۴/آذر/۹۱, ۴:۴۴
۴/آذر/۹۱, ۵:۲۸
باب ولایت امام حسین (علیه السلام)؛ ابوالفضل العباس (علیه السلام) است.
پدر آیت الله سید علی قاضی(رحمة الله علیه) خواب دیده بودند که همه عالم بر سر سفره امام حسین علیه السلامه؛ و همه کاره امام حسین علیه السلام هم، آقا ابوالفضل العباس سلام الله علیه اند.
![[تصویر: rqbiymvxp9h5thrdh.jpg]](http://www.1axupload.net/images/rqbiymvxp9h5thrdh.jpg)
۴/آذر/۹۱, ۹:۰۵
بسم الله الرحمن الرحیم
![[تصویر: 148d4226-b39b-47a0-bc6f-cc0ada4a537b.jpg]](http://rasekhoon.net/_WebSiteData/PhotoGallery/Photos/148d4226-b39b-47a0-bc6f-cc0ada4a537b.jpg)
در کنار علقمه سروی ز پا افتاده است
یا گلی از گلشن آل عبا افتاده است
در فضای رزمگاه نینوا با شور و آه
ناله جانسوز " اَدرک یا اَخا " افتاده است
از نوای جانگداز ساقی لب تشنگان
لرزه بر اندام شاه نینوا افتاده است
شه، سوار اسب شد با سر به میدان روی کرد
تا ببیند جسم عباسش کجا افتاده است
ناگهان از صدر زین افکند خود را بر زمین
دید " بسم الله " از قرآن جدا افتاده است
پاره قرآن ببوسید و پی اصلش دوید
مصحف ناطق کجا یا رب ز پا افتاده است
تا کنار نهر علقم بوی عباسش کشید
دید بر خاک سیه صاحب لوا افتاده است
کرده در دریای خون ماه بنی هاشم غروب
تشنه لب سقای دشت کربلا افتاده است
دست خود را بر کمر بگرفت آهی برکشید
گفت پشت من زهجرانت دوتا افتاده است
بهر آبی در حرم طفلان من در انتظار
از عطش بنگر چه شوری خیمه ها افتاده است
هرچه شه نالید، عباسش ز لب، لب برنداشت
دید مرغ روح او سوی سما افتاده است
گفت پس جسم برادر را بَرَم در خیمه گاه
دید هر عضوی زاعضایش سوا افتاده است
شد به سوی خیمه با پای پیاده رهسوار
در حرم شد دید افغان و نوا افتاده است
جمله می گفتند: سقا، ای پدرجان دیر کرد
بر سر عموی ما، بابا چها افتاده است
حال زینب را مگو " علامه " از شه چون شنید
دست عباس علمدارش جدا افتاده است
![[تصویر: 148d4226-b39b-47a0-bc6f-cc0ada4a537b.jpg]](http://rasekhoon.net/_WebSiteData/PhotoGallery/Photos/148d4226-b39b-47a0-bc6f-cc0ada4a537b.jpg)
در کنار علقمه سروی ز پا افتاده است
یا گلی از گلشن آل عبا افتاده است
در فضای رزمگاه نینوا با شور و آه
ناله جانسوز " اَدرک یا اَخا " افتاده است
از نوای جانگداز ساقی لب تشنگان
لرزه بر اندام شاه نینوا افتاده است
شه، سوار اسب شد با سر به میدان روی کرد
تا ببیند جسم عباسش کجا افتاده است
ناگهان از صدر زین افکند خود را بر زمین
دید " بسم الله " از قرآن جدا افتاده است
پاره قرآن ببوسید و پی اصلش دوید
مصحف ناطق کجا یا رب ز پا افتاده است
تا کنار نهر علقم بوی عباسش کشید
دید بر خاک سیه صاحب لوا افتاده است
کرده در دریای خون ماه بنی هاشم غروب
تشنه لب سقای دشت کربلا افتاده است
دست خود را بر کمر بگرفت آهی برکشید
گفت پشت من زهجرانت دوتا افتاده است
بهر آبی در حرم طفلان من در انتظار
از عطش بنگر چه شوری خیمه ها افتاده است
هرچه شه نالید، عباسش ز لب، لب برنداشت
دید مرغ روح او سوی سما افتاده است
گفت پس جسم برادر را بَرَم در خیمه گاه
دید هر عضوی زاعضایش سوا افتاده است
شد به سوی خیمه با پای پیاده رهسوار
در حرم شد دید افغان و نوا افتاده است
جمله می گفتند: سقا، ای پدرجان دیر کرد
بر سر عموی ما، بابا چها افتاده است
حال زینب را مگو " علامه " از شه چون شنید
دست عباس علمدارش جدا افتاده است
۴/آذر/۹۱, ۱۰:۴۷
سلام علیکم
در واقعه عاشورا هریک از یاران امام که شهید می شدند پرده خیمه شان را بالا میزدند
یعنی این خیمه صاحب ندارد
وقتی آقا امام حسین از علقمه برگشتند فرمودند پرده خیمه عباس (علیه السلام) را بالا بزنید
حضرت زینب وقتی این سخن آقا را شنیدند، دست روی دست میزدندو می فرمودند
امان از اسیری، امان از اسیری
یا علی/ التماس دعا
در واقعه عاشورا هریک از یاران امام که شهید می شدند پرده خیمه شان را بالا میزدند
یعنی این خیمه صاحب ندارد
