تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: من یک محجبه ام...
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40 41
با یاد حق

از درب سالن داخلی وارد شد ....

جوراب نازک زنانه پوشیده بود با کفش ها و شلوار قرمز رنگ .....
و شال قرمز [b]رنگی که از زیر آن موهایش را به راست کشیده بود ....

مانتوی سفید رنگ کوتاهی هم به تن داشت ....

دقیق تر که شدم در میان آن رنگ ها دیدم پارچه ی سیاه رنگی را که انگار از پشت پوشیده بود و تاب بازی میکرد...

یاالله
سلام علیکم.

بحث تاپیک تکراری است.
به زودی با موضوع من یک محجبه ام ادغام خواهد شد.
افسوس که انسان همیشه در بند است.........
در بند
سکوت
ترس
ریا
عفاف
حجاب
عرف
شرع
در بند دنیا .....وفقط در بند دنیا.....
که همان دنیاست که بند است
اسارت است
زندان استHeart
تموم رنگهای دنیاروسیاه میشوند...
وقتی سیاهیِ چادرم،قَدعَلَم میکند!
چه خوب میدانستندقدیمی ترهاکه:
""""بالاترازسیاهی،رنگی نیست"""(1)
[تصویر: images?q=tbn:ANd9GcSqJI2vgXuZs3qXsoyvzrY...xv9UCUZ0pQ]
لبــآس "قــرمــز"میـــپوشــیــد
تـــاخــودش رادردلِ دیگران،جاکند!
امـــانمیــدانسـت
بــااین کـــارهاخـــودش رادردلِ شیــطــان جــامیــکنــد!(2)
[font=Times New Roman][/font]
[تصویر: red-short-dress-girl.jpg]
بسم الله الرحمن الرحیم

بسم الله النور
من یه دخترم .....!



[تصویر: siNEYU_535.jpg]

دختری که ارزشمند ترین ثروت اون حیاست

آهای آقایون وقتی دارم با شما حرف میزنم برام خیلی سخته که شما زل بزنید تو چشام ...

وقتی دارم راه میرم برام عذابه که یه چشمی دنبالم باشه ...

منم مثل شما گاهی دلم میخواد قهقهه بزنم

دلم میخواد تو دانشگاه وقتی یه اتفاق خوب می افته بپرم و فریاد بزنم هورااااااااا....


اما اگر میبینید من این کارا رو نمیکنم فکر نکنید من احساس خودمو سرکوب میکنم ....

نه !!!!
من یه دخترم و پر از احساس

مطمئن باشید من خیلی زودتر از شما به وجد میام !

پس وقتی دیدین یه دختر با نهایت متانت و وقار رفتار میکنه بدونید داره با نفسش میجنگه تا

حیاشو حفظ کنه پس............


هیچ وقت ! با خودتون فکر نکنید ی دختر متین و باوقار احساساتش از اونایی که چشمشون رو

رو به همه ی حریم ها بستن کمتره .... نه !


فقط اونا احساسشونو خرج همه ی مردم شهر نمیکنن!! ............



شیطان پنهان بر بام خانه مسلمان
دل نوشته ای زیبا در مورد بی حیایی و بی حجابی
عفاف و حجاب ارزش است ،چرا بعضی ها امروز عاشق و معشوق می شوند و به سادگی دل می دهند و دل ربایی می کنن
ما خون دلها خورده ایم ، قرارمان برای نسل نوجوان و جوان این نبود!
من آنروز یک عشق داشتم ؛ پیروزی یا شهادت ، بعضی ها امروز هر ساعت ، عاشق و معشوق آدم های غریبه می شوند و به سادگی دل می دهند و دل ربایی می کنند!
من آنروز از گل و لای و خاک سنگرها بر لباسهای ساده ام لذت می بردم و بعضی ها امروز از شلوارهای لی خاک نما و پاره پوره خارجی !
من آنروز در جبهه زیر آفتاب داغ ، چفیه بر سر می انداختم تا نسوزم ، بعضی ها امروز رو سری از سر انداخته اند که موی سر به نامحرم نشان داده و بسوزند ودیگران راهم بسوزانند !
من آنروز در خط مقدم برادران غریبه زیادی را می دیدم و به همه می گفتم : خدا قوت، نه خسته برادر! ، بعضی ها امروز برای طرح دوستی ، فقط با عجله از همه می پرسند : ASL



