۲۱/بهمن/۹۱, ۱۴:۵۵
بحث دارد منحرف میشود
قبلاً مفصل در این خصوص بحث شده است
که اصول دین را انسان باید خودش بهش برسد و تقلید نه تنها جایز نیست بلکه اصلاً با تقلید هم نتیجه ای ندارد و ایمانی محسوب نمیشود
باید خوش شخص بهش برسد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
اما در فروع کاملاً مسئله فرق میکند
همانگونه که مفصل در این تاپیک بحث شده است:
حتی امام زمان هم قابل نقد است (پاسخی به گوینده ی این سخن!)
پس از این که با عقل برایش اثبات شد اصول دینش!!!!!!!!!!!!!!!!!!
یعنی برایش به طور مثال اثبات شد که شخصی حجت خدا است یعنی پیامبر یا امام است
دیگر از آن به بعد همان عقل حکم میکند به تبعیت بی چون و چرا از او
اگر مدعی بندگی است
لطفاً با دقت مطالعه فرماید:
چه چیز باعث شد تا موسی نتواند از محضر خضر نبی استفاده کند؟
ببینید شما اگر بخواهید بگویی چیزی درست است یا غلط
نیاز به دو مسئله دارید
اول دستگاه منطق درست
دوم اطلاعات ورودی کامل که بر اساس دستگاه منطق بتواند بگوید حکمی حق است یا نا حق
در مسئله اولش که میشود دستگاه منطق هم شما و هم من و هر غیر معصومی مشکلاتی بسیار دارد و دستگاه منطقش درست کار نمیکند
در ادبیات قرآن از آن عقلی که خدا مخاطب قرار میدهد تعبیر لُب می شود
یا اولوالالباب
یا صاحبان عقل و خرد
لُب به عقل خالی از هوا و هوس گویند
میدانید چرا تقوا به انسان بر اساس آیات قرآن فرقان (قوه ی تشخیص حق از باطل را میدهد)
ارتباط تقوا و فرقان چیست؟
تقوا اولین کاری که میکند این است که هوای نفس را کنترل میکند و بعد در سایه ی کنترل هوای نفس است که این عقل میتواند بر اساس منطق درست حکم کند! تازه هنوز بحث اطلاعات را وارد نشدم
من و شما همه گرفتار هوای نفسیم
هیتلر هم که می خواست اعمال و فجایع خود را انجام دهد بر اساس منطقی که خودش فکر میکرد درست است عمل می کرد
تا حالا به این فکر نکردید که چرا این فطرتی که خدا همه را بر اساس آن سرشته می گوید اکثر مردم از این فطرت آگاه نیستند؟
فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنيفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها لا تَبْديلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ (30)
به يكتاپرستى روى به دين آور. فطرتى است كه خدا همه را بدان فطرت بيافريده است و در آفرينش خدا تغييرى نيست. دين پاك و پايدار اين است. ولى بيشتر مردم نمىدانند. (30)
خیلی از مردم آنچه هوای نفسشان می پسندد را مترادف فطرت میدانند!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
پس ما عجالتاً دستگاه منطقمان منفک از اثرات هوای نفس نیست که فکر کنیم که منطقمان درست فکر میکند
تا کنون با خود نیاندیشیده اید که چرا پیامبران که قوی ترین استدلال ها را می آوردند و منطقی ترین کلام ها را داشتند و از آن بالاتر معجزات را هم نشان مردم میدادند باز این هم منکر داشتند؟؟
اساساً ایمان خیلی ارتباط مستقیم به استدلال ندارد
ایمان اقرار قلب است که استدلال عقلی میتواند به آن کمک کند
اما به هیچ وجه به تنهایی کافی نیست!!!!!!!!!!