وقتی آقا امام حسین از علقمه برگشتند فرمودند پرده خیمه عباس (علیه السلام) را بالا بزنید
حضرت زینب وقتی این سخن آقا را شنیدند، دست روی دست میزدندو می فرمودند
امان از اسیری، امان از اسیری
یا علی/ التماس دعا
۴/آذر/۹۱, ۱۴:۳۲
شعری از اكبر لطيفيان : موساي كربلا
وعده اى داده اى و راهى دريا شده اى
خوش به حال لب اصغر كه تو سقا شده اى
آب از هيبت عباسى تو مى لرزد
بى عصا آمده اى حضرت موسى شده اى
بى سجود آمده اى يا كه عمودت زده اند
يا خجالت زده اى وه كه چه زيبا شده اى
يا اخا گفتى و ناگه كمرم درد گرفت
كمر خم شده را غرق تماشا شده اى
منم و داغ تو و اين كمر بشكسته
توئى و ضربه اى و فرق ز هم وا شده اى
سعى بسيار مكن تا كه ز جا برخيزى
كمى هم فكر خودت باش ببين تا شده اى
مانده ام با تن پاشيده ات آخر چه كنم ؟
اى علمدار حرم مثل معما شده اى
مادرت آمده يا مادر من آمده است
با چنين حال به پاى چه كسى پا شده اى
تو و آن قد رشيدى كه پر از طوبى بود
در شگفتم كه در اين قبر چرا جا شده اى
وعده اى داده اى و راهى دريا شده اى
خوش به حال لب اصغر كه تو سقا شده اى
آب از هيبت عباسى تو مى لرزد
بى عصا آمده اى حضرت موسى شده اى
بى سجود آمده اى يا كه عمودت زده اند
يا خجالت زده اى وه كه چه زيبا شده اى
يا اخا گفتى و ناگه كمرم درد گرفت
كمر خم شده را غرق تماشا شده اى
منم و داغ تو و اين كمر بشكسته
توئى و ضربه اى و فرق ز هم وا شده اى
سعى بسيار مكن تا كه ز جا برخيزى
كمى هم فكر خودت باش ببين تا شده اى
مانده ام با تن پاشيده ات آخر چه كنم ؟
اى علمدار حرم مثل معما شده اى
مادرت آمده يا مادر من آمده است
با چنين حال به پاى چه كسى پا شده اى
تو و آن قد رشيدى كه پر از طوبى بود
در شگفتم كه در اين قبر چرا جا شده اى
۴/آذر/۹۱, ۱۵:۵۵
طواف آب گرداگرد حرم حضرت اباالفضل العباس(علیه السلام)
تصاویری از چشمه آب زلالی که صدها سال است گرداگرد قبر اصلی حضرت ابوالفضل العباس(علیه السلام) در زیر حرم مطهرش در کربلا طواف میکند و این است اجر تشنهماندن او بر لب فرات به احترام تشنگی برادر ...
![[تصویر: image_200812314835623.jpg]](http://hajj.ir/hadjwebui/ImageGallery/ImageNews/image_200812314835623.jpg)
![[تصویر: image_200812314835938.jpg]](http://hajj.ir/hadjwebui/ImageGallery/ImageNews/image_200812314835938.jpg)
![[تصویر: image_200812314835623.jpg]](http://hajj.ir/hadjwebui/ImageGallery/ImageNews/image_200812314835623.jpg)
![[تصویر: image_200812314835938.jpg]](http://hajj.ir/hadjwebui/ImageGallery/ImageNews/image_200812314835938.jpg)
منبع : سایت حج
۴/آذر/۹۱, ۱۸:۱۷
دوستان سلام
این روضه مرحوم کوثری واسه من خیلی تاثیر گذاره،
از زمانی که بچه بودم تا الان که ...
۴/آذر/۹۱, ۲۰:۰۹
امشبی را شه دین در حرمش مهمان است
مکن ای صبح طلوع مکن ای صبح طلوع
مکن ای صبح طلوع مکن ای صبح طلوع
۴/آذر/۹۱, ۲۰:۲۶
حسین جان ای آبروی دو عالم نگین سلیمان به حلقه خاتم
برادر جان بی تو در دل صحرا شده تنها خواهرت گل زهرا
تنت بی سر مانده در دل صحرا سرت هر دم روی نیزه اعدا
به زخم تنت روی ریگ بیابان به سوز دل و اشک و آه یتیمان
سرتو بر نیزه های ژر از خون به روی سر ناقه ها من دلخون
به شهر شام در هجوم نظر ها کند خنده دشمنت به غم ما
خداحافظ ای برادر زینب
برادر جان بی تو در دل صحرا شده تنها خواهرت گل زهرا
تنت بی سر مانده در دل صحرا سرت هر دم روی نیزه اعدا
به زخم تنت روی ریگ بیابان به سوز دل و اشک و آه یتیمان
سرتو بر نیزه های ژر از خون به روی سر ناقه ها من دلخون
به شهر شام در هجوم نظر ها کند خنده دشمنت به غم ما
خداحافظ ای برادر زینب
[b]حسین آرام جانم حسین روح و روانم
۴/آذر/۹۱, ۲۰:۴۲
خدا میداند که ارباب چقدر نماز و دعا را دوست دارد!
یک قدم تا فاجعه!
ذکر اهل حرم.......
مکن ای صبح طلوع!
یک قدم تا فاجعه!
ذکر اهل حرم.......
مکن ای صبح طلوع!
![[تصویر: h50y37ctfxlxx7otnmq4.jpg]](http://up.vbiran.ir/images/h50y37ctfxlxx7otnmq4.jpg)