۲/شهریور/۹۱, ۱۶:۱۷
۴/شهریور/۹۱, ۱۶:۱۸
به نام خدا
لااقل
از آن "بد" هایی باشم که " خوب" ها را دوست دارند.
یَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ إِنِّی سِلْمٌ لِمَنْ سَالَمَکُمْ
دارم سعی می کنملااقل
از آن "بد" هایی باشم که " خوب" ها را دوست دارند.
امان يا حسين (علیه السلام)
۹/شهریور/۹۱, ۲۰:۳۲
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام دوستان عزیز :امروز یه مداحی شور بسیار زیبا (از دید خودم) رو برای شما قرار میدم تا شما هم از گوش کردن اون لذت برین ؛ انشاءالله . . .
حالی برام ، حال شور و شین نمیشه ـــــــ جایی برام ، روضه حسین نمیشه
در پناه الله
یا مهدی مدد
۱۰/شهریور/۹۱, ۲۲:۰۱
دختر اگر یتیم شود پیر میشود
از زندگی بدون پدر سیر میشود
هم سن وسالها همه او رانشان دهند
دل نازک است دختر و دلگیرمیشود
باشد شبیه مادر خود نافذالکلام
این شهرباصدای او،تسخیرمیشود
فریادهای یا ابتایش چو فاطمه
درسرزمین کفرچو تکبیرمیشود
وقتی که گیسوان سری پنجه می خورد
هرتاب آن چوحلقه زنجیر میشود
اصلارقیه نه به خدامرد بی هوا
بایک شتاب ضربه زمین گیرمیشود
هرگزکسی نگفت گلویش کبودشد
اینجاست روضه صاحب تصویر میشود
دشمن به او نگاه خریدار می کند
خوب شاهزاده بوده وتحقیرمیشود
فرزند خارجیست کفن احتیاج نیست
بیهوده نیست این همه تکفیرمیشود
دادندجای غسل تیمم تنش....چرا؟
خون ازشکاف زخم سرازیرمیشود
پایش به سوی قبله کشید وبه نازگفت:
امشب اگر نیایی پدر دیر میشود
از زندگی بدون پدر سیر میشود
هم سن وسالها همه او رانشان دهند
دل نازک است دختر و دلگیرمیشود
باشد شبیه مادر خود نافذالکلام
این شهرباصدای او،تسخیرمیشود
فریادهای یا ابتایش چو فاطمه
درسرزمین کفرچو تکبیرمیشود
وقتی که گیسوان سری پنجه می خورد
هرتاب آن چوحلقه زنجیر میشود
اصلارقیه نه به خدامرد بی هوا
بایک شتاب ضربه زمین گیرمیشود
هرگزکسی نگفت گلویش کبودشد
اینجاست روضه صاحب تصویر میشود
دشمن به او نگاه خریدار می کند
خوب شاهزاده بوده وتحقیرمیشود
فرزند خارجیست کفن احتیاج نیست
بیهوده نیست این همه تکفیرمیشود
دادندجای غسل تیمم تنش....چرا؟
خون ازشکاف زخم سرازیرمیشود
پایش به سوی قبله کشید وبه نازگفت:
امشب اگر نیایی پدر دیر میشود
قاسم نعمتی
۱۱/شهریور/۹۱, ۱۲:۳۳
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام دوستان عزیز :گوش دادن به این مداحی خالی از لطف نیست . حقیر که خیلی صفا کردم :
بگو با دل حزین ، ای نسیم سحری
اگه اشکی ریختن ، نیامندان دعا رو فراموش نکنین . . .
در پناه الله
یا مهدی مدد
۱۱/شهریور/۹۱, ۱۶:۰۴
به نام خدا
بزرگی فرمودندحضرت آیت الله مرعشی نجفی دروصیت نامه خودفرمودندکه لباس مشکی که دو ماه محرم وصفر
می پوشیدندرادرقبروی جاداده ویک سرعمامه خودشان هم به تابوت وسردیگررابه منبرشان دخیل بسته وروضه وداع بخوانند....
