تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: دلایل خلافت شیخین ابوبکر عمر عثمان بعد از پیامبر ( ص )مباحثه
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21
بسم الله الرحمن الرحیم

(۲۶/بهمن/۹۲ ۳:۵۱)وحید110 نوشته است: [ -> ]پس انتصاب عمر میشود همینی که شما حکومت موروثی پادشاهی میخوانید . چگونه است که این ایه قران را جناب ابوبکر زیر پا میگذارد باز هیچ مسکلی نیست . شما اگر مشروعیت شورا را تایید کنید مشروعیت عمر را نباید قبول کنید

اگر سیدنا ابوبکر پسر یا داماد را انتخاب می کرد ایراد شما وارد بود.
ولی اولا: انتخاب سیدنا عمر یک انتخاب مشورتی با اصحاب خاصه و یک پیشنهاد از طرف سیدنا ابوبکر بود.
ثانیا: حتی اگر انتصاب هم بود سیدنا عمر فرزند ایشان نبود و هیچیک از فرزندان سیدنا عمر نیز بعد از ایشان به چنین منصبی نرسیدند.
معنی موروثی (ارثی) که قطعا میدانید چیست.
در گذشته پادشاهان پسران خود را به عنوان ولیعهد انتخاب می کردند و برخی که پسری نداشتند دامادشان زمامدار میشد.
یعنی همین کاری که شیعه عقیده دارد پیامبر اسلام انجام داده است!!
و جالب اینجاست که شیعه عقیده دارد از نوادگان رسول فقط آنهایی امام شدند که جد مادریشان حضرت زهرا بود نه زن دیگری!

یعنی یک سلطنت طولانی مدت از پیامبر تا امام 12
فی الواقع حتی یکی دیگر از نوادگان سیدنا علی نبود که شایستگی امامت داشته باشد بجز آنکه جد مادریش دختر پیامبر باشد!
شما چنین چیزی را منصوب از طرف خدا می دانید؟!!
نقل قول: اگر سیدنا ابوبکر پسر یا داماد را انتخاب می کرد ایراد شما وارد بود.

نفس انتخاب به قول خود شما خلاف ایه قران است . ضمن اینکه اگر خود پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) انتخاب کرد بود شاید شما درست میگفتید . پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فقط واسطه ابلاغ است و بیش از ۵۰ ایه دستور میدهد بی چون و چرا از پیامبر اطاعت کنید که از نظر گذشت .

نقل قول:ولی اولا: انتخاب سیدنا عمر یک انتخاب مشورتی با اصحاب خاصه و یک پیشنهاد از طرف سیدنا ابوبکر بود.

ثابت کنید .

اتفاقا ما ثابت میکنیم عموم مسلمانان با انتخاب ایشان مخالف بودند . در این لینک (کلیک کنید ) علمای اهل سنت تاکید دارند علارغم مخالفت ها ابوبکر عمر را انتخاب کرد

حالا چرا جناب ابوبکر این حق را دارد و پیامبر نه خدا میداند - ضمن اینکه حضرت علی (علیه السلام) به خاطر شایستگی هایشان امام شدند نه دامادی پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)
همین داماد یهم به خاطر لیلقت ایشان بود
نقل قول:یعنی یک سلطنت طولانی مدت از پیامبر تا امام 12
فی الواقع حتی یکی دیگر از نوادگان سیدنا علی نبود که شایستگی امامت داشته باشد بجز آنکه جد مادریش دختر پیامبر باشد!
شما چنین چیزی را منصوب از طرف خدا می دانید؟!!

کدام سلطنت؟!
البته ای کاش ما سلطلنی مثل امام علی (علیه السلام) داشتیم که بت عدالت و ... ان هم به اعتراف همه دنیا از مسلمان و غیر مسلمان

نقل قول: معنی موروثی (ارثی) که قطعا میدانید چیست.

