بسم الله الرحمن الرحیم
آیات زیادی در تمجید از صحابه پیامبر از مهاجر وانصار (که خلفای راشدین هم جزء آنها هستند) نازل شده و همچنین به صورت اختصاصی آیاتی در وصف سیدنا ابوبکر به شرح ذیل در قرآن وجود دارد که تعدادی از آنها را می آورم:
1.(وَسَيُجَنَّبُهَاٱلۡأَتۡقَى ٱلَّذِي يُؤۡتِي مَالَهُۥ يَتَزَكَّىٰ ١٨) (اللیل: 17) يعني: «وبزودى با تقواترين مردم از آن دور داشته مىشود. همان كس كه مال خود را (در راه خدا) مىبخشد تا پاك شود».
اين آيه در شان سیدنا ابوبکر نازل شده است، زماني كه ايشان تمام مال خود را در راه خداصرف كرده و پشت سر هم هفت نفر برده را كه به علت اسلامشان مورد آزار و اذيت كفار قرار گرفته بودند خريد و آزاد كرد، خداوند در اين آيه ایشان را ((اتقی)) يعني بزرگترين متقي معرفي كرده و در آيهای ديگر آورده است (إِنَّ أَكۡرَمَكُمۡ عِندَ ٱللَّهِ أَتۡقَىٰكُم)
يعني: «گرامىترين شما نزد خداوند با تقواترين شماست». ازتطبيق دو آيه اين طور بر ميآيد كه سیدنا ابوبکر از تمام صحابه افضلتر است.
2. (إِلَّا تَنصُرُوهُ فَقَدۡنَصَرَهُ ٱللَّهُ إِذۡ أَخۡرَجَهُ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ ثَانِيَ ٱثۡنَيۡنِ إِذۡهُمَا فِي ٱلۡغَارِ إِذۡ يَقُولُ لِصَٰحِبِهِۦ لَا تَحۡزَنۡ إِنَّ ٱللَّهَ مَعَنَا) (التوبة:40). يعني: «اگر او (پيامبر) را يارى نكنيد، در حقيقت خداوندهنگامى به او يارى كرد كه كافران در حالى كه يكى از دو تن بود [از مكه] بيرونش كردند، هنگامى كه در غار بودند، آن گاه كه به يار خود مىگفت: نگران مباش. بى گمان خداوند با ماست».
خداوندمتعال سیدنا ابوبکر را در اين آيه ستوده است، چون او هنگام هجرت در غار ثور همراه رسول خدا بوده است و آيا بزرگواري و شرافتي والاتر و برتر از بزرگي و مقام كسي كه در آنروزهاي سخت جزو دو نفري كه يكي از آنها پيامبر بوده است و خداوند آنها را ستوده وجود دارد؟
3.(لَّقَدۡ رَضِيَ ٱللَّهُ عَنِ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ إِذۡ يُبَايِعُونَكَ تَحۡتَ ٱلشَّجَرَةِ) (الفتح:18) يعني: «خداوند از مؤمنان- هنگامى كه در زير آن درخت باتو بيعت كردند- راضى و خشنود شد».
اين آيه در مورد صلح حديبيه نازل شده كه خداوند رضايت خود را از كساني كه با پيامبر بيعت كردند اعلان نموده (كه يكي از آنها سیدنا ابوبكر هستند). بديهي است كه علم الهي محدود به زمان و مكان نيست، او عالم به ما كان و ما يكون است و با توجه به علم خويش اگر از كسي اعلان رضايت كند رضايت او ابدي خواهد بود، بنابراين، خداوند تعالى إلی الأبد از سیدنا ابوبكر راضي و خشنود است.
