|
ده افسانه دربارۀ خداناباوری
|
|
۲۰:۵۳, ۳۱/شهریور/۹۲
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
1- خدا ناباوران معتقدند زندگی بیمعنا است
خیر، «خدا ناباوران» بر این باورند که زندگی بسیار هم پرمعناست. آنها بر خلاف آموزههای مذهبی، ادامۀ زندگی را در جهانی دیگر نمیجویند بلکه با در پیش گرفتن یک زندگی کامل و مفید، از آن لذت میبرند. خدا ناباوران تصور زندگی بیمعنا را بیمعنی میدانند. 2- خدا ناباوری در بزرگترین جنایات بشری نقش داشته است اهل ایمان همواره اشاره میکنند که جنایات هیتلر، استالین، پُلپوت و مائو، نتیجه مستقیم آموزههای خداناباورانه است. اما مشکلِ کمونیزم و فاشیزم این نیست که آنها خشنتر از مذاهبِ دیگر هستند، بلکه این است که آنها بسیار شبیه مذاهب توحیدی هستند! چنین رژیمهایی از هستۀ فکری دُگمی برخوردارند، هویتی همچون فرقههای مذهبی به خود میگیرند. آشویتس، گولاگ و کشتزارهای مرگ، مثالهایی از عدم باورِ مذهبی نیستند بلکه نشانههایی از تعصبات سیاسی، ملی و قومی هستند که افسار گسیختهاند. هیچ جامعهای در تاریخ بشریت یافت نمی شود که از خِردگرایی آسیب دیده باشد. 3- خدا ناباوران متعصبند یهودیان، مسیحیان و مسلمانان ادعا میکنند کتب آسمانی آنها چنان پاسخگوی مشکلات مردم هستند که باید بر قلمِ صُنع پروردگاری دانا و توانا ساخته شده باشند. یک خداناباور کسی است که بر اساسِ این ادعا، کتب مذاهب توحیدی را مطالعه کرده و این ادعا را بیهوده یافته است. دلیلی ندارد برای زیر سوال بردن آموزههای مذهبی، متعصب یا بیایمان بود. استفن هنری رابرتز میگوید: «من و تو هر دو آتئیست هستیم. من تنها به یک خدا کمتر از تو اعتقاد دارم. هرگاه فهمیدی چرا موجودیت خدایان دیگر را نمیپذیری، خواهی دانست چرا من خدای تو را نمیپذیرم.» 4- خداناباوران تصور میکنند همهچیز در جهان اتفاقی درست شده است هیچکس نمیداند جهان چگونه آغاز شده است. حتی در واقع نمیدانیم باید از واژۀ شروع استفاده کنیم یا آفرینش. این واژهها خود وابسته به کمیتِ زمان هستند؛ در حالیکه این بحث خود به منشاء فضا-زمان میپردازد. این برداشت از باور به وقوعِ اتفاقیِ جهان توسط خداناباوران، به تئوریِ تکامل داروین باز میگردد. همچنانکه ریچارد داوکینز در کتاب «پندارِ خدا» میگوید، حاصلِ برداشتی سراسر اشتباه از تئوری تکامل است. تکامل، ترکیبی است از انتخاب طبیعی و جهش اتفاقی. خداناباوران اعتقاد دارند هستی، به تنهایی از انتخابات اتفاقی بوجود نیامده است. 5- خداناباوری ارتباطی با دانش ندارد میشود دانشمند بود و به خدا اعتقاد داشت. این بدیهی است که تفکر علمی، بیشتر میتواند منجر به خداناباوری شود تا صرفِ داشتنِ ایمان. مثلا در آمریکا حدود 90% جمعیت به خدایی شخصی اعتقاد دارند اما هنوز 93% از دانشمندان آکادمی ملی علوم، خداناباور هستند. 6- خداناباوران مغرور و پر افادهاند زمانی که دانشمندان چیزی را نمیدانند – مثلا اینکه جهان چگونه آغاز شد یا نخستین ملکولهای حیات چگونه شکل گرفتند – به آن اذعان میدارند. تظاهر به دانستن چیزی که نمیدانیم، در جهانِ دانش گناهی نابخشودنی است، چیزی که در ایمانِ مذهبی از پایههای تفکر محسوب میشود. یک نکتۀ جالب در مومنان مذهبی این است که با فروتنیِ کامل به دعا و نماز میپردازند در حالیکه ادعا می کنند مذهب ایشان به حقیقت همۀ چیزهایی دست یافته که دانشمندان در حقیقت ان درماندهاند. هنگامی که در مورد جهان و جایگاه ما در آن پرسشی مطرح میشود، خداناباوران از دانش