تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: هَل مِن نـاصــر یَنصُـــرنی(ویـــژه نامـه مـحـــرم 1433)
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31
[تصویر: gholipor_04180211.JPG]


وقتی گدای فاطمه (سلام الله علیها) بودن برای ماست
احساس می کنیم دو عالم برای ماست
تنها وسیله ای که نخش هم شفاعت است
چادر نماز مادر ارباب های ماست





بنام ستار معاصی عاصیان
چند قطعه رباعیات آیینی،انشالله مورد توجه امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) قرار بگیرد



اگر هر چشم تر می‌سوخت، می‌شد...
دل از این بیشتر می‌سوخت ،می‌شد...
به حال غنچه‌های تشنه‌ی باغ
دل باران اگر می‌سوخت ،می‌شد


###


به دل شور محرم داشت باران
هزاران قطره ماتم داشت باران
خودم دیدم، میان دسته آن شب
به روی شانه پرچم داشت باران


###


من و یک درد، یک اندوه رایج
و بیم روز اعلام نتایج
بدون دست‌های مهربانت
چه خواهم کرد، یا باب‌الحوائج؟




###


رها مانده است بر شن‌ها چه دستی!
جدا از پیکر سقا، چه دستی!
عموی ماه! بعد از دست‌هایت
بگیرد دست بابا را چه دستی؟


###


سرودم از غم دستی که هرگز...
شکوه ماتم دستی که هرگز...
خدا قسمت کند بر شانه‌ی من
بماند پرچم دستی که هرگز




سلام علی قلب الزینب (سلام الله علیها) الصبور


طشت طلا و چوب و لب و آیه و شراب


خاکستر و غبار ره و خون و آفتاب


در حیرتم که از چه نرفتی زمین فرو


ای وای من چگونه نشد آسمان خراب


در پای طشت، دختر زهرا نریز اشک


هرگز کسی نریخته در بزم می گلاب


لب‌ها، ترک‌ ترک ز عطش، روی هر لبی


انگار نقطه نقطه نوشته است، آب ‌آب


آوای وحی و حنجر خشک و لب کبود


دیگر به او کنند، چرا خارجی خطاب؟


با آن گلوی غرقه به خون، طشت گریه کرد


بر آن لب و دهن، جگرِ چوب شد کباب


بر چرخ رفت شیون هشتاد و چار زن


انگار بود دیده ی آن سنگ دل به خواب


ای آسمان سؤال من این است، دیوها


بازوی حور را، ز چه بستند در طناب؟


با لطف بی حساب پیمبر، به امّتش


و الله شد به عترت او ظلم بی‌حساب


«میثم»! یزید چوب زند بر لب حسین


این صحنه را چگونه تماشا کند رباب؟
استاد سازگار
[تصویر: 13167101381.jpg]
سبکبالان دشت کربلا - فصل سوم
[تصویر: 13167101381.jpg]
[تصویر: 55252636103089671024.jpg]

حُلاس بن عَمرو اَزدی رّاسبیِّ

«حُلاس» برادر نعمان و فرزند «عمرو راسبی» است. او چون برادرش اهل کوفه و از یاران امیرمومنان علیه‌السلام بوده است.(1) گویند او از ماموران انتظامی امام علی علیه السلام در کوفه نیز بوده است.(2) شیخ طوسی وی را از اصحاب امام حسین علیه السلام دانسته است. (3)

شهادت حلاس

صاحب ابصار العین گزارش کرده که ایشان همچون برادرش به همراه سپاه ابن سعد از کوفه به کربلا وارد شد و وقتی عدم پذیرش شروط امام را توسط ابن سعد دید، شبانه رو به امام حسین علیه السلام حرکت کرد و در راه به شهادت رسید.(4) سروی شهادت او را در حمله نخستین دانسته است. (5)

پی‌نوشت‌ها:

1- رجال شیخ طوسی، ص 39.

2- ابصار العین، ص 178.

3- رجال شیخ طوسی، ص 73.

4- ابصار العین، ص 187.

5- مناقب آل ابی طالب علیه السلام، ج 4، ص 113.

منبع:

یاران شیدای حسین بن علی علیهماالسلام، استاد مرتضی آقا تهرانی .