به هر حال وقتی در مورد خلیفه اول شورایی نبود دومی هم بدون شورا دیگر لطفا استناد نکنید که ایه قران دستور داده .
چیزی هم که دستور دین نباشد اطاعت ندارد . یعنی حد نهایت ان میشود اینکه کسانی که همان موقع حضور داشتند مجبور به اطاعت بودند

با این سیستم تمام خلفا تا الان که حکومت دست ملک عبدالله است خلیفه هستند . چون شما اعتقاد دارید باید حکومت داشته باشد به هر طریقی حتی اگر ظالم و فاسق هم باشد

دینی در خدمت حکومت . همانچیزی که کلیسا ساخت به عنوان مسیحت و موجبات رنسانس را فراهم کرد ...

به هر حال دلایل دیگری اگر هست اراءّ بفرمایید تا بحث را تمام کنیم ...

یا حق
(۲۶/بهمن/۹۲ ۱۹:۲۴)وحید110 نوشته است: [ -> ]با این سیستم تمام خلفا تا الان که حکومت دست ملک عبدالله است خلیفه هستند . چون شما اعتقاد دارید باید حکومت داشته باشد به هر طریقی حتی اگر ظالم و فاسق هم باشد

دینی در خدمت حکومت . همانچیزی که کلیسا ساخت به عنوان مسیحت و موجبات رنسانس را فراهم کرد ...
بسم الله الرحمن الرحیم


طبق این استدلال شماپس چرا حضرت علی فرموده: هر جامعه‌ای ناچار به داشتن امیریست حتی ظالم؟

و اگر بگویید منظور حضرت علی این است که بودن یک رهبر بهتر از نبودنش می‌باشد، درجواب می‌گویم: بطور حتم شخص معصوم (به زعم شما) سخنی مخالف با مصداق کلی کلام خداوند نمی‌زند، چون خداوند فرموده که عهد من به ظالمین نمی‌رسد پس این سخن حضرت علی با عقاید و استدلالات شما در تضاد کامل است.
اینکه در قرآن آمده عهد من به ظالمین نمی‌رسد در حقیقت یک سرنخ به دست ما می‌دهد که انسان‌های عادل می‌توانند امام شوند و شرایط امام معنوی مردم را بیان کرده است و می‌بینید که نام کسی برده نشده و نگفته این امام، علی یا حسن یا نقی است و حتی نگفته است که این امام همان جانشین خاتم الانبیاء و فرزندان او هستند، بلکه تنها مصداق کلی راارائه داده و همین مسئله نشان می‌دهد که امر امامت، انحصاری و در دست چند نفر خاص نمی‌باشد.

(۲۶/بهمن/۹۲ ۱۹:۲۴)وحید110 نوشته است: [ -> ]حالا چرا جناب ابوبکر این حق را دارد و پیامبر نه خدا میداند - ضمن اینکه حضرت علی (علیه السلام) به خاطر شایستگی هایشان امام شدند نه دامادی پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)
همین داماد یهم به خاطر لیلقت ایشان بود


امام پرهیزکاران دارای خصوصیاتی می‌باشد که اتفاقاهمین خصوصیات نیز مخالف با عقاید شماست. امام، بیشتر از مستضعفین است و در سوره قصص آیه5 آمده که مستضعفین در زمین پیشوا می‌شوند :

«و خواستيم بر كسانى كه در آن سرزمين فرو دست‏شده بودند منت نهيم و آنان را پيشوايان (مردم) گردانيم و ايشان را وارث (زمين) كنيم». [القصص: 5]


خوب طبق این آیه حضرت علی بیشتر مستضعف بوده یا حضرت ابوبکر و عمر؟!!





همه می‌دانندکه حضرت علی از قبیله بنی هاشم بوده و قبیله بنی هاشم (و همینطور بنی امیه) ازقبایل مهم و قوی و مطرح بوده‌اند، بر خلاف قبایل ابوبکر و عمر، خوب این یک امتیازبه نفع حضرت ابوبکر و عمر (از لحاظ مستضعف بودن در سیاق قرآن)
و اما از لحاظ قدرت بدنی نیز حضرت علی شیر خدا و دارای شمشیر ذوالفقار و فاتح خیبر و پرچمدار جنگ‌هابوده و حضرت علی که به قول خودتان انگشتری بسیار گرانبها داشته که آن را به فقیری زکات داده است، پس چنین شخصی نه ازلحاظ مادی و نه از لحاظ بدنی و نه از لحاظ قبیله‌ای ضعیف به حساب نمی‌آید.


