الهی!
تو را میخوانم!
با اشکهایی که به ترنم آخرین نوای آسمانی مولایم حسین (علیه السلام) در روز عرفه، بر صورت شرمسارم روان شده است
الهی!
تو را میخوانم!
به پاکی و خلوص بندگی در صحرای عرفات
به تکاپوی حاجیان
آنگاه که جان مشتاق را برای لقای تو روانه آسمان زلال عرفه میکنند
خدای من!
دلم برای آشنایی و آشتی با تو، بیتابتر از همیشه است
و تنها داراییام در پیشگاه تو، دعایی است که به آن وعده اجابت دادهای!
چگونه تو را دریابم
و کدام باد موافق، این خس دورافتاده از آستانت را به کوی شناخت و دلدادگی به تو رهنمون میسازد؟
الهی!
تو نوری؛ آشکارتر از آنی که به مدد آثار خلقتت، شناخته شوی!
تو نوری؛ و روشنتر از آنی که در پناه سایه درآیی!
خدای من!
چه وقت از دیدهام نهان شدی تا برای اثبات بودن تو، دست به دامن برهان و استدلال ببرم؟
تو آنقدر ظاهری که رسیدن به تو از راه مشاهده آثارت، راه دراز پیمودن و به بیراهه رفتن است!
پس خدای من!
چنان به عشق خود مرا بنواز و یاریام کن تا دیدهام؛ به فراتر از نشانههایت دل مشغول دارد
و از درک نور تو که آفاق را روشن کرده، بازنماند!
بارالها!
چنان خود را به من بنما که بیواسطه و با شهود قلب، شیفته جمال نورانی تو شوم
.
.
.
خوشا بحال كسى كه پس از غروب عرفه كه از گناهان پاك شود، بار دیگر گناه نكند!
یا من قل له شکری فلم یحرمنی و عظمت خطیئتی فلم یفضحنی و رانی علی المعاصی و لم یشهرنی
ای که اندک ترا شکر کرده ام و ومحرومم نکردی و بزرگ شد خطایم و رسوایم نکردی و دیدی در گناهم و معرفی ام نکردی
فبای شیء استقبلک
با چه رویی برابرت آیم؟؟؟
یا مولای ابسمعی ام ببصری ام بلسانی ام بیدی ام برجلی الیس کلها نعمک عندی و بکلها عصیتک
ای مولایم! آیا با گوشم یا با چشمم یا زبانم و یا دستم یا پایم با آن همه نیست این ها نعمت تو نزد من؟ و به همه انها نا فرمانیت
دلم را بخوان و به دریا ببر
به شب مانده ای را به فردا ببر
عطش کشته ای را به باران ببخش
دل افسرده ای را به یاران ببخش
الهی به خورشید الهی به ماه الهی به آتش
الهی به اب ٬ به دلهای از آشنایی خراب
به لیلای مجنون رسوا شده
به شیرین فرهاد تنها شده
الهی به مستی الهی به می
الهی به ناله الهی به نی
الهی به فریاد هر سوخته
به مردان از شکوه لب دوخته
به رنجی که بر شانه ام کوه شد
به عشقی که انبوه اندوه شد
به آنکس که در خاک و خونم کشید
دلم را دلم را دلم را ندید
رها کن پرو بال پر بسته را
به دریا ببر این عطش خسته را
از این بند پستی رها کن مرا
الهـــی الهـــی صــدا کن مرا
خدایا !
ما فقط تو را می خواهیم ، بی هیچ کم و بیش .
بی هیچ کم .چون کمتر از تو هیچ نیست که اقناعمان کند .
بی هیچ بیش .چون ، بیش از تو چیست ؟ هیچ نیست.
تو ما را کفایتی !
که خود فرموده ای : ألیس الله بکاف عبده؟! سوره مباركه بقره آیه 186
سید مهدی شجاعی
خدايا!
گرفتاريم بزرگ شده و بدي عالم از حد گذشته
وكردارم خوارم ساخته و زنجيرهاى گناه مرا زمين گير نموده
و دورى آرزوهايم مرا زندانى ساخته
و دنيا با غرورش و نفسم با جنايتش و امروز و فردا كردنم در توبه مرا فريفته،
اى سرورم از تو درخواست ميكنم به عزّتت كه مانع نشود از اجابت دعايم به درگاهت، بدى عمل و زشتى كردارم
و مرا با آنچه از اسرار نهانم ميدانى رسوا مسازى
و در كيفر آنچه در خلوتهايم انجام دادم از زشتى كردار و بدى رفتار و تداوم تقصير و نادانى و بسيارى شهواتم و غفلتم
شتاب نكنى
دعاي كميل
ای آسان کننده مشکلات خلق،
ای کسی که رحمتش بر خشمش پیشی گرفته،
ای ترحم کننده بر دیده های گریان،
ای کسی که متحیران به او پناه می آورند....
ما را دریاب
"بسم الله الرحمن الرحیم"
یک سار شروع به خواندن کرد
مرد فریاد برآورد خدایا با من حرف بزن...
آذرخش در آسمان غرید؛ اما مرد اعتنایی نکرد...
مرد به اطراف خود نگاه کرد
و گفت: پس تو کجایی؟؟؟
بگذار تو را ببینم!!!
ستاره ای درخشید...
اما مرد ندید!!!
مرد فریاد کشید: "خدایا یک معجزه به من نشان بده"
کودکی متولد شد...، اما مرد باز توجهی نکرد!
مرد در نهایت یأس فریاد زد:
خدایا خودت را به من نشان بده و بگذار تو را ببینم ...
از تو خواهش می کنم...
پروانه ای روی دست مرد نشست...
و او پروانه را پراند و به راهش ادامه داد...
ما خدا را گم می کنیم؛،...
در حالی که او در کنار نفسهای ما جریان دارد...
خدا اغلب در شادیهای ما سهیم نیست...
تا به حال به او گفته ای که چقدر خوشبختی؟؟؟
که چه خوب که او هست؟
خدا همراه همیشگی سختی ها
و خستگی های ماست
زمانی که خسته و درمانده
به طرفش می رویم.
گاهی بی پاسخ گذاشتن
برخی از خواسته های ما نشانگر
لطف بی اندازه ی او به ماست.
خورشید را باور دارم حتی اگر نتابد
به عشق ایمان دارم، حتی اگر آن را حس نکنم
به خدا ایمان دارم، حتی اگر سکوت کرده باشد.
تا خدا هست
جایی برای ناامیدی نیست...
الهی ؛
أنا الّذی علی سیّده اجتری...
من کسی هستم که بر سرورش جسارت کرده...
(دعای ابوحمزه)
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
الهی ؛
أنا الّذی علی سیّده اجتری...
من کسی هستم که بر سرورش جسارت کرده...
(دعای ابوحمزه)
من هم همینطور
پس تو ببخشو خدائی کن
صلوات
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
یا الله