[تصویر: 10201038136496871492.jpg]

رافع بن عبدالله مولی مُسلم اَزدی

رافع بن عبدالله مولی مسلم ازدی(1)

رافع فرزند «عبدالله» و «غلام مسلم ازدی» است. او همراه مولای خود مسلم به امام حسین علیه السلام پیوست و بعد از او به مقام شهادت نائل آمد. «مامقانی» گفته شهادت ایشان پس از مسلم در حال مبارزه، بعد از نماز ظهر اتفاق افتاده است.(2)

پی‌نوشت‌ها:

1- گفتنی است فضیل بن زبیر وی را غلام اهل شنوئة (شنوئة شاخه‌ای از قبیله ازد می‌باشد. معجم قبائل العرب، ج1، ص15 و ج2، ص614) دانسته است. تسمیة من قتل مع الحسین علیه السلام، ش 92 .

2- تنقیح المقال، ج1، ص236.

منبع:

یاران شیدای حسین بن علی علیهماالسلام، استاد مرتضی آقا تهرانی .


[تصویر: 10201038136496871492.jpg]

زُهَیر بن بُشرِ خَثعَمِی
یا حسین

زهیر پسر بشر است که در کربلا حضور یافت و در حمله نخستین به فوز شهادت نائل آمده است. در زیارت رجبیه این گونه آمده استSad1) «السلامُ علی زُهیر بن البُشر؛ سلام بر زهیر پسر بشر (بشیر). (2)

پی‌نوشت‌ها:

1- مناقب آل ابی طالب، ج 4، ص 113/ وسیلة الدارین، ص 94/ الامام الحسین فی کربلا، ج 4، ص 268، ش 25/ ابصار العین، ص 170.

2- اقبال الاعمال، ج 3، ص 78/ بحارالانوار، ج 45، ص 72.

منبع:

یاران شیدای حسین بن علی علیهماالسلام، استاد مرتضی آقا تهرانی .


[تصویر: 10201038136496871492.jpg]

زُهَیر بن سَلیم اَزدی

«زهیر» از قبیله «ازد» فرزند «سلیم»(1) از سعادتمندانی است که در شب عاشورا به خیمه‌گاه حسینی علیه‌السلام چهره سایید و به یاران امام پیوست. این بزرگ‌مرد هنگامی که همه بر جنگ با اباعبدالله هم قسم شده‌ بودند، خود را به اصحاب امام رسانید و به آنها ملحق شد. او در روز عاشورا و در اولین حمله به شهادت رسید و او با ریختن خون خود دین محمدی را زنده کرد.(2)

پی‌نوشت‌ها:

1- تسمیة من قتل مع الحسین علیه السلام، ش 91.

2- منتهی الآمال، ج1، ص 654/ بحارالانوار، ج 45، ص 64.

منبع:

یاران شیدای حسین بن علی علیهماالسلام، استاد مرتضی آقا تهرانی .


[تصویر: 10201038136496871492.jpg]


سالم مولی عامر بن مسلم عبدی

سالم غلام جناب «عامر بن مسلم»(1) بود که پس از دعوت «یزید بن ثبیط» در بصره همراه مولای خود به امام حسین علیه السلام پیوست و تا کربلا آن حضرت را همراهی کرد.(2)

شهادت سالم

به ادعای ابن شهر آشوب، «سالم» در حمله نخستین به شهادت رسید. (3)

پی‌نوشت‌ها:

1- تسمیة من قتل مع الحسین علیه السلام، ش 47.

2- ابصار العین، ص 191.

3- مناقب آل ابی طالب علیه السلام، ج 4، ص 113.

منبع:

یاران شیدای حسین بن علی علیهماالسلام، استاد مرتضی آقا تهرانی .



[تصویر: 10201038136496871492.jpg]

سِیف بن مالِکِ عَبدی بَصری

«سیف» پسر «مالک عبدی» از شیعیان بصره است. ابن شهر آشوب نام او را «سیف بن مالک نمری» ضبط کرده است.(1) سیف از کسانی بوده که در خانه ماریه در جمع شیعیان حضور می‌یافت و همراه یزید بن ثبیط و به دعوت او، خود را به امام حسین علیه السلام رسانید و از ابطح تا کربلا همراه امام بود.

شهادت سیف بن مالک

ابن شهر آشوب شهادت او را در حمله نخستین دانسته است.(2) اما سماوی شهادت او را بعد از نماز ظهر دانسته و گفته است که وی به خدمت امام شرفیاب شد و اذن جهاد گرفت و به شهادت رسید.(3)

پی‌نوشت‌ها:

1- مناقب آل ابی طالب علیه السلام، ج 4، ص 113 .

2- همان .

3- ابصار العین، ص192.

منبع:

یاران شیدای حسین بن علی علیهماالسلام، استاد مرتضی آقا تهرانی .


