حضرت مهدى(عليهالسلام ) فرمودند:
... اِنَّ زَكَرِيّا عليهالسلام سَأَلَ رَبَّهُ أنْ يُعَلِّمَهُ أسْماءَ الْخَمْسَةَ، فَأهْبَطَ عَلَيْهِ جَبْرَئيلَ
عليهالسلام فَعَلَّمَهُ إيّاهُ فَكانَ زَكَريّا اِذا ذَكَرَ مُحَمَّداً وَ عَلِيّاً وَ فاطِمَةَ وَ الْحَسَنَ سُرِّى عَنْهُ
هَمُّهُ وَ انْجَلى كَرْبُهُ وَ إذا ذَكَرَ اَلْحُسَيْنَ خَنَقَتْهُ الْعَبْرةَ وَ وَقَعَتْ عَلَيْهِ الْبَهَرَةُ؛
حضرت زكريّا (عليهالسلام) از خدا خواست تا نامهاى «پنجتن» را به او بياموزد، پس
جبرئيل را بر او نازل كرد، و آموخت. پس از آن هنگامى كه نام محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و
على(علیه السلام) و فاطمه(سلام الله علیها) و حسن(علیه السلام) را ياد آور مى شد غم و اندوهش برطرف
مى شد ولى هنگامى كه نام امام حسين(علیه السلام) را به ياد مى آورد گريه گلويش را مى
فشرد و نفسهايش به شماره می افتاد... .
[بحارالانوار، ج 52 ص 84.]
ای اهل عالم غدیر امد و رفت خبر از یار نیامد.....................................بر زخم دل فاطمه غمخوار نیامد
چند روز دگر مانده که با ناله بگوییم...................................................ای اهل حرم میر و علمدار نیامد
..............................................سقای حسین سید و یالار نیامد..................................................
..............................................السلام علیک یا ابا عبدلله..........................................................[align=CENTER]
![[تصویر: 4.gif]](http://mileyr.persiangig.com/moharam/4.gif)
جرعه اول حسن حسین هزن حرم
هزن در مکتب یار واژه ایست مرادف عشق
و عشق یعنی این که در خیالت هزن یار بپرورانی
هزن یعنی طلوع افتاب را که ببینی مویت سپید باشد
و غروب که میرسد مویت یکسره سپید شده باشد
هزن یعنی چنان ذوب در اربابت باشی که:
چشمهایت بگویند حسین
زبانت بگوید حسین
و دستانت با هر تکانه ای که ب سرو سینه ات میزند " سین " حسین را بگوید
بسم الله الرحمن الرحیم
السلام علیک یا صریع الدمعه العبری
السلام علیک یا مذیب الکبد الحری
السلام علیک یا صریع العَبرةِ الساکبه و قرین المصیبة الراتبه
دیدگانت پراشک
لبانت خشکیده
سینه ات گداخته
قلبت شعله ور
روحت پرتلاطم
لیکن مهار نفست برمشت
سرود ایمان برلب
نوای توحید در کام
یاد خدا در دل
دستار پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) بر سر
کهنه پیرهن امانت مادر بر تن
بزم اشکواره در پیش...
ای حسین، ای رازدار منزل وحی
غم سرای خیمه هایت
سوزش قلب زنانت
گریه ی نوباوگانت
آه و سوز خواهرانت
العطش از دخترانت
عالمی را اشک ریزان می کند
ای حسین ای رهنمای راه ایمان
ای حسین ای جرعه نوش جام یزدان
کوفیان بدصفت
نامردان بی مروت
دعوتگران بی فتوت
حیا از مادرت زهرا(علیه السلام) نکردند...
ای حسین ای خون یزدان؛
واژگان در چکامه شور تو ناتوان، شعرگویان در ستایش صبر تو حیران و ادیبان در بیان ایثار تو سرگردان.
یا حسین؛
نیایت(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) به شهادت پذیرییت جان یافت، زکریا(علیه السلام) به غم آمیخته با نامت ره جست و فطرس به برکت گاهواره تو بال یافت.
گوئی که در قربانگاه زمین آرزو، حاجیان، قربانی به یاد تو می کنند؛
و گوئی که احرام به تن داران در سرزمین عرفات، دنبال راه تو روند
که تو فرزند مکه و بطحائی، فرزند زمزم و صفائی، پور حلّ و منائی.