مدد میگیرند، بیآنکه از مفروضاتِ نامعلوم و مبهم نامی به میان آورند. و این تکبر نیست، عین درستکاری است. 7- خداناباوران از تجربیات روحانی بینصیبند هیچ چیز نمیتواند خداناباور را از عشق و شور و مستی و لذت و ترس بازدارد. آنچه یک آتئیست از آن احتراز میکند، ربط دادن این امور به ماوراء الطبیعه است. وی این احساسات را چون واقعیتی طبیعی میپذیرد. تجربیات روحانی بسیاری از مذهبیون به بهبود زندگی آنها کمک کرده است زیرا اصولا القاءِ حس مثبت، بر روان و مغز انسانها تاثیر میگذارد. آیا نماز و ادعیه مسیحیان میتواند مسیح را تنها راهِ نجات بشریت معرفی کند؟… خیر، زیرا میلیونها هندو، بودایی و مسلمان نیز از این تجربیات روحانی استفاده میکنند و عقیدهای مشابه دارند و منجیانی مشابه. اما حقایق تاریخی و صحتِ افسانههای مذهبی، چیزهایی هستند که تجربیات روحانی نمیتوانند آنها را اثبات کنند. 8- خداناباوران معتقدند زندگانی و عقاید انسان پوچ و بیهوده است خداناباوران مرزهای ادراک انسانی را محدود میدانند، چیزی که مذاهب توحیدی آنرا قبول ندارند. این واضح است که ما کاملا جهان را نشناختهایم، اما این هم واضح است که انجیل یا قرآن در شناخت بهتر جهان کمکی به ما نکردهاند. ما نمیدانیم آیا حیات هوشمند در مکانی دیگر نیز وجود دارد یا خیر؛ اگر چنین باشد، شاید آنها به درک و دانشی فراتر از دانش فعلی ما دست یافته باشند. یک خداناباور چنین احتمالی را رد نمیکند. اگر چنین موجودات خارق العادهای در جهان وجود داشته باشند، محتویات کتبِ مذهبی اسمانی، برای آنها بسیار پیش پا افتادهتر خواهد بود تا برای ما! 9- خداناباوران انکار می کنند که مذاهب حاوی منفعتهای زیادی برای جوامعند آنها که بر نقش مفید مذاهب بر جوامع انسانی تاکید میورزند، در نظر نمیگیرند که این اثرات نمیتوانند حقانیتِ اصول مذهبی را اثبات کنند. تفاوت عمیقی میان پندارهای آرامشبخش و حقیقتِ عریان وجود دارد. در حقیقت، در مورد اثرات مثبت مذاهب جای اختلاف نظر وجود دارد. در اکثر موارد به نظر میرسد مذاهب توحیدی برای ترویجِ رفتارهای پسندیده، از استدلالهایی زیانبار استفاده میکنند؛ در حالیکه استدلالهای خوبی وجود دارند. از خود سوال کنید کدامیک اخلاقیتر است: گرفتنِ دست نیازمندی زیرا بسادگی او محتاج و فقیر است و در وضع بدی بسر میبرد، یا بخاطر اینکه خالقِ هستی از شما میخواهد اینکار را انجام دهید تا در قبالِ آن به شما پاداش دهد یا در ازای عدم انجام آن، شما را عذاب کند؟ 10- خداناباوران به اصول اخلاقی پایبند نیستند اگر یک انسان به این درک نرسیده باشد که ظلم و شقاوت بد است، با مطالعۀ کتبِ آسمانی هم به این نتیجه نخواهد رسید، زیرا این کتب مذهبی، خود سرشارند از شقاوت و خشونت زمینی یا آسمانی! ما خداناباوران اصول اخلاقی خود را از کتب آسمانی استخراج نمیکنیم. ما با اتکاء به فراست و فهم ذاتی خود، اصول اخلاقی خود را بنا میکنیم. اصولی که مبنای آن، هزاران سال تحقیق و تفکر و تفحص دربارۀ علل و امکان وقایع است. بشر در طول تاریخ، اصول اخلاقی شایان توجهی را بنا نهاده و اینکار تنها به کمکِ کتب آسمانی صورت نپذیرفته است. کتبِ مذهبی درون خود بردهداری را ترویج میکنند، اما هر انسان آزاده و اخلاقمداری به زشتی این عمل اذعان دارد. هر آنچه از اخلاق در کتب آسمانی ذکر شده ، میتواند تنها بر اساس ارزش اخلاقی عمومی آنها مورد تایید قرار گیرد؛ بدون آنکه به این معتقد باشیم دستی نامرئی آنرا از آسمان برایمان به ارمغان اورده باشد.
