و بررسی قرار میدادند. علی شریعتی یكی از معلمان كانون بود و سخنرانیها و نوشتههایش توجه شدید تودهها و روشنفكران را جذب كرد.
این هم یک عکس از ایشان در مصر!!!!!!
![[تصویر: 60932_924.jpg]](http://emperatormahdi.persiangig.com/image/60932_924.jpg)
ایشان در زندان پهلوی هم بودند
![[تصویر: shariaty_03.jpg]](http://emperatormahdi.persiangig.com/image/shariaty_03.jpg)
خوشحالم که برخوردها با این تاپیک علی رغم انتظارم بود و عموما از دکتر دفاع کرده بودند ....
در جواب به دوست بالایی باز هم باید بگم که دوست فلاسفه یه چیزی میگن که در انگیزه که بحثی نیست در محتوا بحث کن ...حرف درست اگز از زبان یزید هم در بیاد خوب است و حرف نادرست از زبان هر کس گفته شود غلط است ،عزیز من رو محتوا بحث کن نه انگیزه ...بگو دکتر شریعتی چی گفته و چرا بده!
(۲۳/بهمن/۸۹ ۱:۵۳)K-1 نوشته است: [ -> ]دکتر شریعتی کسی بوده که در انگلستان زیر دست اساتید متریالیسم دوره دید و در ایران دکتر شهید متفکر مطهری او را به ما شناساند ولی هر چه سعی کرد نتوانست عقاید او را اصلاح کند نامه ای به امام خمینی داد و امام دو نفر را مامور اصلاح کتب ایشان کردند بعد از مرگ دکتر یکی از ان دو مرد و آن یکی هم دست به کتب نزد و منتشر کرد .
درست است این کتب از نظر ادبی زیباست ولی از نظر محتوا کسانی را که در دین سست عنصر هستند از راه به در میکند جوری که به هیچ وجه نصیحت بر انها کار ساز نیست ...
تا آنجایی که بنده می دانم ایشان در فرانسه و دانشگاه سوربن درس خوانده اند و در انگلیس تحصیل نکرده! اصولا تمام اصطلاحات فرنگی را هم به زبان فرانسه بیان می کرد. منتهی در اواخر عمر خود به خاطر فشارهای حکومت پهلوی به انگلیس رفت و همانجا هم به طرز مشکوکی فوت کرد یا کشته شد.
به نظر بنده ایشان دو دسته عقاید دارد: عقاید مذهبی که بسیار ناب است و ماحصل تربیت ایشان در مشهد است و عقاید روشنفکری که تحت تاثیر فرهنگ غربی در فرانسه است و از آنجا که ایشان خود را روشنفکر اسلامی می دانست این روشنفکری در آثار ایشان غالب است که سبب می شود به نظر بنده این آثار را نتوان به عنوان اصل (original) به حساب آورد و در کل برای آشنایی با اسلام جنبه منفی آنها شاید بارزتر از جنبه مثبت باشد و توصیه نمی کنم اگر شخصی عقاید شکل گرفته ای ندارد آنها را بخواند. چه آنکه ایشان خودشان هم تصریح می کردند که ممکن است من به چیز جدیدتری برسم که حرفهای قبلی ام را رد کند و این اتفاق هم می افتاد.
به هر حال ایشان چیزی داشت که خیلیها مثل من ندارند و آن مجاهدت در راه رسیدن به حق و تلاش برای بیان آن در شرایط سخت و خلوص نیت و پشتکار فوق العاده بود تا جایی که آسایش و امنیت خود و خانواده اش را در این راه فدا کرد
چیزی که امروزه کمرنگ شده
خداوند خود می داند که او + بود یا -. آنچه ما اینجا می گوییم و می نویسیم برای بیدار شدن اندیشه خودمان است
اللهم عجل لولیک الفرج
نقل قول:نظر بنده این آثار را نتوان به عنوان اصل (original) به حساب آورد و در کل برای آشنایی با اسلام جنبه منفی آنها شاید بارزتر از جنبه مثبت باشد و توصیه نمی کنم اگر شخصی عقاید شکل گرفته ای ندارد آنها را بخواند. چه آنکه ایشان خودشان هم تصریح می کردند که ممکن است من به چیز جدیدتری برسم که حرفهای قبلی ام را رد کند و این اتفاق هم می افتاد.
هر کسی نظر خودش رو داره .........
ولی من بارها تو این تلار گفتم ،دوستان اون چیزی که میتوانیم بهش بگیم orginal اسلام فقط و فقط قرآنه و عقل و سیره و احادیثی که در درست بودن هیچ شکی نباشه (و که این نبود شک هم از راه عقل و قرآن است) ، خوب هر شخص دیگری اومده در باب اسلام حرف زده،نوشته و.... به گمان خودش به اصل اسلام رسیده است(اگر معاند نباشد که البته در انگیزه بحثی نیست )
خوب این جمله که بگیم آثار دکتر شریعتی اصل نیست و آثار مثلا مطهری اصل است جمله درستی نیست ....این یک نظر شخصیه ...یعنی اینکه از نظر منه نوعی مطهری درستر میگه!و نمیتونیم به کسی بگبم نخون اینا رو ....
خوبه که در باب اختلافات در دین به حرف قرآن و پیامبرش عمل کنیم که :
"فبشر عبادالذين يستمعون القول و يتبعون احسنه اولئك الذين هداهم الله و اولئك هم اولوالالباب"
"اى پيامبر به آن دسته از بندگانم كه سخنها را مىشنوند و از بهترين آنها پيروى مىكنند، بشارت بده كه آنها كسانى هستند كه خدا هدايتشان نموده و آنها خردمندند ."