?
من در شب قبل از عملیات بر دستانم حنا می زدم تا در جشن پیروزی یا شهادت شرکت کنم ، بعضی ها امروز بر چهره شان هفت قلم مواد آرایشی خارجی می زنند تا به نامحرم بگویند : من های کلاسم ، نگاهم کنید !
من آنروز در وصیت نامه ام می نوشتم : خواهرم حجاب تو بر علیه دشمن از خون من موثر تر است ، بعضی ها امروز حتی در پروفایل شان می نویسند : همیشه به روز هستم ، دوره و زمانه عوض شده و عشق من مد گرایی و تقلید از غربی هاست .
من آنروز در بیسیم از بچه های پشتیبان می خواستم از طرفم برای دشمن نخود و آجر و سنگ ( آتش) بفرستند ، بعضی ها امروز به هر ناشناسی می گویند : برایم شارژ بفرست !
من آنروز مشامم از بوی دود و باروت پر بود و برای رسیدن به هدفم ، از آن لذت می بردم ، بعضی ها امروز از بوی الکل در انواع ادکلن های خارجی !
من آنروز خشاب و اسلحه ام را برای نابودی دشمن در بغل گرفته بودم و بعضی ها امروز سگ های نجس تزئینی گران قیمت را !
من آنروز در جبهه ، اوقات فراغتم را در چاله هایی قبر مانند ، قرآن می خواندم و اسغفار می کردم و لذت می بردم ، بعضی ها امروز در چت رو م ها به دنبال عشق ناشناس و گمشده ساعتها به بطالت ، پرسه می زنند و روم عوض می کنند !
من آنروز در هنگام عملیات ، در گوشی بیسیم ، یا زهرا(سلام الله علیها) و یا حسین(علیه السلام) می گفتم و بعضی ها امروز در گوشی خود ،از نفس ، عشق ، ناز و فدایت شوم به نامحرم و ناشناس!
من آنروز یک دست لباس خاکی داشتم وبا آن احساس غرور ، زیبایی و عزت و شکر خدا می کردم ، بعضی ها امروز لباس های رنگارنگ خارجی و صورتی تزئین شده اما خود انگاره ای زشت که هیچگاه با تغییر مد ،از خودشان راضی نمی شوند !
من آنروز با بند انگشتانم ، با ذکر استغفرالله وقت می گذراندم و بعضی ها امروز با دگمه های بیجان موبایل برای اس ام اس های عاشقانه جدید و یا کلیدهای کیبورد برای ارسال پیام های عمومی دعوت به دوستی در روم ها !
من آنروز باد گیرم را تا روی دست و پا می کشیدم تا شیمیایی نشوم ، بعضی ها امروز شلوار و مانتوی کوتاه را انتخاب کرده اند که فضا را هم آلوده کنند !
من آنروز در خط مقدم حتی مراقب عطسه هایم بودم که حضور گروهانم را به دشمن راپرت ندهم ، بعضی ها امروز بی واهمه در خیابان قه قه می زنند و با بزک وآرایش و البسه رنگارنگ ، جلب تو جه نامحرم کرده و می گویند : مرا نیز به حساب آورید ، آدمم !
من آنروز قبل از عملیات از حلالیت خواهی از همرزمانم و بعد از عملیات ، از شکر خدا و یاد دوستان شهیدم صحبت می کردم و بعضی ها امروز از پایان سریال های عاشقانه فارسی وان و من و تو و مارک نوشیدنی های سر میز آنها !
من آنروز بعد از عملیات از بلندگوهای گوشه و کنار خط ، بهر نبردی بی امان ... را می شنیدم ، و بعضی ها امروز با سیستم گوش خراش ماشین بابا ، آهنگ های رپ با الفاظ رکیک به محارم !
من آنروز از اطلاعات شخصی خود و دسته و گروهانم مراقبت می کردم تا دشمن از آن سوء استفاده نکند ، بعضی ها امروز حتی مشخصات و عکس های شخصی و خانوادگی شان را بی پروا در فیس بوک و توئیتر منتشر کرده تا نامحرمان و بیگانگان هم آن را ببینند !
من آنروز در خط مقدم ساعت ها بیدار می ماندم تا دشمن غافلگیرمان نکند بعضی ها امروز ساعتها برای ملاء عام و مد نمایی ، خود را تزئین می کنند تا نا محرمان را غافلگیر کنند!
من آنروز به شوق شرکت در عملیات یا به یاد همسنگران شهیدم اشک می ریختم و قصد انتقام از دشمن را داشتم ، بعضی ها امروز برای شکستهای عشقی شان افسرده اند و قصد انتقام از تمام آدمها و زمین و زمان را دارند !
من آنروز سرنگ ضد شیمیایی بر بدن خود شلیک می کردم ، بعضی ها امروز ، گونه بر رخ خود تزریق میکنند تا به چشم بیایند !
من آنروز خواب را بر چشمانم حرام می کردم تا ذلیل حمله غافلگیرانه دشمن نشوم ، بعضی ها امروز خواب را با نگاه به مانیتور کوچک موبایل برای اعلام تعهد به نامحرم ، بر خود حرام کرده اند!
نه ! این قرارمان نبود ! ما رفتیم تا شما نیز راهمان را ادامه دهید ، رفتیم تا امنیت امروز را به ارمغان بیاوریم و تو بتوانی عفت و حجاب فاطمی را بر گزینی ! رفتیم تا دشمن ، نتواند حیای شما را به بی حیایی تبدیل کند ،رفتیم تا اطاعت کنیم از قرآن و رسول و اولی الا مر ، تو هم مراعات کن ! بر گرد و اندکی بیاندیش ؛ ... ما خون دلها خورده ایم !
درد و دل چـــــــــــــــــادر...
.
.
.
سلام
نام من چادر است… نام مادرم حجاب و پدرم عفاف است…
روزگارم بد است و از همه شما دلگیرم
شما از من که میراث خانمی پهلو شکسته هستم خوب محفاظت نکردید ، هیچ وقت یادم نمیرود … از کوچه تا بین در و دیوار همیشه همراهش بودم وقتی زمین خورد ، خاکی شدم … وقتی سیلی خورد ، در صورتش بودم ، وقتی بین در و دیوار محسنش سقط شد ، خونی شدم… خوب میدانم چه دردی کشید تا من را برای شما به ارث گذارد…

