بیاورجامی از کوثر که شط از شرم خشکیده
زمین پس می دهدخون را ببین سرهای مجنون را
که روی دست نیزاران سر خورشیدتابیده
توسردمدارطوفانی امانت داربارانی
نه از کج فهمی آب است اگراین را نسنجیده
...
که هفتادودودریا را درآغوشت نمی بیند
و طغیان کرده ازوقتی عطش رادرتوفهمیده
فرات ازشرم می نالد ولی همواره می بالد
که دستان سبکبارتورا یکبار بوسیده
غروب وچشم بد خواهان ،نگاه ابری ات غران
دعایت دوداسفندی که درهر خیمه پیچیده
پس از فصل عبورازتو غزل بوده مرورازتو
خدادرقطعه ی نابی تورا عباس نامیده
زهرامحمودی
سنگ تورا به سینه زدن عزت من است
نوکر همیشه تکیه به ارباب میکند
بسم الله...سری داریم
سریم و خیرِ سر شعر، سروری داریم
و دل خوشیم که ما نیز دلبری داریم
شقایقیم و سر راه باد منتظریم
همین که هو بکشد، جسم پرپری داریم
مویز کنج لب تو به یادمان مانده ست
میان خرقه ی خاطر قلندری داریم
بعید نیست که از ما گناه سر بزند
اگر گناه تویی ما لب تری داریم
برای پیشکشت گرچه دستمان خالی ست
هنوز بر تن مجروح مان سری داریم
بکش حلال، مگر خون بهای ما چند است؟
بکش بگو به دو عالم: «چه نوکری داریم!»
نه مکه و نه مدینه ، نه شام و نه کوفه
برای کشته شدن جای بهتری داریم
پیمان طالبی
بسم الله
باذن حضرت ارباب...
تن که بیمار طبیبان شد دچارش بهتر است
دل که نذر کربلا شد بی قرارش بهتر است
بردن چیزی به دربار کریمان خوب نیست
سائل آقا شدن اصلا ندارش بهتر است
ما چرا ،بی چاره آنها که حسینی نیستند
هر که شد وقف محرم روزگارش بهتر است
فاطمه با گریه اش ما را اسیر خود نمود
آری آری گریه اصلا گریه دارش بهتر است
نوکری آسوده میمیرد که بیند بعد او
در غلامی از خودش ایل و تبارش بهتر است
سن پیری بیشتر از هرچه باید گریه کرد
میوه خسته زمستان آب دارش بهتر است
روز روشن بود آقا کشته شد پس بعد از این
گریه ماه محرم آشکارش بهتر است
نه محرم وصفر بلکه همه ایام سال کعبه از عزای تو سیاه پوش است
بسم الله
باذن مادر اربابمان حسین (علیه السلام)،یا زهرا (سلام الله علیها)
دل نیست این که دارم،گنجینه غم توست
بیگانه باد با غیر این دل که محرم توست
ورد زبانم امسال ذکر مصیبتت بود
امسال عالم من ،در فکر عالم توست
تصویر کربلایت جاری است در سرشتم
تا زنده ام نگاهم،کانون ماتم توست
خون تو تا قیامت،می جوشد از دل خاک
سر سبز،خاک این دشت،از خون خرم توست
سرشار کرد خونت،امسال تشنگی را
این کربلای تفته،سیراب از دم توست
یارب سر حسین است،بر روی نیزه آیا؟
یا سر آفرینش؟یا اسم اعظم توست؟
بگذار تا بگردم،دور تو ،کعبه من
ذی الحجه من امسال،ماه محرم توست
مرتضی امیری اسفندقه
بسم الله الرحمن الرحیم
و سیعلمو الذین ظلمو ای منقلب ینقلبون
غرور پسر
پهلوی مادر
فرق پدر
رأس پسر
دست برادر
پیشانی خواهر...
چه بشکن بشکنی ست،
در کوچه بنی هاشم!
بسم الله الرحمن الرحيم
در ايام ولادت باباي اربابمان حسين(علیه السلام)،تقديم به ساحت ملكوتي حضرتش؛
شکر خدا ولایت حیدر به ما رسید
توفیق عشق آل پیمبر به ما رسید
روزی که روزیِ همه تقسیم کرده اند
گنج گدایی از درِ این در به ما رسید
وقتی خدا به بنده ی خود کار می سپرد
اربابی از شما شد و نوکر به ما رسید
ما که برای عشق لیاقت نداشتیم
این ها هم از عنایت مادر به ما رسید
"زهرا اگر نبود ولایت نداشتیم"
از یمن اوست این همه گوهر به ما رسید
از ماجرای شام و مدینه... ولایتت
با خطبه های همسر و دختر به ما رسید
گر کربلا نبود علی هم نداشتیم
عشق "علی" ز روضه ی "اکبر" به ما رسید
روضه نخوانده شعر پر از شور و شین شد
بی اختیار قافیه ام یا حسین شد
شکر خدا به دام شما دل اسیر شد
تا نوکر سرای شما شد امیر شد
زینب، حسن، حسین و کلثوم و مرتضی
هر یک شبیه فاطمه خیر کثیر شد
هر کس گدای خوان شما شد بزرگ شد
هرکس نشد ذلیل و زبون و حقیر شد
باید حسین حسین کنید ای ملائکه
فطرس حسین گفت و پرید و سفیر شد
بی تو خزان تمام دلم را گرفته بود
با نامتان هوا چقدر دل پذیر شد
ای کاش حرف پشت سرم اینچنین شود
این هم جوان سینه زنی بود و پیر شد...
داود رحیمی