4- (وَلَا يَأۡتَلِ أُوْلُواْٱلۡفَضۡلِ مِنكُمۡ وَٱلسَّعَةِ أَن يُؤۡتُوٓاْ أُوْلِي ٱلۡقُرۡبَىٰ) (النور: 22)
يعني«كساني كه از شما داراي وسعت و فضل هستند از دادن به نزديكان و خويشاوندان انكارسرباز نزند». اين آيه هم در باره سیدنا ابوبکر نازل شده است. زماني كه به حضرت عايشه تهمت زده شد و نوزده آيه از قرآن به تبرئه او نازل گشت. سیدنا ابوبکر ازانفاق به مسطح كه شريك تهمت و از اقرباي ایشان بود دست كشيد، حال آنكه پيش از اين واقعه با وي حسن سلوك داشت و بعد از نزول آيه ایشان انفاق را دوباره شروع كرد.
5- (يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَءَامَنُواْ مَن يَرۡتَدَّ مِنكُمۡ عَن دِينِهِۦ فَسَوۡفَ يَأۡتِي ٱللَّهُ بِقَوۡمٖ يُحِبُّهُمۡ وَيُحِبُّونَهُۥٓ أَذِلَّةٍ عَلَى ٱلۡمُؤۡمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَى ٱلۡكَٰفِرِينَ) (المائدة: 54) يعني: «اى مومنان، هر كه از شما برگردد از دين خود پس خواهد آورد خدا گروهى را كه دوست ميدارد ايشان را و ايشان دوست ميدارند او را متواضعاند براىمومنان درشت طبعاند بر كافران».
اين آيه دلالت بر ايمان سیدنا ابوبكر و قيام عليه مرتدين بعد از پيامبر دارد. كساني كه ادعاي پيامبري كردند و مانعين زكات كه سیدنا ابوبكر بر عليه آنها قيام كرد و آنهارا نابود كرد.
وگفته خداوند كه فرمود: ( فَسَوۡفَ يَأۡتِي ٱللَّهُ...) «پس خواهد آورد خدا...»در مقابلشان ميآورد، پس خداوند بلافاصله قومي را عليه آنها حركت ميدهد كه نشانه آنها اين است كه خداوند آنها را دوست دارد و آنها خداوند را دوست دارند. بر مومنان فروتن و در مقابل كفار سر سخت هستند و مصداق اين گفته خداوندهمانا سیدنا ابوبكر بوده است.
6- (أَتَقۡتُلُونَ رَجُلًاأَن يَقُولَ رَبِّيَ ٱللَّهُ) (غافر:28). «آيا مىخواهيد مردى را بكشيد بخاطر اينكه مىگويد: پروردگار من «اللَّه» است».
اگرچه اين آيه در مورد مردي از بني اسرائيل است اما اين آيه در مورد سیدنا ابوبكرصادق ميآيد. زماني كه مشركين پيامبر را ميزدند و سیدنا ابوبكر آمدند و گفتند: (أَتَقۡتُلُونَ رَجُلًاأَن يَقُولَ رَبِّيَ ٱللَّهُ) مشركين با شنيدن اين آيه به جان سیدنا ابوبكر افتادند و او را زدند تا بيهوش شد.
7-(الأنفال:٧٢). «همانا کسانی که ایمان آورده و مهاجرت کرده و با اموال و جانیهایشان در راه خدا جهادنمودند و همچنین آنانکه جای دادند و نصرت کردند اینان گروهی دوستان گروه دیگرند».
آنانکه ایمان آورده و مهاجرت کرده و با مال و جانشان درراه خدا مجاهده کردند چه کسانیاند جز مهاجرین حبشه و مدینه و آنانکه اصحاب رسول ومهاجرین به مدینه را جای دادند و دین خدا را یاری کردند، جز اهل مدینه چه کسانی بودند؟! یعنی همان پایهگذاران بیعت سقیفه که خلفای راشدین جزء آنانند.
8- (الأنفال: ٧٤). «و آنانکه ایمان آورده و مهاجرت کردند و در راه خدا جهاد نمودند و کسانی که جای دادند و نصرت کردند اینان حقیقتا مؤمنیاند که برای ایشان آمرزش و روزی بزرگوارانه است».
خداوند میفرماید مهاجرین و انصار (که خلفای راشدین جزءآنانند) حقا مؤمناند و مورد آمرزش !