[تصویر: 10201038136496871492.jpg]

عامِر بن مُسلِم عَبدی بَصری

«عامر» فرزند «مسلم عبدی» است. او از شیعیان بصره بود که همراه غلامش «سالم» به همراهی «یزید بن ثُبیط» به سوی امام حسین علیه السلام شتافت و به آن حضرت ملحق شد. او امام را از ابطح تا کربلا همراهی کرده است.(1)

شهادت عامر

عامر به همراه غلامش به مبارزه برخاست، تا آخر الامر به فوز شهادت نائل آمد.(2)

پی‌نوشت‌ها:

1- ابصار العین، ص 191.

2- همان .

منبع:

یاران شیدای حسین بن علی علیهماالسلام، استاد مرتضی آقا تهرانی .


[تصویر: 10201038136496871492.jpg]

عبدالرحمن بن عبد رب الانصاری الخزرجی

عبدالرحمن از اصحاب پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله بود و نیز از آن حضرت روایت نقل کرده است. او از مخلصان و یاران حضرت علی علیه السلام بود. ابن عقده گوید: به ما حدیث کرد محمد بن اسماعیل بن اسحاق راشدی، از محمد بن جعفر نمیری، از حسن بن عبدی، از اصبغ بن نباته که گفت وقتی امام علی علیه السلام از صحابه پیامبر شاهد گرفت و فرمود: کسانی که از پیامبر اکرم روز عید غدیر درباره ولایت و خلافت شنیدند از جای برخیزند و شهادت دهند. پس عده‌ای از جای برخاستند که عبارت بودند از: ابو ایوب انصاری، ابو عمرة ابن عمرو بن محصن، ابو زینب، سهل بن حنیف، خزیمة بن ثابت، حبشی بن جنادة السلولی، عبید بن عاذب، لقمان بن عجلان انصاری، ثابت بن ودیعة انصاری، ابو فضالة انصاری، و عبدالرحمن بن عبد ربّ انصاری. پس همگی گفتند: ما خود شهادت می‌دهیم که از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیده‌ایم که فرمود: آگاه باشید، به درستی که خداوند، ولیّ من است و من ولیّ مومنین هستم، بدانید کسی را که من مولای او هستم، علی مولای اوست. پروردگارا، دوست بدار هر کس را كه او را دوست دارد و دشمن بدار هر کس را كه با او دشمنی کند و محبوب بدار، هر کس را كه او را محبوب داشته، و مبغوض بدار هر کس را كه او را مبغوض داشته است، و هر کس او را یاری کند تو یاریش کن.»(1)

شهادت عبدالرحمن

عبدالرحمن همراه امام حسین علیه السلام از مکه به کربلا آمده بود و در حمله نخستین به فوز شهادت نائل آمد.(1) «ابن شهر آشوب» گفته که او در میدان رزم جنگیده تا به شهادت رسیده است.(2) رضوان خدا بر او باد.

پی‌نوشت‌ها:

1- الغدیر، ج 2، ص 49 .

1. ابصار العین، ص158، مقصد 5.

2. مناقب آل ابی طالب، ج4، ص113، ابن شهر آشوب ایشان را عبدالرحمن ارجنی نامیده است.

منبع:

یاران شیدای حسین بن علی علیهماالسلام، استاد مرتضی آقا تهرانی


[تصویر: 10201038136496871492.jpg]


عبدالرحمن بن مسعود بن حجّاج

«عبدالرحمن» فرزند «مسعود بن حجاج» است. او نیز چون پدر از شیعیان شناخته شده کوفه بوده است. «عبدالرحمن» مردی شجاع بود که همراه پدر با لشکر ابن سعد از کوفه خارج شد و در فرصتی مناسب خود را به امام حسین علیه السلام رسانید. او تا روز عاشورا در خدمت امام بود. (1)

شهادت عبدالرحمن

عبدالرحمن همچون پدرش در روز عاشورا به فوز شهادت نائل آمده است. (2)

پی‌نوشت‌ها:

1- ابصار العین، ص 194- 193.

2- تسمیة من قتل مع الحسین علیه السلام، ش 62.

منبع:

یاران شیدای حسین بن علی علیهماالسلام، استاد مرتضی آقا تهرانی .



