ان لقتل الحسین حراره فی قلوب المومنین لن تنطفئ ابدا
در دلهای مومنین داغی است(برای شهادت حسین ع) که هرگز خاموش نخواهد شد
بهشت ، پاداش عزادارى
قال على بن الحسين السجّاد عليه السّلام :
اَيُّما مُؤ مِنٍ دَمِعَتْ عَيْناهُ لِقَتْلِ الْحُسَيْنِ وَ مَنْ مَعَه حَتّى يَسيلَ عَلى خَدَّيْهِ بَوَّاءَهُ اللّهُ فىِ الْجَنَّةِ غُرَفاً.
ترجمه :
امام سجّاد عليه السّلام فرمود:
هر مؤ منى كه چشمانش براى كشته شدن حسين بن على عليه السّلام و همراهانش اشكبار شود و اشك بر صورتش جارى گردد،
خداوند او را در غرفه هاى بهشتى جاى مى دهد.
ينابيع الموده ، ص 429
خدا رو شکر محرمتو دیدم دوباره آقاجون
نمردمو دیدم که چشام بارون می باره آقاجون
در به در کوچه نشین،دوباره مهمون توئه
تموم قصه همینه دلم پریشون تو ئه
ابر نگاهم میباره به هوای حرمت
روزی چشمم دوباره می رسه از کرمت
دلم مثه برگ گلی که خشک و بی رنگه آقا
فقط می خوام گریه کنم دلم برات تنگه آقا
دنیای من آقای من اللهم اجعل محیای محیای من
من برای تو گریه میکنم تو برای من
آقای من
سامون بده
لیلای من یک خبری به مجنون بده من که مردم کرب و بلاتو نشون بده
سامون بده
میگم عاشقم
اما خودم بهتر میدونم که نالایقم کدوم عاشقی!!!! من که همیشه برای تو آینیه دقم
کجا عاشقم!؟
دوا بده
درد بده
هر چی دارم ازم بگیر به من یه کربلا بده
[i]بر اوج نيزه گرم طلوعي دوباره بود
او كهكشان روشن هفده ستاره بود
خون جاي واژه بر لبش آورد و بعد از آن...
پيشاني اش پر از عرق سرد و بعد از آن...
خون را ميان معركه حس كرد و بعد از آن...
شاعر بريد و تاب نياورد و بعد از آن...[/b]
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
حدیث روز/ محرم، ماه سوگوارى
کلام امام علی بن موسی الرضا علیه السلام درباره سوگواری در ماه محرم
مشرق- امام رضا علیه السلام فرمودند: هر گاه ماه محرم فرا مى رسید، پدرم (موسى بن جعفر علیه السلام) دیگر خندان دیده نمى شد و غم و افسردگى بر او غلبه مى یافت تا آن كه ده روز از محرم مى گذشت، روز دهم محرم كه مى شد، آن روز، روز مصیبت و اندوه و گریه پدرم بود. (امالى صدوق، ص 111)
«كانَ اَبى اِذا دَخَلَ شَهْرُ الْمُحَرَّمِ لا یُرى ضاحِکاً وَ کانَتِ الْکِاَّبَةُ تَغْلِبُ عَلَیْهِ حَتّى یَمْضِىَ مِنْهُ عَشْرَةُ اَیّامٍ، فَاِذا کانَ الْیَوْمُ العْاشِرُ کانَ ذلِکَ الْیَوْمُ یَوْمَ مُصیبَتِهِ وَ حُزْنِهِ وَ بُکائِهِ...»[/b]
صلوات
یا الله
سلام بر حسین(علیه السلام)،بر تو ای مولا،ای سرور و سالار شهیدان که نام مبارکت کلید هدایت و کشتی نجات است.
بر شقایق های خونین فروریخته .... بر سرو های شکسته.... بر کربلا و خیمه های سوزان آن.
سلام بر کاروان اسیران عشق .... بر صحرا ....و سلام بر
نی....
درود بر حسین(علیه السلام) ،که خون نهفته در قامتش، دل هایمان را می شکند و اشکهایمان را، در فروریختن بی تاب می سازد و تداعی کربلایش غمی شگرف بر قلب هایمان می نشاند و جگرها یمان را ناخواسته به آتش می کشاند.
تقدیم به حر ریاحی
تو از این خسته دل زار گواهی، چه کنم گر نکنی بر من بیچاره نگاهی، به جز از کوی توام نیست پناهی، چه کند نامه سیاهی، تو پناهی، همه سیاره تو ماهی، همه عبدند و تو شاهی، چه بخواهی چه نخواهی به سر کوی تو باز آمدم ای مظهر الطاف الهی، که کنی بر من دلخسته نگاهی، تو که امروز مرا دست بگیری ز کرم عذر گناهم بپذیری، به خدا زمزمة العطش طفل تو آمد چو به گوشم، ز جگر خواست خروشم، به سویت آمده ام تا که به یاریت بکوشم چه شود دست بگیری من افتاده ز پا را
***
شه دین دست نوازش بکشیدی به سر حر و بیفشاند ز لب در که تو امروز تهی گشته ای از ظلمت و از نور شدی پر، ز چه افکنده سر خویش به زیر و شدی از هستی خود سیر، مکن بر سر خود خاک، مزن جامه دل چاک که گشتی ز گنه پاک، تو ای عاشق دلداده ی آزاده ی آماده ی ایثار، ز لطف احد قادر دانا به در خانه ی فرزند نبی احمد مختار مکن گریه که مولات کریم است و عطایش ز خطای تو فزون است، بیا یاور ما باش، چو جان در بر ما باش، از این بیش میندیش بدین غصه و تشویش که خشنود نمودی ز ره مهر و وفا آل عبا را
نویسنده: غلام حسین سازگار