تازه اگر به لطف خدا ، خدا کمکی کرد و منطقمان درست شد تازه گرفتار مسئله ای خواهیم شد که تحت هیچ شرایطی از آن رها نخواهیم بود!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
و آن نقص در اطلاعات است که دومین عامل مهم بعد از داشتن منطق درست برای تشخیص درست و غلط است!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
شما اگر بخواهید مسیر حرکت یک جسم را که نیرویهایی به آن وارد میشود درست پیش بینی کنید نیاز دارید تا اندازه و جهت تمام نیروهای وارد بر جسم را داشته باشید (یعنی کامل بودن اطلاعات و علم) و در مرحله ی بعد در صورتی که به قواعد جمع بردار کاملاً مسلط باشید و آن را درست به کار گیرید (منطق درست) می توانید پیش بینی درستی داشته باشید
حتی اگر تمام نیرو ها را به جز یک نیرو نداشته باشید باز هم پیش بینی شما می تواند 100 درصد غلط باشد به خواطر ندانستن اندازه و جهت همان یک نیروی مجهول
در احکام هم فقط کسی میتواند به درست و غلط بودن آن نظر دهد که تمام عوامل موثر در سعادت دنیوی و اخروی انسان را بداند و او فقط و فقط خداست
ببینیند موسی علیه السلام که هوای نفس نداشت نعوذاً بالله اما در علم، در مقابل حضر نقص داشت
لذا اطلاعاتی که داشت را در دستگاه منطقش می ریخت و بدیهی میدید که افعال و احکامی که خضر صادر می کند غلط و ظالمانه است!
و این نبود مگر به علت جهلی که نسبت به علم خضر داشت!!!!!!!!!!!!!
پس مهمترین کار عقل پیدا کردن حجت خدا است !!!!
بعد از پیدا کردن حجت اگر خود را معبود میداند در احکام وظیفه اش تبعیت است نه چون و چرا!!!!
چرا که اولاً دستگاه منطقش خالی از هوای نفس نیست و ثانیاً هر چه کند گرفتار نقص اطلاعات است
همانطور که ابلیس هم بود!!!!!!!!!!!!!!!!!!! و به حکم خدا معترض شد و وجه مشترک ابلیس و همه ی مترودین درگاه الهی همین رویکرد است!!
عقل باید خودش به حقانیت اصول دین برسد
بعد از آن در فروع و احکام اگر مدعی است که عبد است وظیفه اش به همان دلایلی که در بالا ذکر شد اطاعات کردن است!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
اما نکته ای دیگر
اگر کسی بخواهد در مقابل احکام دین بگوید تا من نفهمم که چرا باید مثلاً نماز صبح را دو رکعت خواند یا چرا باید وضو را اینچنین گرفت آن ها را انجام نمیدهم
این شخص دیگر عبد خدا نیست و گرفتار انانیت و منیت خودش است
اگر حتی بعد از علم به چرایی هم مشغول انجام آنها شد باز تحت ولایت الله نیست بلکه تحت ولایت طاغوت است که این طاغوت میتواند حتی خودش باشد
شما با عقل خود می روید و میگردید دکتر خوب را می یابید
بعد که دیگر پیدا کردید به دستوراتش بی چون و چرا عمل میکنید و نمی گویید من تا جزء جزء چرایی استفاده از اینها را به طور کامل برای من توضیح ندهید و نگویید که هر یک با من چه خواهد کرد این نسخه را استفاده نمی کند
البته بسیار ارزشمند است و از ما هم خواسته شده که تفقه در دین داشته باشیم و دنبال تعمیق اعتقادات و چرایی های دین برویم
اما این غیر از آن است که بگوییم تا من ندانم چرا خدا این حکم را داده عمل نمی کنم
عمل میکنم چون میدانم حکم خداست
اما به دنبال تعمیق اطلاعات و چرایی آنها هم می روم
به این میگویند بندگی
دوستان بحث کاملاً منحرف شده است از موضوع اصلی که برای آن تاپیک ایجاد شده است!
اگر میخواهید مباحث را در این موضوعات پیگیری بفرماید می توانید تاپیک ایجاد کنید در خصوص این موضوعات و در آنها به بحث در مورد موضوعات مورد نظر خودتون اقدام بفرماید!
اجازه بفرماید تا مباحث در مسیر اصلی تاپیک پیش برود
با تشکر...