ده افسانه و حقیقت دربارۀ آتئیزم به قلم سم هریس ترجمه لاادری
|
|||
|
| آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۳:۵۵, ۳/مهر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۳/مهر/۹۲ ۳:۵۷ توسط درست پسند.)
شماره ارسال: #11
|
|||
|
|||
|
جناب نام کاربری، فرصت و حوصلهام رو میذارم برای باقی بحثهایی که هنوز جوابشون رو بهتون بدهکارم.
فقط یک نکته بگم، که اگه چشمتون رو بر روی فقدان منطق میبندید و با اینها خودتون رو راضی میکنید، این کار، نادیده گرفتن حقیقت، و عوض کردن «فرصت رسیدن به زندگی ابدی» با «نیست شدن پس از مرگ»، این ظلم بزرگی که در حق خودتون میکنید، جداً شایستهی مجازاتی بزرگ هست، و فراموش کردنش مستحق فراموش شدن در آن زمان. |
|||
|
|
۴:۰۱, ۳/مهر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۳/مهر/۹۲ ۵:۰۱ توسط عبدالرحمن.)
شماره ارسال: #12
|
|||
|
|||
|
این جمله رو هم داشته باشید
میتونید وجود خودتون رو به من ثابت کنید؟(منظورم جناب نام کاربریه) از کجا معلوم کاربری namekarbary یک نرم افزار نباشه؟یک ربات منم که شما رو نمیبینم؟ و پیرو صحبت درست پسند جوابی که امیرالمومنین دادند در برابر سوالی مشابه فرض بگیریم که آخرتی نباشد،خدایی نباشد در این صورت ما ضرر نکردیم چون زندگی طبیعی خود را می کنیم اما اگر آخرتی باشد و وعده و وعید حق باشد آنگاه حساب شما کاملا خراب می شود و ما رستگار می شویم(من نه، مومنان) |
|||
|
|
۵:۴۰, ۳/مهر/۹۲
شماره ارسال: #13
|
|||
|
|||
(۳/مهر/۹۲ ۱:۳۲)وحید110 نوشته است: با کمال میل امام علی(علیه السلام) رو به عنوان مثال فردی معرفی میکنم پیشنهاد خوبیست خوب پس من دوتا مثال میزنم واسه شروع که منظورم رو بیشتر بیان کرده باشم 1-شما در جامعه ای زندگی میکنید که اکثرا متوسط هستن و متوسط رو به پایین هستن،حالا شما به هر دلیلی فرصت نکردن از صبح تا شب چیزی بخورین،فقط یه مقدار غذا دارین،(مثلا در موقعیتی هستین که اگه غذاتون رو نخورین امکان تهیه غذا تا فردا شب براتون مهیا نیست) یه ادم خیلی فقیری به شما رجوع میکنه،هیچی جز اون غذا ندارین که بهش بدین اما مختارین که غذاتون رو بدین یا نه، اون شخص فرضی تون در این موقعیت چیکار میکنه؟ لطفا هر کسی با هر مکتبی که در نظر میگیرید پشتوانه فکری و عقبه رفتار فرد رو هم بگید که نظر شخصیتون دخیل نشه،مسلما اقای وحید 110 از قران و اهل بیت و اقای نام کاربری از بزرگان مکتب حداقل چند اساس و پایه فکری بیارن. 2-شما در جامعه ای زندگی میکنید که همه اونجا کم فروشی میکنند،در حالت کلی عدالت هم برقرار میشه چون همه از کارشون میدزدن،شما اگه ندزدید ضرر کردید،حال فرد نوعی شما در این جامعه چه رفتاری نشون میده؟ .............................................. من فقط واسه شروع نوشتم بعد از این هر کس از طرفین خواست میتونه شرایطی رو تبیین کنه با تشکر |
|||
|
|
۱۱:۵۰, ۳/مهر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۳/مهر/۹۲ ۱۱:۵۳ توسط سید ابراهیم.)
