نقل قول:یعنی آیه قرآن که خداوند امر می کنند به شورا و مشورت با این جملات شما کاملا مردود میشود! زیرا در هر در حالت (اکثریت یا اقلیت) شورا از نظر شما فاقد ارزش است!!!
قبلا هم گفتم که جایی برای مشورت در تعیین هادی برای امر خدا نیت .
وَجَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنا وَأَوْحَيْنا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْراتِ وَإِقامَ الصَّلاةِ وَإيتاءَ الزَّكاةِ وَكانُوا لَنا عابِدينَ.
(انبياء/ 73)
ا
ما در شورا همیشه حق با اکثریت نیست این یک اصل عقلیست .
همانطور که مشورت یک اصل عقلیست .
شما در تاریخ ندیده اید اکثریت تصمیم اشتباه بگیرد؟
یک مثال روشن :
شما (دور از جان) مریض هستید با هزار نفر مشورت میکنید که چه دارویی بخورید . همه میگن استامینوفن مثلا
حالا میرید با یک دکتر خبره مشورت میکنید .
حرف ۱۰۰۰ نفر رو قبول میکنید یا حرف دکتر ؟؟!!
مشورت باید باشد حکم عقل و شرع است چون انسان همه چیز نمیداند . ولی به صرف اینکه نظر اکثریت چیزی است دلیل بر درستی ان نمیشود برای همین در ایات بسیاری که نشان دادیم خداوند اطاعت از رسول را واجب میداند و میفرماید هر کس اطاعت نکرد اهل اتش است . چون چیزی که ایشان میفرماید یوحی الیه است و بر هر اکثریتی ترجیه دارد
بنابرین باید از امر رسول اطاعت کرد . ولی اطاعت از شورا در ایه هیچ عقوبتی ندارد . و اصلا نمیرساند مورد استفاده شورا در مورد تعیین خلیفه خدا باید باشد .
نقل قول:مطمئن شدم که به تک تک جملاتی که در اصول کافی از ائمه تان آمده که معتقد بودند قرآن تحریف شده اعتقاد دارید!
خوب در اطمینانتان تجدید نظر کنید . قران هندسه عجیبی دارد و تمام حقایق را در خود نهفته
اگر کسی خوب بیندیشد و منصف باشد راه نجات را از قران میابد . این بزرگترین اعجاز قران است .
نقل قول:"به جانم سوگند اگر شرط انتخاب رهبر حضورتمامی مردم باشد هرگز راهی برای تحقق آن وجودنخواهد داشت. بلکه آگاهان دارای صلاحیت و رای و اهل حل و عقد (خبرگان ملت) رهبر را انتخاب می کنند.که عمل آنها نسبت به سایر مسلمانان نافذ است. آنگاه نه حاضران بیعت کننده حق تجدید نظر دارند و نه آنان که در انتخابات حضور نداشتند حق انتخابی دیگررا خواهند داشت
گرامی شما به این اگر توجه فرمودید؟
ایشان این خطبه را زمانی ایراد میفرمایند که معاویه زیر بار خلافت ایشان نرفت . در این خطبه و خطبه دیگر که احتمالا بعدا استفاده میکنید . با ایشان از قاءده الزام سخن میگوید
در ان نامه میفرماید همانطور که خلفای قبلی انتخاب شدند و تو انها را قبول کردی من را هم به همان طریق انتخاب کردند و تو باید قبول کنی
در اینجا معاویه گفته بود چون همه مردم با تو بیعت نکرده اند . پس خلافتت را قبول ندارم که امام میفرماید هرگز راهی برای تحقق ان نیست که همه بیعت کنند (عقلا هم درست است )
بلکه ایشان در همین جا هم اهل حل و عقد را بر اکثریت ترجیه میدهند . یعنی بر خلاف نظر شما نظر متخصص بر تعداد افراد ترجیه دارد .
خوب اینجا این مطلب به ذهن میرسد که پس شاید بیعت ابوبکر هم با اقلیت چند نفری که با او در سقیفه بیعت کردند برقرار شود که نظر بسیاری از علمای اهل سنت همین است
اگر ما به موافقان و مخالفان نظر بیفکنیم . میبینیم خود مهاجرین و انصار یا به قول شما اهل حل و عقد با هم اختلاف داشتند . و نهایتا کار به زور و اعمال فشار میرسد . بنابرین اگر اهل حل و عقد نظر تثبیتیشان نافذ است نظر سلبیشان نیز باید نافذ باشد
که هنوز فرصت نشده به انها اشاره کنیم . البته قصد داشتیم اشاره کنیم فرصت نمیشود .