قبلاً مفصل در این خصوص بحث شده است
که اصول دین را انسان باید خودش بهش برسد و تقلید نه تنها جایز نیست بلکه اصلاً با تقلید هم نتیجه ای ندارد و ایمانی محسوب نمیشود
باید خوش شخص بهش برسد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
اما در فروع کاملاً مسئله فرق میکند
همانگونه که مفصل در این تاپیک بحث شده است:
حتی امام زمان هم قابل نقد است (پاسخی به گوینده ی این سخن!)
پس از این که با عقل برایش اثبات شد اصول دینش!!!!!!!!!!!!!!!!!!
یعنی برایش به طور مثال اثبات شد که شخصی حجت خدا است یعنی پیامبر یا امام است
دیگر از آن به بعد همان عقل حکم میکند به تبعیت بی چون و چرا از او
اگر مدعی بندگی است
لطفاً با دقت مطالعه فرماید:
چه چیز باعث شد تا موسی نتواند از محضر خضر نبی استفاده کند؟
ببینید شما اگر بخواهید بگویی چیزی درست است یا غلط
نیاز به دو مسئله دارید
اول دستگاه منطق درست
دوم اطلاعات ورودی کامل که بر اساس دستگاه منطق بتواند بگوید حکمی حق است یا نا حق
در مسئله اولش که میشود دستگاه منطق هم شما و هم من و هر غیر معصومی مشکلاتی بسیار دارد و دستگاه منطقش درست کار نمیکند
در ادبیات قرآن از آن عقلی که خدا مخاطب قرار میدهد تعبیر لُب می شود
یا اولوالالباب
یا صاحبان عقل و خرد
لُب به عقل خالی از هوا و هوس گویند
میدانید چرا تقوا به انسان بر اساس آیات قرآن فرقان (قوه ی تشخیص حق از باطل را میدهد)
ارتباط تقوا و فرقان چیست؟
تقوا اولین کاری که میکند این است که هوای نفس را کنترل میکند و بعد در سایه ی کنترل هوای نفس است که این عقل میتواند بر اساس منطق درست حکم کند! تازه هنوز بحث اطلاعات را وارد نشدم
من و شما همه گرفتار هوای نفسیم
هیتلر هم که می خواست اعمال و فجایع خود را انجام دهد بر اساس منطقی که خودش فکر میکرد درست است عمل می کرد
تا حالا به این فکر نکردید که چرا این فطرتی که خدا همه را بر اساس آن سرشته می گوید اکثر مردم از این فطرت آگاه نیستند؟
فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنيفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها لا تَبْديلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ (30)
به يكتاپرستى روى به دين آور. فطرتى است كه خدا همه را بدان فطرت بيافريده است و در آفرينش خدا تغييرى نيست. دين پاك و پايدار اين است. ولى بيشتر مردم نمىدانند. (30)
خیلی از مردم آنچه هوای نفسشان می پسندد را مترادف فطرت میدانند!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
پس ما عجالتاً دستگاه منطقمان منفک از اثرات هوای نفس نیست که فکر کنیم که منطقمان درست فکر میکند
تا کنون با خود نیاندیشیده اید که چرا پیامبران که قوی ترین استدلال ها را می آوردند و منطقی ترین کلام ها را داشتند و از آن بالاتر معجزات را هم نشان مردم میدادند باز این هم منکر داشتند؟؟
اساساً ایمان خیلی ارتباط مستقیم به استدلال ندارد
ایمان اقرار قلب است که استدلال عقلی میتواند به آن کمک کند
اما به هیچ وجه به تنهایی کافی نیست!!!!!!!!!!