می پوشیدندرادرقبروی جاداده ویک سرعمامه خودشان هم به تابوت وسردیگررابه منبرشان دخیل بسته وروضه وداع بخوانند....
یادتان باشدلباس مشکی ام راتاکنید
گوشه ای ازقبرمن این جامه راهم جاکنید
کاش من در شام تاسوعا بمیرم
خرجیم را نذر خرج ظهرعاشورا کنید....
گوشه ای ازقبرمن این جامه راهم جاکنید
کاش من در شام تاسوعا بمیرم
خرجیم را نذر خرج ظهرعاشورا کنید....
پ ن : امروز اول ذي القعده است!!!
كاروان حسين (علیه السلام) عزم خانه خدا دارد،
توشه راهم مهياست تا به نداي اربابم لبيك گويم؟!
كاروان حسين (علیه السلام) عزم خانه خدا دارد،
توشه راهم مهياست تا به نداي اربابم لبيك گويم؟!
امــــــــــــان يا حسين (علیه السلام)
۱۱/شهریور/۹۱, ۲۱:۵۸
به روی شانه ی هر کس جنازه ای بُردند !!
نشد که خواهر تو یاد بوریا نکند
تو زنده بودی و من هر چقدر جان دادم
نشد که رأس تو را از بدن جدا نکند
نشد که خواهر تو یاد بوریا نکند
تو زنده بودی و من هر چقدر جان دادم
نشد که رأس تو را از بدن جدا نکند
۱۲/شهریور/۹۱, ۱۴:۳۹
دست من وتو نیست اگرنوکرش شدیم
خیلی حسین زحمت ماراکشیده است...
خیلی حسین زحمت ماراکشیده است...
۱۳/شهریور/۹۱, ۸:۳۳
مشک بر دوش سوی علقمه رفت، تا که شقالقمر نشان بدهد
تا که چشمش هزار معجزه را، بین خوف و خطر نشان بدهد
شیهه در شیهه اسب و گرد و سوار، آسمان مکث کرده تا چه کند؟
خیمه در خیمه گریه میشنود، آب را شعلهور نشان بدهد؟
مشک لبتشنه گرم زمزمه شد، گریههای رقیه در گوشش
تا که یک دشت لالهعباسی، غرق خون جگر نشان بدهد
قبضة ذوالفقار در مشتش، خشم دریاست در سر انگشتش
کربلا قلعه قلعه خیبر شد، رفت مثل پدر نشان بدهد
با خودش فکر میکند که فرات، عطش باغ را نمیفهمد
میرود معنی شکفتن را، فوق درک بشر نشان بدهد
همة خشم خونفشان علی، در صدایش وزیده، میخواهد
خطبة شقشیقهای دیگر، با رجزها مگر نشان بدهد
ساعتی بعد آفتاب گرفت، لحظة بعثتی شگفت آمد
سورهای قطعه قطعه در دستش، رفت شقالقمر نشان بدهد
«محمدحسین انصارینژاد»
۱۳/شهریور/۹۱, ۱۰:۰۴
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
آب یعنی خود هزاران مسئله
بین زینب با حسینش فاصله
تشنگی در عمق پهنای فرات
آب یعنی عشق تا این مرحله
آب میگوید که برگردید آی
یک نفر جامانده از این قافله
یک نفر که دستهای کوچکش
پر شده از آب، نه از آبله
آب یعنی أشهد أنّ حسین
تشنه میخواند نماز نافله
سلام
آب یعنی خود هزاران مسئله
بین زینب با حسینش فاصله
تشنگی در عمق پهنای فرات
آب یعنی عشق تا این مرحله
آب میگوید که برگردید آی
یک نفر جامانده از این قافله
یک نفر که دستهای کوچکش
پر شده از آب، نه از آبله
آب یعنی أشهد أنّ حسین
تشنه میخواند نماز نافله