خیلی گران تمام شد این آب خواستن
یک مشک از قبیله ما یک عمو گرفت
هر سال ماه محرم میگم میخوام ادم شم ، نمیشم ، خودم که نمیتونم ، یعنی یه دستی نباید دست مارو بگیره.
حسین بیشتر از اب تشنه ی لبیک بود،افسوس که به جای افکارش زخم های تنش را نشانمان دادندوبزرگترین دردش را بی ابی نامیدند.
تا محرم چتد منزل باقیست...................................................؟

شب جمعه که میشه دل منو تنها میذاره!.............................................................به گمونم که میره کربلا سوغات بیاره!
فردا جمعه است !
دعا یادتون نره!
التماس دعا!
الهم صل علی محمد وآل محمد(عجل فرجهم)
ما بر سر آن عهد که بستیم نشستیم آقا!
حال توبیا!
در آستانه ی جمعه از همه التماس دعا!
شدیدا!

آه ...
محرم
نگو ظهر عاشورا
بگو تاراج اسلام
خجلت زده رسول هستم
[b]دلم برای پای کودکان حرم ریش میشود.
کاش نمیزد اولین سیلی
کاش نمیبردند مولا را به مسجد
اینهمه کاش نمیشد
آن وقت غدیر فراموش نمیشد
ولایت حق خاندان آل عباست
ای کاش شود لحظه ظهور
دیگر ندارم طاقت غربت و تنهایی و ....
اسلام علیک یا حسین
هر چند این قبیله همه نور واحدند اما حسین فاطمه تو چیز دیگری
در سوگ کدامین غم عظمی به تنت رخت عزا کرده ای ای عشق مجسم!
نکند باز شده ماه محرم که چنین میزند آتش به دل فاطمه آهت به فدای نخ آن شال سیاهت [/b]
تو کجایی......
صاحب این بیرق و این پرچم و این بزم تویی.......... آجرک الله[/b]