پس حضرت ابوبکر و حضرت عمر مستحق خلافت بوده‌اند.

(۲۶/بهمن/۹۲ ۱۹:۲۴)وحید110 نوشته است: [ -> ]ثابت کنید .

در کتب تاریخی این ماجرا روایت شده که البته شما روایات و احادیث جعلی را به تاریخ ترجیح میدهید.

نقل قول:طبق این استدلال شماپس چرا حضرت علی فرموده: هر جامعه‌ای ناچار به داشتن امیریست حتی ظالم؟

خوب ناچار به داشتن امیر است . ولی این جمله ظالم بودن را تایید نمیکند . این را میگوید که جامعه باید بالاخره امیری داشته باشد
محبت کنید این جملات را با منبع بیان بفرمایید تشکر

نقل قول:بلکه تنها مصداق کلی راارائه داده و همین مسئله نشان می‌دهد که امر امامت، انحصاری و در دست چند نفر خاص نمی‌باشد.

همانطور که قبلا گفتیم و شما توجه نفرمودید طبق ایات قران ۲ نوع امام وجود دارد
یهدون بامرنا که خداوند میفرماید اینها را من انتخاب میکنم


وَجَعَلْنَا مِنْهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا(۲ ایه در قران ) و دیگر ایات...

دوم امامان یهدون به اتش یا همین حکام ظالم که سخن مولا هم در همین راستاست


وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَدْعُونَ إِلَى النَّارِ‌ ۖ وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ لَا يُنصَرُ‌ونَ (قصص-41 )

اینها همان حاکمین ظالم و غیر الهی هستند . خداوند هم انها را به اتش خواهد افکند و در قران امثال فرعون و ... را مثال میزند . و انها را شدیدا اهل گمراهی و در اتش میخواند

قبلا هم اشاره کردم این احادیث و توجیهات همان حکام ظالم است تا به حکومت خود رنگ الهی داده و از مردم بار بکشند .

اما انها را منحصر در انتخاب خود میکند .

نقل قول:اینکه در قرآن آمده عهد من به ظالمین نمی‌رسد در حقیقت یک سرنخ به دست ما می‌دهد که انسان‌های عادل می‌توانند امام شوند

در این مورد هم بحث میکنیم که همین ظلم یعنی ظلم به نفس را هم شامل میشود . بزرگترین ظلم به نفس گناه است . یعنی این عهد به کسی میرسد که اهل گناه نباشد
البته مطالب زیادی در این خصوص هست که خواهم اورد

نقل قول:امام پرهیزکاران دارای خصوصیاتی می‌باشد که اتفاقاهمین خصوصیات نیز مخالف با عقاید شماست

اتفاقا این ایه و هم ایه استخلاف پیشبینی میکند که زمین را به مستضعفین و همان خلیفه برگزیده خواهد داد . با توجه به اینکه در زمان خلفا این اتفاق نیفتاده و وعده خدا راست است

این خلیفه ای که خدا قولش را داده همان مهدی موعود (عجل الله تعالی فرجه الشریف) است که البته اهل سنت هم قبول دارند کلیت مطلب را .

یعنی همین هم نشانه ای است که اینها (خلفا ) ان خلفای برگزیده نبودند

در مورد مستضعف بودن . امام علی (علیه السلام) با ان واقعه شهادت همسرشان . به زور و طناب برای بیعت بردن به قول خودشان ۲۵ سال خار در چشم و استخان در گلو ... مستضعف تر از ایشان ... ضمن اینکه گفتم این ایه سیاق ما را در این عصر دارد مه مستضعف هستیم و به وسیله قدرت های بزرگ از نظر عقیده و ... ضعیف نگه داشته شده ایم و العاقبه للمتقین

نقل قول: در کتب تاریخی این ماجرا روایت شده که البته شما روایات و احادیث جعلی را به تاریخ ترجیح میدهید.