شماره ارسال: #14
|
|||
|
|||
|
جنابnamekarbary!
من حقیقتا یادم نمیاد که در رابطه با شما قول بحثی را داده باشم و عمل نکرده باشم. اون لینکی هم که گذاشته بودید خراب بود.... دوستان دیگر، هم سوالاتی را مطرح کردند که نیاز هست به پاسخگویی شما. فقط یه خواهش از دوستان دارم: اجازه بدید بحث با سیر منطقی محدودی جلو بره، یعنی چارت بحث کاملا مشخص باشه... بعد هم سعی شود یک یا حداقل دو نفر طرف بحث باشند، الان حقیقتا برای جناب namekarbary گرامی سخت است پاسخ دهی به جواب های مختلف... خودتان یک یا دو نماینده بگذارید برای بحث. |
|||
|
|
۱۹:۲۸, ۳/مهر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۳/مهر/۹۲ ۲۰:۰۶ توسط namekarbary.)
شماره ارسال: #15
|
|||
|
|||
نقل قول:این جمله رو هم داشته باشیدبله، شرط بندی پاسکال. ![]() یه سری مشکلات فلسفی داره این استدلال از جمله ^. نقل قول:سلام درسته، این مبحث به صورت خوبی پیش گرفته نشده. پس روش بحث رو عوض می کنم. فکر می کنم قبل از هر چیز نیت رو از خود عمل جدا کنیم. در اخلاق وظیفه گرا تنها عملی دارای ارزش واقعی هست که از سر وظیفه انجام بشه. مثلا اگر از روی حس ترحم به یک فقیر کمک کردیم این عمل فاقد ارزش اصیل خواهد بود، به این علت که انگیزنده ی عمل در اختیار عامل نخواهد بود. این مبحث در مورد اعمالی که از روی ترس، شوق و فرمان مقام بالاتر صادر می شن هم به کار گرفته می شه و بحث می شه که این انگیزنده ها هم به عنوان سالب اراده فاقد ارزش هستن. در نهایت حس وظیفه به عنوان تنها حس اختیاری برای انجام عمل مطرح می شه. این کلیت بحث اخلاق وظیفه گرا که قبلا در یک تاپیک بیش تر در موردش بحث کردیم... می رسیم به استنباط صحیح و غلط در حوزه اخلاق که این جا مطرح می شه که اخلاق الهی ما رو به نتیجه قطعی در مورد صحیح و غلط می رسونه. این هم باز صحیح نیست. مثال بارزش همین تاپیک: یک کتاب قرآن، دو مسلمان و دو برداشت متناقض از این کتاب و انجام دو عمل کاملا متفاوت. پس صرف صدور حکم ما رو به نتیجه در مورد صحت عمل نمی رسونه، چه در این جا و چه در کتب فقهی که باز هم احکام متفاوتی وجود داره. پس این نقد در مورد خود اخلاق الهی هم وجود داره. در مورد نسبی بودن اخلاق برعکسِ این ادعا از طرف آتئیست ها مطرح می شه که عمل به حکم های موجود ثابت نشده به اخلاقی که عقلا توسط هزاران کارشناس بررسی شده قاعدتا به نتیجه بدتری منتج می شه. من هنوز برهان قاطعی از شما ندیدم، اگر دارید می تونید بحث کنید، من سعی می کنم بیشتر از این از مبحث اصلی دور نشم. و در مورد مضر بودن. مثالی می زنم. داستان شهید مازح رو حتما می دونید. سناریوی مشابهی رو در نظر می گیریم. شما به خود بمب می بندید، می رید که فرد مورد نظر رو ترور کنید. با این کار جان و امنیت دیگر انسان ها رو که قصد ترورشون رو ندارید به خطر می ندازید. اما این کار رو انجام می دید. در واقع شما جان دیگران رو فدای منفعت خودتون می کنید. یا؟ در اخلاق وظیفه گرا، حداقل نوعی که من باهاش آشنام، قاعده کلی وجود داره به اسم آنچه که می پذیری قاعده جهانشمول بشود رو اجرا کن. بنابراین دست به چنین عملی نمی زنید. این کلیت اخلاق وظیفه گرا... یک مبحثی هم در مورد پایه اخلاق مطرح شد. که هدف من نتیجه گیری این قضیه بود که احکام اخلاقی کلا بدون پایه هستن حالا چه الهی و چه غیر الهی. اون هم به این صورت که هر پایه ای برای اخلاق مطرح بشه خودش نیازمند پایه هست. در نهایت یا به دور می رسیم یا باید یک پایه بی پایه برای خودمون انتخاب کنیم. مثلا این سوال رو در مورد اخلاق الهی می شه مطرح کرد که از صلاح مخلوق به چه چیز تعبیر می شود و چرا باید به اون عمل کرد. یک مبحثی هم در مورد اثبات ناپذیری عدم مطرح شد که توی پرانتز بگم عدم هم مانند وجود اثبات پذیره. همین که کسی می گه اثباتی برای عدم وجود نداره، بدون این که متوجه باشه داره یه عدم رو ثابت می کنه! یک مبحثی هم در مورد علت اول مطرح شد که توی پرانتز برهان علت اول از اثبات چیستی علت اول عاجز هست. یک مبحثی هم در مورد جنگ فلسطین مطرح شد که فلسطینی ها هم حق دفاع از داراییشون رو دارن. نقل قول:شما در جامعه ای زندگی میکنید که اکثرا متوسط هستن و متوسط رو به پایین هستن،حالا شما به هر دلیلی فرصت نکردن از صبح تا شب چیزی بخورین،فقط یه مقدار غذا دارین،(مثلا در موقعیتی هستین که اگه غذاتون رو نخورین امکان تهیه غذا تا فردا شب براتون مهیا نیست) یه ادم خیلی فقیری به شما رجوع میکنه،هیچی جز اون غذا ندارین که بهش بدین اما مختارین که غذاتون رو بدین یا نه، اون شخص فرضی تون در این موقعیت چیکار میکنه؟خب غذا رو به فقیر تقدیم می کنه. این کار قابلیت جهانشمول شدن داره. نقل قول:شما در جامعه ای زندگی میکنید که همه اونجا کم فروشی میکنند،در حالت کلی عدالت هم برقرار میشه چون همه از کارشون میدزدن،شما اگه ندزدید ضرر کردید،حال فرد نوعی شما در این جامعه چه رفتاری نشون میده؟کم فروشی هم در هر حال سوء استفاده سودجویانه از انسان هست. (مبحث وسایل و غایات کانت که انسان رو غایت درنظر می گیره و نه وسیله محض) پس جدا از عمل جامعه مجاز نیست. (۳/مهر/۹۲ ۳:۱۶)حسن.س. نوشته است:هدف این تاپیک بررسی یه سری باور های غلط در مورد آتئیست ها بود، نه چیز دیگه که خب این بحث در مورد اخلاق هم خودش زاید محسوب می شه! می تونی پستتو منتقل کنی؟ |
|||
|
۲۲:۰۴, ۳/مهر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۴/مهر/۹۲ ۰:۳۸ توسط درست پسند.)
