بسم الله
خیلی ها از سیاهی میترسند
کلا رنگ سیاه طرفدار ندارد....همه میگویند بد است
اما یک سیاه میشناسم پاک پاک!
سفید هم روشن تر
سیاهی چادرم
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
اللهم عجل لولیک الفرج
تو تابستون امسال با اون گرمای خفه کننده اش توی اتوبوس نشسته بودم.
یه دختر کوچولوی ۸-۹ ساله هم به خاطر نبود جا دور از مامانش نشسته بود رو صندلی ته اتوبوس.
دختر کوچولو روسری اش رو خیلی زیبا با رعایت حجاب همراه چادر عربی سرش کرده بود.
خانوم بدحجابی که پیش دختر کوچولو نشسته بود و خودشو باد میزد با افسوس گفت:
(توی این گرما اینا چیه پوشیدی؟از دست اجبار این مامان باباهای خشک مقدس...تو گرمت نمیشه بچه؟)
همون لحظه اتوبوس ایستاد و باید پیاده میشدیم.
دختر کوچولو گره ی روسری اش رو سفت تر کرد و محکم و با اقتدار گفت:
(چرا گرممه... ولی آتیش جهنم از تابستون امسال خیلی خیلی گرم تره...)
دختر کوچولو پیاده شد و اون خانم بدحجاب سخت به فکر فرو رفت...
گاهی اوقات واقعاً بچه ها الگوهای خیلی خوبی هستند...
خیلی شنیدم که بهم میگن دست و پاگیره
.چند روز پیش داشتم تو خیابون میرفتم
،این حرف یادم اومد این جمله رو یه بار درباره خودم سنجیدم
.
.
.
.
دستو پا گیره
...چادر دست و پا گیره
...میتونم عین فلانی یه مانتویی محجب باشم
....میتونم آزادانه راه برم و از هردو دستم استفاده کنم
....ولی نه
!!!!!!! گاهی اوقات که راه میرم
.....با همین چادرما
!!!!!!!!!!وقتی گام برمیدارم مقداری از پای من از زیر چادر بیرون میاد.یا
...یا وقتی باد اونو کنار میزنه
...چقد هول میشم
. کسی نمی فهمه
....ولی هول میشم
.فک نمیکنم این حس من چیزی جز حیا باشه
.هست
؟نه یکی بگه به من
،هست
؟
اون وقته که میبینم اصلا دست و پا گیر نیست
.تازه باید بهش جنس اضافه کنم در ظاهر دست و پا گیر ترش کنم
.
بقیه حرفام فریادی از عمق سکوتمه
:
- این الفاطمیون؟
- این الزینبیون؟
...................................................
حرف کپی پیستی نمیخوام.
حرفی میخوام که بشه باها زندگی کرد.