خدایا تو را غریب دیدم و غریبانه غریبت شدم
تو را بخشنده پنداشتم و گناهکار شدم
تو را وفادار دیدم و هرجا که رفتم بازگشتم
تو را گرم دیدم و در سردترین لحظه ها به سراغت آمدم
تو
مرا چه دیده ای که اینگونه وفادار مانده ای؟.......
الهی!
میخواهم مرواریدی باشم در آغوش صدف تو
[/b]
[b]مرا به اعماق اقیانوس ها ببر...
غریب
الهی!
میشود در قنداق نگاهت مرا به اغوش کشی؟
خدا کجا باید به دنبالت گشت؟
لا به لای گرد و غبار خاک جنوب؟
زیارت حرم نه زیارت خود سید الشهدا...
برا خیلی هامون نوشته بودن خراب کردیم پاک کردن
![[تصویر: 001%20(26).gif]](http://ghoghnooschat.com/smilies/001%20(26).gif)
الهی اکنون فهمیدم که زبانه میکشد آتش فراق تو حتی از عمق جان یک گنهکار
[/b]
الهی مرا تنگ می اید این نفس ...
مرا از این قفس برهان ...
الهی این دستانی که به سوی توست شب و روز نمیشناسد ...
الهی عطر سحرگاهان که به مشامم میخورد دیگر مرا طاقت فراق نیست ... این مسکین سر به هوا را بطلب...
میدانی ؛ روحم را که نشانه میگیری ، این گونه پر پر میشم....

اسمان خشک است ، دلخوشکنکی نمیبارند تا دستانم بلند شوند...
با باران چشمهایم دعا ها مستجاب نیست ... پبش تر ازمودم ... مستجاب نبود...
الهی از اسمانت مرا دیگر امید نیست

مرا به اعماق خاک هایت ببر...
گاهی با خود فکر میکنم که شاید انسان را افریدی تا به درد مفهومی بخشی ... اخر چــــــرا؟؟؟
اخر این چه خلقت است؟
این روح شوریده و این دل درویش اخر چه کردند که گاه گاهی، نه! بیشتر از گاه گاهی، مستحق جایگاه زخم زنی تو میشوند
روحم درد میکند روحم درد میکند
الهی نگاه های تو مرا درد اور است .. چشمهایت را برویم بند