شماره ارسال: #16
|
|||
|
|||
(۳/مهر/۹۲ ۱۹:۲۸)namekarbary نوشته است: بله، شرط بندی پاسکال.ببخشید، باز هم نکته رو روشن کنم، چون به نظر میاد از دست رفت: این حرف نمیگه: «ما یه ادعا رو میپذیریم ببینیم چی میشه!» بلکه میگه: «چیزهایی که میدونیم، معانی درون ذهن هستند، و عالم خارج جزئشون نیست، و مسلمه که در مورد آنچه نمیدونیم و آنکه چه چیز رو نمیدونیم همواره میشه ادعاهای جدید کرد. پس تنها راه بشر برای استنتاج، اعتماد به دونستههایی هست که همواره میشه در موردشون ادعای جدید کرد.» صد البته اگر (پناه بر خدا) خدایی ظالم وجود داشته باشه که هدایتی نفرسته که بندهاش بتونه حقانیتش رو تشخیص بده و بعد بخاطر نپرستیدنش عذابش کنه، هممون بدبخت میشیم!!! کسی نمیتونه براساس دونستهها ادعا کنه چنان خدایی وجود داره، پس با قضاوت از روی دونستهها بدبخت شدن ما فعلاً منتفیه، پس میمونه همون دو حالت(1. ایمان آوردن به خدای یکتا. 2. انکارش براساس شک) و پیامدهاشون. |
|||
|
|
۳:۵۷, ۵/مهر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۵/مهر/۹۲ ۳:۵۸ توسط درست پسند.)
شماره ارسال: #17
|
|||
|
|||
(۵/مهر/۹۲ ۰:۰۶)namekarbary نوشته است: هیچ چیزی رو نمی دونیم مگر آنکه نقیضش مستلزم تناقض باشه.میشه بیشتر توضیح بدید این جمله رو؟ ![]() (۵/مهر/۹۲ ۰:۰۶)namekarbary نوشته است: و اگه قراره ذهنت بره سمت مسائل آماری، بله، اتفاقا نقد ها هم آماری هستن. برای همینم خوبه قبل از جواب دادن به نقدها بدونیم اصلا نقد ها چی می گن...؟ ![]() این یکی رو اصلاً درک نمیکنم مربوط به کجای حرفی هست که زدم! (۵/مهر/۹۲ ۰:۰۶)namekarbary نوشته است: همین الآن هم عدل خدا با عدل فطری متضاده. مثلا اگه کسی سالها در مسئله وجود خدا تلمذ و تفحص کنه و نتیجه بگیره که خدایی وجود نداره، به بهشت نمی ره و کسی که به واسطه جبر جغرافیایی به خدا ایمان داره به بهشت می ره.نظر ادیان دیگه رو در مورد اینها که دارید میگید نمیدونم، ولی در اسلام اینطور که میگید نیست. قابل قبول نخواهد بود که برای قضاوت تفکرات ادیان، از برداشتهای خودمون از تفکراتشون استفاده کنیم! اگر کسی واقعاً توی دلش میخواست بدونه خدا وجود داره یا نه، و بعد به این نتیجه برسه که خدایی وجود نداره، پس میتونه با خیال راحت بمیره، چون حتماً یکی از این دو حالت هست: 1. خدایی که ادعا داریم قراره هدایت کنه وجود نداره! 2. خدا دلش نخواسته هدایتش کنه، پس خدایی که ادعا داریم عادل هست عذابش نخواهدکرد! در واقع ادیان شرط میبندن که چنین کسی وجود نخواهد داشت که واقعاً بخواد بدونه و برعکسش رو بفهمه! بنابراین از نظر اسلام، یک امتحان تجربی برای پی بردن به وجود خداوند این هست که یه نفر توی دل خودش بگه: «خدا، اگر هستی، نشانههای خودت رو به من نشون بده». هر کسی توی دل خودش میدونه که این رو میخواد یا نه. اونجا جایی هست که فقط همون فرد ازش آگاهه، و افراد دیگه نمیتونن بدونن که آیا اینطور هست یا نه، ولی جالب اینجاست که نیازی هم به دونستن افراد دیگه نیست! مجادلهای نخواهدبود با کسی که ادعا میکنه توی دلش میخواد بدونه خدا وجود داره یا نه و به نتیجهای نمیرسه، چون اول و آخر هر ضرری هم که داشته باشه به خودش میرسه، و نیز کسی غیر از خودش نخواهدتوانست به دلش دسترسی پیدا کنه. |
|||
|
|
۱۴:۳۱, ۵/مهر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۵/مهر/۹۲ ۲۰:۵۲ توسط درست پسند.)