نمیتوانید اثبات کنید اگر میشد میکردید . من هم تمام مدارک را اراءه دادم در همان لینک . هیچ کس هم نگفته انتخاب عمر مشورتی بوده

دیگه قضاوت با خوانندگان .
(۲۷/بهمن/۹۲ ۵:۱۲)وحید110 نوشته است: [ -> ]
خوب ناچار به داشتن امیر است . ولی این جمله ظالم بودن را تایید نمیکند . این را میگوید که جامعه باید بالاخره امیری داشته باشد
محبت کنید این جملات را با منبع بیان بفرمایید تشکر





بسم الله الرحمن الرحیم

این خطبه 40 نهج البلاغه است و اصل ترجمه آن این است:

در حالى كه مردم به زمامدارى نيك يا بد، نيازمندند، تا مؤمنان در سايه حكومت، به كار خود مشغول و كافران هم بهرمند شوند، و مردم در استقرار حكومت، زندگى كنند، به وسيله حكومت بيت المال جمع آورى مى‏ گردد و به كمك آن با دشمنان مى‏ توان مبارزه كرد.
جادّه‏ ها أمن و امان، و حقّ ضعيفان از نيرومندان گرفته مى‏ شود،نيكوكاران در رفاه و از دست بدكاران، در امان مى‏ باشند. [در روايت ديگرى آمده،چون سخن آنان را در باره حكميّت شنيد فرمود]منتظر حكم خدا در باره شما هستم. [و نيزفرمود:] امّا در حكومت پاكان، پرهيزكار به خوبى انجام وظيفه مى‏ كند ولى در حكومت بدكاران، ناپاك از آن بهرمند مى‏ شود تا مدّتش سر آيد و مرگ فرا رسد.
(۲۷/بهمن/۹۲ ۵:۱۲)وحید110 نوشته است: [ -> ]این خلیفه ای که خدا قولش را داده همان مهدی موعود (عجل الله تعالی فرجه الشریف) است که البته اهل سنت هم قبول دارند کلیت مطلب را .


آیا امام زمان شما مستضعف و ضعیف است؟ بطور حتم شما ایشان را نه از نظر مادی و نه از نظر معنوی مستضعف نمی‌دانید،


شما قائل به ولایت تکوینی امام زمان بر جهان و به خصوص ایران هستید، کسی که انواع کرامات یا معجزات و علم غیب و غیره.... را دارد و در جاهای مختلف به فریاد پیروانش می‌رسد و مانند آفتابی از پشت ابر به همه کمک می‌کند، به چنین کسی که نمی‌توان گفت: مستضعف!!!


و فراموش نکنید که امام معصوم از بدو تولد به سجده می‌رود و قرآن می‌خواند و غیره... و در واقع از همان ابتدا بطور ذاتی معصوم ودارای کرامات و قدرت بوده، نه اینکه با تلاش آن‌ها را به دست آورده باشد.)


[font=B Lotus]فیلسوف شیعی، علامه جعفری می‌گوید: هر فرد و اجتماعی که بدون فعالیت و صرف نیروهای عضلانی و فکری، انتظارنتیجه مفید داشته باشد، توقع ضد حقیقت در مغز خود می پروراند و می‌گوید: برای به ثمر رساندن شخصیت آدمی، هیچ راهی جز کوشش و تکاپو وجود ندارد و می‌گوید: بهترین وارزنده ترین حیات آن است که کار و کوشش در آن موجب به ثمر رسیدن شخصیت انسانی شود.

(۲۷/بهمن/۹۲ ۵:۱۲)وحید110 نوشته است: [ -> ]
نمیتوانید اثبات کنید اگر میشد میکردید . من هم تمام مدارک را اراءه دادم در همان لینک . هیچ کس هم نگفته انتخاب عمر مشورتی بوده






عزالدین ابن اثیرمورخ مشهور در کتاب «الکامل فی التاریخ» مطالب مختصر و مفیدی را در مورد پیشنهاد وخلافت حضرت عمر توسط حضرت ابوبکر چنین آورده است!

