به نام خدا
چيزي نمونده تا
محرم ارباب...
چقدر اين دل رو مهيا كرديم براي عرض ارادت در اين ايام ؟!
باز پیراهن مشکی به تنم کرد ارباب
باز دلبسته این پیرهنم کرد ارباب
ای خدا شکر که در هیئت امسالش هم
باز مشغول به سینه زدنم کرد ارباب
هر کسی در پی دلدار خودش می گردد
باز آواره دور از وطنم کرد ارباب
من که عمریست نشد نوکر خوبی باشم
از سر لطف اُویس قَرَنم کرد ارباب
من کجا روضه کجا هیئت ارباب کجا؟
یا حسین گفتم و شیرین دهنم کرد ارباب
خواب آن شب اثر سینه زدن هایم بود
باز پیراهن مشکی به تنم کرد ارباب
من به عالم ندهم لذت مردن را با...
...فکر خوبی که برای کفنم کرد ارباب
امان يا حسين (علیه السلام)
شیخ صدوق در حدیثی به سند خویش از امام سجاد(علیه السلام) نقل میکند که آن حضرت میفرمود:
[b]«لا یوم کیوم الحسین(علیه السلام)
هرگز روزی مانند روز حسین (عاشورا) نباشد»[/b]
الأمالی، شیخ صدوق، ص 547.
بسم رب الحسین
کربلا خاک تو مهر نماز منکربلا قبله و راز و نیاز منکربلا کشور عشقی به عالمینکربلا نام تو زنده شد از حسینسرزمین بلا ، بر لبم این نوااللهم ارزقنا کربلا کربلا کربلاعشق بی انتها ، ذکر قنوت ماربنـــــــا اتنا کربلا کربلا کربلا
حبیبی ،انت فی قلبییا حسین(علیه السلام)
جند مدتی است زمین از حجت خدا خالی مانده و ما را حول قدر برداشته!
هنوز خون سومین حجت خدا در ارض کربلا خشک نشده اما ما ادعای خدایی میکنیم!
خدایا عجیب است انگار صدای کسی را که در باد فریاد میزند را نمی شنویم!
الحق که عجب موجوداتی هستیم!
ای حجت خدا دست عنایتت را از روی سرما بر ندار!
چون دیگر معلوم نیست که قرار است چه موجوداتی شویم!
الهم کن لولیک الفرج!
ای امیر بی نظیر کائنات
ای زلال اشک تو آب حیات
مادرت گفته به تو الماس من
جان تو جان حسین عباس من
من تمام عمر نامت برده ام
روزی از خوان کرامت خورده ام
[b] معرفت پیش تو قد خم می کند
سجده بر سالارعالم می کند
ماه زیبای بنی هاشم ببین
گشته ام آواره ای خلوت نشین
ای امید لحظه های نا گزیر
ساقی بی دست دستم را بگیر
دست بی دستان گرفتن کار توست
دستگیرم بودی از روز نخست
با که گویم شوق و شور من تویی
مهربان, سنگ صبور من تویی
ساقی لب تشنه تا روز ابد
آب از رویت خجالت می کشد
ای که دل در دام عشقت شد اسیر
ساقی بی دست دستم را بگیر
مـُحـرِم شو تا مـَحرَم شوی !
7 روز مانده به محرم
استاد شهریار
شیعیان دیگر هوای کربلا دارد حسین
[b] روی دل با کاروان کربلا دارد حسین
از حریم کعبه جدش به اشکی شست چشم
مروه ژشت سر نهاد٬ اما صفا دارد حسین
می برد در کربلا هفتاد و دو ذبح عظیم
بیش از اینها٬ حرمت کوی منا دارد حسین...
بس که محمل ها رود منزل به منزل با شتاب
کس نمی داند عروسی یا عزا دارد حسین
رخت دیبای حرم چون گل به تاراجش برند
تا به جایی که کفن از بوریا دارد حسین
بردن اهل حرم دستور بود و سر غیب
ورنه این بی حرمتی ها کی روا دارد حسین؟
سروران٬ ژروانگان شمع رخسارش٬ ولی
چون سحر٬ روشن٬ که سر از تن جدا دارد حسین
سر به قاچ زین نهاده راه پیمای عراق
می نماید خود٬ که عهدی با خدا دارد حسین
او وفای عهد را با سر کند سودا٬ ولی
خون به دل از کوفیان بی وفا دارد حسین
دشمنانش بی امان و دوستانش بی وفا
با کدامین سر کند؟ مشکل دوتا دارد حسین
سیرت آل علی(علیه السلام) با سرنوشت کربلاست
هر زمان از ما یکی صورت نما دارد حسین
آب خود با دشمنان تشنه قسمت می کند
عزت و آزادگی بین تا کجا دارد حسین
دشمنش هم آب می بندد به روی اهل بیت
داوری بین با چه قوم بی حیا دارد حسین
ساز عشق است و به دل هر زخم پیکان٬ زخمه ای
گوش کن عالم پر از شور و نوا دارد حسین
دست آخر کز همه بیگانه شد٬ دیدم هنوز
با دم خنجر نگاهی آشنا دارد حسین
شمر گوید: گوش کردم تا چه خواهد از خدای
جای نفرین هم به لب دیدم دعا دارد حسین
اشک خونین گو بیا بنشین به چشم «شهریار»
کاندر این گوشه عزایی بی ریا دارد حسین