تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: "مناجات شبانه" (درددلی با خدای مهربان)
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40
الها، بر محمد و آلش درود فرست


و از حقوقى كه بر عهده من دارى بگذر، و از عذابى كه مستحق آنم
معافم دار، و از آنچه بدكاران از آن مى‏ترسند پناهم ده، زيرا كه تو بر عفو و بخشش كمال قدرت را دارى.


فرازی از دعای دوازدهم صحیفه سجادیه
بسم الله
مینویسم
برای تو ای مولای من
از سرور من
اما این بار فرقی دارد بزگ
مولای من
این بار بی نام مینویسم
نام و نشان را درکوی عاشقی برای چه میخواهم
عشاق مگر اصلا از خود چیزی دارند؟
خدایا
همین یک نام را داشتم
ان هم فدای تو
دیگر همان را هم نخواهم
یا الله
من ذا یعرف قدرک فلا یخافک
و من ذا یعلم ما انت فلا یهابک
بسم الله
.
..
.
از گنهِ دم به دمم آتش طوفنده شدم ---- هم شدم از توبه خجل، هم ز تو شرمنده شدم
صاحب من، خالق من، داور من، ياور من، ---- حيف تو را داشتم و غير تو را بنده شدم
هل يرحم المملوك الا المالك

[تصویر: e-pray130.jpg]

You are the source of all power
تو سرچشمه همه قدرت هایی

My need in my darkest hour
نیاز من در تاریکترین لحظاتم

Your light and love all I seek
نورت و عشقت تمام آن چیزی است که می جویم

Nothing more I'd ever want or need
هرگز هیچ چیز دیگری نه می خواهم و نه نیاز دارم

Protect me from dishonour
مرا از رسوایی و ننگ حفظ کن

Grant me faith to be stronger
ایمانم بخش تا نیرومندتر باشم

My Lord
پروردگارم


اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُكَ لِكُلِّ ذَنْبٍ قَدَّمْتُ إِلَيْكَ فِيهِ تَوْبَتِي ثُمَّ وَاجَهْتُ بِتَكَرُّمِ قَسَمِي بِكَ وَ أَشْهَدْتُ عَلَى نَفْسِي بِذَلِكَ أَوْلِيَاءَكَ مِنْ عِبَادِكَ أَنِّي غَيْرُ عَائِدٍ إِلَى مَعْصِيَتِكَ فَلَمَّا قَصَدَنِي بِكَيْدِهِ الشَّيْطَانُ وَ مَالَ بِي إِلَيْهِ الْخِذْلَانُ وَ دَعَتْنِي نَفْسِي إِلَى الْعِصْيَانِ اسْتَتَرْتُ حَيَاءً مِنْ عِبَادِكَ جُرْأَةً مِنِّي عَلَيْكَ وَ أَنَا أَعْلَمُ أَنَّهُ لَا يَكُنُّنِي مِنْكَ سِتْرٌ وَ لَا بَابٌ وَ لَا يَحْجُبُ نَظَرَكَ إِلَيَّ حِجَابٌ فَخَالَفْتُكَ فِي الْمَعْصِيَةِ إِلَى مَا نَهَيْتَنِي عَنْهُ ثُمَّ كَشَفْتَ السِّتْرَ عَنِّي وَ سَاوَيْتُ أَوْلِيَاءَكَ كَأَنِّي لَمْ أَزَلْ لَكَ طَائِعاً وَ إِلَى أَمْرِكَ مُسَارِعاً وَ مِنْ وَعِيدِكَ فَازِعاً فَلُبِّسْتُ عَلَى عِبَادِكَ وَ لَا يَعْرِفُ بِسِيرَتِي غَيْرُكَ فَلَمْ تُسَمِّنِي بِغَيْرِ سِمَتِهِمْ بَلْ أَسْبَغْتَ عَلَيَّ مِثْلَ نِعَمِهِمْ ثُمَّ فَضَّلْتَنِي فِي ذَلِكَ عَلَيْهِمْ حَتَّى كَأَنِّي عِنْدَكَ فِي دَرَجَتِهِمْ وَ مَا ذَلِكَ إِلَّا بِحِلْمِكَ وَ فَضْلِ نِعْمَتِكَ فَلَكَ الْحَمْدُ مَوْلَايَ فَأَسْأَلُكَ يَا اللَّهُ كَمَا سَتَرْتَهُ عَلَيَّ فِي الدُّنْيَا أَنْ لَا تَفْضَحَنِي بِهِ فِي الْقِيَامَةِ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ.
بسم الله

خدایا
چه خوب بزرگی میکنی
هر انچه از زشتی که انجام میدهیم را میبینی
و باز هم میپوشانی و میدانی
بیشتر از سر لجاجت است و غرور

و چه کوچکیم ما
که میدانیم این همه از سر بزرگیست و کرم
و باز هم همانیم که هستیم
و حتی ذره ای از بزرگی تو شرم نمیکنیم

خدایا
تو این چنین بزرگی میکنی
و ما اینچنین ....

خدایا اما حالا

من از همه بدتر

از همه لجوج تر

امده ام درب خانه ای

که گنه مطرود است نه گنه کار


خدایا
هر چقدرهم کثیف باشم
نکند آب پاکی بر دستم بریزی؟

پشیمان و شکسته ام

راهم میدهی؟
چقدر زیاده خواهیم دربرابر آنکه وجودمان از اوست

و چقدر غافل از اینکه میتواند به لحظه ای مارا نیست و نابود کند

دارم از خدایی میگویم

که فلق را به وجود اورده

و از ان مهم تر تو را

و من را


خدایا
ما که این چنین غافلانیم
میشود کمی دلمان را گرد گیری کنی؟
شاید صفایی یافته دست از لجاجت بردارد
ای خدا تنها ترینم حتی سایه هم ندارم.
ای خدا غم های زیادی دارم اما غمخوار ندارم.
ای خدا امشب دلم گرفته ولی دلدار ندارم.
خدای خوبم میدونی الان دلم به چی خوشه؟
درسته هیچی ندارم ولی تورو دارم
خدایا در این دنیای هزار رنگ
کدامین جای دنیا ان مردی را جا داده
که رنگ تورا به همراه دارد؟

الهی!
درمانده ام از دست خویش
و به مدد فیض تو محتاجم
و میدانم که با تو باید گفت و از تو باید خواست
که دست لطف تو آنچه افزود نکاست

الهی !
دلتنگم از آنکه در مقدم نسیم های نوازشگر ملکوت بی شکوفه نشسته باشم و در بند بندگی تن در باغ آسمان را به روی خود بسته باشم


الهی!
هر که ام و هر چه ام، اگر غرقه خیالات و اوهامم، اگر فریب خورده ابلیس نفسم، اگر آن جان آسمانی را در محاصره هوای نفس فرسودم اما تو همانی که بودی


الهی!
هر که ام و هرچه ام اکنون رخساره بر خاک نیاز نهاده ام و چشم امید به درگاه تو گشاده ام


این من و حجم شب و دستان خالی و خدا
آسمانی تیره و اشک و سکوت و انزوا
ناله های جانگداز و گریه و امن یجیب
قبله و قلب و جوارج جملگی غرق دعا
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40
آدرس های مرجع