تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: يــا قَــتــیـــلَ الْـــعَـبَراتِ " ويژه نامه محرم وصفر1434 "
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25

باز از راه محرم غم رسید
بر زمین آسمان ماتم رسید
این هلال قد کمان دیگر است
"لیتنا کنا معک" اندر سر است
خرقه ها را بار دیگر تن کنید
آتشی در قلب این خرمن کنید
طبل و شیپور عزا را سر دهید
هفت اقلیم عطش را در دهید
ورد صوفی حا و سین و یا و نون
فاعلات فاعلات فاعلون
"حای" آن حامیم ذات کبریا
"سین" آن سرها ز پیکرها جدا
"یای" آن یکتا پرست و یذکرون
"نون" آن باشد قسم بر یسترون
سینه از درد فراغت خسته است
دل به روی غیر تو او بسته است
هیچ دانی در دلم جا کردی؟
عرش حق شش گوشه برپا کردی؟
عشق بازی با تو معنا می شود
نور حق با تو هویدا می شود
السّلام ای شاه مظلوم و غریب
السّلام ای "آیهء امن یجیب"
السّلام ای نور چشم مصطفا
السّلام ای "خامس آل عبا"


مهدی شریفی
(۲۷/آبان/۹۱ ۲۰:۰۰)mohammad reza نوشته است: [ -> ]بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
قدیمی ترین عکس موجود از قتلگاه امام حسین (علیه السلام)
[تصویر: 24271_675.jpg]صلوات
یا الله


دیگر کجا دلت آرام میگیرد....

وقتی غروب جمعه ای...


میان خیمه گاه ارباب، برایت روضه
قتلگاه خوانده


باشند....
بسم الله
.
.
حَـــــــیَّ عَــــــلی العَــــــزا
حَـــــــیَّ عَـــــــلی البُـکـــــاء
فی ماتَمِ الحُسَین (ع )
مَــــظـلـــوم کَــــــربــــــــلا
.
[تصویر: siyRnz_535.jpg]
.

بسم الله الرحمن الرحیم


[تصویر: heyhat.jpg]




بزرگ فلسفه قتل شاه دین این است
كه مرگ سرخ به از زندگى ننگین است


حسین مظهر آزادگى و آزادى است
خوشا كسى كه چنینش مرام و آیین است


نه ظلم كن به كسى نى به زیر ظلم برو
كه این مرام حسین است و منطق دین است


همین نه گریه بر آن شاه تشنه لب كافى است
اگر چه گریه بر آلام قلب تسكین است


ببین كه مقصد عالى وى چه بود اى دوست
كه درك آن سبب عزو جاه و تمكین است


ز خاك مردم آزاده بوى خون آید
نشان شیعه و آثار پیروى این است


(خوشدل تهرانى)


بسم الله الرحمن الرحیم

السلام علی الحسیـــــــــــــــــــــــــــــــــــن


[تصویر: 28.gif]


