تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: يــا قَــتــیـــلَ الْـــعَـبَراتِ " ويژه نامه محرم وصفر1434 "
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25
بنبـــــیٍّ عـــربیٍّ و رسول ٍ مدنیٍ
و اخیـــه اســـــدالله مســمّی بعلی
و بزهـــراءِ بتول ٍ و باُم ٍّ ولدتهــا
و بسبطیه و شبلیه هما نجلا زکیٍّ
و بسجـّاد و بالباقر و الصّادق حقّا
و بموسی و علــیٍّ و تقــیٍّ و نقیٍّ
و بذی العسکروالحُجّةٍ القائم بالحق
الّذی یضرب بالســیف بحکم ازلی
و علیهم صلواتی و سلامی مأة الفا
بنهارٍ و لیـــالٍ و غدوّ و عشــــــیٍّ
اجب الآن دعانا و ترحـّم حضرانا
واقض حاجات لنا الکـُلّ الهی و ولی
و تقبــّل بقبول حسن ربّ دعـــــــانا
بمحمــــد و عــلی و باولاد عـــــلی
[پروردگارا بحق پیامبر عربی و فرستادۀ مدنی ات، و بحق برادرش شیر خدا که نامش علی است، و بحق زهراء بتول و مادری که او را زاده است – یعنی خدیجۀ کبری – و به حق دو نواده اش، دو شیربچه، که فرزندانی پاکیزه اند، و به حق سجاد و باقر و صادق، و بحق موسی و علی و تقی و نقی، و بحق عسکری و حجت قائم به حق که به فرمان ازلی شمشیر خواهد زد. درود و سلام من نثار آنان باد؛ صد هزار بار، روز و شب و بام و شام؛ خدایا، به حق اینان که همین اکنون نیایش ما را بپذیر و بر ما که دراین جمع حاضریم رحم فرما و حاجات همهء ما را برآورده گردان. و ای ولی من دعای ما را بپذیر، پذیرشی نیکو! به حق محمد و علی و فرزندان علی].
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
سه سروده از آیت‌الله صافی در رثای امام حسین(علیه السلام)

آیت الله العظمی صافی گلپایگانی در آستانه عاشورای حسینی(علیه السلام) سه قطعه شعر در رثای سید و سالار شهیدان سروده است.
به گزارش مهر، اولین شعر این مرجع تقلید به نام همای سعادت به شرح ذیل است:

حسین! ای همایون همای سعادت
حسین! ای شه ملک صبر و شهامت

فروغی ز نور تو خورشید رخشان
ز دریای جود تو کوثر حکایت

تویی نور چشمان زهرا و حیدر
گل احمر بوستان رسالت

بپا از قیام تو شد پرچم دین
نگون گشت اعلام کفر و ضلالت

رهاندی تو اسلام از چنگ اعدا
فزودیش بر عزّت و بر کرامت

جوانمردی و غیرت و همّت تو
ز ناموس دین کرد الحق حمایت

الا ای ولی خدای یگانه
خداوند اقلیم مجد و جلالت

فدا کردی اندر ره دین و قرآن
جوانان و یاران به کوی شهادت

گذشتی هم از اکبر و هم ز اصغر
ز عباس، آن درّ بحر شجاعت

ز یاران نامی و صحب گرامی
شهیدان شمشیر اهل شقاوت

همه عاشقان وفا و حقیقت
همه رهروان طریق ولایت

همه دشمن ظلم و طغیان و عدوان
همه پیشتازان راه دیانت

شعار همه بود الله اکبر
مرام همه قطع نخل غوایت

بنازم به آن همّت عالی تو
به آن صبر و ایمان و آن استقامت

تو اعلام کردی به آزاد مردان
که مرگ است با سر بلندی سعادت

به لطف تو دارند چشم شفاعت
عُصاة محبّان به روز قیامت

فدای سر انور بی‌تن تو
که بر نیزه می‌کرد قرآن تلاوت

به قربان آن کودک شیر خوارت
که تیر ستم کرد او را سقایت

ایا مالک مُلک حُسن و معالی
ایا معدن جود و فیض و سخاوت

از این وضع دوران و از شدّت دهر
مرا هست بر درگهت بس شکایت

سخن در جناب تو سربسته گویم
که ابلغ بود از صراحت کنایت

به «لطفی» ببخشی اگر هر دو عالم
نباشد شگفت ای محیط کرامت

نباشد مرا بیم از نار دوزخ
ببینی به من گر به چشم عنایت

************************

نور سرمد

روان عالم امکان حسین است
جهان بینش و عرفان حسین است

جمال الله و اسم الله اعظم
ظهور اسم «الرّحمان» حسین است

به ابراهیم و موسی و مسیحا
ولی صاحب الاحسان حسین است

به زهرا و علی نور دو عین است
به ختم انبیا جانان حسین است

ابوالأحرار و آقای شهیدان
ولیّ اعظم یزدان حسین است

ز بحر قدرت بی‌انتهایی
فروزان گوهر رخشان حسین است

به مُلک عشق و تجرید و توکّل
ولیّ مطلق و سلطان حسین است

خدا را فیض اکمل نور سرمد
دلیل و حجّت و برهان حسین است

به جمع قدسیان در عرش و کرسی
سخن از عزت و شان حسین است

نهان اسم اَلمولی و اَلحق
عیان باطن قرآن حسین است

در اوج آسمان صبر و ایثار
یگانه‌اختر تابان حسین است

به ماه و نیّر اعظم ضیا بخش
جمال نور افشان حسین است

به رستاخیز فردای قیامت
شفیع معصیت‌‌کاران حسین است

ندای دین و اسلام و ولایت
بلند آوا ز ایمان حسین است

الا ای دردمند خسته‌ی زار
دوای درد بی‌درمان حسین است

به صحرای بلا آن کس که گردید
تنش درخاک وخون غلطان حسین است

به راه حق و حفظ دین توحید
شهید خنجر عدوان حسین است

به میدان ثبات و استقامت
یگانه فارِس میدان حسین است

از آن حرّیت و از آن شجاعت
خِرد مبهوت و حیران حسین است

به لطف آن که «لطفی» دارد امید
امید قلب مظلومان حسین است

*************************

روز عاشورا

باز صبح روز عاشورا رسید
شورش روز قیامت شد پدید

باز شد بر روی خلق از خاص و عام
مکتب ایمان و ایثار و قیام

مکتب تسلیم و تفویض و رضا
مکتب صبر و گذشت از ما سِوا

مکتب قرب و عروج و ارتقا
بینش و آگاهی و فوز لقا

روز عاشورا بود روز خدا
روز احرار است و روز اولیا

روز احمد روز زهرا و علی است
روز فخر هر نبی و هر ولی است

روز عبّاس و علیّ اکبر است
روز جانبازان راه داور است

جلوه‌اش هر دم بود در ازدیاد
روز حق است و نخواهد شد ز یاد

نور آن هرگز نخواهد شد خموش
منبع شور و قیام است و خروش

پرچم دین ز آن بود در اهتزاز
امّت اسلام از آن سرفراز

شور و شوق شیعیان از کربلاست
نفی استکبارشان از کربلاست

شیعه یعنی شوق ، یعنی انتظار
شیعه یعنی ملّت امّیدوار

شیعه حزب‌الله و قوم رستگار
آهنین عزم و قوی و استوار

ملّت توحید و ایمان متین
پیروان رهبران راستین

حق‌پرست و حق نهاد و حق مرام
مرتضی را از دل و از جان غلام

دشمن تبعیض و ظلم و قلدری
جهل و استضعاف و زور و خودسری

شیعه یعنی پیرو راه حسین
رهروان غزوه بدر و حنین

شیر مردان جهاد و اجتهاد
پاکبازان ره خیر و سداد

یار مظلومان و خصم ظالمان
هم طراز فرقه‌ی کرّوبیان
صلوات
یا الله
بسم الله الرحمن الرحیم


تا کفن بر قد و بالای رسایت کردم
سوختم وز دل پر درد دعایت کردم

آخرین توشه ام از عمر تو این بود علی
که غم انگیز نگاهی ز قفایت کردم

تو ز من آب طلب کردی و من می سوزم
که چرا تشنه لب از خویش جدایت کردم

گر کمی آب نبودم که رسانم به لبت
داشتم اشکی و ایثار به پایت کردم

نگشودی لب خود هر چه تو را بوسیدم
نشنیدم سخنی هر چه صدایت کردم

پدرت را نبوَد بعد تو امید حیات
جان من بودی و تقدیم خدایت کردم

یا رب این دشت بلا این من و این اکبر من
هر چه را داشتم ای دوست فدایت کردم

آن خلیلم که ذبیحم نکند فدیه قبول
وین ذبیحی ست که قربان به منایت کردم

ای "مؤید" چو تو را بنده مخلص دیدم
دگر از بندگی غیر، رهایت کردم

سیدرضا مؤید


سلام

برای جنگ با امام حسین (علیه السلام) از کوفه به همراه برادرش «ابوالحتوف» خارج شد.