گرگان بیشه شهوت، پارگان تنت را تن پاره کردند
روبهان مرغزار حیله، دعوتنامه ها را به شمشیر بازکردند
و حرامیان بستر کفر، دست پلید خویش را برای بیعت به سوی تو گشودند.
که چه نیک فرمودی:
اِنَّ الدَّعیَّ ابنَ الدَّعی قَد رَکَزَ بَینَ اثنَتَینِ بَینَالسِّلَّةِ و الذّلَّةِ و هَیهات مِنّا الذّلَّةِ یَابَی اللهَ و رَسولُهُ والمومنونَ و حُجورٌ طابَت و طَهُرَت و اُنوفُ حَمِیَّةٍ و نُفوسُ اَبیَّةٍ مِن اَن تُوثِرَ طاعَةُ اللِّئام علی مصارعِ الکِرام.
« همانا حرام زاده فرزند حرام زاده، مرا بر دو کار مخیر داشته، یکی مرگ و دیگری خواری و ذلت، و چه دور است ذلت از خاندان ما؛ خداوند و پیامبرش و باورمندان و دامن های پاکیزه [که ما را پروردند] و مردمی که زیر بار ستم نروند و افرادی که تن به خواری ندهند[ جملگی] دوری می گزینند که فرمانبری ناپاکان بر کشته شدن شرافتمندانه برگزیده شود.»
دژخیمان اهریمن صفت
کُرنشگران معبد نفس
فرمانبران صفیر ابلیس
غنودگان بر بستر آمال و دنباله روان امیر جانیان یزید(لعنت الله علیه), صلایت را با تیر و پیکان پاسخ دادند و دلائلت را با سنگ.
برای آنکه همه تاریخ راز مظلومیتت را بداند، فرمودی:
هَل مِن ذابِّ یَذُبُّ عَن حَرَم رَسولِ الله(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)؟
هَل مِن مُوَحِّدٍ یَخافُ اللهَ فینا؟
هَل مَن مُغیثٍ یَرجُو الله بِاِغاثَتِنا؟
هَل مِن مُعینٍ یَرجو ما عِنداللهِ فی اِعانَتِنا؟
آیا کسی هست که از حرم رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) پاس دارد؟
آیا یکتاپرستی هست که در حق ما از خداوند بترسد؟ آیا پناه دهنده ای هست که به پناه دادن ما امیدوار به خداوند باشد؟
آیا کمک کاری هست که با کمک به ما بدآنچه نزد خداوند است امیدوار باشد؟
آه که نوایت را ناشنوده گرفتند،
افسوس که پور پیامبر، فرزند زهرا و حیدر(علیهم السلام) را تنها گذاشتند؛
دردا که با رها کردن تیری زهرآگین به سویت، دیدگان پرالتهاب کودکانت را بر هم گذاردند؛
وای که بر سینه پردرد دُخت امیرمومنان، دست پرورده زهرای مرضیه، آتش غم ریختند
و اندوه که حرمت ها را شکستند...
به غیر از غلامی تو بدردی نمیخورم
بیرون کنی به جان فاطمه بیکار میشوم .
واویلا ، اسمون رنگ شبه
واویلا ، رباب در تاب و تبه
واویلا ، جون زینب به لبه
واویلا ، حرم آواره شده
"کربلا کربلا ، اللهم ارزقنا "
سلام من به محرم, محرم گل زهرا
به لطمه های ملائک, به ماتم گل زهرا
دلم بدجور هوای محرم کرده
التماس دعا
راستی،از مسئولین تالار تقاضا دارم شکل و شمایل تالارو عوض کنن.چون ما هی میخوایم بریم تو فاز،این قالب نمیذاره !!!
با توجه با اینکه کم کم دیگه داره هیات ها شروع میشه و آیین های مذهبی هر نقطه از کشور عزیزمون دیدنی و بکره!
از دوستان خواهش میکنم در صورت امکان و حوصله گزارشی مختصر یا مفصل از محرم در مکان زندگی خودشون ارائه بدن که جهت
آشنایی با تمامی رسوم رایج عالیه!
و برای بهره بردن به صورت تمام کاربران در این تاپیک و از طریق این پل ارتباطی مجالس مفید عزاداری رو با ذکر محل و نام سخنران و غیره معرفی کننند!(البته با توجه به میزان عضویت کاربران اون شهر در تالار)!
ان شاء الله اگر این کار راه بیفته بتونیم استفاده ی خوبی از روزهامون توی محرم ببریم!
در صورت موافقت نظره خودتون رو اعلام کنید!
یاعلی!