این که چرا ایشان بر علیه خلفا شمشیر نکشید به طور خلاصه (مدارکش طولانیست در جایی قرار میدهم ) به دستور پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)برای حفظ اسلام بود
و با توجه به اوضاع ممکن بود براحتی ایشان را میکشتند . که باز مدارک این هم موجود و قابل اراءه هست خواستید قرار میدهیم (حمله به خانه ایشان برای بیعت گرفتن)
در مورد عصمت اقای مهدی سینا جواب شما را برای بنده فرستاده ولی ترجیه میدهم یا در تاپیک دیگری باشد یا در تاپیک امامت . ولی اگر صلاح میدانید تا همین جا قرار دهم
یک مثال برای انتخاب اکثریت به اشتباه :
انتخاب بنی صدر با حدود 90٪ ارا که بعدا مشخص شد اشتباه بوده . بعدا هم امام خمینی (رحمة الله علیه) گفتند من با انتخاب ایشان موافق نبودم
ولی بنا به مصلحت زیر بار اکثریت رفتند
یک مثال برای اینکه مولا(علیه السلام) اگر شمشیر میکشید ممکن بود کردهاند؟![/quote]
از قضا دستی هم در معجزه دارید . انصافا از کجای این خطبه این نتایج بیرون امد ؟
در مورد اینکه نظر امام علی در مورد خلفا چه بود :
... قَالَ فَلَمَّا تُوُفِّيَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قَالَ أَبُو بَكْرٍ أَنَا وَلِيُّ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ فَجِئْتُمَا تَطْلُبُ مِيرَاثَكَ مِنْ ابْنِ أَخِيكَ وَيَطْلُبُ هَذَا مِيرَاثَ امْرَأَتِهِ مِنْ أَبِيهَا فَقَالَ أَبُو بَكْرٍ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ مَا نُورَثُ مَا تَرَكْنَاهُ صَدَقَةٌ فَرَأَيْتُمَاهُ كَاذِبًا آثِمًا غَادِرًا خَائِنًا وَاللَّهُ يَعْلَمُ إِنَّهُ لَصَادِقٌ بَارٌّ رَاشِدٌ تَابِعٌ لِلْحَقِّ ثُمَّ تُوُفِّيَ أَبُو بَكْرٍ وَأَنَا وَلِيُّ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ وَوَلِيُّ أَبِي بَكْرٍ فَرَأَيْتُمَانِي كَاذِبًا آثِمًا غَادِرًا خَائِنًا ...
(امام علی (علیه السلام) و عباس عموی پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) با جمعی از صحابه نزد عمر بودند) ... عمر گفت : هنگامی که رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) وفات کرد ، ابوبکر گفت من ولی (جانشین) پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) هستم . شما دو نفر (امام علی (علیه السلام) و عباس) آمدید و تو ای عباس میراث برادر زاده ات را طلب کردی و علی (علیه السلام) میراث همسرش را خواست . ابوبکر گفت : پیامبر گفته است : ما چیزی به ارث نمی گزاریم و آنچه می ماند صدقه است (!) . و نظر شما دو نفر (امام علی (علیه السلام) و عباس) درباره ی ابوبکر این بود که او کاذب (دروغگو) ، آثم (گناهکار) ، غادر (حیله گر و نیرنگ باز) و خائن (خیانت کار) است و حال آن كه خدا مي داند كه ابوبكر راستگو ، دين دار و پيرو حق بود . سپس ابوبکر وفات کرد و من ولی (جانشین) پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و ابوبکر شدم و نظر شما درباره من نیز این بود که کاذب (دروغگو) ، آثم (گناهکار) ، غادر (حیله گر و نیرنگ باز) و خائن (خیانت کار) ام ...
صحيح مسلم ، كتاب الجهاد والسير ، باب حكم الفيء ، ج 3 ، ص 1378 و 1379 ، ح 3302 ، چاپ دار إحیاء کتب العربیة
در مورد اینکه باید امامت فاسق و فاجر را شرعی دانست این اعتقاد وهابیت است که میگویند (جبر گرایی مطلق که حکام جور برای توجیه خلافت خود رواج دادند ) چون امام حسین (علیه السلام) بر خلیفه شورید کافر است
حال نکته اول :
تکلیف جناب عایشه و طلحه و زبیر (عشره مبشره) که بر خلیفه خود شوریدند چه میشود .
نکته دوم :
قران این نوع افراد را امام هدايتگر به سوى آتش میداند :
وَجَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً يَدْعُونَ إِلَى النَّارِ وَيَوْمَ الْقِيامَةِ لا يُنْصَرُونَ.
(قصص/41)
و با این استدلال باید ابراهیم (علیه السلام) از نمرود و موسی (علیه السلام) از فرعون اطاعت میکرد و چون بر حاکم فاسق شوریدند گناه کارند!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
وَعَدَ اللَّهُ الَّذینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ
خداوند وعده کرده این افراد با ایمان و صالح را برگزیند . اگر کسی فاسق و فاجر شد همان کسانی هستند که همه و خود را به اتش می افکنند
مجددا تاکید میکنم مدارکش را هم در تاپیک اثبات امامت از قران ارءه کردم که امامت و خلافت اللهی تخت حکومت لازم ندارد .
. هر کس بر تخت نشت خلیفه خدا و امام یعدون به امرنا نیست .
نکته سوم اینکه شاید میخواهند بگویند که با این که امام علی (علیه السلام) خلفا را فاسق و فاجر میدانست دست به شمشیر نبرد . که این هم توضیح دادیم برای جلوگیری از نابودی مسلمانان بود وگر نه مثل امام حسین (علیه السلام) برای اصلاح امت جدش خود را فدا میکرد
ولی ایشان ماند و با مشورت دادن و هدایت فکری مسلمانان مانع از حدف فزیکی و فکری اسلام شد
جسارتا اگر برای نهج البلاغه شماره صفحه میدهید باید بفرمایید کدام نگارش یا چاپ ...
یا حق