تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: خنده حلال 4 (لطفاً قوانین را در ارسال اول بخوانید!)
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
سر پخ کردن توی شوخی های مردا نوشته بودین یاد ی خاطره ای افتادم

یه چند ماه پیش یکی از اقوام ما ازدواج کرده بود . یه شب میره پشت در توی تاریکی چادرش رو میکشه سرش تا اقا داماد میاد همچین پخی میده که این بنده خدا پس میفته .

خلاصه چند باری اینطوری حال داماد رو میگیره

یه شب داماد میاد خونه میبینه به به یه نفر پشت در وایساده با چادر روی سرش . اینم میره از پست سر همچین فریادی میزنه که ...

بعله چشتون روز بد نبینه سوژه مادر زن بی خبر از همه جا بوده . پس میفته و حالش بد میشه . داماد هم کم رو . کلا اب شده بود رفته بود زیر زمین !!
(۱/اسفند/۹۲ ۱۹:۳۳)درست پسند نوشته است: [ -> ]مطمئن نیستم، ولی اینکه در ثانیه‌ی 26 می‌بینیم که خودش کمک میکنه درسته؟
دوستانی که میدونن لطفاً ابهام‌زدایی بفرمایند.


آقای درست پسند!
نمازای من هم تقریباً همین طوره..
وقتی بچه ممکنه بیفته، مامان یا بابا، کمکش میکنن که مبادا بیفته خدای نکرده اتفاقی براش بیفته...
تازه مامانا که چادر دارن، نماز باهاشون بیشتر برای بچه ها حال میده...
با باباها هم که کولی میگیرن دیگه...
بَدِه ؟ با همه اعداد یه خاطره ای داشته باشیم !!!؟؟؟

بهتر از اینه که بعضیا هربار واژه " آسیا " رو میشنون با حسرت در افق محو میشن و تا سال های سال تو لیگ برتر از رتبه پنجم بالاتر نمیان !!!!

جدیدا بازی های استقلال رو که میبینم یاد اون قسمت کارتون فوتبالیست ها میفتم که یکی از بازیکناشون مصدوم شد , ذخیره هم نداشتن , بعد از بین تماشاچیا چند نفر میپریدن وسط زمین میگفتن ما رو ببرید تو تیمتون !!!!!Big Grin

این تیم خسته ست, باهاش چیکار دارید آخه !!؟؟؟

این بحث استقلال - پیروزی رو تمومش کنید وگرنه مجبور میشم یه مساله دیگه ریاضی بذارما ! گفته باشم !!!!!Dodgy

( تهدید جدید ما برای عوض کردن جو تالار به نفع خودمون !!!Bi Dandoon )
(۱/اسفند/۹۲ ۲۰:۴۳)آلاله نوشته است: [ -> ]

این بحث استقلال - پیروزی رو تمومش کنید وگرنه مجبور میشم یه مساله دیگه ریاضی بذارما ! گفته باشم !!!!!Dodgy
اوه اوه
به جان امواتم من دیگه کل کل نمیکنم فقط مسئله ریاضی نزارین من کهیر میزنمConfused
دو روز نبودیما
نبینم کسی اینجا سوال ریاضی میذاره فقط انگلیسی.... [تصویر: wassat.gif]

Dad : Son, what do you want for your birthday?
Son : Not
much dad, just a radio with a sports car around it
.
یه بنده خدایی داشت به دوستش شنا یاد میداد

گفت حالا پاهای عقبتو تکون بده !
Big GrinBig GrinBig Grin



مورد داشتیم طرف تو برف عکس نداشته؛

تو گوگل سرچ کرده:

عکس تو برف از دوووور!!!



Big GrinBig GrinBig GrinBig GrinBig GrinBig GrinBig Grin
خدایی قبول دارین!؟
[تصویر: Farsv-Com-38.jpg]
[تصویر: 1370520784315713.jpg]
(۲۳/بهمن/۹۲ ۲:۵۱)وحید110 نوشته است: [ -> ]واسه اینکه جوهرش که میره پایین جاش هوا بیاد وگر نه نمینویسه Smile
مررررررررررررررررررررسی واقعا من خیلی دوست داشتم بدونم
(۱/اسفند/۹۲ ۲۰:۲۱)moze84 نوشته است: [ -> ]وقتی بچه ممکنه بیفته، مامان یا بابا، کمکش میکنن که مبادا بیفته خدای نکرده اتفاقی براش بیفته...
پس دقت نفرمودین.
بچه‌هه در حال افتادن نیست - و اصلاً اگر بیافته هم چیزیش نمیشه، همونطور که در ثانیه‌ی 37 می‌افته - و چند بار پاش رو تکون میده تا باباهه کمکش کنه که بره بالای سرش. یعنی با اون کار به باباش میگه میخوام برم بالای سر.

پس این کار باباهه یعنی اینکه وسط نماز، به خواست بچه، عملی خارج از نماز انجام بده.
آدرس های مرجع