«من یکی ازخویشاوندان خود را برای خلافت پیشنهاد نکرده‌ام، من عمر را پیشنهاد نموده‌ام (اگراو را به خلافت انتخاب کردید) از او اطاعت کنید! سوگند به خداوند من در مورد تمام جوانب این نظر خود کوتاهی نکرده‌ام! »



تاريخ ايران تاليف پيرنيا مشيرالدوله در اين باره مي‌گويد: در ايامي كه ابوبكرمريض بود، به اشاره او عمر براي مردم نماز مي‌گذارد و چون مرگ خود را احساس كرد،عامه مردم را به بيعت با عمر به خلافت دعوت نمود. و مردم هم اكثراً به رأي او رفتند و پس از فوت ابوبكر به عمر بن‌الخطاب دست بيعت دادند.

در تاريخ خلفاء سيوطي و سیره ابن هشام و تاریخ طبری به تفصیل شرح مشورت سیدنا ابوبکر با چند تن اصحاب خاصه آمده که شرح آن را میتوان آورد.
نقل قول:
بسم الله الرحمن الرحیم

این خطبه 40 نهج البلاغه است و اصل ترجمه آن این است:

در حالى كه مردم به زمامدارى نيك يا بد، نيازمندند، تا مؤمنان در سايه حكومت، به كار خود مشغول و كافران هم بهرمند شوند، و مردم در استقرار حكومت، زندگى كنند، به وسيله حكومت بيت المال جمع آورى مى‏ گردد و به كمك آن با دشمنان مى‏ توان مبارزه كرد.
جادّه‏ ها أمن و امان، و حقّ ضعيفان از نيرومندان گرفته مى‏ شود،نيكوكاران در رفاه و از دست بدكاران، در امان مى‏ باشند. [در روايت ديگرى آمده،چون سخن آنان را در باره حكميّت شنيد فرمود]منتظر حكم خدا در باره شما هستم. [و نيزفرمود:] امّا در حكومت پاكان، پرهيزكار به خوبى انجام وظيفه مى‏ كند ولى در حكومت بدكاران، ناپاك از آن بهرمند مى‏ شود تا مدّتش سر آيد و مرگ فرا رسد.

بله ایشان لزوم حکومت را اشاره میکنند ولی در پایان هم میفرمایند که در این حالت ناپاکان سود مسبرند .
در کل این تاییدی بر حکومت ظالم نیست . یک امر خبریست نه تاییدی
ضمن اینکه اشاره به ۲۵ سال سکون خود هم میکنند و دلیل ان را این میدانند ...

نقل قول:آیا امام زمان شما مستضعف و ضعیف است؟ بطور حتم شما ایشان را نه از نظر مادی و نه از نظر معنوی مستضعف نمی‌دانید،

مستضعف ما هستیم خواهر من .
در ضمن



نقل قول:شما قائل به ولایت تکوینی امام زمان بر جهان و به خصوص ایران هستید، کسی که انواع کرامات یا معجزات و علم غیب و غیره.... را دارد و در جاهای مختلف به فریاد پیروانش می‌رسد و مانند آفتابی از پشت ابر به همه کمک می‌کند، به چنین کسی که نمی‌توان گفت: مستضعف!!!

شیوه زندگی ایشان مثل همه است و از قدرت و کرامات خود جاهایی خاص به اذن الله استفاده میکنند که بحث دارد . ولی از پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) که بالاتر نیستند
میتوانستند با اعجاز بدون جنگ فتح کنند . هم قلوب را هم لشکریان را و ...
این سنت الهی است وگر نه امام حسین (علیه السلام) و امامانی که در زندان بودند همین کار را میکردند .

خوب جناب پیرنیا که اصلا حرفشم نزنید ...
در موارد دیگه هم البته تاریخ را فاتحان مینویسند و در مواردی که بنده اراءه کردم در ان لینک خلاف این را نشان میدهد .

حتی باز هم اگر با چند نفر هم صحبت کرده باشد نمیشود شورایی که مشروعیت بدهد

داریم از بحث تاپیک منحرف میشویم ...