شماره ارسال: #18
|
|||
|
|||
(۵/مهر/۹۲ ۱:۱۷)namekarbary نوشته است: من برای حرفم دلیل هم دارم:برداشتتون کاملاً اشتباه هست. با توجه به آیات دیگر این سوره، و آیات دیگر قرآن میشه مطمئن بود که اسلام چنین تفکری نداره. سوره بقره، آیه 38: قُلْنَا اهْبِطُواْ مِنْهَا جَمِيعاً فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُم مِّنِّي هُدًى فَمَن تَبِعَ هُدَايَ فَلاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ گفتيم: همه از بهشت فرو شويد، پس اگر از جانب من راهنمايی برايتان آمد، بر آنها که از راهنمايی من پيروی کنند بيمی نخواهد بود و اندوهناک نمیشوند. پس چنین چیزی نداریم که یه نفر ناآگاه باشه و مؤاخذه بشه. ریشهی حرفی که در ارسال قبل زدم که «اگر کسی واقعاً توی دلش میخواست بدونه خدا وجود داره یا نه، و بعد به این نتیجه برسه که خدایی وجود نداره، پس میتونه با خیال راحت بمیره» همین آیهی بالا هست. در ارسال قبل یادم رفت در این مورد هم توضیح بدم: (۵/مهر/۹۲ ۰:۰۶)namekarbary نوشته است: کسی که به واسطه جبر جغرافیایی به خدا ایمان داره به بهشت می ره.بهشت رفتن به صرف ایمان نیست. سوره بقره، آیه 214: أَمْ حَسِبْتُمْ أَن تَدْخُلُواْ الْجَنَّةَ وَلَمَّا يَأْتِكُم مَّثَلُ الَّذِينَ خَلَوْاْ مِن قَبْلِكُم مَّسَّتْهُمُ الْبَأْسَاء وَالضَّرَّاء وَزُلْزِلُواْ حَتَّى يَقُولَ الرَّسُولُ وَالَّذِينَ آمَنُواْ مَعَهُ مَتَى نَصْرُ اللّهِ أَلا إِنَّ نَصْرَ اللّهِ قَرِيبٌ آيا پنداشتهايد كه داخل بهشت میشويد در حالى كه هنوز سرگذشت آنها كه پيش از شما گذشتند به سراغ شما نيامده است؟ آنها تنگدستى و ناخوشى ديدند و به تزلزل افتادند تا آن جا كه پيامبر و مؤمنان همراهش گفتند: يارى خدا كى میرسد؟ آگاه باشيد كه ياری خدا نزدیک است بدین صورت کسی که به قول شما به واسطهی جبر جغرافیایی به خدا ایمان داشته باشه، در شرایط سخت استقامت نخواهد کرد. بله، شرایط جغرافیایی کاملاً مؤثر هست، و تنها تفاوت اینجاست که در گذشته جامعه محدود به افراد اطراف میشده، در حالی که امروزه ارتباط بسیار زیادی با جوامع دیگه وجود داره(شاید شدت تأثیرپذیری جوامع از هم رو بشه با شدت ارتباطهای یکسویه و دوسویهشون سنجید). ولی مسلماً جبر نخواهدبود، چون در گذشته هم افراد غیرمؤمن زیادی در میان مؤمنین بودهاند. باید دید کسی که به واسطهی شرایط جغرافیایی ایمان آورده، آیا به صرف شرایط جغرافیایی ایمان آورده؟ جهنم هم به جز با کسب بدی نصیب کسی نمیشه: سوره بقره، آیه 81: بَلَى مَن كَسَبَ سَيِّئَةً وَأَحَاطَتْ بِهِ خَطِيـئَتُهُ فَأُوْلَـئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ آرى، كسى كه بدى به دست آورد، و گناهش او را در ميان گيرد، پس چنين كسانى اهل آتشند، و در آن ماندگار خواهند بود. البته انکار حقیقت هم خودش درجهی بسیار بالایی از بد هست. بنابراین در مورد سورهی عصر: وَالْعَصْرِ (1) إِنَّ الْإِنسَانَ لَفِي خُسْرٍ (2) إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ (3) سوگند به اين زمان (1) مسلماً انسان در زیان است (2) مگر آنها که ايمان آوردند و کارهای شايسته کردند و يکديگر را به حق سفارش کردند و يکديگر را به صبر سفارش کردند (3) میفرماید تمام انسانها در زیان هستن(یعنی عمرشون که سرمایهی بیبدیلشون هست در حال گذشت هست) جز اونها که مؤمن و نیکوکار باشن و به دیگران هم حرف نیکو بزنن، چون اینها در عوض عمرشون بهشت رو بدست میارن. |
|||
|
|
۲۲:۲۶, ۶/مهر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۶/مهر/۹۲ ۲۲:۲۷ توسط درست پسند.)