سلام بر تو و نیزه ای که حامل توست
به محملی که درونش تمامی دل توست
سلام بر تو بر زلف عنبر افشانت
نگاه غم زده ی زینب پریشانت
دشت پر از ناله و فریادبود
سلسله بر گردن سجاد بود
فصل عزا آمد و دل غم گرفت
خیمه دل بوی محرم گرفت
زهره منظومه زهرا حسین
کشته افتاده به صحرا حسین
دست صبا زلف تورا شانه کرد
بر سر نی خنده مستانه کرد
چیست لب خشک و ترک خورده ات
چشمه ایاز زخم نمک خورده ات
روشنی خلوت شبهای من
بوسه بزن بر تب لبهای من
تا زغم غربت تو تب کنم
یاد پریشانی زینب کنم
آه از آن لحظه که بر سینه ات
بوسه نشاندند لب تیرها
آه از آن لحظه که بر پیکرت
زخم کشیدند به شمشیرها
آه از آن لحظه که اصغر شکفت
در هدف چشم کمانگیر ها
آه از آن لحظه که سجاد شد
همنفس ناله زنجیر ها
قوم به حج رفته به حج رفته اند
بی تو در این بادیه کج رفته اند
کعبه تویی کعبه به جز سنگ نیست
آینه ای مثل تو بی رنگ نیست
آینه رهگذر صوفیان
سنگ نصیب گذر کوفیان
کوفه دم از مهر و وفا می زدند
شام تو را سنگ جفا می زدند
کوفه اگر آینه ات را شکست
شام از این واقعه طرفی نبست
کوفه اگر تیغ و تبرزین شود
شام اگر یکسره آذین شود
مرگ اگر اسب مرا زین کند
خون مرا تیغ تو تضمینکند
آتش پرهیز نبرد مرا
تیغ اجل نیز نبرد مرا
بی سر و سامان توام یاحسین
دست به دامان تو ام یا حسین
جان علی سلسله بندم مکن
گردم از خاک بلندم مکن
عاقبت این عشق هلاکم کند
در گذر کوی تو خاکم کند
تربت توبوی خدا می دهد
بوی حضور شهدا می دهد
مشعر حق عزم منا کرده
ایکعبه ی ششگوشه بنا کرده ای
تیر تنت را به مصاف آمدست
تیغ سرت را به طواف آمدست
چیست شفابخش دل ریش ما
مرحم زخم و غم و تشویش ما
چیست به جز یاد گلروی تو
سجده به محراب دو ابروی تو
بر سر نی زلف رها کرده ای
با جگرشیعه چه ها کرده ای
باز که هنگامه برانگیختی
بر جگر شیعه نمک ریختی
كو كفني تا كه بپوشم تنت
تا گيرم دامنه دامنت
حج تو هر چند كه تخير داشت
لاكن هفتاد و دو تكبير داشت
آري هفتاد و دو لبيك گو
عظم وضو كرده به خون گلو
اينان هفتاد دو قربانييند
كه از اسر باده تو فانييند
هم نفسان حج حسيني كنيد
پيروي از راه خميني كنيد
حج حسيني سفري سرخ بود
احرامش بال وپري سرخ بود
حج حسيني سفر كربلاست
نيت آن قربت رنج و بلاست


برای شادی روح مرحوم آقاسی صلوات

[تصویر: Del02.jpg]
بردن اهل حرم دستور بود از سر غیب

ور نه این بی احترامی ها کی روا دارد حسین!؟
برادری به تعداد نیست ، به وفاداری است ...

حضرت یوسف یازده برادر داشت ؛ و امام حسین ، تنها "عباس" را . . .


یا ابوالفضل...

آموخته ایم از تو وفاداری را ،
خونِ تو نوشت معنی یاری را ؛

ای کاش که آب کربلا می آموخت ،
آن روز زچشمت آبرو داری را ...

زینب که هست حرف غریبی نزن حسین(علیه السلام) هر دو گلم برای تو کــــــــــــــردم کفن، حسین(علیه السلام)

آری برای آنکه بمانــــــــی تا دقایقـــــــــی باید فدا شود همـــــــۀ هســــــت من حسیـن(علیه السلام)

رد کردن هدیه خواهــــــــر درست نیسـت با این بهانه ها مزن آتـــش به تــــــــن حسین(علیه السلام)

این لشگری که بسته صفی رو به روی تو زنده کـــــند مدینـــــه و آن پیرُهــــــــن حسین(علیه السلام)

دارم به حرف مادرمان فـــکر مــی کنــــــم حرف علــــــی(علیه السلام) و یـاس و گـل یاسمن حسین(علیه السلام)

امروز تلخ تر شـــده ار خاطــــــرات قبـــــل صحراســـت مقتـل ایندفعـه جای وطن حسین(علیه السلام)

در خیمه می نشینم و بیـــرون نمیـــــروم اما بخوان تـو فاتــــــــــــــحه بر دو بدن حسین(علیه السلام)

از روزن حریم به میـــــــدان نظر کنـــــــــم تیغ اسـت و تیرُو سنگ، بگو یا حسین(علیه السلام) حسین(علیه السلام)

کم کم به عصر حادثه نزدیک مـــی شویم قلبــم تپیده با دم یـــــــابن الحسن(عجل الله تعالی فرجه الشریف) حسین(علیه السلام)

یا عمه سادات ام المصاعب تو دعا کن برای مولا
برام رقم میخوره زیباترین سر گذشت

اگه یه روزی بگن " تو روضه ها در گذشت "
[تصویر: 1353307768205432_thumb.jpg]
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25
آدرس های مرجع