التماس دعا
بسم رب الحیدر
الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایت علی بن ابیطالب(علیه السلام)



(۲۶/بهمن/۹۲ ۱۹:۲۴)وحید110 نوشته است: [ -> ]به هر حال وقتی در مورد خلیفه اول شورایی نبود دومی هم بدون شورا دیگر لطفا استناد نکنید که ایه قران دستور داده .
چیزی هم که دستور دین نباشد اطاعت ندارد . یعنی حد نهایت ان میشود اینکه کسانی که همان موقع حضور داشتند مجبور به اطاعت بودند

بسم الله الرحمن الرحیم
شما آیه قرآن را که درباره مشورت است را مربوط به تعیین خلافت نمیدانید.
نظرتان راجع به سخنان زیر از سیدنا علی چیست؟
!آیا طبق این سخنان ایشان تعیین خلیفه را حق مردم میدانند یاخیر؟
حضرت علی پیش از آنکه با وی بیعت شود فرموده: «فامهلواتجتمع الناس ویتشاورون» یعنی: مهلت دهید تا مردم جمع شوند و با یکدیگر مشورت کنند (تاریخ طبری ج4ص433 )
و همچنین فرموده: «إنما الخیار للناس قبل أن یبایعوا» یعنی: پیش از بیعت کردن اختیار با مردم است (تا چه کسی را انتخاب کنند) (بحارالأنوارج8 ص272، چاپ تبریز و مستدرک نهج البلاغه ص88)
و فرموده: «أيها الناس، عن ملأٍوإذن، إن هذا أمركم ليس لأحد فيه حق إلا من أمرتم» یعنی: ای مردم انبوه و هوشیار این کار شما (زمامداری)حق هیچکس نیست مگر کسی که شما او را امارت دهید (تاریخ طبری ج4 ص 435 و بحارالأنوارج8 ص 367 )
پس طبق این سخنان حضرت علی خلافت الهی و من عندالله وجود نداشته است، چون در اینصورت مشورت کردن برای تعیین خلیفه وانتخاب توسط مردم بی معنا خواهد بود.
نقل قول: شما آیه قرآن را که درباره مشورت است را مربوط به تعیین خلافت نمیدانید.

روش بنده اینه که بحثی که گدشت با جوابهای ۲ طرف رو میزارم خواننده قضاوت کنه . این بحث هم انجام شده ولی قبلا هم دلایل اقامه شد .

نقل قول: (تاریخ طبری ج4ص433 )

اگر بنده توانستم فقط همین یک نکته را هم بالاخره جا بندازم در این بحث کفایت میکنه .
((از منابع مورد قبول طرف در بحث استفاده باید بشود ))

جعل روایات و ... که کاری نداره . همین ابوهریره امام علی دروغگو ترینش میخواند . عمر با شلاق او را میزند و همین عقیده را در باره او دارد اونوقت ببینید چقدر روایت ازش دارید ...

نقل قول: بحارالأنوارج8 ص 367
بار ها در مورد بحار الانوار توضیح داده ایم . نویسنده در مقدمه میگوید که من فقط هر چه بود را جمع کردم قضاوت در مورد روایت و صحت و ... با ایندگان


همانطور که قبلا گفتم این کلام در مقام احتجاج و از باب قاعده الزام میباشد هنگامی که عده ای برای بیعت بهانه می اوردند .
ایشان به مطالبی که خودشان قبول دارند استناد میکند

وقتی ما میگوییم امر خلافت الله هی با خداست و مردم اختیاری ندارند طبق ایات قران . به معنی نیست که مردم مجبور به پذیرش هستند . بنا بر قانون اختیار میتوانند قبول کنند یا نکنند

مثلا همان کفار مستامن یا اهل ذمه . اجباری نیست ... مثل قبول پیامبری حضرت محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) شما تا کافرید هیچ اما مسلمان شدید و بیعت کردید نمیتوانید خارج شوید و اگر خارج شدید مرتد هستید و جزای مرتد هم مشخص است

امام على بن ابى طالب(علیه السلام) در سخنانى، بهانه جويى و دغدغه‏هاى اين عده معدود را پاسخ داد و در فرازى از خطبه‏اش فرمود: «أيّها النّاس انّكم بايعتمونى على ما بويع عليه من كان قبلى، و انّما الخيار للنّاس قبل أن يبايعوا، فاذا بايعوا فلاخيار لهم، و انّ على الامام الاستقامة و على الرعية التّسليم و هذه بيعة عامة من رغب عنها رغب عن دين الاسلام و اتّبع غير سبيله أهله و...؛