[تصویر: 10201038136496871492.jpg]

عبیدالله بن یزید ثُبیط

عُبَیدُالله بن یَزید ثُبیط (1)

«عبیدالله» فرزند «یزید بن ثیبط» اهل بصره و از شیعیان است. عبیدالله با برادرانش مجموعاً ده برادر بوده‌اند که از این تعداد فقط عبدالله و عبیدالله همراه پدرشان از بصره به ابطح و سپس از ابطح تا کربلا آمده‌اند. (3)

شهادت عبیدالله

بر مبنای گزارش صاحب مناقب و طبری عبیدالله در حمله نخستین شهید شده است.(3)

پی‌نوشت‌ها:

1- تسمیه من قتل مع الحسین علیه السلام، ش 45 .

2- تاریخ الامم و الملوک، ج 5، ص 353.

3- تاریخ الامم و الملوک، ج 5، ص 353/ مناقب آل ابی طالب، ج 4، ص 113.

منبع:

یاران شیدای حسین بن علی علیهماالسلام، استاد مرتضی آقا تهرانی .
چرا در پایان زیارت عاشورا به سجده می ریم و حمد می کنیم؟

بعد از روز عاشورا، هنگامی که حضرت زینب(سلام الله علیها) با ابن زیاد ملعون سخن می گوید، ابن زیاد می گوید: دیدى خدا با برادر و خاندانت چه كرد؟ حضرت زینب (سلام الله علیها) می فرمایند: به جز خوبى ‏ندیدم اینان افرادى بودند كه خداوند سرنوشت‏شان را شهادت تعیین كرده بود لذا آنان نیز بخوابگاه‏هاى ابدى خود رفتند.[1]

این نوع نگاه، از دیدن یک روز، در یک منطقه کوچک فراتر رفته و تمام هستی را می نگرد. از همین روست که جز زیبایی نمی بیند! در این دیدگاه زیبایی عبودیت و بندگی امام حسین(علیه السلام) که خواست خدای متعال را این گونه، تحقق می بخشد دیده می شود؛ زیبایی وفاداری و ولایت پذیری اصحاب و یارانی که با تمام وجود، در راه دفاع از ولایت، هستی خویش را تقدیم می کنند، فهمیده می شود و استمرار این جریان برای همیشه تاریخ مد نظر قرار می گیرد. در این نگاه، خباثت و رذالت یزیدیان، تنها سبب تجلی کامل تر، زیبایی های عالم می شود. اگر شب ظلمانی نباشد، ماه و ستارگان دیده نمی شوند، تا زیبایی آن ها فهمیده شود. و اگر اوج خباثت ها و رذالت ها در کربلا رخ نمی داد، اوج ایثار و عبودیت و ... این گونه تجلی نمی یافت.
پس می توان کربلا را زیبا دید. و انسان موحد، با دیدن هر زیبایی، زبان به حمد خدای متعال می گشاید! زیرا او رب العالمین است و تمام زیبایی ها، از او ناشی شده است.
البته با دیدگاه های دیگری نیز می توان به شکر پرداخت!
اگر امام حسین (علیه السلام) و یاران با وفایشان، آن گونه در کربلا اقدام نمی کردند، امروز چه چیزی از مسیر سعادت باقی مانده بود؟ آیا ما انسان ها، می توانستیم دین نجات بخش را بیابیم؟ چراغ جهان افروزی که مسیر را برای همیشه روشن نگاه داشته است، چقدر جای شکر گذاری دارد؟ کسی که این مساله را بفهمد، چگونه به خود جرات کوچکترین گناهی را می دهد؟ و در مقابل چقدر مدیون امام حسین(علیه السلام) و خدای امام حسین(علیه السلام) می باشد؟

مومن با عزاداری در مصیب مولای خود، چه اجر و فضیلتی کسب می کند؟ امام رضا علیه السّلام می فرمایند: «كسى كه یاد آور مصیبت ما شود و براى آن ستم‏هائى كه در حق ما شده گریه كند درجه وى فرداى قیامت نظیر درجه ما خواهد بود. كسى كه متذكر مصیبت ما گردد و گریان شود و دیگران را هم گریان كند چشم وى در آن روزى كه همه چشم‏ها گریانند گریان نخواهد بود.»
[2] مومن با سوز و گداز در مصیبت مولای خود، اقامه عزا می کند، و برای این کار متوقع پاداش نیست. اما حال که پاداش می دهند، آیا نباید شکر گزار باشد؟

اما شاید مهم ترین دلیلی که برای این حمد بتوان گفت، این است که یاد بگیریم، هرگز به خدا اعتراض نکنیم! در مقابل سخت ترین مصائب و دردها، باید خدا را حمد کرد. آن نوع عزاداری که همراه با اعتراض به خدای متعال صورت بگیرد، در اسلام نهی شده، و قرار گرفتن حمد و سجده شکر در آخر زیارت عاشورا، ما را به خوبی از افتادن به این خطا می رهاند. ما باید بیاموزیم که در نظام خلقت هر چیز به درستی در جای خود قرار گرفته است و حتی مصیبت ها نیز لازم و ضروری است و اعتراض به خدای متعال جایی ندارد.