شماره ارسال: #19
|
|||
|
|||
(۶/مهر/۹۲ ۱۶:۵۳)namekarbary نوشته است: خب ما اینجا نیستیم که ایده های یک بچه مسلمان رو در مورد مسائل بشنویم. اومدیم ببینیم فلسفه اسلامی چی می گه. بنابراین در این مورد در همین جا تنها از یک کاربلد خواستار توضیح هستم.نقل قولش خالی هست. اگه این جواب آیاتی هست که آوردم، باید روشن کنم که شما برداشتهایی از تفکرات اسلام داشتید، و به همین خاطر ما تفکرات اسلام رو مطرح کردیم. گقتید «دلیل هم دارم» و مسلماً راهش اینه که نشون بدم از اون آیه چنان نتیجهای گرفته نمیشه. (۶/مهر/۹۲ ۱۶:۵۳)namekarbary نوشته است: در این جا این سوال مطرح می شه که شرایط جبری که افراد رو مستحق عذاب یا پاداش اخروی می کنه، به صورت رندم بین افراد توزیع می شه یا نه. یعنی خداوند ارواح رو به صورت تصادفی در کالبد ها قرار می ده یا نه، و در غیر این صورت باید تمایزی بین ارواح باشه که در شرایط جبری مختلف قرار بگیرند. این تمایز چیه؟متوجه نمیشم چرا به این بحث میپردازید. آیا ما میخوایم(پناه بر خدا) مطمئن بشیم که خداوند عدالت رو رعایت میکنه یا نه؟ مگه ممکنه؟ بر فرض که(پناه بر خدا) خدا دلش نخواست رعایت کنه. وقتی ثابت بشه که موجودی چنان قدرتمند وجود داره که بدون اجازهی او هیچچیز انجام نخواهد شد(نه کاری از دستمون برمیاد، و نه حتی خواهیم فهمید) این نگرانی فقط دور گرداندن خودمون هست. |
|||
|
|
۰:۵۴, ۷/مهر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۷/مهر/۹۲ ۰:۵۶ توسط درست پسند.)
شماره ارسال: #20
|
|||
|
|||
(۷/مهر/۹۲ ۰:۰۱)namekarbary نوشته است: شروع کننده ی بحث عدالت خودت بودی و الان هم داری تاپیک رو بی راهه می بری. من تنها تذکر دادم که تعریف الهی و بشری عدالت متناقض هستن. ازین به بعد هم قصد بحث با بیش از یک نفر رو ندارم.آخه تعریف الهی رو شما مشخص میکنید یا قرآن؟ خودتون تعریف میکنید و خودتون میگید متناقضه؟ مگه مفهوم عدالت دوتاست؟ من قصد بحث نداشتم واقعاً، ولی نتونستم ساکت بنشینم وقتی که میدیدم چنان مغلطهای در مورد شرطبندی پاسکال، آنقدر در نظر مردم منطقی و مقبول واقع شده باشه که براش توضیح بصری هم درست کردن! باشه. همونطور که مایلید دیگه توضیحی نمیدم. |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| آیا خداناباوری نوعی روشنفکری است؟ | سعدی | 17 | 4,786 |
۱۳/مرداد/۹۶ ۲۳:۵۴ آخرین ارسال: سعدی |
|











![[تصویر: D0156CAAC.jpg]](http://k36.kn3.net/D0156CAAC.jpg)