يعنى اى مردم، شما همان طورى كه با افراد پيش از من بيعت كرديد، با من نيز بيعت نموديد. بدانيد تا هنگامى كه بيعت نكرديد، اختيار داريد كه با كسى بيعت كنيد و يا بيعت نكنيد (و در اين راه آزاديد) امّا همين كه بيعت كرديد، ديگر اختيار نقض آن را نداريد و در اين موقعيت، بر امام و پيشوا است كه به وظايفش عمل كرده و استقامت و پايدارى به خرج دهد و بر مردم است كه تسليم أوامر او باشند و اين بيعت، بيعت عمومى است و كسى كه از آن اعراض نمايد، از دين اسلام اعراض كرده است و به راه غير مسلمانان رفته است و...»

به هر حال طبق ایات قران هم خلیفه و هم امام را باید خداوند تعیین کند ...

موفق باشید
(۱/اسفند/۹۲ ۲:۵۵)عایشه نوشته است: [ -> ]بسم الله الرحمن الرحیم
شما آیه قرآن را که درباره مشورت است را مربوط به تعیین خلافت نمیدانید.
نظرتان راجع به سخنان زیر از سیدنا علی چیست؟
!آیا طبق این سخنان ایشان تعیین خلیفه را حق مردم میدانند یاخیر؟
حضرت علی پیش از آنکه با وی بیعت شود فرموده: «فامهلواتجتمع الناس ویتشاورون» یعنی: مهلت دهید تا مردم جمع شوند و با یکدیگر مشورت کنند (تاریخ طبری ج4ص433 )
و همچنین فرموده: «إنما الخیار للناس قبل أن یبایعوا» یعنی: پیش از بیعت کردن اختیار با مردم است (تا چه کسی را انتخاب کنند) (بحارالأنوارج8 ص272، چاپ تبریز و مستدرک نهج البلاغه ص88)
و فرموده: «أيها الناس، عن ملأٍوإذن، إن هذا أمركم ليس لأحد فيه حق إلا من أمرتم» یعنی: ای مردم انبوه و هوشیار این کار شما (زمامداری)حق هیچکس نیست مگر کسی که شما او را امارت دهید (تاریخ طبری ج4 ص 435 و بحارالأنوارج8 ص 367 )
پس طبق این سخنان حضرت علی خلافت الهی و من عندالله وجود نداشته است، چون در اینصورت مشورت کردن برای تعیین خلیفه وانتخاب توسط مردم بی معنا خواهد بود.

بسم الله الرحمن الرحیم

با عرض سلام خدمت شما خواهر(برادر) محترم و عزیز اهل سنت /

اول از همه از دوستان عذر میخوام که در وسط بحث می پرم ولی دیدم بد نیست چند نکته رو در پاسخ این پست خدمت همه ی دوستان و این خواهر(برادر) محترم عرض کنم.
و اما بعد ...

یک نکته ای که در اول عرض می کنم خدمت شما اینه که همانطوری که خیلی جاها شنیده ایم بسیاری از اهل سنت در بحث ها و دفاع از ماجرای سقیفه و شورای شش نفره آن را به دموکراسی و حکومت مردمی تعبیر می کنند و این در حالی هستش که عده ای نه چندان کم از علمای اهل سنت و همینطور علمای وهابی،حکومت دموکراسی را مساوی و برابر حکومت کفر تلقی کرده و حاکمی که دموکراسی را اصل قرار دهد کافر می دانند که بنده حتی ویدئوی مربوط به این موضوع رو هم دارم که گفته اند " الدموقراطی دین کفری" و عبارات مشابه.حال چگونه این تناقض را پاسخ می دهید؟

موضوع بعدی:

در زمینه ی روایتی هم که آوردید اولا بنده از نظر کیفیت سندی در مورد آن اطلاعی ندارم و بایستی ابتدا بررسی سندی بشود اما اگر فرض را بر صحت سندی بگذاریم هیچ مشکلی پیش نمی آید و دلیل اینکه شما فکر م کنید مشکلی پیش خواهد آمد،عدم درک صحیح شما از دیدگاه شیعه و اهل بیت نسبت به دو موضوع خلافت و امامت است.
اهل سنت دو موضوع امامت و خلافت را کاملا یکسان می دانند (ذره ای تمایز بین آن ها قائل نیستند) ولی شیعیان به دلیل پیروی از اهل بیت پیامبر و پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) دو موضوع خلافت و امامت را کاملا جدای از یکدیگر می دانند و بین آن ها تفکیک می کنند.در این روایات و مشابه آن همواره ائمه بر این تاکید دارند که در موضوع خلافت بایستی مقبولیت عمومی حاصل شود.
اگر بخواهم بهتر خدمت شما عرض کنم،این است که خلافت یکی از شئونات امامت است که نیاز به مقبولیت عمومی دارد و البته امام همواره تلاش می کند تا با روشنگری و توضیح مردم را آگاه کند ولی تا مقبولیت عمومی حاصل نشود،مردم طعم خلافت امام را نخواهند چشید و شما اگر به تاریخ نگاه کنید در بین خلفای راشدین و حضرت علی علیه السلام تنها کسی که با مقبولیت عمومی و خواست اکثریت مردم به خلافت انتخاب شد،حضرت علی بود و در انتخاب خلیفه ی اول ابوبکر (رض) و خلیفه ی دوم عمر بن الخطاب (رض) و خلیفه ی سوم عثمان بن عفان (رض) خواست اکثریت مردم لحاظ نشد که این موضوع از کتب اهل سنت با اسناد معتبر قابل اثبات است.

به علاوه با حضرت علی علیه السلام در روز غدیر بیعت شده بوده که در کتب شما با سند معتبر آمده است که حتی خلیفه ی اول و دوم هم بیعت کرده اند.

باز هم تاکید می کنم که خلافت و امامت دو موضوع مجزا هستند و خلافت یکی از شئونات امامت بوده و قابل غصب شدن است و نیاز به مقبولیت عمومی هم دارد اما امامت قابلیت غصب شدن را ندارد.


مساله ی دیگری هم که لازم می بینم ذکر کنم و خیلی دوست دارم پاسخ خواهر(برادر) محترم جناب عائشة رو بدونم اینه که در کتب اهل سنت یک حدیث صحیح السند مبنی بر خلافت بلافصل ابوبکر (رض) بعد از پیغمبر وجود نداره ولی تا دلتون بخواد در مورد حضرت علی علیه السلام و اهل بیت وجود داره.

مثلا آقای البانی که از علمای متشدد در زمینه ی حدیثی هستند و بسیاری از روایات در فضیلت اهل بیت رو بدون دلیل قانع کننده تضعیف می کنند در صحیح جامع الصغیر خودشون روایتی رو آورده اند و اون رو صحیح می دونند.من این روایت رو به هر اهل سنتی داده ام والله (قسم جلاله خورده ام) نتونسته پاسخی بده.در این حدیث از قول پیامبر نقل شده که :

«إِنِّی تَرَکْتُ فِیکُمُ الْخَلِیفَتَیْنِ کَامِلَتَیْنِ: کِتَابَ اللَّهِ، وَعِتْرَتِی، وَإِنَّهُمَا لَنْ یَتَفَرَّقَا حَتَّى یَرِدَا عَلَیَّ الْحَوْضَ»

من در میان شما دو جانشین می‌گذارم که کامل هستند، کتاب خدا و عترت من، آن دو از همدیگر جدا نمی‌شوند تا در کنار حوض کوثر بر من وارد شوند.


صحیح جامع الصغیر وزیادته، ج1، ص482، ح2457 المکتب الإسلامی


آقای البانی رو به عنوان بخاری دوران ازش یاد می کنن و همونطور هم که گفتم در بحث روایات و تصحیح روایات مربوط به اهل بیت خیلی متشدد هست و این روایت رو صحیح دونسته.حالا چرا شما کسانی رو که خود پیامبر گفته اند خلیفه ی پس از من هستند تبعیت نمی کنید؟؟؟

البته ابن روایت در منابع متعدد دیگری هم اومده ...
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21
آدرس های مرجع