[1]. بحار الأنوار ج‏45، ص116.
[2]. بحار الأنوار ج‏44، ص278.
اشعار شام و کوفه،مصائب حضرت زینب کبری (سلام الله علیها)


کسی نداد ،جواب سلام هایش را
به احترام نبردند نام هایش را

تمام مردم نامرد خویش را کوفه
به کوچه ریخته حتی غلام هایش را

مسیر تنگ ،مکافات رد شدن دارد
خدا به خیر کند ازدحام هایش را

ز کوچه رد شد و گیرم کسی نگاه نکرد
ولی چه کار کند پشت بام هایش را

یکی است نیزه نشین و یکی است ناقه نشین!
ببین چگونه می آرند امام هایش را؟

به این سه ساله بچسبد،سکینه می افتد
مراقبت کندآخرکدام هایش را؟!

علی اکبر لطیفیان
سلام علی قلب زینب الصبور.....



قرآن بخوان از روی نیزه دلبرانه

یاسین و الرحمان بخوان پیغمبرانه

قرآن بخوان تا خون سرخت پا بگیرد

هم چون درخت روشنی در هر کرانه

باید بلرزانی وجود کوفیان را

قرآن بخوان با آن شکوه حیدرانه

خورشید زینب شام را هم زیر و رو کن

قرآن بخوان با لهجه ای روشنگرانه

کوثر بخوان تا رود رود این جا ببارم

در حسرت پلک کبودت خواهرانه

قرآن بخوان شاید که این چشمان هرزه

خیره نگردد سوی ما خیره سرانه

اما چه تکریمی شد از لب های قاری

تشت طلا و بوسه های خیزرانه

گل داده از اعجاز لب های تو امشب

این چوب خشک اما چرا نیلوفرانه

در حسرت لب های خشکت آب می‌شد

ریحانه ات با التماسی دخترانه

آن شب که می‌بوسید چشمت را سه ساله

خم شد ز داغت نیزه هم ناباورانه

از داغ تو قلب تنور آتش گرفته

تا صبح با غمناله هایی مادرانه
یوسف رحیمی
فریاد حسین را شنیدیم همه

از کوفه به سوی او دویدیم همه

رفتیم به کربلا ولی برگشتیم

از شمر امان نامه خریدیم همه

جلیل صفر بیگی
قال رسول الله (صلى الله عليه و آله):
يقبر ابنى بأرض يقال لها كربلا هى البقعة التى كانت فيها قبة الاسلام نجا الله التى عليها المؤمنين الذين امنوا مع نوح فى الطوفان.
پيامبر خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمود: پسرم حسين در سرزمينى به خاك سپرده مى‏شود كه به آن كربلا گويند، زمين ممتازى كه همواره گنبد اسلام بوده است، چنانكه خدا ياران مومن حضرت نوح را در همانجا از طوفان نجات داد .
كامل الزيارات، ص،269، باب 88، ح 8

عن النبى (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) قال:... و هى اطهر بقاع الارض واعظمها حرمة و إنها لمن بطحاء الجنة.
پيامبر اسلام (صلى الله عليه و آله) در ضمن حديث بلندى مى‏فرمايد:
كربلا پاكترين بقعه روى زمين و از نظر احترام بزرگترين بقعه‏ها است و الحق كه كربلا از بساطهاى بهشت است.
بحار الانوار، ج 98، ص 115 و نيز كامل الزيارات، ص 264

قال على بن الحسين (عليه السلام): تزهر أرض كربلا يوم القيامة كالكوكب الدرى وتنادى انا ارض الله المقدسة الطيبة المباركة التى تضمنت سيد الشهداء و سيد شباب اهل الجنة.
امام سجاد (عليه السلام) فرمود: زمين كربلا، در روز رستاخيز، چون ستاره مرواريدى مى‏درخشد و ندا مى‏دهد كه من زمين مقدس خدايم، زمين پاك و مباركى كه پيشواى شهيدان و سالار جوانان بهشت را در بر گرفته است . ادب الطف، ج 1، ص 236، به نقل از كامل الزيارات، ص 268.
[/url]
[url=http://zakerin.ir/2800.html]http://zakerin.ir/2800.html

مداحی از حاج محمود کریمی.التماس دعا
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31
آدرس های مرجع