و شما با من چه کردید؟؟ شما کار را به جایی رساندید که میخواهند مرا با زور و بگیر و ببند به دیگران غالب کنند و من خوب میدانم چرا کارم به اینجا کشیده شده…
از شماست که برماست…
شنیدم که میگفتید اگر میخواهی کسی را خراب کنی از او بد دفاع کن و شما با من همین کار را کردید !
اگر شمایی که خود را وارثان من میدانید درست رفتار میکردید و حرمتم را حفظ میکردید وضعیت من اینگونه نبود …
عده ای مرا تبدیل به استتاری برای گناهانتان کردید تا بگویند فلانی زیر چادر هر کاری میکند و باعث شدید قداستم کمرنگ شود …
مرا وسیله تکبر و فخر فروشی و خود برتر بینی کردید …
مرا تبدیل به شنلی کردید تا در میان سیاهی من ، رنگی بودن کفش و جوراب ها و مانتوهای رنگارنگتان بیشتر جلوه کند …
عده ای مرا به تمسخر گرفتید و از میان من دست های عریان و موهایتان را بیرون گذاشتید …
مرا به هر جایی بردید … از شانه به شانه ی نامحرم در تاکسی و دانشگاه و میان پسر ها تا کافی شاپ و محیط های فاسدتر …
هنر پیشه هایتان مرا فقط برای فیلم بازی کردن خواستند و شما هم با من فیلم بازی کردید تا در نقش دختری معصوم باشید …
به سیاهی رنگم ایراد گرفتند … و شما سعی کردید مرا عوض کنید !!!
عده ای از شما به من مدل دادید ، تقصیر خودتان را گردن من انداختید و شکل مرا عوض کردید تا مثلا محبوب تر شوم … مرا تبدیل به مانتوهای براق و لبنانی و ملی و اندامی کردید …
شما به میراث فرهنگیتان دست نمیزنید و آن را تغییر نمیدهید اما در من که میراثی گرانبهاتر بودم دست بردید و هویتم را از من گرفتید …
به من خیانت کردید و من را که قرار بود جلوی زینت ها را بگیرم تبدیل به زینت کردید ، از زیر من روسری های رنگارنگ بیرون زدید و یادتان رفت برای چه چیز آمده ام و اگر قرار بود زیبا باشم زیبا به شما میرسیدم …
شکایت شما را خواهم کرد …
به شما توصیه میکنم به جای عوض کردن و مدل دادن به من خودتان را عوض کنید ، به جای اینکه مرا به شوی لباس بکشانید نگاهی به خودتان بیندازید شاید ایراد از خودتان باشد …


[تصویر: 13920506.jpg]




[تصویر: hejabpix.ir--9.jpg]

امام صادق علیه السلام می‌فرمایند:« نـگاه [شهوت آلود] ، تیـــری مسموم از تیرهای شیـطان است و چه بسا نگاه شهــوت آلودی که حســرتی طـــــولانی بر جای مــی‌ گذارد»
پر چادرت را حائل کن...
[تصویر: sizGZ1o_534.jpg]
می دانی!
محاصره تنگ تر شده
اسیر می دهیم این روزها
اینجا شیاطین مدام شیمیایی می زنند
عامل خفه کننده دیگر بوی گیاه نمی دهد،بوی گناه می دهد
پر چادرت را حائل کن تا بوی گناه مشامت را نیازارد
نیمه ی راهیم ....
نیمه جانی هم که هست .
طاقت بیاور و پر چادرت را حائل کن !
حجاب ح= حریت، ج= جذبه، ا= آبرو و شرف، ب= بندگی. *** حجاب یعنی حریت و آزادگی و افتخار و بندگی.Heart
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40 41
آدرس های مرجع