تازه اگر به لطف خدا ، خدا کمکی کرد و منطقمان درست شد تازه گرفتار مسئله ای خواهیم شد که تحت هیچ شرایطی از آن رها نخواهیم بود!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
و آن نقص در اطلاعات است که دومین عامل مهم بعد از داشتن منطق درست برای تشخیص درست و غلط است!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
شما اگر بخواهید مسیر حرکت یک جسم را که نیرویهایی به آن وارد میشود درست پیش بینی کنید نیاز دارید تا اندازه و جهت تمام نیروهای وارد بر جسم را داشته باشید (یعنی کامل بودن اطلاعات و علم) و در مرحله ی بعد در صورتی که به قواعد جمع بردار کاملاً مسلط باشید و آن را درست به کار گیرید (منطق درست) می توانید پیش بینی درستی داشته باشید
حتی اگر تمام نیرو ها را به جز یک نیرو نداشته باشید باز هم پیش بینی شما می تواند 100 درصد غلط باشد به خواطر ندانستن اندازه و جهت همان یک نیروی مجهول
در احکام هم فقط کسی میتواند به درست و غلط بودن آن نظر دهد که تمام عوامل موثر در سعادت دنیوی و اخروی انسان را بداند و او فقط و فقط خداست
ببینیند موسی علیه السلام که هوای نفس نداشت نعوذاً بالله اما در علم، در مقابل حضر نقص داشت
لذا اطلاعاتی که داشت را در دستگاه منطقش می ریخت و بدیهی میدید که افعال و احکامی که خضر صادر می کند غلط و ظالمانه است!
و این نبود مگر به علت جهلی که نسبت به علم خضر داشت!!!!!!!!!!!!!
پس مهمترین کار عقل پیدا کردن حجت خدا است !!!!
بعد از پیدا کردن حجت اگر خود را معبود میداند در احکام وظیفه اش تبعیت است نه چون و چرا!!!!
چرا که اولاً دستگاه منطقش خالی از هوای نفس نیست و ثانیاً هر چه کند گرفتار نقص اطلاعات است
همانطور که ابلیس هم بود!!!!!!!!!!!!!!!!!!! و به حکم خدا معترض شد و وجه مشترک ابلیس و همه ی مترودین درگاه الهی همین رویکرد است!!
عقل باید خودش به حقانیت اصول دین برسد
بعد از آن در فروع و احکام اگر مدعی است که عبد است وظیفه اش به همان دلایلی که در بالا ذکر شد اطاعات کردن است!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
اما نکته ای دیگر
اگر کسی بخواهد در مقابل احکام دین بگوید تا من نفهمم که چرا باید مثلاً نماز صبح را دو رکعت خواند یا چرا باید وضو را اینچنین گرفت آن ها را انجام نمیدهم
این شخص دیگر عبد خدا نیست و گرفتار انانیت و منیت خودش است
اگر حتی بعد از علم به چرایی هم مشغول انجام آنها شد باز تحت ولایت الله نیست بلکه تحت ولایت طاغوت است که این طاغوت میتواند حتی خودش باشد
شما با عقل خود می روید و میگردید دکتر خوب را می یابید
بعد که دیگر پیدا کردید به دستوراتش بی چون و چرا عمل میکنید و نمی گویید من تا جزء جزء چرایی استفاده از اینها را به طور کامل برای من توضیح ندهید و نگویید که هر یک با من چه خواهد کرد این نسخه را استفاده نمی کند
البته بسیار ارزشمند است و از ما هم خواسته شده که تفقه در دین داشته باشیم و دنبال تعمیق اعتقادات و چرایی های دین برویم
اما این غیر از آن است که بگوییم تا من ندانم چرا خدا این حکم را داده عمل نمی کنم
عمل میکنم چون میدانم حکم خداست
اما به دنبال تعمیق اطلاعات و چرایی آنها هم می روم
به این میگویند بندگی
دوستان بحث کاملاً منحرف شده است از موضوع اصلی که برای آن تاپیک ایجاد شده است!
اگر میخواهید مباحث را در این موضوعات پیگیری بفرماید می توانید تاپیک ایجاد کنید در خصوص این موضوعات و در آنها به بحث در مورد موضوعات مورد نظر خودتون اقدام بفرماید!
اجازه بفرماید تا مباحث در مسیر اصلی تاپیک پیش برود
با تشکر...

!!!!!!!!