نقل قول: البته همین چیز هایی هم که الان در کتب شما هست رو نمیشه خیلی هاش رو قرار داد که اگر قرار بدیم بعضی ها نمیدونم چه طور خواهند توانست سرشون رو بلند کنن!
فکر نمیکنم مطالب کتب ما بدتر از کتب شما باشد که حتي به الاغ رسول الله صلي الله عليه وسلم كه اسمش عفير بوده نيز دروغ بستهاید!!!!!!
آنجا كه كليني روايتي طولاني را ميآورد و در پايان ميگويد:
«إن حمار رسول الله - صلى الله عليه وسلم - عفير كلم رسول الله فقال: بأبي أنت وأمي، إن أبي حدثني عن أبيه عن جده عن أبيه أنه كان مع نوح في السفينة، فقام إليه نوح فمسح على كفله، ثم قال: يخرج من صلب هذا الحمار حمار يركبه سيد النبيين وخاتمهم... فالحمد لله الذي جعلني ذلك الحمار»
[الاغ رسول الله صلي الله عليه وسلم عفير با رسول خدا سخن ميگفت: يك بار گفت: پدر و مادرم فدايت شوند، پدرم از پدر بزرگش و آنهم از پدرش كه همراه نوح در سفينه بود نقل ميكند كه نوح به طرفش برخاسته و بر پشتش دست كشيده آنگاه ميگويد: از پشت اين الاغ، الاغي به وجود ميآيد كه سيد و خاتم پيامبران بر او سوار ميشود....لذا خداوند را سپاس ميگويم كه مرا آن الاغ قرار داد.] الكافي ج1/184
نقل قول: لازم به ذکر است که تعداد زیادی از علمای دیگر هم هستند که به جهت اختصار و کوتاه شدن به ذکر همین مقدار اکتفا می کنیم.
شما شیعیان قرآن و سخنان ائمه تان را به اندازه کافی تفسیر و تاویل نموده اید.
لازم به تفسیر سخنان اهل سنت نیست!
آن امامتی که در سخنان اینان می بینید به معنای عام امام یعنی خلیفه است نه امام معصوم!
و اطاعت از آنان به لحاظ اینکه در قرآن گفته شده از اولی الامر (خلفا و فرماندهان) اطاعت کنید واجب است.
نقل قول: (البته متن ها کاملا عربی هستش و چاپ ایران هم نیست تا بهونه نیارید که چاپ جمهوری اسلامیه!!!!
بسم الله الرحمن الرحیم
هرچاپی از نهج البلاغه در هر جای جهان مدنظر بنده نیست!
چاپی که من به آن استناد کرده ام که فلان را عمر دانسته با شماره دقیق صفحه و سال چاپ و حتی نام صحافی آن است و به هیچ شکل نمیتوانید آن را مطرود اعلام کنید. نه اصل کتاب را و نه شارح آن را که از علمای بزرگ شیعه می باشد.
البته ابن میثم بحرانی نیز در کتابش چنین عقیده ای داشته که میتوانم بعدا شماره دقیق صفحه را بدهم.
نکته دیگر کلمه "فلان" در این خطبه است که در بسیاری از کتب معتبر شیعه خلفای اول تا سوم با کلمه "فلان" یاد شده اند.
[b]
1. خطبهی شقشقیه در نهج البلاغه (البته این خطبه را جعلی میدانیم)[/font]
«لقد تقصمها فلان وإنه ليعلم أن محلي منها، محل القطب من الرحی ينحدر عني السيل ولا يرقی إلى الطير»: فلان پیراهن خلافت پوشید[/b] در حالی که میداند جایگاه من از خلافت همچون جایگاه قطب (مرکز) آسیاب است، زیرا سیل علم و حکمت از دامن کوه وجودم سرازیر است و پرندهی وهم به قلهی دانش من نمیرسد»!!
می بینید که از خلفا با لفظ فلان یاد شده است..
2. در آیه 25 سوره محمد که می فرماید: «كساني كه بعد از روشن شدن (راه حقيقت و) هدايت، به كفر و ضلال پيشين خود برميگردند....» در اصول کافی نوشته شده: (البته به ادعای خودشان!) از ابی عبدالله روایت کرده اند که گفته: درباره فلان، فلان فلان (سه خلیفه قبل از علی) نازل شده که با ترك ولایت امیرالمؤمنین علی مرتد گشتند.
اصول کافی 1/420، تفسیر القمی 2/308، ، البرهان 4/186، الصافی 5/ 28، بحارالانوار 23/375.
می بینیم از خلفا با لفظ فلان یاد شده است!
3.درباره آیه نود سوره آل عمران در کتب اصول کافی 1/420، تفسیر القمی 1/159، تفیسیر العیاشی 1/276، البرهان 1/421، الصافی 1/511، بحارالانوار 23/375، مرآة الانوار. ص289 نوشته شده :
در مورد فلان و فلان و فلان (ابوبکر و عمر و عثمان) نازل شده[/b] یعنی آنها در بدایت ایمان آوردند، سپس هنگام عرضه ولایت علی کافر شدند، سپس بسبب بیعت با علی مجددا صاحب ایمان شدند، و پس از وفات رسول خداص دیگر ایمانی برایشان باقی نماند.
( نکته قابل توجه این که عالمان شیعه !!! دو آیه را با هم جمع کرده اند بطوری که بصورت یک آیه جلوه کند!! ولی ما در هر دو قسمت آیه را بصورت جدا نوشتیم تا تحریف ظاهری صورت نگیرد)
4. در بسیاری از نصوص شیعه به آن دو بزرگوار با لقب (فلان و فلان) اشاره شده، همانطورکه از ابی جعفر نقل میکنند که در مورد آیه ی زیر که میفرماید:
[البقرة: ١٦٨و 208 و ١٤٢ الأنعام] یعنی: «و از گامهاى شيطان پيروى مكنيد.»
گفت: گامهای شیطان یعنی ولایت فلان و فلان (ابوبکر و عمر)
تفسیر عیاشی، 1/102، و البرهان، 1/208، و تفسیر الصافی، 1/242.
[font=B Lotus]5. و روایتی را از کلینی او هم از ابن ثویر و سراج روایت کرده که گفتهاند: از اباعبدالله شنیدیم که بعد از هر نماز واجبی چهار نفر از مردان و چهار نفر از زنان را نفرین میکرد، فلان و فلان و فلان (یعنی سه خلیفه ی راشد) و نامشان را میگفت و معاویه، و فلانه و فلانه (عائشه و حفصه) و هند و امحکم خواهر معاویه.
فروع الکافی، 1/95، طوسی/التهذیب، 1/227، وسائل الشيعة،[/b] 4/1037.
پس فلان خطاب قرار دادن خلفا بر همه ثابت بوده است و حتی در ساخت حدیثهای جعلی و در تفسیرهای عجیبشان نیز از آن استفاده می کرده اند!!
(حالا شما از این پس این تفاسیر ذوقی!! را بعنوان دلیل برای بنده نیاورید. چون بجز نفرت از خلفا دلیل دیگری برای این تفاسیر عجیب وجود ندارد)