و سخن پیامبرش که فرمود :
"انظر الی ما قال لم ینظر الی من قال" "ببین چه میگوید نبین که میگوید"
در این راستا من به دوستان پیشنهاد میکنم حتما کتب مرحورم دکتر شریعتی را بخوانند و نقد آن را هم مطالعه کنند . بر اساس عقل خودشان "احسن" را تشخیص دهند و بدانند که کارشان بر اساس آیه صریح قرآنه ...آره تنها کتاب "اصلی" اسلام ....کاری هم نداشته باشن بقیه چی میگن!اونها بر اساس عقل خودشان به آن رسیده است و هر کسی خودش عقل دارد و وظیفه دارد ازآن برای یافتن حق تلاش کند.
در آخر هم من نظر خودم رو بگم که به نظر من کتب ایشان از سایر کتب موجود به اصل اسلام نزدیکتره و همه پیشنهاد میکنم بدون تعصب بخوانند ....
(این برای چندیم بار است که من دارم اینا(آیه فوق را میگویم) رو تو این تالار میگم و فکر کنم لازمه یه موضوع براش ایجاد کنم تا برخورد اینچنین با موضوعات رو دیگه نبینیم)
در پاسخ به "سینا"ی عزیز
1) بنده هم قبول دارم که اصل قرآن و حدیث است که در آن شک نیست همان طور که در حدیث ثقلین آمده.
2) در مورد استاد مطهری هم من که اصلا چیزی نگفتم . حرف تو دهن من گذاشتید؟
3) اونجایی که فرمودید کتابهای ایشان نسبت به سایر مولفین به اصل اسلام نزدیکتره با مورد 1 منافات داره. چون ایشان به عقل خیلی تاکید داره و اصول اساسی اسلام را با همین عقل زیر سوال می بره مثلا می گه شیطان وجود نداره {مثلا: آیا شما تابحال شیطان را دیده اید؟ } و طبق منطق دیالکتیک توجیه می کنه که انسان درون خودش دو استعداد داره: خیر و شر. این دو در تکاپو در درون انسان هستند و به هر کدام که بیشتر میدان داده شود انسان را به همان سمت می برند یا مثلا ماجرای خلقت انسان از آب و گل تمثیله نه واقعیت. یا توصیف بهشت و جهنم و حوری و پری و چشمه آب و جنات بهشتی برای این است که عقل ناقص اعراب آن زمان در این حد می رسیده و گرنه این چیزها در اصل تمثیل است.
در حالی که طبق قرآن و حدیث اعتقاد به بهشت و جهنم و فرشته و شیطان و جن از شروط مسلمانی است . به عبارتی شما با خواندن این مطالب عقلا به این نتیجه می رسید که درست گفته شده و از احادیث کلا دور می شوید. چرا که عقلی که از آن صحبت میکنیم ناقص است و قادر به تشخیص درستی و یا نادرستی تک تک این موارد نیست (حد اقل عقل من که اینقدر است)
و اینجاست که باید به این آیه توجه کرد: "فلینظر الانسان ای طعامه "سوره عبس/24
در توضیح این آیه حدیث است که می گوید باید انسان دقت کند که علمش را از کجا می گیرد
فکر نکنم با فکر به این برداشت از این آیه برسیم. یعنی باید برویم سراغ سخنان اهل بیت وگرنه یک عمر زحمت می کشیم ولی کم نتیجه می گیریم .
به نظر بنده کتابهای ایشان طالب حقیقت را به یک اسلام سلیقه ای و تجربی سوق می دهد. که این با تسلیم در برابر سخن خدا و پیامبر بودن منافات داره
سعی کردم رعایت انصاف را بکنم
منتظر نظرات شما دوست عزیز
(۲۳/بهمن/۸۹ ۲۱:۵۸)سینا نوشته است: [ -> ]خوشحالم که برخوردها با این تاپیک علی رغم انتظارم بود و عموما از دکتر دفاع کرده بودند ....
در جواب به دوست بالایی باز هم باید بگم که دوست فلاسفه یه چیزی میگن که در انگیزه که بحثی نیست در محتوا بحث کن ...حرف درست اگز از زبان یزید هم در بیاد خوب است و حرف نادرست از زبان هر کس گفته شود غلط است ،عزیز من رو محتوا بحث کن نه انگیزه ...بگو دکتر شریعتی چی گفته و چرا بده!
فکر کنم متوجه منظور منم در مقام دفاع از دکتر شریعتی نشدی
من هم موافقم که شخصی که کتاب فاطمه فاطمه است دارد یا کتاب علی تنهاست یا علی حقیقتی بر اسلطیر یا باوذر غفاری رو داره یک ماسون نبوده به هیچ وجه مخالفتی اعلام نکردم شما چه برداشتی کردی من نمی دانم.
اگر عکس ایشان در مصر را می گویی جهت آگاهی دوستان بود یا فکر می کنی ...
هنگامی دستم را دراز کردم که دستی نبود هنگامی لب به زمزمه گشودم که مخاطبی نداشتم و هنگامی تشنه آتش شدم که در برابرم دریا بود و دریاو دریا…. - از دکتر علی شریعتی
شریعتی را نه طرفدارانش شناختند و نه مخالفانش دیروز داشتم کتاب پدر و مادر ما متهمیم از دکتر شریعتی را می خواندم و بیشتر مسئله فکری ایشون عالمان بی عمل در این کتاب بود و پدر مادرهایی که همش به بچه هایشان می گویند نکن نکن ولی نمی گویند که این کار را انجام بده ...و مهم بر داشت خواننده هست که از نوشته می کنه و به دوستان توصیه می کنم این کتاب را بخوانند