9- (التوبه: ١١٧). «خداوند پذیرفت توبهی پیغمبر ومهاجرین و انصاری را که پیامبر را متابعت کردند و در ساعت دشواری (در جنگ تبوک،مجاهدین از حیث قلّت آب و نداشتن مرکب سواری چنان در سختی و شدت بودند که شتران راکشته و به آب معدهی آنها اکتفا میکردند و یک خرما را چند نفر میمکیدند و بریک شتر چند نفر به نوبت سوار میشدند) پس از آنکه نزدیک بود دلهای فریقی(بعضی) از آنان منحرف و منقلب شود آنگاه خدا ایشان را آمرزید زیرا خدا به ایشان بسیار رئوف و مهربان است».
در این آیه، خداوند مهاجر و انصار را در ردیف پیغمبر خود آورده و مشمول رحمت خویش میشمارد تا معلوم شود که مقام مهاجر و انصار تا چه اندازهای است!
10.(آل عمران: ١١٠). «شمابهترین امتی هستید که در میان مردم ظاهر شدهاید امر به خوبیها کرده و از بدیهانهی میکنید و به خداوند ایمان دارید».
طوسی گفته است که این آیه را مفسرین به اختلاف تفسیر کردهاند،گروهی گفتهاند اینان کسانی هستند که با رسول خدا هجرت کردند (مهاجرین به مدینه) وابن عباس و سایر اصحاب و پارهای از مفسرین گفتهاند: عموم اصحاب رسول خدایند.
به هر حال اینان به قول خدای جهان بهترین امت هستند.
****************
يك بار سیدنا ابوبكر به معبد يهوديان رفت؛ عدهاي ازآنان پيرامون شخصي به نام فنحاص كه از علماي يهود بود، جمع شده بودند؛ سیدنا ابوبكربه فنحاص گفت: «واي بر تو از خدابترس و مسلمان شو؛ به خدا سوگند كه تو خوب ميداني كه محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرستادهي خدا است و به حق و راستي ازجانب او به سوي شما آمده و ويژگيها و نشانههايش در انجيل و تورات بيان شده است.»
فنحاص به سیدنا ابوبكر گفت: «اي ابوبكر! به خدا كه ما آنگونه كه محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) ميگويد،به خدا نيازي نداريم و خدا است كه محتاج ما ميباشد؛ ما از او بينيازيم و او به ما نيازمند؛ ما به او تضرع و زاري نميكنيم و اوست كه به ما زاري ميكند و از ماقرض ميخواهد. مگر نه اين است كه دوستت محمد(ص)درسخناني كه از خدايش نقل ميكند، از مردم براي خدا قرض نيكو ميطلبد؟ و غير از ايناست كه خدايش، از ربا نهي ميكند و خودش به ما در قبال آن قرض يا صدقات، ربا ميدهد(و ميگويد: صدقات را فزوني ميبخشد)؟ اگر خدا، غني و بي نياز بود كه به ماآنگونه كه محمد(ص)ميگويد در قبال قرض دادن، وعدهي ربا وفزوني اموال نمي داد.»
سیدنا ابوبكربه قدري ناراحت شد كه به شدت بر صورت فنحاص زد. فنحاص براي شكايت به نزد رسولخداص رفت و گفت: «اي محمد! بنگر كه دوستت ابوبكر با من چه كرده است.»
رسولخداص از سیدنا ابوبكر پرسيدند: «چه چيز تو را به اين كار واداشت؟» سیدنا ابوبكر عرض كرد:«اي رسولخدا!
دشمن خدا، سخن سنگين و بزرگي گفت كه مرا تاب نيامد وبه خاطر خدا او را زدم؛ او گمان ميكندكه خداوند متعال، فقير است و اينها، بينيازند.»