سعد بن حارث از خوارج بود !همانان که پا به بیراهه ی کینه با امیرالمومنین (علیه السلام) نهاده بودند،اما به معاویه هم ارادتی نداشت!
در کربلا نیز همراه بود با کوفیان بی وفا ،، از برای قتل فرزند علی (علیه السلام)

عاشورا بود و امام ندای "هل من ناصر..." سر دادند...
و سعد با شنیدن ندای غربت امام،،، در برابر آن لشکر نابکار و کفرپیشه، شمشیر کشید و در حمایت از امام به مقام شهادت فائز شد!

آری، سعد همین که صدای امام و پس از آن صدای گریه و ضجه زنان و اطفال خیمه ‎گاه حسینی را شنید، غیرتش به جوش آمد و با لشکر ابن سعد به نبرد پرداخت. این جنگ و درگیری که عده‎ای کشته و زخمی به همراه داشت، با شهادت سعد پایان یافت. رضوان خداوند بر او و همه جوانمردان روزگار…

اگر انسان پاره‎ای از راه را به انحراف رفته باشد، با درک حق، باید شهامت و شجاعت تغییر مسیر را داشته باشد.

و یادت باشد.. میزان،،،حال فعلیِ افراد است!

...
فریاد یا محمدا


صلی الله علیک یا ابناء الزینب(سلام الله علیها)
امیری حسینو نعم الامیر

[تصویر: rmd5i5gii5yix8ne8a9.jpg]

بگو که یک شبه مردی شدی برای خودت
و ایستاده ای امروز روی پای خودت



نشان بده به همه چه قیامتی هستی
و باز در پی اثبات ادّعای خودت


از آسمانی گهواره روی خاک بیفت
بیفت مثل همه مردها به پای خودت


پدر قنوت گرفته تو را برای خدا
ولی هنوز تو مشغول ربنای خودت


که شاید آخر سیر تکامل حلقت
سه جرعه تیر بریزی درون نای خودت


یکی به جای عمویت که از تو تشنه تر است
یکی به جای رباب و یکی به جای خودت


بده تمام خودت را به نیزه ها و بگیر
برای عمه کمی سایه در ازای خودت


و بعد همسفر کاروان برو بالا
برو به قصد رسیدن به انتهای خودت


و در نهایت معراج خویش می بینی
که تازه آخر عرش است ابتدای خودت


سه روز بعد، در افلاک دفن خواهی شد
درون قلب پدر خاک کربلای خودت
آجرک الله يا صاحب الزمان فی مصيبت جدک الحسين
از امشب ....Sad
میر سپاه دلنگران است.Sad

شهریار در تب و تاب است.Sad
ام المصائب مضطرب است.Sad
رباب و لیلا گریانند .Sad
رقیه و سجاد تاب جدایی ندارند .Sad

چرا اخه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

خدایا لعنتشون کن و عذابشون رو زیادتر کن . [align=CENTER] اللهمَّ خُصَّ أنْتَ أوّلَ ظالم بِاللّعْنِ مِنِّي ، وَابْدَأْ بِهِ أوّلاً ، ثُمَّ الثَّانِي ، وَالثَّالِثَ وَالرَّابِع ، اللهُمَّ الْعَنْ يزِيَدَ خامِساً ، وَالْعَنْ عُبَيْدَ اللهِ بْنَ زِيَاد وَابْنَ مَرْجانَةَ وَعُمَرَ بْنَ سَعْد وَشِمْراً وَآلَ أبي سُفْيانَ وَآلَ زِيَاد وآلَ مَرْوانَ إلَى يَوْمِ القِيامَةِ.

خدایا !

اینارو تا اون اخر دنیا تو اتیش نگه دارررررررررررررررررررر.
مارو از همون اول مرگ با اهل بیت محشور کن.

الهی امین گویان را بی ایمان و حب حسین نمیران .
الله اکبر!
فردا چه روزیست!
باید صبر کرد، پشت نخلستان خبریست!
نمیدانم چرا حسین رویش زرد شده!
و از چهره اهل حرم تنها ناامیدی میبارد!
مردی در پشت نخلستان،باچهره مظطر زانو زده!
الله اکبر!
فردا چه روزیست!
الله اکبر!

رندان تشنه لب را آبی نمی‌دهد کس
گویی ولی شناسان رفتند از این ولایت
در زلف چون کمندش ای دل مپیچ کان جا

سرها بریده بینی بی جرم و بی جنایت


صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25
آدرس های مرجع