فنحاص اين ماجرا را منكر شد و گفت كه من چنين نگفتهام. 11. خداوند متعال، در رد فنحاص و تأييد سیدنا ابوبكر اين آيات را فرو فرستاد: (آلعمران:181)
(برخي از يهوديان گفتند: خداي محمد فقير است واز ما درخواست قرض ميكند؛) بيگمان خداوند، سخن كساني را شنيد كه گفتند: خدا فقيراست و ما بينيازيم! آنچه را كه گفتند و اينكه (گذشتگانشان)، پيامبران را به ناحق كشتند، خواهيم نوشت و (همهي اينها ثبت و ضبط ميشود تا بدانگاه كه) به ايشان خواهيم گفت: بچشيد عذاب آتش سوزان را.»
12. خداوندمتعال، دربارهي سیدنا ابوبكر و خشمي كه در راه خدا گرفت، آيه فرو فرستادكه: (آلعمران:186):«حتماً شما از لحاظ جان و مال خود مورد آزمايش قرار ميگيريد و از سوي كساني كه پيش از شما كتاب داده شدهاند و همچنين از سوي مشركان، سخنان آزاردهندهاي ميشنويد؛و اگر بردباري و تقوا پيشه كنيد، (كار شايستهاي كردهايد كه) اينها، امور مهمي است كه بايد براي دستيابي و بكارگيري آنها كوشيد». یعنی مقام سیدنا ابوبکر چنان بود که خطاب به ایشان نصایحی از خداوند بلندمرتبه نازل می گشت.
****************
جابربن عبدالله رضي الله عنهما ميگويد:
رسولخداص درروز جمعه مشغول خطابه و سخنراني بودند كه كاروان حامل مواد غذايي به مدينه آمد.اصحاب براي تأمين نيازهايشان به سوي كاروان شتافتند و كسي جز دوازده نفر با رسولخداص نماند. (سیدنا ابوبكر وسیدنا عمر رضي الله عنهما جزو آن دوازده نفر بودند.)
13. خداوند متعال، اين آيه را فروفرستاد: (برخي از يارانت، در يكي از جمعهها كه مشغول سخنراني بودي،) هنگامي كه تجارت يا لهوي ديدند، از اطرافت پراكنده شدند و تو را ايستاده رها كردند؛ بگو: آنچه، پيش خدااست، بهتر از سرگرمي و تجارت است و خداوند، بهترين روزيرسان ميباشد.» (جمعه /11)
عايشه رضي الله عنها ميگويد: همراه رسولخداص در يكي ازسفرها رفته بوديم كه گردنبندم در بيابان گم شد؛ رسولخداص ويارانش براي پيدا كردن گردنبند به جستجو پرداختند؛ آنجا آب نبود و همراه خود نيزآب نداشتيم. مردم به ابوبكر گلايه كردند كه ميبيني عايشه چه كرد و ما را در چه مشقتي انداخت؟
رسولخداص سر بر پايم نهاده و خوابيده بودند كه ابوبكر آمد و به من گفت: «تو رسولخداص و مردم را گرفتار كردي؛ با خود آب نداريم و اينجا هم آب نيست.»
عايشه ميافزايد: او مرا سرزنش ميكرد و به پهلويم ميزد كه در اثرش تكان ميخوردم؛ اما در عين حال سعي مينمود كه پايم تكان نخوردتا مبادا مزاحم استراحت آن حضرتص شود. به هر حال به همين منوال گذشت و خداوند، آيهي تيمم را فرو فرستاد:
(نساء:43)يعني: «…با خاك پاك تيمم كنيد.»
اسيدبن حضير پس از نزول اين آيه گفت: «اي خانوادهي ابوبكر! اين، نخستين بار نيست كه شما مايهي خير و بركت ميشويد.» عايشه ميگويد: «هنگامي كه حركت كرديم، گردنبند را زير همان شتري ديديم كه من، بر آن سوار بودم.»
البته از اینگونه آیات باز هم میتوان مثال زد که مایلم شان نزول این آیات را از دیدگاه شیعیان بدانم.
(چون به احتمال قریب به یقین شان نزولهای ذکر شده را رد می نمایند)